پایان نامه درباره ناصر خسرو

دانلود پایان نامه ارشد

گفتمان غيربه شدت به حاشيه رانده مي شود.بنابراين آزادي مورد تاکيد دراين درس بنابرنظريه برلين آزادي مثبت ازنوع دروني واخلاقي است.درکنارآن آزادي منفي به شدت به حاشيه رانده مي شود.

تحليل متن 3
کتاب ادبيات فارسي (2) درس چهاردهم :تربيت انساني و سنت ملي ما
توصيف:
کلمات واجدکدام ارزش هاي تجربي،رابطه اي وبياني هستند؟
الف.ارزش هاي تجربي:
در نگاه اول به متن وجود واژگاني چون( آدميت، اخلاق، تعليمات ديني و اخلاقي، رابطه ي انسان با خدا، صفات مذموم، عدالت خواهي، مسئوليت اجتماعي، اصول دين اسلام، تاريخ صدر اسلام، مساوات، برادري، عدالت خواهي، انحطاط اخلاقي، ديني و اجتماعي، دين مبين اسلام و برابري) جلب توجه کرده وآنرا متعلق به گفتماني خاص (اسلام سياسي )مي کند.همچنين استفاده افراطي از واژگان مشابه اي چون:
-آدميت، رادمردي، آزادگي، دليري، ترجيح دادن مرگ بر ننگ، شرافتمندي، مناعت، مروت
-برابري، مساوات، برادري، عدالت خواهي
-وظيفه، مسئوليت، وظيفه شناسي، مسئوليت اجتماعي
-اسلام، تاريخ صدر اسلام، دين مبين اسلام، اصول دين اسلام،
نشان از تعلق خاطر نويسنده به اين کلمات است.
درتضاد معنايي نويسنده واژگاني را به گفتمان خود و متضاد آن واژه ها را به غير خود نسبت مي دهدکه نشان دهنده مبارزه گفتماني درمتن است.علاوه براين اين دالها باآزادي مفصل بندي مي شوندوآزادي معنايش راازطريق همنشيني بادال هاي مذکوربدست مي آورد.
جدول 4-1-4:تضادمعنايي دردرس:تربيت انساني وسنت ملي ما
گفتمان خود
گفتمان غير
برابري
اختلافات عظيم طبقاتي
آدميت و اخلاق
انحطاط اجتماعي و ديني و اخلاقي
مناعت
تجمل پرستي
رادمردي
فساد
عدالت
نبودن عدالت اجتماعي
آزادي،آزادگان
ستم کشيدن وتحمل کردن
اطاعت نکردن از زور وطغيان
چاپلوسي وتملق
شرافتمندي
خدعه ودروغ وتزوير وريا
اعتماد به نفس
وحشت از رفتن به راه راست
دليري
وحشت از صراحت زبان
ترجيح مرگ بر ننگ
ننگ ورسوايي

عبارتبندي افراطي:به اين عبارت توجه کنيد”اگر ايراني خدمتي به جهان کرده باشد، بيش از همه چيز در روشن کردن اصول آدميت و اخلاق است. درباره ي رابطه ي انسان با خدا و انسان با انسان، در تعليمات ديني و اخلاقي بزرگان ما لطيفه اي نيست که فروگذار شده باشد. مثنوي مولوي در عمق و در لطافت فکر ديني نه تنها از کتب مقدس فرنگيان کمتر نيست، بلکه از همه ي آن ها با ذهن انسان قرن بيستم سازگار تر است .تعليمات اخلاقي و انساني پيشوايان فرهنگي ما از قبيل فردوسي، غزالي، و خواجه عبد الله انصاري و ناصر خسرو و سنايي و عطار و مولوي و سعدي و حافظ مي تواند براي روشن کردن هدف هاي تربيتي ما بزرگترين منبع الهام باشد. در کمتر ادبياتي محبت و خدمت به همنوع و از خود گذشتگي تا اين حد ستوده شده است که در ادبيات ما”.
نويسنده با چنين عبارتبندي هاي افراطي به برجسته سازي گفتمان خود مي پردازد.
روابط معنايي که متن را منحصر به فرد مي گرداند:
(اگر بخواهيم به اصول آدميت و اخلاق در روزگار کنوني برسيم تا راهنماي تربيتي ما باشد لزومي ندارد که به فرهنگ غرب متوسل شويم بلکه پيشوايان فرهنگي خودمان چون فردوسي، غزالي و… مي توانند بزرگترين منبع الهام ما باشد … علاوه بر اين دين مبين اسلام نيز آزادي، مساوات و عدالت و برابري را براي ما هديه آورده است).
(همچنين بايد سعي کنيم صفات مذمومي چون خدعه و دروغ و تزوير و ريا که به جا مانده از فرهنگ مغول است را از خود دور کنيم و به ياد داشته باشيم آنچه موجب سقوط امپراتوري عظيم ساساني شده، انحطاط اجتماعي، ديني و اخلاقي در نتيجه ي رواج تجمل پرستي فساد و بي عدالتي بوده است).
ب.ارزش هاي رابطه اي :
در متن اين درس نويسنده سعي کرده با ياد کردن از مولوي، سعدي، حافظ و… که در حافظه جمعي جامعه ما از جايگاه ويژه اي برخورداراند ، زمينه مشترکي با خوانندگان ايجاد کند تا حس هم دلي آن ها را براي پذيرش اصول و عقايد گفتمان خود برانگيزاند.
يکي از خصوصيات واژگاني که با ارزش رابطه اي سر و کار دارند رسمي بودن است يعني به طور يکدست انتخاب هاي رسمي تري در عوض گزينه هاي موجود کمتر رسمي استفاده مي شود. به طور مثال (متوسل شويم به جاي بهره جوييم، خدمتي به جهان کرده باشد به جاي کاري انجام داده باشد، بزرگترين منبع الهام به جاي بزرگ ترين راهنما، رجحان مي دهد به جاي ترجيح مي دهد، صراحت بر زبان آوردن به جاي رک حرف زدن) نويسنده اينگونه خواسته نشان دهد ملاحظه خوانندگانش را مي کند و تمايلي ندارد نظراتش را بر ديگران تحميل کند و مي خواهد حس همدلي آن ها را براي پذيرش اصول ايدئولوژيک خود برنگيزاند.
حسن تعبير:به اين عبارت دقت کنيد:”با آن که بيش از 700 سال از حمله مغول مي گذرد، چنين مي نمايد که هنوز صفات اخلاقي قومي که مغول بر او حکومت مي کرد، در آداب و اخلاق برخي از افراد ديده مي شود. ستم کشيدن و تحمل کردن، چاپلوسي و تملق گفتن، خدعه و دروغ و تزوير … اگر بخواهيم جامعه ي بهتري بسازيم، بايد مثل آبله و مالاريا با آن ها مبارزه کنيم”.در اين جا نويسنده از حسن تعبير استفاده مي کند و رواج صفات مذموم در جامعه را به جاي آن که درست ريشه يابي کند آن را به جاي مانده از فرهنگ مغول مي داند و از باز کردن اين موضوع که در جامعه چه شرايطي وجود دارد که باعث رواج آن ها مي شود يا اين صفات مذموم چه کاربردي دارد، عمدا خودداري مي کند.
پ. ارزش هاي بياني :
در اين متن گفتمان خود همان خود اصيل ايراني-اسلامي است و در مقابل آن سه غيروجود دارد. اين سه غير گفتمان غرب، گفتمان مغول(گفتمان مهاجم) و گفتمان ساساني(گفتمان استبدادي) است. نويسنده به بيان ارزش هاي خود از طريق طرح هاي طبقه بندي مي پردازد که تا حدودي نظام هاي ارزش يابي هستند به بياني ديگر ضمن برجسته کردن گفتمان خود گفتمان هاي غيررا به حاشيه مي راند. نويسنده در مقابل گفتمان غيراول (غرب) ادعا مي کند اصول انساني و اخلاقي مربوط به دوران کنوني بيش از آن که مربوط به فرهنگ و کتب مقدس فرنگي باشد مربوط به گفتمان خود اصيل است و در عين حال اصول اخلاقي و انساني حاکم در گفتمان خود را با ذهن انسان قرن بيستم سازگار تر مي داند در ادامه صفاتي چون آزادي، آزادگي، اطاعت نکردن از زور گويان، همکاري و زيستن با ديگران در صلح و صفا، شرافتمندي، دليري و اعتماد به نفس رابه گفتمان خود نسبت مي دهد و در عوض صفاتي چون ستم کشيدن، تحمل کردن، چاپلوسي و تملق گفتن ، خدعه، دروغ، تزوير و ريا را به گفتمان مغول نسبت مي دهد. همچنين صفاتي چون انحطاط اجتماعي، ديني و اخلاقي، فساد، اختلافات عظيم اجتماعي، نبودن عدالت، رواج تجمل پرستي را به گفتمان ساساني نسبت مي دهد و صفاتي چون آدميت، اخلاق، رادمردي، برابري، عدالت، آزادي را به گفتمان خود نسبت مي دهد.
نويسنده با نسبت دادن اين گونه ارزش ها به گفتمان خود و صفات متضاد آن ها به گفتمان هاي غيرخود هدف اغنايي دارد يعني مي خواهد خواننده را قانع کند با کنار گذاشتن سه گفتمان غير، گفتمان خود را برگزيند.
استعاره
نويسنده رواج صفات مذموم اخلاقي چون دروغ، تزوير و… را به جا مانده از گفتمان مغول و استعاره اي از بيماري آبله و مالاريا مي داند .نکته جالب توجه اينجا است که از اين استعاره عليه گفتمان حاکم بر متن مي توان استفاده کرد زيرا از لحاظ علمي ثابت شده است ،اين بيماري جايي شيوع پيدا مي کند که شرايط و زمينه مهيا باشد.
دستور:
ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزش هاي تجربي ،رابطه اي وبياني هستند؟
الف.ارزش هاي تجربي:
اکثرجملات متن درس يا بسيار کلي و انتزاعي هستند يا کنشگر غير جاندار دارند. نويسنده با چنين نگارشي مي خواهد اولا از دادن توضيح و روشن کردن موضوع خودداري کند و به طور سر بسته از مسائل و موضوعات بحث عبور کند و از طرف ديگر خواننده را به گفتمان خود ترغيب کند.
“براي روشن کردن اصول آدميت و اخلاقي که در اين روزگار بايد راهنماي کوشش تربيتي ما باشند، لزومي ندارد به کمک خارجيان متوسل شويم”. در اين جمله مشخص نمي کند که خارجيان چه کساني هستند و يا اصول و ارزش هاي آن ها کدام است اما در عوض در جملات بعدي به خوبي در باره ي اصول و ارزش هاي خود به تفصيل سخن مي راند.
در جمله :”با آنکه بيش از 700 سال از حمله مغول مي گذرد هنوز صفات اخلاقي قومي که مغول بر او حکومت مي کرد در آداب و اخلاق برخي افراد ديده مي شود”. در اينجا نيز کنشگر مبهم است. برخي چه کساني هستند؟ و حدودا چه مقداري از جامعه را شامل مي شوند؟ و يا مربوط به کدام قشر از جامعه هستند؟
ب. ارزش هاي رابطه اي :
جملات چه به صورت امري و چه به صورت خبري و يا پرسشي مي توانند از موضع اقتدار باشند .در اين متن، نويسنده در جاهاي مختلف از ارزش هاي رابطه اي استفاده کرده است .به بياني ديگر او از جايگاه اقتدار به عنوان ارائه دهنده اطلاعات خود را در مقابل گيرنده اطلاعات رام و مطيع مي پندارد :”اگر ايراني خدمتي به جهان کرده باشد، بيش از همه چيز در روشن کردن اصول آدميت و اخلاق است. در باره ي رابطه ي انسان با خدا انسان با انسان، در تعليمات ديني و اخلاقي بزرگان ما لطيفه اي نيست که فروگذار شده باشد. مثنوي مولوي در عمق در لطافت فکر ديني نه تنها از کتب مقدس فرنگيان کمتر نيست ، بلکه از همه آن ها با ذهن انسان قرن بيستم سازگارتر است”. نويسنده در جاهاي مختلف متن به طور انبوه از وجهيت رابطه اي استفاده کرده است. نکته قابل توجه اين است که زماني به توضيح ويژگي گفتمان خود مي پردازد به هيچ عنوان از افعال کمکي احتمال داشتن، ممکن بودن و يا محدود کردن با قيد زمان و مکان استفاده نمي کند در عوض در جا هاي مختلف از فعل کمکي بايستن و غيره استفاده کرده است.”…اگر بخواهيم جامعه ي بهتري بسازيم، بايد مثل آبله و مالاريا باآن ها مبارزه کنيم”.”از اهداف اساسي تربيت بايد آن باشد که درافراد حس احترام به حقوق خود و ديگران،را برانگيزد…”.نکته حائز اهميت اين است که عکس اين حالت را براي گفتمان غرب به کار مي برد:”براي روشن کردن اصول آدميت و اخلاق که در روزگار ما بايد راهنماي کوشش تربيتي ما باشد، لزومي ندارد به کمک خارجيان متوسل شويم”.
استفاده از ضمير “ما”:نويسنده بارها از ضمير ما استفاده مي کند و از طرف خوانندگان سخن مي گويد به بياني ديگر براي خود اقتدار ضمني قائل است که از طرف خوانندگان حرف بزند.”در آموختن تاريخ ساسانيان به کودکان خود، بايد تاکيد کنيم آنچه موجب سقوط امپراتوري ايران شد انحطاط اجتماعي و ديني و اخلاقي دستگاه حکومت ايران در آن زمان بود”.
پ. ارزش هاي بياني :
زماني که نويسنده در متن درباره اصول و ارزش هايي که در گفتمان خود صحبت مي کند تمام افعال بکار رفته حال ساده يا حال غير وجهي يا حال کامل هستند:(نشويم، شده است، ديده مي شود، در نظر بگيريد، يافته است، مي دهد، مي گويد، کرده است، مي کنند، مي گذرد، مي نمايد، مي توانيم، مي توان يافت و…) همه اين افعال نشان از اوج وجهيت بياني است که تعهد مطلق توليد کننده متن به صدق گزاره را نشان مي دهد عموميت استفاده از صورت ها وجهي مطلق نشان دهنده وجود ديدگاهي شفاف نسبت به جهان است. نقطه انتهايي مقابل زمان حال ساده منفي خواهد بود که تعهد نويسنده را نسبت به صدق گزاره منفي شده مي رساند :”براي روشن کردن اصول آدميت و اخلاق که در روزگار ما بايد راهنماي کوشش تربيتي ما باشد، لزومي ندارد به کمک خارجيان متوسل شويم”.اين عبارت نشان از عدم اطمينان نويسنده به گفتمان غرب است.
تفسيروتبيين : فرکلاف در مرحله تفسير به دنبال بيان اين مطلب است که مفسرين چگونه بافت موقعيتي را تفسير مي کنند وچگونه اين تفسير نوع گفتمان را مشخص مي کند(فرکلاف،1379 ،222 )ودرصدد پاسخ گويي به چهار سوال اصلي است که عبارتند از:ماجرا چيست؟ماجراي اصلي در رخداد ارتباطي مذکور آموزش اصول آدميت به دانش آموزان است که يکي از اين مفاهيم و ارزش ها آزادي است .چه کساني درگير ماجرا هستند؟در اين ماجرا گفتمان اصالت و اسلام سياسي (گفتمان خوديت يا

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، ارزش بازار، کارت امتیازی متوازن Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، سرمایه در گردش، ارزش افزوده