پایان نامه درباره ناخودآگاه، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

ي داستاني را مرکز توجه قرار دادند، و خواننده در تنگناي سازماندهي حوادث از هم گسيخته داستان گرفتار شد. در اين دوره داستان نويسان از سويي با ميراث مکتب ها و نهضت هاي ادبي باقي مانده از قرن نوزدهم روبه رو بودند، و از سويي تحت تأثير جريان نيرومندي بودند که با عنوان “مدرنيسم” هر حرکت فکري و فرهنگي را تحت الشعاع قرار مي داد”(بيات،1390 :5و6).
براي آن که به چشم انداز روشني از فضايي که داستان نويسي جريان سيال ذهن در آن شکل گرفته است دست يابيم، مي بايست با نهضت “مدرنيسم” و شاخه هاي مختلف آن آشنا شويم. همچنين جنبه هاي اجتماعي، روان شناختي و ادبي اي را که به آثار ذهني توجه داشته اند زمينه يابي کنيم.
2-6 جريان ها و مکاتب مهم ادبي مرتبط و مؤثر بر جريان سيال ذهن
در اين قسمت تعدادي از سبک ها و مکتب هاي داستان نويسي که به نوعي با جريان سيال ذهن مرتبط بوده اند، به طور خلاصه بررسي مي گردد تا با چگونگي شکل گيري اين جريان آشنا شويم.
2-6-1 رمانتيسم10
“کلمه رمانتيک نخستين بار در قرن هفدهم به کار رفت، در آغاز صفتي بود که منسوب بودن به نوع ادبي رمان و رمانس را مي رساند و به معناي چون رمان به کار مي رفت”(جعفري، 1378: 11).
“اين اصطلاح در اواخر قرن هجدهم از سوي فردريش فون شلگل در آلمان و مادام دوستال در فرانسه براي مکتب جديدي که در ادبيات ظهور کرده بود پذيرفته شد”(ميرصادقي،1377 :12).
رمانتيک ها مي کوشند افزون بر زيبايي ها، زشتي ها و بدي ها را هم نشان دهند. به بيان ديگر، اثر رمانتيک اثري است که از ترکيب غم و شادي، عظمت و نکبت، و بزرگي و پستي تشکيل شود.
2-6-1-1.”ويژگي هاي برجسته ي اين مکتب به طور خلاصه بدين قرارند:
2-6-1-1-الف. توجه به احساسات و هيجانات فرد و نيازهاي او براي بيان آزادتر و شخصي تر، پيش از تفکر و تعقل و درک منطقي.
2-6-1-1-ب. توجه به طبيعت بشر و بشر طبيعي و سعي در يکي دانستن خود با طبيعت و پرداختن به قهرمانان ساده دل و روستايي و کودکان.
2-6-1-1-پ. توجه به تخيل و دورشدن از واقعيت و رو کردن به اميد و آرزو و معجزه و عوالم دور از واقع که حاصل خيال پردازي ذهن است.
2-6-1-1-ت. آزردگي از محيط و زمان موجود و گريز از اجتماع به مکان ها و زمان هاي تاريخي و جغرافيايي تخيلي و گاه به دنياي ماليخوليايي و عوالم حزن انگيز مرگ.
2-6-1-1-ث. طغيان عليه قواعد ادبي مرسوم”(ميرصادقي،1377 :114).
2-6-1-2. “افزون بر اين ها رمانتي سيسم اصولي دارد که مهم ترين آن ها عبارتند از:
(آزادي : بدين معني که هنرمند هر بخش از زندگي را که خواست مي تواند آزادانه به تصوير بکشد.
(شخصيت : در حقيقت هنرمند مي تواند “منِ” وجودي خود را در هنر مستقر سازد.
(هيجان و احساسات : رمانتي سيسم مکتب دل است و دل بايد بدون قيد و بند سخن بگويد.
(کشف و شهود : رمانتيک ها با نوعي حالت عارفانه زندگي مي کردند.
رمانتيک ها به کلمه به عنوان دلالت کننده بر يک مفهوم، نگاه نمي کردند بلکه از نظر آنان، کلمه همه چيز بود. به عقيده ي آنان از ارتباط جادويي کلمات با يکديگر، افسون سخن ايجاد مي گردد”(فرزاد، 1378 :198و199).
اين مکتب با تأکيد بر فرديت شخص و توجه به انعکاس احساسات و خاطرات شخصيت داستان به شيوه ذهني و توجه به خيال پردازي هاي ذهن، در برخي جنبه ها پيش درآمدي بر پيدايش داستان هاي جريان سيال ذهن بود. نويسندگان اوليه داستان هاي جريان سيال ذهن که همگي زاده عصر رمانتيک بودند خويشتن گرايي و توجه به احساسات و هيجانات دروني را از اين مکتب به ارث برده بودند.
2-6-2 واقع گرايي11
“مکتب واقع گرايي نشان دادن زندگي روزگار خود و وفاداري به واقعيت را در نظر دارد و هدف آن جستجو و بيان کيفيت هاي واقعي هرچيز و رابطه هاي دروني ميان پديده هاست. نويسنده واقع گرا هنگام آفريدن اثر بيشتر تماشاگر است و افکار و احساس هاي خود را در جريان داستان آشکار نمي سازد”(ميرصادقي،1377 :286).
“واقع گرايي را بايد مکتب داستان و رمان شمرد”(گرانت، 1376 :39). رئاليسم به عنوان شيوه اي خلاق، پديده اي تاريخي است که در مرحله اي معيّن از تکامل فکر بشر، به وجود آمد؛ يعني، زماني که انسان ها به شناخت ماهيت و جهت تکامل اجتماعي نياز مبرمي داشتند و آن هنگامي بود که مردم سرچشمه ي اعمال و افکار انسان ها را علت هاي مادي مي دانستند و معتقد بودند بايد عملکرد نظام روابط اجتماعي مشخص و معين گردد”(فرزاد، 1378 :202).
شاخه هاي متعددي در طول زماني که از پيدايش مکتب واقع گرايي مي گذرد، از آن متولد شده است که از آن جمله :واقع گرايي ابتدايي، واقع گرايي اجتماعي (سوسياليستي)، انتقادي، جادويي، نو، روان شناختي و نمادين قابل ذکرند.واقع گرايي روان شناختي با داستان هاي جريان سيال ذهن ارتباط چشم گيري دارد. واقع گرايي روان شناختي تحت تأثير دانش روان شناسي و نظريه هاي جديد، به تصوير کردن فعاليت دروني ذهن، و تشريح دنياي دروني شخصيت ها و تجزيه و تحليل تفکر و احساس و ادراک آن ها مي پردازد. مسايل مورد توجه اين نوع واقع گرايي، حالت ها و عواطف پيچيده ذهني و ويژگي هاي دروني شخصيت هاي داستان و انگيزه هاي رفتاري است که از آن ها سر مي زند.
“ارتباط داستان هاي جريان سيال ذهن با مکتب واقع گرايي فقط به واقع گرايي روان شناختي منحصر نمي شود. بسياري از داستان هاي جريان سيال ذهن، يا در حوزه ي مکتب واقع گرايي قرار مي گيرند يا برخي از مهم ترين ويژگي هاي اين مکتب را در خود دارند. براي مثال، اوليس، بحث برانگيزترين اثر جريان سيال ذهن، اغلب رماني رئاليستي خوانده مي شود. رمان عظيم درجستجوي زمان از دست رفته را نيز از شاهکارهاي رئاليسم به شمار مي آورند. اين دو اثر در مطالعات مربوط به داستان نويسي جريان سيال ذهن همواره جايگاه ويژه اي داشته اند”(بيات، 1390: 9-11).
“رئاليسم مکتبي عيني و غير شخصي است و قهرمانان رمان هاي رئاليستي نه افرادي غير عادي بلکه از مردم عادي هستند. واقع گرايي کمابيش از سال 1830 به بعد پا به عرصه ظهور گذاشت. از سال 1850 به بعد، واقع گرايي دوشاخه مي شود: نخست، واقع گرايي هنري که مکتب هنر براي هنر، مدافع آن است. دوم، واقع گرايي عملي(طبيعت گرايي)که اميل زولا (1920-1840) پيشواي ناتوراليست ها از آن به عنوان فرمول کاربرد علم جديد در ادبيات، دفاع مي کند”(فرزاد، 1378 :203).
2-6-3 نماد گرايي12
“شارل بودلر”(1868-1821) در شعر فرانسه پيشرو خلق آثار سمبوليک يا نمادگرايي بود… اين مکتب پس از مدتي به داستان نويسي و نمايشنامه نويسي نيز راه يافت. و در آثار کساني چون موريس مترلينگ نويسنده ي بلژيکي، ادگار آلن پو نويسنده ي آمريکايي، ادوارد دوژاردن فرانسوي، راينر ماريا ريلکه شاعر و نويسنده آلماني، جيمز جويس ايرلندي، فرانتس کافکا نويسنده ي چک، آندره ژيد فرانسوي و بسياري نويسندگان ديگر ديده مي شود”(سيد حسيني،1384 : 553-562).
“سمبوليست ها به جاي اين که نوشته هايشان را صريح و روشن ارائه دهند، در پي بيان انديشه ها و عواطف و احساسات مبهم و رازآميز و بيان ناشدني بودند. مالارمه مي گويد : بيان رمز و راز و رؤيا با اشارات غير مستقيم، نماد را مي آفريند”(فرزاد، 1378 :229).
“آثاري که طبق اصول اين مکتب خلق مي شوند، حالت هاي ذهني را با کاربرد نمادها در خواننده برمي انگيزند وبه نمادها و اشکال و آهنگ هايي که احساس، نه عقل و منطق، آن را پذيرفته است توجه دارند. نويسندگان اين مکتب تاحد امکان از واقعيت عيني دور مي شوند و به واقعيت ذهني مي پردازند و مي کوشند حالت هاي غير عادي رواني و معرفت هاي ناهنگامي را که در ضمير انسان پيدا مي شود و حالت هاي ناشي از نيروهاي فوق طبيعي را در آثارشان بيان کنند. آنان به ياري احساس و تخيل، اين حالت روحي را با موسيقي کلمات و با آهنگ و رنگ و هيجان تصوير مي کنند”(بيات، 1390: 11).
2-6-3-1. “اصول سمبوليست ها که تا حدودي با اصول جريان سيال ذهن شباهت دارد عبارتند از:
2-6-3-1-الف. تا حد امکان بايد از واقعيت عيني13 دور و به واقعيت ذهني14 نزديک شد.
2-6-3-1-ب. مي کوشند حالت غير عادي روحي و معلومات نابهنگامي را که در ضمير انسان پيدا مي شود و حالات مربوط به نيروهاي مغناطيسي و انتقال فکري را در اشعار و آثارشان بيان کنند و بيافرينند.
2-6-3-1-پ. به مدد احساس و تخيل، حالات روحي را در ميان آزادي کامل با موسيقي کلمات و با آهنگ و رنگ و هيجان تصوير مي کنند”(سيد حسيني،1384: 551).
“مکتب نمادگرايي از جنبه هاي مختلف با داستان نويسي جريان سيال ذهن ارتباط دارد. علاوه برآن که بسياري از ويژگي ها و اصول اين مکتب به نوعي درآثار جريان سيال ذهن هم ديده مي شود، تعدادي از نويسندگان مطرح در داستان نويي جريان سيال ذهن، مانند ادوارد دوژاردن و جيمز جويس، همواره در فهرست نويسندگان سمبوليست نيز جاي گرفته اند”(بيات، 1390: 12).
2-6-3-2 پيروان سمبوليسم در قرن بيستم
سمبوليسم در قرن بيستم پايان نگرفت و همگام با مکاتب قرن بيستم به راه خود ادامه داد. شايد بدان جهت بود که واقعيت هاي هولناک قرن بيستم با جنگ جهاني و پيامدهاي ناگوار آن انسان رنج ديده اين قرن را وادار کرد تا از واقعيت به تخيل پناه ببرد. بنابراين، در قرن بيستم نيز به کار خود ادامه داد.
“بزرگترين نويسنده اي که تأثير سمبوليسم آن هم در خالص ترين شکلش در آثار او ديده ميشود، مارسل پروست (1922-1871) است. پروست از سال 1913 تا 1922 رمان بزرگ درجستجوي زمان از دست رفته را نوشت که بر پايه ي زندگي خود اوست. همچنان که از عنوان کتاب برمي آيد، هدف نويسنده رخنه به فراسوي واقعيت و جست وجوي جهاني آرماني است. از نظر او واقعيت راستين در هم آميختن حال و گذشته است”(فرزاد، 1378 : 231-233).
“سمبوليسم در اروپا و سراسر جهان ادامه يافت. بايد گفت اين مکتب از آغاز صورت جهان وطني داشت” (سيد حسيني، 1384 :553).

2-6-4 سوررئاليسم15
واژه سوررئاليسم را نخستين بار گيوم آپولينر (1917-1880) براي ناميدن يکي از نمايش نامه هايش به کار برد و آن را درام سوررئاليست ناميد. هدف او اين بود که اثر خود را نوعي شعر خيالي و تفنني معرفي کند. شايد سوررئاليسم را بتوان مافوق طبيعت (سوپر ناتوراليسم) ناميد.
“سوررئاليسم در درجه ي اول عصيان است. اين عصيان حاصل هوس روشنفکرانه نيست، بلکه برخوردي است تراژيک بين قدرت هاي روح و شرايط زندگي”(سيدحسيني، 1384 :783).
“از نظر تاريخي سوررئاليسم نهضتي است که در سال 1920 آغاز شد و عده اي از شاعران و نقاشان را به رهبري آندره برتون گرد هم آورد. اين هنرمندان قبلاً جزو فعالان داداييسم بودند،اما سوررئاليست ها با خشونت برضد نهيليسم دادا قيام کردند. از سال 1919 برتون تحت تأثير حرف هايي بود که گاهي انسان از درون خويشتن مي شنود. بي آن که اراده اي در کار باشد، به ويژه در بين خواب و بيداري. کشف بزرگ او شنيدن روياها در حالت بيداري بود تا آن جمله هاي شبانه را در روز روشن بتواند تکرار کند. آندره برتون در بيانيه اول سوررئاليسم مي گويد: “انسان موجودي خيالباف است.” اما امروزه ديگر نمي تواند تخيلات خود را آزاد بگذارد. حال آن که زبان براي اين به انسان داده شده است “که از آن استفاده سوررئاليستي کند.” و زبان را آيينه و بيانگر فوق واقعيت کند”(همان :785-799).
“در سال 1916 مکتب داداييسم ظهور کرد. اين مکتب، روشي ضد هنري داشت و واکنشي عصيان گرانه در برابر هر نهاد و بنياد و سنت بود. مکتب داداييسم هر چند مقبول هيچ کس واقع نگرديد اما زمينه را براي ظهور مکتب اصيل و انساني وهم گرايي (سوررئاليسم) آماده کرد. اين مکتب در اواخر جنگ جهاني اول- مقارن افول داداييسم- پيدا شد.بناي مکتب سوررئاليسم بر اصالت وهم و رويا و تداعي آزاد و صورت هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه است. وهم گرايان (سوررئاليست ها) از نظريات فرويد در روان کاوي بهره مي گرفتند و خود اغلب روان پزشک بودند. در حقيقت مکتب وهم گرايي به هرنوع خواب ديدن در حالت بيداري اصالت هنري مي بخشيد”(بيگزبي، 1376 :179-180).

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره moderate، Reflection، size. Next Entries پایان نامه درباره ناخودآگاه، معرفت نفس