پایان نامه درباره ناخودآگاه، رفتار انسان، کهن الگوها

دانلود پایان نامه ارشد

گويي دروني” و سيلان ذهن به شمار آورد. در واقع اين نويسنده سمبوليست رشته سخن را به دست شخصيت رمان مي دهد که احساس هاي خود را بيان کند”(سيدحسيني، 1384 :1068).
2-4 روان شناسان تأثير گذار بر هنر و ادبيات
چنان که گفته شد، حرکتي در روانکاوي به رهبري زيگموند فرويد، آلفردآدلر و کارل گوستاو يونگ در قرن بيستم ظهور کرد و پيامد هاي آن نويسندگان دهه هاي بعد را به طور جدي تحت تأثير قرار داد.
“رمان مدرن در دوره اي متولد شد که نظريه هاي انقلابي فرويد درباره ي ضمير ناخودآگاه و نشأت گرفتن اعمال و رفتار انسان از انگيزه هاي سرکوب شده اي که خود از آن بي خبر است، عرصه هاي فرهنگي و هنري را سخت تحت تأثير قرار داده بود. رمان نويس مدرن نيز به منظور نمايش نحوه ي کارکرد ذهن و آنچه درون آن مي گذرد، توجه خود را به روانکاوي معطوف کرد”(بيات، 1390 :24).
“سود نهايي روان کاوي اين است که گذشته از شرح و توجيه بيماري هاي رواني، و پاره اي واقعيت هاي زندگي روزمره، کليدي براي تعبير و تفسير فراورده هاي زندگي انسان ، مانند آثار هنري، پديده هاي فرهنگي تمدني نظيراخلاق، مذهب، سياست و غيره در اختيار ما مي گذارد”( غياثي، 1382، 25).
البته انديشه هاي جديد در باره ماهيت ذهن و ضمير ناخودآگاه به بخشي از ديدگاه هاي غالب زمانه تبديل شد و رد پاي آن دربسياري از شاخه هاي هنر مشاهده مي شد؛ اما تأثير داستان نويسان جريان سيال ذهن از اين ديدگاه ها بسيار جدي تر و عميق تر بود.
2-4-1 زيگموند فرويد
“زيگموند فرويد با نام کامل زيگيسموند شلومو فرويد4 ‏ (???? – ????) عصب شناس اتريشي و پايه‌گذار رشته روانکاوي است.به نظر او بسياري از رفتارهاي انسان تحت تأثير انگيزه‌هاي ضمير ناخودآگاه است. افکار و خاطرات و ضمير ناخودآگاه، به ويژه از نوع جنسي و پرخاشگرانه، ريشه اختلالات رواني اند”(موللي،1384 :8).
“به نظر فرويد ميل جنسي و دوران کودکي نقش سرنوشت سازي در زندگي رواني بازي مي کند. نخستين احساس هاي دوره کودکي، طرز رفتاري که با کودک مي شود ، نخستين ستيزه جويي هايش با پدر و مادر، نخستين دلهره هايش از تنهايي، فقدان احتمالي محبت، همه و همه چنان در ذهنش نقش مي بندد که هرگز محو نمي شود و مسلماً لحن خاصي به تجربه آينده ي او مي دهد و در واقع تجربه اش را در قالب معيني مي ريزد. چرا که ويژگي شعور ناآگاه اين است که هيچ چيز را از ياد نمي برد و همه چيز را نگه مي دارد. ناآگاه را مي توان اميال سرکوفته و کودکانه شمرد”( غياثي، 1382، 37).
“ديدگاه کارکرد همزمان سطوح چند گانه ذهن، با ديدگاهي که زمان را جرياني مستمر تلقي مي کند و نه لحظاتي جدا از هم، به اين مفهوم بود که رمان نويسان به جاي اين که چارچوبي بيروني از روايت مبتني بر ترتيب زماني به دست دهند، ترجيح مي دادند در ذهن شخصيت هايشان غوطه ور شوند تا از اين طريق سرگذشت آن ها را بازگويند. طبق نظريات فرويد، غرايز سرکوب شده ي انسان، به صورت عقده هايي که در قالب تمثيل و کنايه و حتي گاهي در خواب و هذيان بروز مي کند، در دوره هاي بعدي زندگي به نحوي خود را نشان مي دهند و از اين گذشته حال را مي سازد”(بيات، 1390 :25).
طبق انديشه فرويد، گذشته همواره در يکي از سطوح چندگانه ي ذهن انسان حاضر است و دائماً بر واکنش هاي فعلي او تأثير مي گذارد، زمان حال، حاصل جمع گذشته است؛ از اين رو، با کاوش در ذهن انسان ها مي توان به همه چيز درباره آن ها پي برد.
2-4-2 کارل گوستاو يونگ
کارل گوستاو يونگ5 (???? – ????) روانپزشک و متفکر سوئيسي به خاطر فعاليت‌هايش در روانشناسي و ارائه ي نظرياتش تحت عنوان روان‌شناسي تحليلي معروف است. يونگ را در کنار زيگموند فرويد از پايه‌گذاران دانشِ نوين روانکاوي قلمداد مي‌کنند به تعبير فريدا فوردهام پژوهشگر آثار يونگ: “هرچه فرويد ناگفته گذاشته يونگ تکميل کرده‌است”(والتر اودانيک،1379 :5).
“روان شناسي، تنها علمي است که بايد به عامل ارزش (يعني احساس) توجه نمايد. زيرا اين عامل حلقه ي پيوند رخداد هاي رواني با زندگي است. و درست به همين سبب است که اغلب آن را به غير علمي بودن متهم مي کنند. اما آنچه منتقدان از درک آن عاجزند لزوم توجه علمي و عملي شايسته به احساس است”(يونگ، 1377: 143).
“او در سال ???? روش خويش را روان‌شناسي تحليلي ناميد تا آن را از روانکاوي متمايز سازد و ادعا کرد که اين روش شيوه‌اي‌است که مي‌تواند تمام کوشش‌هاي روانشناسي همچون روانکاوي فرويد و روانشناسي فردي آدلر را دربرگيرد. يونگ در کتاب انسان و سمبول هايش آورده است: بهره گيري خودآگاهانه از نمادها تنها نشان دهنده يک کنش مربوط به روانشناسي بسيار مهم است و افزون برآن انسان نمادهاي ناخودآگاه و خود انگيخته6 رانيز مي آفريند. گرچه دستيابي به اين همه آسان نمي نمايد اما اگر بخواهيم کارکرد ذهن را بهتر بفهميم ناگزير بايد به آن دست يابيم. خودآگاه به طور طبيعي در برابر آنچه ناخودآگاه و ناشناخته است ايستادگي مي کند”(همان: 19-34).
“بسياري از منتقدان اذعان دارند که جويس رمان شب عزاي فينگن ها را بر مبناي نظريات فرويد آفريده است، و نيز در خلق سه شحصيت اصلي رمان اوليس تحت تأثير نظريات يونگ قصد ارائه الگوهاي جهاني (کهن الگوها) را داشته است”(براهني، 1365 :413 -415).
2-4-3 ويليام جيمز
“ويليام جيمز7 (????-????) پدر روانشناسي مدرن آمريكا وبنيان گذار مکتب پراگماتيسم مي‌باشد. وي در زمينه روانشناسي و فلسفه مطالعات عميقي داشته و به عنوان پزشک نيز به فعاليت مشغول بود”(آلوت، 1380 :414). فلسفه پراگماتيسم وي را “عملگرايي” و يا “اصالت دادن به عمل” در زبان فارسي ترجمه کرده‌اند.نخستين نشانه هاي فروپاشي انديشه هاي کلاسيک در زمينه ي روان شناسي را بايد در نظريه هاي ويليام جيمز جست.
” او نخستين کسي است که اصطلاح “جريان سيال ذهن” را البته در حوزه علم روان شناسي به کار برده است. از نظر ويليام جيمز آگاهي انسان ترکيبي است از تمامي تجربيات گذشته و اکنون او. اين تجربه ها در ذهن آدمي مدام در حال تغيير هستند. در هنگام انديشيدن نيز ما بدون اين که بخواهيم، درمعرض هجوم بسياري از تجربه هاي ذهني قرار داريم، يعني در عين حال که برخي از انديشه ها را برمي گزينيم، تجربه هاي ذهني ديگرمان نيز بر آن ها تأثير مي گذارند و از اين رو هيچ انديشه اي هرگز به هنگام بازگشت به ذهن، عيناً داراي صورت پيشين خود نيست و اصالت نخستين خود را ندارد. ويليام جيمز اين بحث را بيش از سه دهه قبل از خلق و انتشار نخستين آثار جدي جريان سيال ذهن مطرح کرده بود، اما بعد ها همين دشواري انعکاس دقيق محتويات ذهن مهم ترين دغدغه ي نويسندگان اين شيوه شد. ترفند ها و تکنيک هاي به کار گرفته شده براي نزديک شدن هرچه بيشتر به سازوکار جريان افکار در ذهن، خود برجسته ترين ويژگي ها و تکنيک هاي داستان نويسي جريان سيال ذهن را تشکيل مي دهد”(بيات، 1390 :27-30).
او معتقد بود که پذيرش کثرت، سيلان و نامتعين بودن همه چيز و ديدگاه واقع‌بينانه و مبتني بر عقل موجود نسبت به همه جنبه‌هاي تجربه بشري در کانون تفکرانسان قرار دارد؛ اگر فکر و انديشه‌اي مؤثر واقع شود، از نوع فکر و انديشه واقعي است؛ و مادام که سبب دگرگوني در زندگي شود، پرمعنا و ارزشمند خواهد بود. از نگاه او، حقيقت يک امر مطلق ثابت و تغيير ناپذير نيست بلکه در اثر فعاليت انسان ابداع يا ايجاد مي‌شود. علاوه بر آن، بين حقيقت و خير پيوندي تنگاتنگ وجود دارد: آنچه حقيقت است تبديل به خير مي‌شود.
2-4-4 هانري برگسون
“يکي از فيلسوفان معاصر که به طور جدي بر معماي زمان خود را متمرکز کرده است، هانري برگسون8 (1941-1859) است. او از سال 1900 تا 1924 در کلژ دوفرانس استاد بود و به عنوان فيلسوفي کم نظير نه فقط براي شمار اندکي از نخبگان بلکه براي گروه وسيعي از طبقات و اقشار جامعه نقش عمده اي را ايفا کرد. آثار او پر فروش ترين کتاب ها در سراسر اروپاي غربي بود و در سال 1927 برنده جايزه ادبي نوبل شد. تحليل او از زمان و آنچه با زمان به نحوي پيوند و خويشاوندي دارد، هنوز هم مورد توجه است”(اريکسن،1385، 235).
“او را فيلسوف هنرمندان مي نامند. گزارش برگسون از تداوم و ديرند9، خبر از کوشش هاي برجسته ترين نويسندگان جريان سيال ذهن براي ارائه ي هنرمندانه سيلان حيات روحي مي داد. آثار وي که اوايل قرن بيستم در همه محافل مورد بحث بود، به خلق محيطي فرهنگي کمک کرد که درآن شيوه جريان سيال ذهن سر برآورد. مفاهيمي چون زمان و ذهن، که برگسون فلسفه اش را با آن ها آغاز کرده بود، بعدها به مفاهيم کليدي داستان نويسي جريان سيال ذهن تبديل شدند”(بيات،1390 : 29-30).
“از نظر برگسون، زمان يک تداوم است که ما مي توانيم آن را احساس کنيم و به دشواري مي توانيم آن را در چارچوب مفاهيم حبس کنيم… فکر هميشه به دنبال بي حرکتي، سکون و واقعيت هاي محدود شده مي گردد، در حالي که زندگي واقعي يک جريان است”(اريکسن،1385: 236).
“مسئله “جدايي ناپذيري ما از گذشته” که برگسون آن را در قالب نظريه “ديرند” مطرح کرد، مورد توجه بسياري از نويسندگان اين عصر از جمله پروست، جويس، فاکنر و وولف قرار گرفت. جوهر کل آثار برگسون در برخورد اوليه او با اين مفهوم اساسي و بنيادين نهفته است که رشد ذهن فرايندي است شامل پيشرفت ارگانيک متداوم و پيوسته که بر اثر آن توانايي حفظ خاطرات گذشته ما را قادر مي سازد آزادانه رو به آينده حرکت کنيم”(بيات، 1390: 31).
برگسون در يکي از کتاب هايش مي نويسد: “همانگونه که يک سمفوني با جنبشهاي منظمي که منشاء توليد آن هستند لبريز مي شود، زندگي روحي/معنوي مان توسط زندگي مغزي/فکري شکل ميگيرد. مغز هوشياري را حفظ ميکند، احساسات و تفکرات کشش عصبي را در زندگي ايجاد ميکنند، و نتيجتاً اينها قادر به پيگيري عملکرد موثر ميگردند. ذهن ارگان توجه به زندگي است.”
“ديدگاه هاي برگسون، به ويژه درباره ي دو مفهوم حافظه و زمان، برچند تن از نويسندگان پيشگام در خلق آثار جريان سيال ذهن از جمله جويس، وولف و فاکنر تأثير گذاشت اما تأثير او بر مارسل پروست بسيار عميق و در حدي بود که پروست را اغلب شيفته ي او مي دانند… مفهوم حافظه که در قلب مطالعات برگسون جاي داشت در رمان پروست مفهومي بنيادين است و تلقي برگسون از مفهوم زمان و تقسيم آن به زمان بيروني و زمان دروني بيش از هر اثر ديگري در داستان در جستجوي زمان از دست رفته مورد توجه واقع شده است”(بيات، 1390: 34).
2-5 دگرگوني جهان بيني داستان نويسان، و دگرديسي رمان
برخي داستان‌نويسان کوشيدند تا با تغيير بنيان روايت ، شيوه روايت ذهني را در داستان جانشين روايت‌هاي معمولي کنند، و با گام‌هاي اوليه خود، راهي براي نوشتن اين‌گونه داستان گشودند.
“از سال 1920 دگرديسي رمان با تغييرات اساسي همراه بوده است.نويسندگان بزرگي که اولين مرحله اين دگرديسي را به وجود آوردند پروست، جويس، موزيل، کافکاو… بودند. با اين نويسندگان رمان از مقتضيات تازه اي تبعيت مي کند: واقعيتي را ارائه مي کند که يکجا و بلافاصله قابل درک نيست و همين جنبه بود که ابتدا خوانندگان را پريشان کرد. با اين وجود امروزه هر کسي اثر پروست و جويس را مي خواند، بي آنکه دچار دشواري محسوسي شود”(سيدحسيني، 1384 :1062و1063).
“در فضاي فکري و فرهنگي متأثر از پيشرفت هاي علم روان شناسي، پيدايش صنعت سينما، حرکت جهان به سوي ماشيني شدن، و با دگرگوني جهان بيني رمان نويسان در آستانه جنگ جهاني اول، شيوه داستان نويسي دگرگون شدو ظهور نويسندگاني چون جيمز جويس، مارسل پروست و ويليام فاکنر دوره ديگري را در داستان نويسي رقم زد که در آن مسائلي چون درون گرايي، عدم ارتباط ميان نويسنده و خواننده، معما گونه بودن رمان، بي توجهي به عنصر طرح، و اهميت دادن به شخصيت به جاي حادثه پردازي، آثار داستاني را به کلي متحول کرد. نويسندگان اين داستان ها، وقايع را به صورتي ظاهراً آشفته و بدون تسلسل عرضه کردند، زبان آن را به شعر نزديک کرده، توجه به عالم ذهن و ذهنيات شخصيت ها

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه درباره moderate، Self-Efficacy، size. Next Entries دانلود پایان نامه درباره moderate، Reflection، size.