پایان نامه درباره مینیمالیسم، زیبایی شناختی، اجتماعی و سیاسی، تکنولوژی اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

از نقاشی اعلام کرد(می توانیم درباره ی هنر بگوییم که این امر هنری است. هنر و هر چه باقی می ماند،هنر است.هنر همان اندازه هنر است که چیزی جز خود هنر نیست.چیزی که هنر نیست ،هنر نیست.)کاسوت در متنی با عنوان هنر پس از فلسفه که در 1969 منتشر کرد،تایید می کند که تنها خواسته ی هنر، هنر است.(هنر خود توصیف هنر است.)،و نیز می افزاید(هنر تصوری از یک تصور است.)81این عبارت بدان معناست که تنها امکانی که درباره هنر باقی می ماند این است که سوژه و ابژه ی زبان خاص خویش باشد. سول لویت به نوبه ی خود متن خویش در 1967 تایید کرد که:”تصور به خودی خود،حتی اگر به شکل بصری روی نداده باشد،آن زمان که تولید آن پایان یابد،اثر هنری محسوب می شود.”و تصور تنها یک طرح است که به زعم او منتج از مینیمالیسم بوده و حقیقت اثر را از لحاظ مفهومی توصیف می کند. اگر هنر از خلال فرایند تحلیل مفهومی خویش تعریف شود،تبدیل به یک همان گویی می شود(هنر هنر است). در این حالت، نهاد و گزاره بدون نیاز به دیگر جزئیات نظام فرمی و زبانشناختی،یکی به دیگری باز می گردد.در مجموع،هنر خود تعریف هنر است،در یک رشته از آثار پرس و جوها،که در 1965آغاز شده بود،می گردد.در مجموع،هنر خود تعریف هنر است.در یک رشته از پرس و جوها ،که در1965آغاز شده بود کاسوت مفاهیم بسیاری شامل عناصر مادی و عینی(نظیر هوا،خاک و..)یا غیر مادی(نظیر رمان،تصور،جهانی،هنر و…)را تحلیل کرد و با استفاده از نگاتیوهای عکاسی تعریف این عبارت برگرفته از فرهنگ لغات را بزرگ کرد.در آثار(مادی) تر مانند یک و سه صندلی،(1966-1965)، او در مقابل یک صندلی واقعی،یک عکس از صندلی و یک تعریف از کلمه ی(صندلی)را ارائه کرد.در تمام اثر،بازگشت مداوم میان این سه عنصر که از لحاظ فرمی و تکنیکی متفاوت اما در بردارنده ی مفهومی واحد یعنی صندلی بودند،وجود داشت. اگر هنر گذشته قصد تفسیر واقعیت اشیائ از خلال ابزار خاص خویش و کارکرد محتویاتی را داشت که اصول زیبایی شناختی متفاوتی را در طول زمان بسط داده بودند، و اگر پیش از این تمام مواد،ابزارها و تکنیک های اجرای اثر را تا رسیدن به اثر رینهارد یعنی(نهایی ترین تابلویی که ممکن است کشیده شود)تجربه کرده بود،آنچه باقی می ماند تنها پرسش از خود در باره ی زبان خود، و ابزارهای نظری و مادی ویژه ی خود برای رسیدن به یک تعریف زبانشناختی از خود به مثابه هنر بود. دیگرفرم جدیدی برای ارائه تکنیک جدیدی برای اختراع وجود نداشت، آنچه از هنر باقی می ماند جستجوی هنر درباره خویش و درباره ی امکان آفرینش یک (اثر مفهوم) بود که به کمک تصور غیر مادی و جهانی، به مادیت و غرض ورزی دنیای پیرامون خویش پاسخ گوید.))(پارمزانی،لوردانا،1389،159)
((هنر مفهومی یک مقوله از دهه 1960 است و در حقیقت دهه 60 و اوایل دهه 70 مطرح شده که تا به امروز هم ادامه دارد. هنر مفهومی قلمورویی مخصوص گفتمان هایی غیر از گفتمان های تاریخی و هنری بوده است. اغلب نوشته های جدید در مورد افول استانداردها و یک (فرهنگ اعتراض)، داستان جناح چپ در مورد شکست قهرمانانه یا پیروزی نظری در شکست عملی، و روایت پیشرفت گرایانی از لیبرالیست پست مدرن (فراتر از چپ و راست)که دهه 1960 برای آن منادی یک عصر جدید فراسیاسی بوده است.))(آزبورن، پیتر، 1391، 15)
((منتقدین محافظه کار، روشنفکرگرایی ضّد زیبایی شناسانه هنر مفهومی را به عنوان منبع یک کاربرد تقلیل گرایانه، ارتباط دهنده و ابزار گرایانه هنر تلقی کرده اند که اساس سیاست در زندگی فرهنگی جمعی را به خطر می اندازد. در سمت چپ، همین روشنفکرگرایی ضد زیبایی شناسانه هنر مفهومی را به عنوان منبع یک کاربرد تقابل گرایانه، ارتباط دهنده و ابزار گرایانه هنر تلقی کرده اند که اساس سیاست در زندگی فرهنگی جمعی را به خطر می اندازد. در سمت چپ، همین روشنفکرگرایی مورد تقدیر قرار می گیرد زیرا از ناب گرایی زیبایی شناسانه ای که پیشرفت ادراکی ما را امکان پذیر می سازند فاصله دارد، در حالیکه تمام جوانب دیگر تجربه اجتماعی حس نشده را نیز به کناری می نهد (اگر چه هنر مفهومی مبنی بر قدم گذاشتن به مکانیسم های تناسبات بازار و موزه به هیچ وجه تحقق نیافت) بلاخره، برای لیبرالهای پست مدرن مشروعیت هنر مفهومی در واقع تحلیف فضای هنر دموکراتیک بی نظیری است که در که در آن تمام قوانین قبلی تعیین رسانه، به همراه تمایز بین هنر متعالی و هنر پست نادیده گرفته شده اند. در اینجا هنر مفهومی نه همانند(صحت سیاسی) تکثر گرایی فرهنگی پیروز مند است آنگونه که در جناح راست تعریف شد و نه به عنوان فرهنگی شکست خورده و نظریه ای پیروز از آن یاد می شود. آنگونه که در جناح چپ ادعا شد، بلکه با نا پدید شدن در محصول فرا مفهومی خود بدون هیچ یادگاری ادامه می یابد، هنر قهرمانانه، چه یک جای پا برای زمان حال و یا یک پروژه نا تمام بدانیم، رگه های آن در شکل ها و راه های مختلفی به صحبت با ما ادامه می دهند.(هنرمندانه، نظری و سیاسی) .))(همان، 15)
((یک دلیل برای این امر، آوان گارد دهه 1960 است که برخی از ابزارهای اساسی اختراع شده توسط آوان گارد اروپایی بین دو جنگ جهانی را (دادا، سورئالیسم، فوتوریسم، سازه گرایی، تولید گرایی) مجدداً تحت شرایط سیاسی و هنری جدید کشف نموده و شکل می دهد. در این فرایند، معانی ابزار تعییر می کنند. البته نه فقط از جنبه کارکردی آن، بلکه با توجه به مفاهیمی که در دوره های قبل ارئه شده بودند. هنر مفهومی یک ارتباط قطعی در تاریخ فرهنگی-سیاسی خاص به وجود می آورد که هنرمند و منتقد معروف، جف وال82، آن را “رویای یک مدرنیسم با محتوای سیاسی” می نامدد که تا به امروز همچنان ادامه دارد.)) (همان ، 16)
((از آغاز دهه 90 ، جهان بین المللی هنر تحت حاکمیت اشیاء با مفهومی مختلف و فعالیت هایی رسمی قرار گرفت که ویژگی آزاد ابزار هنر دهه 60 و 70 را با بازار گرایی و ضد نظریه گرایی هنر دهه 80 در هم آمیختند. عروج به عرصه دشوار مفهومی که چنین هنری به خاطر آن به شهرت رسیده است و روزالیند کراوس83(شرایط فرا رسانه) را برای آن شرح داده، متعهد است که یک دیدگاه انتقادی فراهم آورد تا به واسطه آن هنر امروزی مورد قضاوت قرار گیرد. اما بر عکس ، استفاده ها جدیدی که استراتژی های مفهومی به آن وابسته شده اند، آثار متعارف دهه 60 و 70 را کنار گذاشتند. از لحاظ تاریخی، فعالیت هایی که برای آنها اصطلاح هنر مفهومی به کار برده می شود. در واقع فعالیت هایی به شدت(راحت برای تمام مردم)هستند و چندین سال قبل از اینکه چنین طرحی پذیرفته شود، وجود داشته اند. اورسلامیر84، کتاب منتخب های جریاغن هنری آن زمان را در سال 1972 با نام(هنر مفهومی)به چاپ رساند، اما مجموعه منتقدانه گریگوری باتکوک85 در سال 1973، (هنر ایده) نام داشت. عنوان فرعی اثر لوسی لیپارد به نام (شش سال: غیر مادی سازی شیء هنری)86 نیز گاهی(هنر مفهومی یا هنر اطلاعاتی یا هنر ایده) نامیده می شد. و ماهیت آزاد این کلمه را نشان می داد. یک گونه مشابه نیز می توان در عناوین نمایشگاه های کلیدی آن دوره پیدا کرد. باید توجه داشت هیچ یک از چهار نمایش های مهم سال 1969 در آمریکا و اروپا از واژه(هنر مفهومی) استفاده نکرده اند. آنچه که می توان به عنوان اولین نمایشگاه هنر مفهومی به حساب آورد، نمایشگاه دلال بزرگ نیوورک، ست سیلگوب87، در فضای خالی ساختمان مک لندن در خیابان 52 شرقی 44 بود که در تاریخ 5 تا 31 ژانویه 1969 برگزار شد. (البته این نمایشگاه عنوان منفی «اشیاءo نقاشانo مجسمه ها»88 را نیز به همراه داشت. )) (همان ، 16)
((دو نمایشگاه نخستینی که واژه (هنر مفهومی)در آنها به کار برده شد در بهار و تابستان سال 1970 در نیویورک و تورین با نام های(هنر مفهومی،ابعاد مفهومی)89برگزار گردیدند که به صورت نمایش کارهایی مبتنی بر زبان بر روی کاغذ اجرا شده بودند.محل اجرای آنها مرکز فرهنگی نیویورک و(هنرمفهومی،آرت پوورا،لندآرت90) بورد که توسط جرمانو سلانت91(بنیانگذار واژه) povera Arte پایه گذاری شده بود .این نمایش بزرگ گروهی و بین المللی در مزه های معاصر نیویورک در جولای 1970و با عنوان(اطلاعات92)برگزار شد و نمایشگاه بعدی در موزه یهودیان نیویورک صراحتا به معنای تکنولوژیکی چنین کاری اشاره می کرد. (نرم افزار: تکنولوژی اطلاعات، معنای نوین آن برای هنر93)در همان سال در مرکز هنری کامدن در لندن توسط چالز هریسون94(نایب مسول استودیو اینترنشنال که بعدها مدیر مسئول نشریه هنر مفهومی)(هنر- زبان95)در تابستان 1972 شد نمایشگاهی برگزار گردید با عنوان(ساختارهای ایده96) که بر ارتباطش با (ساختارهای اولیه) مجسمه سازی مینیمالیسم تأکید داشت.))(همان،18)
((این تنوع ترمینولوژیک نشان دهنده تنشی است که درخود این کار بین هنرمندانه، هویت، ماهیت کار انتقادی-رسمی و علاقه وسیع تر به تجربه فرهنگی اجتماعی و سیاسی وجود دارد. زیرا اصطلاحی همچون(هنر مفهومی) محتوایی بسیار فراتر از یک طرح تجربی است که می توان آنها را به گونه های بسیار متنوعی شرح داد. بنابر این هر واژه انتقاد امیزی ،با نگاه به گذشته، خودش را بر تاریخ هنر وارد می کند و خاستگاهی را ارائه می دهد که از آنجا می توان فهمید متمایز ترین واقعه هنری در آن زمان چه بوده است.از این نظر، اصطلاح حاکم (هنر مفهومی)در عصر حاضر را می توان پیروزی دوباره یک هنرمند خاص بر سایر کارهای هنری عصر خودش دانست، بلکه می بایست آن را نتیجه یک نیاز عمیقتر به خردمندی تاریخی تصور کرد.))(همان،18)
((آرت فورم در شمارۀ تابستان 1967خود که به مینیمالیسم پرداخته بود مقاله های(هنر وشیئیت) فراید و (نوشته هایی به هنر مفهومی) سل لویت را چاپ کرد.عبارت(هنر مفهومی) یعنی هنری که از اندیشه ها و تفکرات تشکیل شده باشد، پیشتر توسط هنرمندی به نام هنری فلایت در سال1960مطرح شده بود. اما فهم این گونه هنر، اکنون، درآن(عرصۀگسترده و پیچیده) که مینیمالیسم گشوده بود، بسیاری امکان پذیر به نظر می رسید. به گفتۀ لویت:”در هنر مفهومی،ایده و آن مفهوم کلی مهمترین بعد اثر است.زمانی که هنرمندی این فرم را انتخاب می کند،به این معنی است که تمام تصمیمات از قبل گرفته شده اند و مرحلۀ اجرا احتیاج به دقت و توجه زیادی ندارد.آن ایده،تبدیل به ابزار تولید هنر می شود”.این رابطه بین ایده و کار تمام شده،در عناوین وصفی و دو پهلویی که لویت به آثارش می داد نیز آشکار است:ده هزار خط با طول 5اینچ در فضایی به مساحت 75/6×5/5اینچ97 (1971) یا چهار حالت اصلی خطوط مستقیم و ترکیبات آنها (1969) بنابراین هنر مفهومی از برخی جهات در ادامه آن چیزی بود که تازه شکل گرفته بود، در آن هم نظم تداوم (سریالیسم) وجود داشت و هم متوجه این موضوع بود که اثر نهایی نباید توضیح دهنده یا وابسته به چیز دیگری باشد)) (آرچر، مایکل، 1392،73)
((اصولاٌ فکر استفاده از اقدامات از پیش طراحی شده، رابطه بین هنر مفهومی از یک طرف و ریاضی و فلسفه از طرف دیگر را به ذهن می آورد، گرچه لویت بارها تاکید کرده بود که «هنر مفهومی واقعاً رابطه زیادی با ریاضیات و فلسفه و یا آموزش های ذهنی دیگر ندارد. ریاضیات معمولاً، تنها در حد نظام های عددی بسیار ساده و علم حساب به کار هنرمندان می آید. همچنین فلسفه یک اثر به شکل ضمنی در خود آن نهفته است و اثر هیچگاه در صدد به تصویر در آوردن یک نظام فلسفی نیست». استفاده ماریومرز از سری فیبوناتجی در آثار بعد از 1970 و منطق این آثار نیز بیانگر همین موضوعات بود. می دانیم که در این سری اعداد، هر عدد جمع دو عدد قبل از خود است. وی در مورد 5 عدد اول این سری یعنی (5 ،3 ،2 ،1 ، 1) می گوید: “این اعداد از نظر بیولوزیکی هم هم قابل تامل اند. برای مثال هر انسان 1 بینی، 2 چشم، 5انگشت دارد، دقیقا طبق این زنجیره”. این رشته اعداد با آغاز از همین نقطه ، به سرعت بسط یافته و می تواند همه چیز را در بر گیرد. اما تفکر پشت اثر برای لویت به خودی خود کافی نبود. اول و مهمتر از همه، همین اندیشه بود که کار هنری را خلق می کرد. اما قدرت یا ضعفش تنها زمانی معلوم می شد که اثر کامل شود. دقیقاً همین ضرورت تمام شدن اثر معلوم می کند که چرا لویت، بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره پست مدرنیسم، اصلاح طلبی، زیبایی شناختی، هنر معاصر Next Entries پایان نامه درباره نشانه شناسی، جنگ جهانی اول، نقش های جنسیتی، فعالیت های روزانه