پایان نامه درباره مینیمالیسم، ایالات متحده، امپرسیونیسم، تاریخ هنر

دانلود پایان نامه ارشد

از جایگاه موضوع [ابژه]، هنرمندان آزادند تا تصوراتشان را منتشر کنند.” در هنرهای بصری، پندارگرایی30 رو به سادگی گذاشت و بیشتر به طراحی صنعتی شباهت یافت تا تصویرگرایی. این نگرش گرایش فزاینده دائمی در هنر به سوی حذف مرزهای میان هنر و زندگی روزمره ، یا همان گونه که تاریخ به سمت این گرایش متمایل شده است.، [حذف رمز] میان هنر «متعالی» و «پست» را باز می تاباند.))(همان،93)
(( تمایل های موجود در فعالیت های دهه 50 (گرایش به امور عادی و پش پا افتاده، حس بصری جدید و ایمان به بخت و اقبال که نه تنها میراث دادا، بلکه پذیرفتن اهمیت نقش اتفاق و تصادف در زندگی بود) هنر را به دو سو کشاند:پاپ .و مینیمالیسم.شاید در ظاهربه نظر آید که آثار متعلق به هر یک از این جریانات شباهت زیادی به هم ندارند.یک چاپ سیلک اسکرین مرلین مونرو از اندی وارهول چه نقطه مشترکی با مجموعه ای از صفحات مسی کارل آندره می تواند داشته باشد؟هنرمندان و منتقدان آن دوره ،اشتراکی بین این دو نمی دیدند.))(آرچر،مایکل،62،1392)
((پاپ آرت از همان ابتدای دهۀ 60به عنوان جنبشی در امریکا ظاهر و تثبیت شده بود.از حدود سال1962یک حس مشترک بین تعدادی از هنرمندان،از جمله روی لیکتن استاین،اندی وارهول،کلاوس اولدنبرگ،تام وسلمان و جیمز روزن کوئیست،قابل تشخیص بود.کارهای همۀ آنها از موضوعات پیش پا افتاده و حتی مبتذل جامعه شهری آمریکا گرفته می شد.علاوه بر این،آثار این هنرمندان،وابسته به تکنیک های فرهنگ بصری توده به نظر می آمد،که فاصله زیادی از شیوه های احساسی اکسپرسیونیست های انتزاعی گرفته بود.))(همان17)
((ارجاعات فرمال پاپ ارت به اکسپرسیونیم انتزاعی ،نشان می دهد که پاپ تا چه حد خود را هنر میدانست. در آثار آغاز گران جنبش پاپ،آن کشمکش لازم بین دو نسل مختلف،ایجاد شده بود و به شکلی همزمان،هم ادامه و هم واکنش نسبت به جریانات گذشته در آنها وجود داشت. همانطور که رشته های اسپاگتی آثار روزن کوئیست یادآور نقاشی های پولاک بود،میراث هنرمندان در آثار لیکتن استاین هم دوباره عرضه شد.مجموعه ضربه قلمو ها ی او در سال 1965که بسیار دقیق و ظریف اجرا شده بودند،در واقع اکسپرسیونیسم انتزاعی را ارائه می کردند و خیلی واضح به این نکته اشاره داشتند که بیانگری موجود در این سبک،حاصل ضبط دقیق و مطلق یک حالت عاطفی نیست،بلکه نتیجۀ کنار هم آمدن یک سری علائم فرهنگی خاص است و آن علائم،ابزاری برای فرانمایی آن حالت اند.))(همان21)
((پاپ آرت یک پدیده آمریکایی،و آن هم آمریکای شمالی ،بود هم از دید آنان که در خود آمریکا بودند(چراکه به نوعی واقعیت اجتماعی می پرداخت)، و هم از دید آنان که در خارج ،آمریکا را با آن واقعیت ها می شناختند. اما کاربرد واژۀ پاپ کمی بیش تر،برای اولین بار در ارتباط با کارهای عده ای از هنرمندان انگلیسی دهۀ 50 به کار رفت. مانند ریچارد همیلتون، ادواردو پائولوزی، ناجیل هندرسون، پیتر بلیک و دیگران. با وجود اینکه تمرکز آنها بر فرهنگ ایالات متحده بود و همان اشارات را در خود داشت، اما عمیق تر بود و طبیعتاً از آن فرهنگ فاصله داشت و به همین دلیل بود که تامس هس منتقد،آن را برخلاف گونۀ سرزنده و گشاده روی آمریکایی، بسیار کتابی خواند: “انگار توسط کتابداران شکل گرفته است”.در هر حال نقش اساسی این آثار در داستان هنر پاپ غیر قابل انکار است، مخصوصاً سهم عمده ای که لارنس الوری داشت. او هم در کنار همیلتون و پائولوزی، عضوی از گروه هنرمندان، طراحان و منتقدان مستقل بود که در طول دهۀ50 حول فرهنگ بصری معاصر مباحث و جلساتی را درLCA لندن بر پا کرده بودند. وی سپس به آمریکا رفت و نوشته ها و فعالیت هایش در نمایشگاه ها،باعث ایجاد نوعی پیوند بین فعالیت های هنری دو کشور شد.در اوایل دهۀ60 گروه دیگری از هنرمندان که بیشتر آنها وابسته به کالج سلطنتی هنر در لندن بودند،شروع به نمایش کارهایی نمودند که هم از نظر موضوع و هم نحوۀ برخورد، به گونه ای مرتبط با هم به نظر می آمدند. ریچارد اسمیت، آلن جونز، درک بوشیر، پیتر فلیپس، آربی، کیتای از آمریکا و دیوید هاکنی، همه از دستمایه های فیگوراتیوی استفاده می کردند که از رسانه ها و کوچه و خیابان های شهر گرفته شده بودند.کیتای از این تکنیک ها،برای بازبینی میراث فرهنگی و سیاسی در تاریخ قرن بیستم استفاده کرد. قسمت های انتزاعی نقاشی های جونز و هاکنی،آنها را به دیگر معاصرانش(مخصوصا پل هاکسلی و جان هویلند)نزدیک می کرد و اولین نمایش آثار اکسپرسیونیست های انتزاعی انگلیس،تاثیر زیادی بر آنها داشت. در آن دوره،بیشتر نمایشگاهای نقاشی ،تحت تاثیر سطوح تخت انتزاع پسانقاشانۀ آمریکا که در آن زمانه رایج بود،حداقل مجاز اندازۀ بوم و حداکثر میزان برجستگی بوم از سطح دیوار را تعیین کرده و آثار خارج از این ارقام را رد می کردند. اهمیت نقاشی های هاکنی نه تنها به خاطر ترکیب عمدی عناصر فیگوراتیو و انتزاعی،بلکه همچنین در به کارگیری نشانه های دیوارنگاری و زبان نسل جدید در بیان سکس بود.))(همان،26)
((بطور کلی فرهنگ اروپایی با هنر پاپ که عموماًً آن را آمریکایی می دانیم، بیگانه نیست در واقع مدل های این جنبش،که آمریکا را در تمام مفاهیم مردمی و فرهنگی آن نشان می داد پیش از این در آثار آوانگاردهای تاریخی و به ویژه حاضر آماده های مارسل دوشان نمایان بود. اگر حاضر آماده های مارسل دوشان را به لحاظ داشتن فرم عینی،شیئ به حساب آوریم هنرمندان پاپ آرت آمریکایی در مورد خودشان از تصویر حاضر آماده استفاده کردند،زیرا آنها بیش از خود شئ به خط سیر آن بر مبنای نشانه یعنی همان جنبه ی ((تبلیغاتی))اش علاقه داشتند.تصویر برگرفته از فهرست بی شمار تصاویری که شهر را پر کرده بود،بیشتر بر نبود خلاقیت تاکید داشت تا وجود خلاقیت.ویژگی بارز سال های ابتدایی1960در ایالات متحده و نیز بخشی از اروپا هجوم انبوه عظیمی از کالاها و تصاویر تبلیغاتی انها به زندگی روزمره بود.در چنین جامعه ی مصرفی که انسان ناچار به زندگی در آن بود،در نتیجه مداخله بشر،مفهوم فرهنگ جایگزین مفهوم طبیعت شده و آهنگ شلوغ شهر ها،کالاها و رسانه ها جای توازن چرخه های طبیعی را گرفته بود. هنرمندی که در این بافت کار می کرد مواد مفهومی یا عینی خود را از این فضا می گرفت ،همانند مغازه ای که تمام کالاها،تصاویر و حواس موجود در آن در گذار از تولیدات صنعتی و رسانه ها هستند.))(پارمزانی،لوردانا،1389، 148)
در همین دوران بود که((گرینبرگ در نوشته هایش از پیش از جنگ جهانی،نافذترین و مهمترین روایت از تاریخ هنر مدرن را مطرح کرده بود. بنابراین روایت، تمام گامهای طی شده از زمان امپرسیونیسم، کوبیسم، ماتیس، موندریان تا اکسپرسیونیسم انتزاعی،همه را می توان تحولات پی در پی شیوه ها و امکانات درونی خود نقش محسوب کرد. اما به عقیدۀ او نوعی درک عمیق و انتقادی از کیفیات ضروری نقاشی در مدرنیسم در حال وقوع بود،هنری که توسط خاصیت دوبعدی بوم مستعطیل شکل از فرم های دیگر هنری متمایز می شد. پیش از جنگ،او هم مانند بسیاری دیگر از اندیشمندان آمریکایی،تفکرات شبه مارکسیستی داشت، اما نظریاتش عمیقاً متاثر از استالینیسم و هولوکاست بود،چیزی که در زمان جنگ جهانی خیلی رایج به نظر می آمد،اما بعد از آن به تهدیدی جدی بدل شد. سپس،تجرید را در نظریه انتقادی اش به عنوان وسیله ای برای تضمین کیفیت زیبایی شناختی مطرح کرد،تجریدی که خالی از هر گونه واقعیت بود. به این ترتیب انتزاع تخت و مسطح لوئیس و نولاند،بسیار نزدیک به درک بنیادین مدرنیسم از خود(که منظور گرینبرگ بود)به نظر می آمد.چنین تحلیلی،بلافاصله این سوال مطرح کرد که حال چه اتفاقی خواهد افتاد؟اگر نقاشی به فهم کیفیات بنیادی خود نائل شده است، دیگر چه چیزی برای انجام دادن باقیست؟ یک راه حل برای نقاشی این بود که خود را به بُعد سوم بکشاند چیزی که تا کنون در انحصار مجسمه سازی قرار داشت از وِن لوکین در واتوسی31(1965)و سقوط32(1965)بوم هایی می ساختند که چهارچوبشان ناگهان از دیوار بیرون می جست،لی بونتکو قاب مستعطیلی نقاشی هایش را حفظ کرد،اما درون ان با سیم و ورق فلزی خطوط محیطی اشکالی را می ساخت که چیزی را تداعی نمی کردند سازه های رنگ شدۀ آن ترویت مانند برف دیر هنگام33(1964)به جایی متصل نبودند،در حالیکه آثار جو بائر،که رویداد بصریشان لبۀتیره ای بود که بوم کاملاً سفید رنگ را در بر می گرفت،بر روی دیوار باقی می ماندند، گرچه لزوماً در ارتفاع متعارف نصب نمی شدند.))(آرچر،مایکل 44،1392)
((مینیمالیسم جریانی بود که بیشتر در ارتباط با مجسمه سازی شناخته می شد .و می توان حداقل تا حدودی آن را ادامۀ همان تلاش ها برای نقاشی با ابزار دیگر دانست.عنوان مینیمالیسم هم ،مانند اسامی دیگر جنبش ها در طول تاریخ هنر مدرن چون امپرسیونیسم،کوبیسم و فوویسم برای اولین بار در سال 1965 توسط منتقدین، بادیدی تحقیر آمیز به آثار دانلد جاد،رابرت موریس،دان فلاوین و کارل آندره اطلاق شد.))(همان،46)
((مینیمالیسم به معنی کمینه گرایی یکی از جنبشهای هنری است که بیشتر در فضای سه بعدی اجرا می شود واز اواخر دهه شصت به بعد رویکرد بیشتری بدان داشته است.در این جنبش هنری هنرمند بیش از همه به فرم ،فضا،اندازه و محل اجرای اثر توجه می کند و مجموعه های منظم ساده ای را بر اساس منطق ریاضی توسعه و بسط می دهد. این جنبش هنری حد و مرز هنرهای بصری را گاه کاملاً زیر پا می گذارد و وارد حیطه اجرا می گردد. در جنبش هنری مینیمالیسم هنرمند با بهرهگیری از حداقل مصالح و موادصنعتی به خلق اثر می پردازد و بیشتر به مفهوم نوینی از فضای سه بعدی توجه دارد.این جنبش هنری از ایالات متحده شروع شد و سپس به کشورهای دیگر منتقل گردید درساختار اجرای این جنبش هنری انواع ساختارهای فضایی،شبکیه ای و چیدمان منظم در تکرار به کار گرفته می شود و هنرمند به هیچ عنوان در صدد ایجاد هیجان و یا انگیزشهای عاطفی نیست و از آنجایی که بیانی مجرد و کاملاً انتزاعی در درون خود دارد در صدد هیچ گونه تحول اخلاقی و یا محتوایی نمی باشد.کارل آندره از نمایندگان مینیمال آرت است که در آثارش از حجم های بسیار ساده ای بهره می گرفت و دانلد جاد نیز همچون او تلاش می کرد تا از حداقل عناصر بصری بهره گیرد. آپار جاد عموماً متشکل از ابعاد و حجمهای هندسی ریتم دار و تکرار شونده ای هستند که در ابعاد بزرگ اجرا می شوند.
این حجمها بیشتر از آهن یا آلومینیوم ساخته شده اند و کارهای متاخرش نیز از تنوع رنگی و پوششهای رنگهای یکدست برای سطوح احجامش بهره گرفته است.جاد مبحث تکرار، ریتم، تقارن و توازن را بر مبنای ریاضی واری در آثارش به کار می برد. آثار او معمولاً شامل مجموعهای از عناصر چیده شده در کنار یکدیگر به صورتی پایدار و ثابت است. دانلد جاد با آثار و ارائه نظریاتش به صورت مکتوب توانست از جنبش مینیمالیسم به عنوان یک حرکت قابل طرح دفاع کند.))(شادقزوینی، پریسا،1383،172 و173)
2-2 دوریشه تاریخی مینیمالیسم
((باربارا رز، دو ریشۀ تاریخی برای مینیمالیسم قائل است. اول،انتخاب یک شئ توسط دوشان به عنوان ((حاضر و آماده))و دوم، تصمیم کازمیر مالویچ بر نمایش مربعی سیاه بر زمینه سفید(باید همواره به یادداشت که دوشان و مالویچ هردو،تصمیم به رد چیزی گرفتند. دوشان،اعتقاد به منحصر فرد بودن شئ هنری و تفاوتش با بقیه اشیاء را رد کرد و مالویچ به پیچیده بودن هنر را)جاد که فعالیت هنری اش را با نقاشی آغاز کرده بود در مقاله ای در سال1965،به نام(اشیاء خاص)چنین نوشت که” بیشتر آنچه در هنر امروز خلق می شود را دیگر نه می توان نقاشی دانست و نه پیکره”. وی در عوض واژۀ(اثر سه بعدی)را برای آن برگزید.البته گرینبرگ هم به این موضوع اشاره کرده بود:”آنچه مسلم است اینکه هنرمندان می خواهند خود را به بعد سوم متعهد کنند،چرا که همان چیزی است که هنر و غیر هنر مشترک است همان چیزی است که دادا،دوشان و بسیاری دیگر به آن رسیده بودند”.))(آرچر،مایکل،1392،48)
((لختی این هنر برای جاد،حاکی از بی معنایی روز افزون اندیشه های زیباشناسانۀ سنتی بود. وی تاثیرات ترکیب بندی را به کارش راه نمی داد و از این رو آثار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره رسانه های نوین، مجسمه سازی، روش تحقیق، هنر معاصر Next Entries پایان نامه درباره مینیمالیسم، ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون، مجسمه سازی