پایان نامه درباره مفهوم شناسی، رفتار انسان، علامه مجلسی، باید و نباید

دانلود پایان نامه ارشد

کنیم، می بینیم که آیات فراوانی درباره تعقل و تفکر آمده است لذا از نظر قرآن این موضوع جای بحث دارد. همچنین عقل با علم کلام هم رابطه تنگاتنگی دارد. چون اندیشمندان کلامی برای اثبات مدعایشان با عقل استدلال می کنند لذا می توان نقش عقل در اثبات عقاید را بحث کرد. علم عرفان نیز از سیر و سلوک بحث می کند و عقل عملی نیز در شناخت رفتار شایسته و ناشایسته نقش اساسی را ایفا می کند لذا می توان از نگاه عرفانی هم به این بحث پرداخت. هم چنین در علوم دیگر مانند علم فقه، علم اصول، علم تفسیر وغیره هم از آن بحث کرد.
عقل عملی یکی از اقسام عقل و قسیم عقل نظری است. همانطور که عقل نظری انسان را به واقعیات این عالم می رساند، عقل عملی برای او باید و نبایدهای رفتاری را نشان می دهد. کارکردهای عقل در زندگی انسان بر کسی مخفی نیست و عقل مهمترین ابزار شناخت است که خدا آن را در اختیار انسان قرار داده است. اهمیت عقل و نقش آن در شکل گیری ایدؤلوژی و رفتار یک انسان ناقابل انکار است لذا اندیشمندان علوم مختلف از آن بحث کرده اند.از طرفی وقتی ما به ریشه علوم نگاه می کنیم، می بینیم که سرچشمه تمام علوم در روایات محمد و آل محمد-صلوات الله علیهم- یافت می شود. نقش فرامین آن حضرات-صلوات الله علیهم- در شکوفایی علوم بر کسی پوشیده نیست. وقتی اهمیت این دو مطلب برای ما روشن شد این سؤال مطرح می شود که نگاه روایات اسلامی به عقل عملی چیست؟
1-1-3- ضرورت و اهمیت تحقیق
عقل مهمترین موهبت الهی است که خدای متعال به انسان عطا کرده و آن را حجت باطنی انسان قرار داده است و یکی از مهترین شرایط تکلیف هم سالم بودن عقل است. به خصوص عقل عملی در تشکیل رفتار انسان بسیار حائز اهمیت است پس شناخت عقل و اقسام آن برای همه انسان یک امری ضروری است. از طرفی علم تمام اشیاء و حقایق آنها را خدای متعال به پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآلهوسلم و اهل بیت آنحضرت(ع) عطا کرده است لذا می توان شناخت عقل و کارکرد های آن را از طریق ارشادات آنها حاصل کرد.
در پژوهشهایی که در این موضوع انجام شده از زاویه روایات به عقل عملی پرداخته نشده است لذا این یک امر ضروری بود که روایاتی که در این زمینه وجود دارد، بررسی شود.
1-1-4- پيشينه تحقيق
در موضوع عقل عملی بحث زیادی انجام شده است و کتاب هایی مانند منزلت عقل در هندسه معرفت دینی نوشته جوادی آملی، عقل و نفس نوشته همت سهراب پور، عقل و دین و فلسفه احکام نوشته محسن عباسی، خردورزی نوشته احمد حسین شریفی وغیره به رشته تحریر در آمده است. همچنین در این موضوع پایان نامه هایی مانند عقل نظری و عقل عملی، عقل و عقلانیت از دیدگاه امیرالمؤمنین (ع) از محمد حسن عبد المجید ، کارکرد عقل عملی و عقل نظری از دیدگاه حکماء اسلامی از محسن چورمقی وغیره نگاشته شده است. مفاله های زیادی نیز مانند حجیّت و اعتبار عقل عملی از احمد موقر صابر، نسبت عقل نظری و عقل عملی از سپهر نیک گوهر، عقل نظری و عقل عملی از محمد درگاه زاده در این موضوع نوشته شده اند. اما کسی عقل عملی را مستقل از دیدگاه روایات بحث نکرده است.
1-1-5- سئوالات تحقيق(اصلى و فرعى)
سؤال اصلی : نگاه روایات اسلامی نسبت به عقل عملی چگونه است؟
سؤالات فرعی:
1. اقسام عقل کدام اند؟
2. مراد از عقل عملی چیست؟ و چه تفاوتی با عقل نظری دارد؟
3. جایگاه عقل عملی در روایات چگونه است؟
4. کارکرد و حدود فعالیت عقل عملی بر اساس روایات چگونه است؟
1-1-6- فرضيه‌ها
اول: عقل از جهات مختلف تقسیماتی دارد و تقسیم مورد نظر در این تحقیق تقسیم عقل به عقل عملی و نظری است.
دوم: بر اساس تفسیر رایج عقل عملی قوهای است در وجود انسان که کارهای شایسته و ناشایسته را تشخیص می دهد و از لحاظ مدرکات با عقل نظری دارد چون مدرکات عقل نظری واقعیات و هستهای عالم است.
سوم: ائمه معصومین علیهم السلام راجع به جایگاه عقل مطالب زیادی فرمودند تا جایی که ارزش انسان را منوط به مقدار عقل دانسته اند.
چهارم: درباره کارکرد عقل عملی هم احادیث زیادی در متون دینی یافت می شود حتی فرموده اند عقل چیزی است که بوسیله آن بهشت بدست می آید و عبادت پروردگار بدون عقل امکان ندارد. از نظر روایات عقل عملی هم در عرصه احکام و هم در عرصه اخلاق اعتبار دارد.
1-1-7- هدف تحقیق
باتوجه به سوالاتی که درباب عقل وجود دارد، نگاه روایات اسلامی به عنوان میزانی صحیح در این باره مشخص شود و زمینۀ ارزیابی دیدگاه اندیشمندان بر اساس روایات اسلامی فراهم آید.
1-1-8- روش تحقيق
روش تحقیق توصیفی و تحلیلی است

2-1- گفتار دوم: مفاهیم
2-1-1- مفهوم شناسی عقل
قبل از ورود به هر بحث، عنوان آن بحث و مرادفات از حیث معنا و مفهوم باید روشن شود. لذا در این گفتار بطور اختصار مفهوم شناسی عقل و مرادفات آن پرداخته می شود.
معنای لغوی عقل
واژۀ عقل مصدر عقل یعقل است و اهل لغت برای این واژه معانی متعددی ذکر کرده اند. جوهری در صحاح عقل را به حجر و نهی، دیۀ، ثوب قرمز، پناه گاه و امساک شکم معنا می کند1
صاحب فروق اللغه معنای عقل را این گونه بیان می دارد :
عقل علم و آگاهی است که انسان را از قبائح باز می دارد . پس هر کس قوه بازدارندگی بیشتری داشته باشد، با عقل بیشتری برخوردار است. “عقل البعیر” هم به همین معنا است که بوسیلۀ عقال او را باز می دارند.
معنای دیگر عقل حفظ و نگهداری است. وقتی گفته می شود “عقلت دراهمی” همین معنا اراده می شود.
عقل معنای حصر و حبس را هم افاده می کند لذا گفته می شود “اعقل ما یقال لک” به این معنا است که چیزی که به شما گفته می شود را حبس کن تا ضایع نشود. به عقله رجل هم از همین جهت عاقله گفته می شود چون او زندگی را از کشته شدن حبس می کند. طناب شتر هم از همین جهت عقل نام دارد چون شتر را از فرار و جهش بی جا حبس می کند.
ایشان بعد از ذکر این معانی معنای آخر را ترجیح می دهد و می گوید اگر عقل به معنای علم باشد اهل جنت در قبائح هیچ اشتهایی ندارند پس انزجار هم در آن ها معنا ندارد درحالیکه به آنها هم عاقل گفته می شود. از طرفی در دنیا هم افراد زیادی هستند که مرتکب قبائح می شوند باز هم مردم به آنها عاقل می گویند. پس همان معنای حبس بهتر است.2
تاج العروس واژۀ عقل را چنین معنا می کند:
عقل را به علم معنا کرده می گوید که در کتب لغت عقل به معنای حجر، نهیه، ضد حمق و به معنای علم به حسن و قبح و کمال و نقص اشیاء می باشد. عقل به علم خیر خیرین و شر شرین هم گفته می شود. عقل به قوه ای که قبح و حسن را تمییز می دهد، هم گفته می شود. گاهی هم اطلاق عقل به معانی که در ذهن انسان جمع شده است و مقدمه وسبب است برای رفتار انسان، اطلاق می شود.‏3
و خلیل واژۀ عقل را در مقابل جهل دانسته است و جهل را در مقابل علم می داند پس عقل یعنی علم و وسیلۀ حصول علم و در مقابل جهل یعنی عدم علم و درست به کارنگرفتن ابزار علم برای حصول علم. همچنین او معانی دیگر هم برای این واژه ذکر کرده می گوید.
عقل به معنای امساک می آید وقتی شکم بیمار بعد از اسهال به حالت امساک درمی آید گفته می شود؛عقل بطن المریض بعد ما استطلق.
عقل به معنای بستن نیز استفاده می شود لذا وقتی دست و پای شتر را می بندند می گویند: عقلت البعیر عقلا یعنی پای شتر را با طناب بستم. 4
راغب اصفهانی می گوید عقل در لغت عرب برای بستن شتر، بستن موی سر زنان و امساک شکم بوسیله دارو استفاده می شود.5
ابن منظور هم عقل را به معنای حجر و نهی و ضد حمق می داند.6
مقاییس اللغه درباره واژۀ عقل می نویسد که این کلمه بر حبس یا به معنای مقارب آن استفاد می شود از این جهت به عقل، عقل گفته می شود چون عقل انسان را از کارهای ناروا منع می کند.7
ابن منظور می گوید:
عقل به این نام نامیده شده است چون عقل صاحبش را از افتادن در مهلکه نجات می دهد.8
از مطالب ذکر شده می توان نتیجه گرفت که معانی که اهل لغت واژه عقل ذکر کرده اند، در معانی زیر خلاصه می شود.
1- حجر و نهی
2- ضد حماقت
3- علم
4- مقابل جهل
5- امساک بطن مریض
6- بستن شتر
7- منع
8- حصر و حبس
9- دیه
ومعانی دیگر هم شبیه این معانی در کتب لغت برای واژۀ عقل ذکر شده است. همه این معانی به یک اصل برگشت می کند و آن امساک و ضد بی بند و باری است که از شاخصه های انسان عاقل است.
معانی اصطلاحی عقل:
اگرچه در فصل دوم بطور مفصل معنا و حقیقت عقل بررسی خواهد شد، اینجا هم بعنوان کلید واژه معنای اصطلاحی آن بیان می شود:
عقل، نيروي خدادادي است كه كارش درك است؛ گاهي «هست و نيست» را درك مي‏كند كه متعلّق آن حكمت نظري است و گاهي «بايد و نبايد» را درك مي‏كند كه متعلق آن حكمت عملي است.9
علامه مجلسی برای عقل دو معنای معروف اصطلاحی ذکر کرده است.
1- نیروی درک خیر و شر و تمیز میان آنها و این ملاک تکلیف است .
2- ملکه ای درونی انسان که انسان را به گزینش خو بیها و رها کردن بدیها دعوت می کند.10
اگر به معنای اصطلاحی که اینجا نقل گردید، توجه کنیم به این نتیجه می رسیم که هر کدام از این معانی به نوعی با معنای لغوی آن ارتباط دارد، چون آگاهی و ادراک درست و نادرست است که انسان را بر عقال کردن نفس توانمند می سازد. بیشترین خطاها از انسان بعلت عدم درک و تمیز سر می زند.
اشاره به معنای لغوی در روایات
روایاتی نیز وجود دارد که به معنای لغوی عقل اشاره دارند. وقتی کسی از حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پرسید:
عقل چیست و کیفیت آن چگونه است؟
آنحضرت فرمودند:
بدرستی عقل برای انسان از وسیلههای جلوگیری از جهل است و نفس انسان مانند بدترین جنبندگان است اگر او را محصور نکند سرگردان می شود پس عقل وسیله بند است از جهل و نادانی.11
باتوجه به معانی ذکر شده می توان گفت چون عقل انسان را برای پذیرش قول حق مهیا می کند وانسان با آن عقیده ای که از راه عقل بدست آمده است دل می بندد لذا شاید از این جهت به آن عقل می گویند .
یا به لحاظ اینکه عقل انسان را نسبت به کارهای شایسته و نا شایسته آگاه می کند او را از کارهای بد و ناشایسته منع می کند، بعق عقل گفته می شود.
2-1-2- واژه‌هاى مترادف و متقارب عقل‌
يكى از راه‌هاى پى بردن به معناى واژه‌هاى مبهم، بررسى واژه‌هاى مترادف و متقارب آن‌هاست؛ چون استعمال واژه عقل، در كتاب‌ها و علوم مختلف در معانى اصطلاحى گوناگون، معناى آن را دچار ابهام ساخته است. به منظور يافتن مفهومى روشن از عقل، نگاهى به واژه‌هاى مترادف آن خواهيم داشت.
1- لبّ: از كتاب‌هاى لغت، استفاده مى‌شود يكى از واژه‌هاى مترادف عقل، لبّ است لبّ در لغت، به معناى خالص يك چيز مى‌باشد. صاحب التحقیق میگوید: اصل واحدی که در این ماده نهفته است این است که هر چیزی که از درون شئ دیگری آزاد شود لب گفته می شود و نسبت به هر شئ معنای آن متفاوت می شود نبست به انسان لب بر عقل و فهم اطلاق میشود چون یکی از مراحل نفس است که از شوائب و اوهام خالص می شود. 12
در روايات، عقل و لب به يكديگر معنا و تفسير شده‌اند؛ در فقره سى و يكم روايت هشام، اولوالالباب به اولوالعقول13،و بالعكس در روايت یازدهم کتاب عقل و جهل اصول كافى آمده است ، الْعُقَلَاءُ هُمْ أُولُو الْأَلْبَاب.‏14
مفسّران بزرگى همچون علامه طباطبايى، لبّ در قرآن را به عقل تفسير كرده‌اند، نه عقل خالص.15
حاصل اين‌كه، دو واژه عقل و لبّ از نظر لغت، روايات و قرآن مترادف هستند.
2- قلب: در كتاب‌هاى لغت قلب به عنوان يكى ديگر از مترادف‌هاى عقل به كار رفته است در لغت عرب این واژه یا تبدیل شدن شئ از جهتی به جهت دیگر ؛ ویا به خالص ترین و اعلی ترین شئ قلب گفته می شود، به قلب انسان هم از از این جهت که توسط رگ ها خون را درتمام اعضاء بدن می فرست و برمی گرداند و دائما درقبض و بسط است، قلب گفته شده است یا چون با ارزش ترین عضوبدن انسان است لذا قلب گفته شده است.16
گاهى از عقل به قلب تعبير مى‌شود. در قرآن و روايات، گاهى قلب به معنا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره آیات و روایات، سعادت و کمال، کارکردهای اجتماعی، باید و نباید Next Entries پایان نامه درباره علامه طباطبایی، فلسفه اسلامی، باید و نباید، رفتار انسان