پایان نامه درباره مصرف كننده، وزارت خارجه، نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

اين كشور چنانچه به هر دليلي نتواند برتري اقتصادي و تجاري خود را كه از هم اكنون با چالش هاي جدي رقباي سرسختي روبرو است ، حفظ كند ، تنها راه باقيمانده ، بهره گيري از قدرت نظامي خواهد بود . البته اين گزينه مخاطرات و هزينه هاي خاص خود را به دنبال خواهد داشت . كميسيون امنيت ملي آمريكا كه سياست هاي اين كشور را مشخص كرده به دولت آمريكا توصيه هاي عملي ارائه كرده است و روي اين موضوع كه نبايد هيچ قدرت مهاجم و رقيب جدي براي آمريكا مجال قدرت نمايي پيدا كند ، تاكيد ويژه اي دارد و جلوگيري از ظهور قدرت رقيب را در رديف هدف هاي سياسي و ملي آمريكا قرار مي دهد . تسلط بر نفت خاورميانه و خليج فارس به معناي تحت كنترل در آوردن اقتصاد جهان و اعمال نفوذ اقتصادي در كشورهاي رقيب نظير چين ، ژاپن و اتحاديه اروپا در مقا م رقيب هاي اقتصادي ، علمي و صنعتي آمريكاست و اين اولويت در سياست هاي كلان آمريكا قرار دارد . در اين چارچوب رقابت آمريكا و قدرت هاي بزرگ براي تسلط بر منابع نفت خليج فارس و عراق بيش از گذشته شدت مي يابد . با نگاهي به همين رويكرد كسينجر در سال 2005 اعلام كرد كه رقابت بر سر منابع هيدروكربني محتمل ترين دليل مناقشه بين المللي در سال هاي آينده خواهد بود (2005، Daniel).
آمريكا برتري در توازن قدرت هاي آينده را در گرو تسلط بر مناطق ژئواكونوميك و سرشار از منابع اقتصادي مي داند تا به اين وسيله بتواند ضمن ايجاد اختلال در امنيت اقتصادي كشورهاي رقيب به موقعيت برتر درنظم نوين دست يابد . به بيان ديگر آمريكا از راه تسلط بر منابع انرژي خليج فارس در نظر دارد امنيت جريان نفت و كنترل قيمت آن را در اختيار خود بگيرد تا از اين طريق شريان اقتصادي اروپا ، ژاپن و چين را در دست داشته باشد و به اين وسيله آنان را با هدف هاي خود در نظام نوين جهاني همراه كند (جعفري ولداني ،1381 ،صص17-19). چين دومين مصرف كننده انرژي در جهان است و در فاصله سال 2000 تا 2005 مصرف انرژي اين كشور 60% درصد افزايش يافته است و اين ميزان به نوعي باعث افزايش مصرف انرژي جهان گرديده است ، اقتصاد صنعتي در كشورهاي پيشرفته اروپايي و ژاپن و كشورهاي در حال توسعه آسياي جنوب شرقي ، به انرژي و نفت وابسته است نكته اي كه آمريكا آن را بدرستي درك كرده و درصدد آن است تا از راه سلطه بر ذخاير انرژي و كنترل توليد ، توزيع و مصرف اين ماده حياتي ، به هژموني اقتصادي خود تداوم بخشد . تسلط آمريكا بر منابع عظيم نفتي خليج فارس و بويژه عراق به معناي كوتاه شدن دست اروپا و چين و ژاپن از نفت عراق و همچنين به معناي كنترل بازار جهاني نفت است ، بازاري كه مي تواند اين امكان را به آمريكا بدهد تا در صورت لزوم با ايجاد نوسان در عرضه نفت و عدم ثيات در قيمت جهاني انرژي ريشه اقتصادي رقيبان را با تزلزل و ركود همراه كند .
15-2) تامين امنيت جريان عرضه و انتقال با ثبات نفت
ارزيابي هاي انجام شده بيانگر آن است كه ميزان نياز به انرژي در سال 2020 در مقايسه با 1997 حدود 57% افزايش خواهد داشت و نفت همچنان بعنوان مهم ترين منبع انرژي جهان باقي خواهد ماند و آمريكا در سال هاي آينده ناچار خواهد بود كه 70% از نفت مصرفي خود را از خارج وارد نمايد . البته پيش بيني ميشود كه با توجه به اهميت روزافزون نفت و نياز شديد اين كشور به نفت ، آمريكا را در صدد تغيير جغرافياي انرژي براي دست يابي به امنيت انرژي خود وادار كند . بنابر اين مداخله هاي نظامي آمريكا در جهان و به ويژه در منطقه خليج فارس و عراق توجيه مي شود . از اين رو دست يابي به نفت و تسلط بر منابع نفتي عراق ، براي آمريكا اهميت حياتي دارد و به اين كشور در ژئوپليتيك انرژي جهان موقعيت ويژه اي را ايجاد مي نمايد(74. p،2001، klare). ايالات متحده به دودليل اساسي نقش ويژه اي در انتقال مطمئن و پايدار نفت دارد نخست اينكه داراي بزرگترين اقتصاد جهان است و با رشد همگرايي اقتصادي بين قطب هاي مهم اقتصاد جهاني ، رونق بازار اين كشور به شدت از ثبات نظام هاي اقتصادي اروپايي و آسيايي متاثر مي شود و توسعه منابع فعلي و جديد انرژي به صورت هدفي بنيادي براي تمام قدرتهاي جهاني در آمده است و دوم اينكه در واپسين سال هاي قرن بيستم ، وابستگي آمريكا به نفت وارداتي به سطحي تاريخي رسيد و به نظر نمي رسد به اين زودي ها تغييري در آن ايجاد شود ، به عبارت ديگر به احتمال زياد براي آينده اي قابل پيش بيني ، وابستگي آمريكا به منابع نفتي كشورهاي ديگر بيشتر خواهد شد . امروز ايالات متحده مي خواهد استراتژي كنترل منابع انرژي را در دستور كار خود قرار دهد و در مناطق غني انرژي حضور همراه با سلطه داشته باشد كه به يقين اين حضور با منازعه و جنگ و خونريزي همراه خواهد بود .(بهجت ، 1380،ص106)
يكي از مهمترين اركان و لوازم رشد و توسعه اقتصادي ، داشتن سهم شايسته اي از مصرف انرژي است . يعني رشد اقتصادي تابعي از رشد مصرف نفت وانرژي است و به همين دليل امنيت و ثبات عرضه نفت سبب امنيت و ثبات اقتصادي و در نتيجه امنيت و ثبات سياسي و اجتماعي مي شود(حشمت زاده ،1379،ص.241) . بسياري از تحليل گران نفتي ، حضور آمريكا در عراق را در قالب سياست هاي ديرينه كشورهاي صنعتي ، يعني تامين امنيت انرژي و عرضه وانتقال نفت قلمداد كرده اند .
مفهوم امنيت انرژي و تامين آن از دغدغه هاي اصلي كشورهاي توسعه يافته و صنعتي است . در حال حاضر توليد نفت در 33 كشور از 48 كشور بزرگ توليد كننده نفت جهان ، رو به افول و كاهش گذاشته است و بيشتر كشورهايي كه با كاهش توليد نفت مواجه شده اند در نيم كره غربي قرار دارند (2005 ، Shelley) و همين موجب خواهد شد كه كشورهاي صنعتي در حال توسعه در دهه هاي آينده به نفت و گاز خاورميانه و بطور اخص خليج فارس و آسياي ميانه وابسته باشند . ايالات متحده آمريكا با تسلط بر اين منابع نه تنها مي تواند امنيت انرژي خود را تامين كند ، بلكه قادر است از راه تهديد و تحريم ، رقبا و چالش گران هژموني اقتصادي خود را از بهره برداري از اين منابع محروم نمايد . به عبارت ديگر امنيت انرژي نه تنها در قالب حفظ امنيت ملي آمريكا بلكه به منظور محروم كردن ديگران از آن ، از اهداف استراتژيك امنيت ملي ايالات متحده آمريكا در قرن بيست و يكم است و بطور قطع ، شكست و يا عدم توفيق در اين صحنه ، در آينده نظام بين الملل تاثيري فراوان خواهد داشت . امنيت عرضه انرژي از هدف هاي اصلي آمريكا براي حضور در عراق و خليج فارس است اما رهبران آمريكا از اين موضوع استفاده ابزاري كرده و با بزرگ نمايي و انحراف از موضوع در قالب حفظ امنيت خليج فارس و هم پيمانان خود ، حضور نظامي خود را توجيه و در جهت رسيدن به اهداف استراتژيك خود گام بر مي دارند .

برآيند فصل دوم
كشور عراق به دليل موقعيت استثنايي ژئوپليتيك و ژئو اكونوميك و ژئو استراتژيك خود در كانون انرژي جهان واقع شده است و همواره مورد توجه قرار داشته است . روند افزايش مصرف انرژي جهان همراه با كاهش ذخاير نفت جهان روز به روز بر اهميت انرژي و اين ماده حياتي مي افزايد و كشورهاي نفت خيز منطقه خاورميانه را بعنوان محورهاي تامين انرژي جهان در سال هاي آينده مطرح مي سازد .
انرژي تاثير مستقيم بر رشد اقتصادي و به تبع آن توسعه و رفاه اجتماعي و همچنين امنيت ملي كشورها دارد و آمريكا بعنوان بزرگترين مصرف كننده انرژي جهان شديدا از تغييرات و نوسانات انرژي متاثر مي گردد ، لذا دستيابي به انرژي مطمئن و مستمر جزيي از منافع ملي آمريكا به شمار مي رود ، از سويي ديگر نقش انرژي در ساختار امنيتي كشورهاي نفت خيز ، علي الخصوص مجموعه كشورهايي كه اقتصاد نفت پايه دارند ، قابل اغماض و چشم پوشي نمي باشد . در نتيجه امنيت انرژي و حفظ ساختار عرضه و انتقال آن موضوعي است كه هم كشورهاي صادر كننده نفت و هم كشورهاي مصرف كننده انرژي ، بدنبال آن مي باشند . آمريكا براي حفظ هژموني خود در برقراري امنيت انرژي با حضور در كشورهاي منطقه و حوزه خليج فارس و اشغال عراق در پي برقراري نظم هژمونيك در رسيدن به اهدافي همچون تضمين عرضه آزاد و مطمئن نفت و انرژي از حوزه خليج فارس است .
عراق در حوزه نفت خيز خليج فارس واقع شده است و اين منطقه در منظومه قدرت بين المللي نقش محوري دارد چرا كه تامين كننده استمرار نقش يك قدرت جهاني است و كسب منافع اقتصادي ، قدرت نظامي و كنترل بر رقبا و افزايش مقبوليت و مشروعيت بين المللي ، پيامدهاي سلطه بر منطقه و در كانون آن عراق است . عراق از دو بعد مورد توجه قدرتهاي بزرگ مي باشد اول اينكه اين كشور داراي ذخاير عظيم نفت و انرژي مي باشد و نقشي محوري در افتصاد جهاني دارد و حداقل اين نقش تا چهار دهه آينده ادامه داشته و رو به تزايد خواهد بود و دوم اينكه موقعيت ژئو پليتيك عراق و وجود قوميتهاي مختلف عمدتا ناسازگار با هم ، پتانسيلهاي نفوذ را در اين كشور فراهم آورده است و اين دو عامل نقش كليدي در توجه قدرت هاي بزرگ و ايالات متحده آمريكا به عراق و اشغال اين كشور دارد .
كنترل منابع نفتي استراتژيك عراق در آغاز قرن بيست و يكم آمريكا را قادر خواهد ساخت تا يك دستور كار جهاني چند منظوره را براي اعمال قدرت خود در حوزه هاي پولي ، اقتصادي ، امنيتي و دفاعي در نظام بين الملل تعريف نمايد . در استراتژي آمريكا دو ديدگاه به چشم مي خورد : 1- شعار پيشبرد دمكراسي 2- استفاده از قدرت نظامي براي مقابله با تهديدها ؛ كه بر اساس اين دو مولفه ، ايالات متحده در صدد است در مسير شكل دهي به نظم نوين جهاني با اتكاي به استراتژي نرم افزاري و سخت افزاري ياد شده به اهداف خود دست يابد . از جمله هدف هاي آمريكا كه به منزله استراتژي مهمي در سياست خارجي اين كشور به شمار مي رود ، كنترل مراكز حياتي اقتصادي و استراتژيك جهان است كه با سلطه و كنترل منابع تامين كننده انرژي كشورهاي پيشرفته جهان مي تواند اعمال كند . بهترين راه حل براي اجراي اين سياست كنترل مناطق نفت خيز و كشورهاي دارنده منابع و ذخاير نفت است كه آمريكا با حمله به عراق در سال 2003 تا حدود زيادي به اهداف استراتژيك خود نائل شده است ، لذا برنامه تهاجم آمريكا به عراق در راستاي تسلط بر منابع نفتي بود .
سير تحول و تكامل استراتژيهاي نفتي آمريكا در برقراري امنيت انرژي در خليج فارس و كشورهاي اين حوزه ، بيانگر اهميت روز افزون منابع نفتي موجود در اين منطقه و نقش آن در اقتصاد و امنيت ملي آمريكاست . در بعد دفاعي و امنيتي نيز ايالات متحده با ايجاد مسائلي چون تروريسم ، افراط گرايي ، خشونت و كشتار ، اختلافات مذهبي و مناقشه اسرائيلي ها و فلسطيني ها ، برتري نظامي خود را در منطقه گسترش داده و داعيه رهبري بلا منازع در جهان را دارند و تمامي اين موارد با اشغال عراق و حضور گسترده در خليج فارس ارتباط مستقيم داشته و با نفت وانرژي پيوندي محكم و غير مستقيم دارد .

فهرست منابع فصل دوم
– اخوان زنجاني ،د.(1376).نقش و جايگاه تحريم در سياست خارجي آمريكا. مجله سياست خارجي ،سال يازدهم ، شماره 1
– ايكنبري ، ج .(1382) .تنها ابرقدرت ، هژموني آمريكا در قرن 21 .ترجمه عظيم فضلي پور. تهران موسسه فرهنگي مطالعات و تحقيقات بين المللي ابرار معاصر.
– بهجت ، ج . (1380) . امنيت نفت در هزاره جديد : ژئواكونومي در برابر ژئواستراتژي . ترجمه قدير نصري مشگيني . اطلاعات سياسي-اقتصادي .سال پانزدهم ، شماره نهم و دهم ، خرداد و تير .
– تهامي . ش .(1382) . درك استراتژي نفتي آمريكادر خليج فارس .ترجمه سعيد ميرترابي . تهران پژوهشكده مطالعات راهبردي .
– جعفري ولداني ، ا .(1381) . ژئوپليتيك جديد درياي سرخ و خليج فارس . تهران:دفتر مطالعات سياسي و بين المللي ، مركز چاپ و انتشارات وزارت خارجه .
– حشمت زاده ، م . ب . (1379) .نقد كتاب نفت و سياست در خاورميانه ، برگزيده ديدگاههاي ريامونت . فصلنامه مطالعات خاورميانه. سال هفتم شماره 1 ، بهار.
– سيف،اله مراد .تحليل جايگاه و نقش نفت در حمله آمريكابه عراق ، مجله سياست خارجي شماره چهاردهم ص 15.
– طباطبايي ، ع . (1381). اهميت استراتژيك نفت عراق

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، وزارت خارجه، سازمان ملل، جهان خارج Next Entries پایان نامه درباره افغانستان، دانشگاه تهران، حضرت محمد (ص)، حقوق بشر