پایان نامه درباره لاکلا و موف، دال و مدلول، روابط قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

فکري-معرفتي را به صورت يک پيکره همگون و سازواره جلوه گرمي سازد ، مفصل بندي ناميده مي شود (تاجيک ، 20:1379 ).
2-2-2 .نظريه گفتمان لاکلا وموفه
نظريه ارنستو لاکلا و شنتال موفه ، ريشه در دو سنت نظري ساختار گرا يعني مارکسيسم و زبان شناسي سوسوري دارد. مارکسيسم مبناي انديشه ي اجتماعي اين نظريه را فراهم مي آورد و زبان شناسي ساختار گرا سوسور ، نظريه معنايي مورد نياز اين ديدگاه را در اختيارشان قرار مي دهد (کسرايي ، 341:87). آن ها با در هم آميختن اين دو ديدگاه به نظريه اي پسا ساخت گرايانه دست يافتند که مطابق آن کل حوزه اجتماع به مثابه ي شبکه اي از فرايندهاي متفاوت دريافته مي شود که در آن معني توليد مي شود (سلطاني ، 4:1384).
مفاهيم و مولفه هاي نظريه گفتمان لاکلا موفه :
نظريه لاکلا و موفه در زمينه گفتمان را مي توان کاربردي ترين نظريات اين حوزه دانست (آنچه تحليل گفتماني لاکلا وموفه را از ساير نظريه هاي گفتماني متمايز مي کند تسري گفتمان از حوزه فرهنگ و فلسفه به جامعه و سياست است)(حسيني زاده، 194:1383). معرفي اين نظريه مستلزم بيان مفاهيم کليدي و سازنده ي آن است اين مفاهيم ابزاري در اختيار محقق قرار مي دهد که به خوبي بتواند روابط درون گفتمان و برون گفتماني ِگفتمان هاي حاکم بر جوامع را بشناسد و اجزاي مختلف پديده هاي اجتماعي را مورد تجزيه و تحليل قرار دهد اين مفاهيم به صورت زنجيره وار با يکديگر مرتبط اند و برخي از مفاهيم اصلي چند مفاهيم ديگر را در بر مي گيرند در ادامه اين مفاهيم تشريح خواهند شد.
مفصل بندي7:
مفصل بندي ، کنشي است که ميان عناصر مختلف مانند مفاهيم ، نماد ها ، رفتار ها و… چنان رابطه اي ايجاد مي کند که هويت اوليه آن ها دگرگون شده ، هويتي جديد مي يابند. از اين رو هويت يک گفتمان ، در اثر رابطه اي که از طريق عمل مفصل بندي ميان عناصر گوناگون به وجود مي آيد شکل مي گيرد ( تاجيک 46:1379) .در واقع گفتمان پيکره نظامندي است که از مفصل بندي عناصر و مفاهيم مرتبط حاصل مي شود و مجموعه اي از واژگان را در بر مي گيرد که به گونه اي معنادار با هم مرتبط اند. به عبارت ديگر، گفتمان ها، مفصل بندي مجموعه اي منسجم از افراد ، مفاهيم و واژگان هستند که حول دال برتر قرار گرفته اند و به زندگي انسان معنا مي بخشند ( خلجي ، 1386: 54 ). به طور مثال در گفتمان اسلام سياسي مفاهيمي چون عدالت ، امنيت ، رهايي از هواي نفساني، آزادي حول رضايت وخشنودي خداوند، مفصل بندي مي شوند . لاکلا و موفه بر خصلت ضد سرمايه داري نظريه خود تاکيد مي کند و در عين حال ، مفهوم پرکاربرد ايدئولوژي در مارکسيسم در نظريه شان رنگ مي بازد زيرا نزد آنها تمام قلمرو اجتماعي ، گفتماني بوده اساس تمايز رو بنا و زير بنا فرو مي ريزد(لاکلاوموفه،1994 :140 ).و گفتمان جايگزين مفاهيم ايدئولوژي ،در مارکسيسم و زبان در نظريه هاي پسامدرن شده است. هويت ها برساخته مفصل بندي هاي هژمونيک هستند به اعتقاد آنان هيچ چيز بنيادين -همانند مارکسيسم- وجود ندارد که به بقيه پديده ها معنا و هويت بخشد . هويت هر چيز صرفا در شبکه هويت هاي ديگر که با هم مفصل بندي شده اند ، پديد مي آيد (کسرايي ، 343:1387).
دال 8و مدلول 9دال ها:
اشخاص ، مفاهيم ، عبارات و نماد هايي انتزاعي يا حقيقي هستند که در چهار چوب هاي گفتماني خاص ، بر معاني خاص دلالت مي کنند. معنا و مصداقي که يک دال بر آن دلالت مي کند مدلول ناميده مي شود. مدلول نشانه اي است که ما با ديدن آن ، دال مورد نظر برايمان معنا مي شود به طور مثال تکثر مطبوعات منتقد يک مدلول است که ما را به دال ،آزادي بيان ،رهنمون مي سازد (کسرايي 344:1387 ).
1-دال مرکزي10: به شخص يا نماد يا مفهومي که ساير دال ها حول محور آن جمع و مفصل بندي مي شوند دال مرکزي
مي گويند (کسرايي ، 344:1387 ) .دال مرکزي نشانه ممتازي است که نشانه هاي ديگر حول آن انسجام مي يابد. اين دال ،دال هاي ديگر را شارژ مي کند و آنها را در قلمرو جاذبه معنايي خود نگه مي دارد (حسيني زاده ، 190:1383 ).دال مرکزي به مثابه عمود خيمه است که اگر برداشته شود ، خيمه فرو مي ريزد به طور مثال در گفتمان ليبراليسم حقوق بشر ، جامعه مدني و … به عنوان دال هايي هستند که حول دال هاي مرکزي آزادي مفصل بندي مي شوند.
2-دال شناور11: دال هاي شناور نشانه هايي هستند که گفتمان هاي مختلف تلاش مي کنند تا به آن ها به شيوه خاص خودشان معنا ببخشند (يورگنسن و فيليپس 28:2002 ) .دال شناور مدلولهاي متعددي دارد و گروه هاي سياسي براي انتساب مدلول مورد نظر خود به آن ها، با هم رقابت مي کنند(کسرايي ، 344:1387 ).بطور مثال دال عقلانيت براي گفتمان اسلام سياسي يک دال شناورمي باشد.
3- اختياري بودن رابطه دال و مدلول : در نظريه لاکلا و موفه همانند انديشه سوسور ، پيوند هر نشانه با معناي خود نه ذاتي ، که اختياري و قرارداي است ، علت وجود دال هاي متفاوت براي يک مدلول در زبان هاي مختلف ، اصل اختياري بودن رابطه دال و مدلول را نشان مي دهد. اما آن ها بر خلاف سوسور ارتباط دال و مدلول را ثابت نمي دانند. ديدگاه لاکلا و موفه متاثر از نگاه پسا ساخت گرايانه ژاک دريدا مي باشد چنين نگرشي زمينه رابراي ابهام ، چندگونگي معنايي و سوء تفاهمات در زندگي روز مره فراهم مي سازد کاربرد واژه هايي همچون آزادي ، دموکراسي و عدالت با معنايي بسيار متفاوت و متناقض دليل بر اثبات ادعاي متغيير بودن رابطه ي دال و مدلول مي باشد (سلطاني ، 1383 : 83-73). بنابر گفته هوارث چنين ديدگاهي موجب بروز يک آفت و آشوب در جهان ما که همه در آن به دنبال تثبيت معنا هستند و اين کار را با خلق
فرايند مفصل بندي و هژمونيک انجام مي دهند مي شود (کسرايي ، 345:1387 )

4-عنصر12، وقته13، حوزه گفتمان گونگي : انسجام گفتمان ها به ثبات رابطه دال ومدلول از يک سو و ثبات رابطه دال ها با دال مرکزي از سوي ديگر وابسته است . دال هايي را که حول دال مرکزي گرد هم مي آيند وقته مي نامند .از چند معنايي که هر نشانه دارد هر گفتمان به طور طبيعي ، يکي از آن معاني را بر حسب هم خواني با نظام معنايي خود تثبيت و مابقي را طرد مي کند. لاکلا وموفه معاني اجتماعي نشانه ها را که از گفتمان طرد شده اند حوزه گفتمان گونگي14 مي نامند. سر ريز ي معاني يک دال يا نشانه به حوزه گفتمان گونگي با هدف ايجاد يک دستي معنايي در يک گفتمان انجام مي شود . (لاکلاوموفه،1990 :111). يک وقته تا پيش از مفصل بندي شدن در گفتمان ،در حوزه ي گفتمان گونگي قرار دارد و يک عنصر ناميده مي شود. عناصر، دال هاي شناوري هستند که هنوز ذيل يک گفتمان قرار نگرفته و از گفتمان طرد شده اند(يورگسن وفيليپس،2002 : 24)
بي قراري 15:همواره اين امکان وجود دارد که معناي تثبيت شده يک وقته متزلزل شود اين تزلزل را ،بي قراري مي نامند. بي قراري از يک سو با تضعيف هژموني گفتمان مسلط، امکان پيدايش سوژه هاي رقيب و مفصل بندي هاي جديد را فراهم مي سازد و از سوي ديگر ، گفتمان حاکم را ترغيب مي کند تا خود را بازسازي کرده و از تزلزل معاني و بي قراري دال ها جلوگيري نمايد. بي قراري دربر دارنده ي نوعي تغيير است اما بر خلاف مارکسيسم تغييري که اتفاقي و سمت و جهت از پيش تعيين شده ندارد .از اين رو بي قراري به تصادفي بودن صورت بندي هاي اجتماعي و آزادي بيشتر سوژه از جبرساختاري اشاره مي کند منشاء اصلي پيدايش بي قراري کجاست؟ پاسخ ضديت و غيرت مي باشد.
ضديت16، غيريت17: غيرت سازي فرايندي است که به واسطه ي آن گفتمان ها ، اقدام به توليد غير، ديگر و يا دشمن براي خود مي کنند، زيرا غير باعث شکل گيري هويت ومعنا مي شود (سلطاني ، 7:1384 ).هويت يابي يک گفتمان ، صرفا در تعارض با گفتمان هاي ديگر امکان پذير است.روز را در تعارض با شب مي توان درک کرد (کسرايي، 347:1387 ). به عقيده لاکلا و موفه گفتمان ها از طريق ايجاد مرز هاي سياسي و ضديت ميان ما و ديگري هويت خود را کسب مي کنند(تاجيک 85:1379 ). همه هويت ها چه فردي، چه جمعي و چه گفتماني به وسيله ي يک اصل مشترک يعني تقابل درون و بيرون شکل مي گيرد.
1-بر جسته سازي ، حاشيه راني و رقابت: مفهوم غيرت در ذات خود با مفاهيم بر جسته سازي و حاشيه راني همراه است که به اشکال مختلف در عرصه منازعات گفتماني ظاهر مي شود برجسته سازي دال هاي مورد نظر خود و حاشيه راني نظام معاني و دال هاي گفتمان رقيب و برجسته سازي نقاط قوت خود ونقاط ضعف رقيب از آن جمله است در واقع برجسته سازي و حاشيه راني ، شيوه اي براي حفظ و استقرار قدرت و تداوم هژموني يک گفتمان است (کسرايي، 348:1387 ).
2- منطق تفاوت18و هم ارزي19 :غيرت ما را با مفهوم ديگري رهنمون مي سازد “منطق تفاوت” که به متکثر بودن جامعه اشاره دارد منطق تفاوت مي کوشد با تاکيد بر اختلاف موجود در عرصه اجتماعي زنجير ، هم ارزي گفتمان رقيب را به هم ريزد. در زنجيره هم ارزي تفاوت ها پنهان مي شوند و تلاش مي شود جامعه يکسان نشان داده شود به عبارت ديگر نشانه هاي اصلي در يک زنجيره معنايي با نشانه هاي ديگر ترکيب مي شوند و در مقابل تهديد يک غير قرار مي گيرد.حاشيه راني غير هر اندازه هم شديد باشد ، نمي تواند رقيب را به طور کامل از صحنه حذف کند هر چه ظرفيت گفتمان ها براي تبديل خصومت به رقابت بيشتر باشد ، موقعيت آن ها بيشتر تثبيت خواهد شد. حضور يک رقيب باعث رونق فضاي رقابت به عنوان يک بيرون سازنده20 در ايجاد و شکل گيري هويت ايفاي نقش کند.
هژموني 21و تثبيت معنا:
لاکلا وموفه از انعطاف پذيري رابطه ميان دال ومدلول استفاده سياسي کرده و آن را با مفهوم هژموني پيوند مي زند . اگر بر سر معناي خاص براي يک دال در يک جامعه اجماع صورت گيرد و افکار عمومي هر چند به طور موقت معناي مشخص آن را بپذيرد دال هژمونيک مي شود .دست يابي به هژموني که غايت يک گفتمان است،به کمک تثبيت معنا صورت مي گيرد (مارش و استوکر، 209:1378 ).
1-انسداد يا توقف22: هنگامي که عنصر به وقته تبديل مي شود ، از حالت شناور خارج مي گردد و معنايي ثابت به خود مي گيرد. مفهوم انسداد يا توقفاشاره به همان تثبيت معنا دارد که تحت اداره هژمونيک گفتمان ها به وجود مي آيد و يکي از ابزار هاي مهم گفتمان ها براي کسب قدرت و ايجاد ثبات در روابط قدرت و استمرار هژموني است. گفتمان ها از طريق توليد معنا ، بر جسته سازي آن و ايجاد اجماع در سايه استيلاي هژمونيک بر سراسر جامعه ، روابط قدرت موجود در جامعه را طبيعي ، معقول و مقبول جلوه مي دهند تا از نظر ها پنهان بماند و قابل مواخذه نباشد (سلطاني ، 83:1383 ).
2-ساختار شکني23: هژموني باعث نزديکي يک دال به مدلولي خاص و در نتيجه ، ثبات (موقت) معناي آن نشانه و تبديل دال شناور به وقته مي شود اما ساختار شکني از ميان بردن اين ثبات معنا و شکستن هژموني گفتمان رقيب است. در ساختار شکني، دال ها باز تعريف مي گردد و معنايي جديد به آن ها نسبت داده مي شود. اين کار با جداسازي مدلول از دال خود و در صورت امکان ، انتساب مدلول ديگري به دال مورد نظر صورت مي گيرد (کسرايي، 351:1387 ).
قدرت:
قدرت اساسي ترين مفهوم در نظريه گفتمان است. قدرت از نظر لاکلا و موفه ، عبارت است از توان تعريف کردن، و تحميل کردن اين تعريف در برابر هر آن چه آن را نمي نمايد(سلطاني،1384 :54). قدرت نزد لاکلا و موفه همانند فوکو به مويرگ در بدن انسان مي ماند ؛ هم در اجزاء جامعه تنيده شده و هم حيات و بقاء بدان وابسته است.توان گفتمان ها در تثبيت معنا و هژمونيک شدن، بسته به ميزان قدرتي است که پشت آن ها وجود داشته و از آن ها حمايت مي کند که فرکلاف اصطلاح قدرت پشت گفتمان براي آن استفاده مي کند (فرکلاف،2001: 53).
اسطوره24، تصور اجتماعي25و وجه استعاري26:
لاکلا نظريه را اسطوره مي نامد .اسطوره ها به دنبال رهايي از بي قراري گفتمان ها و خلق يک عينيت اجتماعي جديدهستند . از منظر گفتماني ساماندهي واقعيت وغلبه بر بحران ها ، از راه بازسازي تئوريک صورت مي گيرد. جامعه براي پيشرفت ، پر کردن خلاء و ايجاد تحول، همواره نيازمند نظريه پردازي و گفتمان سازي است. چرا لاکلا و موفه نظريه را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره حقوق بشر، دوره متوسطه Next Entries پایان نامه درباره آزادي، انديشه، اخلاقي