پایان نامه درباره فرسایش بادی، باستانشناسی، استان تهران

دانلود پایان نامه ارشد

اسلامی غیرمنتظره بود زیرا به جز چند تکه سفال تاریخی، سفال قدیمتری مثل نوسنگی یا مس سنگی در این تپه یافت نشده که بتوان ارتباطی بین آن‌ها و مصنوعات سنگی قایل شد. وجود آثار فرسایش حاصل از جریان آب در سطح بیشتر قطعات، گویای این بود که احتمالاً در مسیر رودخانه قرار داشته‌اند و بعدها به همراه مصالح یا خشت، به سطح تپه منتقل‌شده‌اند.
مجموعهی نرگه به طور کلی، شامل 18 تراشه، سه تیغه و یک سنگمادر مصرف‌شده‌ی تراشه و دو قطعه دیگر است که در نیمیشان پتینه و آثار فرسایش دیده میشود. با توجه به استفاده از فن لوالوا در تولید دو تراشه، یک تیزه و یک سنگ‌مادر کوچک و احتمالاً بخشی از یک تیغه، میتوان این پنج قطعه را به صنعت موستری (پارینهسنگی میانی) منتسب کرد. 4 قطعهی دیگر با قید احتمال مربوط به صنعت مذکور هستند (بیگلری 1382).
مهم‌ترین ویژگی این مجموعه بالا بودن درصد لوالوا در آن است که شامل تراشه، تیغه و تیزهی لوالوا است که در مجموعههای دیگری مثل نیاسر، میرک و طبس مشاهده میشود.
یک نمونه تیزهی لوالوا از جنس توف شیشهای با سکوی ضربه کلاه ژاندارمی و حباب ضربهی برجسته در مجموعه حضور دارد؛ تیزهی لوالوا در بیشتر مجموعههای موستری زاگرس مانند غار کنجی (خرمآباد)، همیان (کوهدشت)، ویلا (هلیلان)، بیستون و ورواسی و دواشکفت (کرمانشاه) گزارش شدهاست (Baumler and Speth 1993; Bewley 1984; Biglari n.d; Dibble 1984; Dibble and Holdaway 1993; Mortensen 1993)
5-27- مغانک و اچونک
این دو مکان در سال 2005 و طی بررسی‌های دیرین انسان‌شناسی مشترک فرانسه و ایران کشف شد (Chevrier et al. 2006; Berillon et al. 2007).
مغانک در استان تهران و در تراس های کواترنری جنوب کوههای البرز و ارتفاع 1850 متر از سطح دریا قرار داشته (Berillon et al 2007) و چند صد متر در حاشیهی رودخانه دوآب ادامه دارد.
در بررسی 2005، 55 دستافزار از بقایای چهار تراس و در جنوب شرق محدودهی شکلگیری یافت شد (Berillon et al. 2007). برداشتهبرداری با چکش سخت از ویژگیهای فنی مجموعه است؛ حضور یک تیزه، یک تراشه و یک سنگ‌مادر نیز ویژگی صنعت موستری را نشان میدهد (Berillon et al. 2007).
در سال 2006، مجدداً بررسی روشمند در منطقه مغانک انجام پذیرفت. منطقه مورد بررسی مساحت 224278 مترمربع و دو سمت رودخانهی دوآب و انشعابات شمالی آن را دربر میگرفت. به طور کلی 21 محوطه شناسایی شد که همگی متعلق به بقایای یک تراس بودند و در مجموع 566 دستساختهی سنگی جمعآوری شد. مادهی خام مورد استفاده محلی بوده و شامل چرت، کوارتز و ماسهسنگ میشود که در کف رودخانه در دسترس است (Chevrier et al. 2010).
مجموعهی جدید، موستری بودن مجموعه را تأیید میکند که شامل سنگمادرها، تیزههای موستری بوده و همچنین شاخصهای دورههای جدیدتر مثل نوسنگی نیز وجود دارد.
اچونک نیز بر دامنههای جنوبی رشتهکوه البرز و بر رسوبات کواترنری قرارگرفته و در طی بررسیهای سال 2005 یافت شد. اچونک در 4 کیلومتری شمال غرب مغانک قرارگرفته و سه تراشه از آن کشف شد که در برخی جنبهها پیوستگیهایی را با مجموعهی مغانک نشان میداد. این مکانها شاید شاهدی باشند بر منطقهای وسیع که توسط انسان دورهی پلیئستوسن اشغال شده بود (Berillon et al. 2007).
5-28- مسیله
صادق ملک شهمیرزادی طی دو نوبت و در سال‌های 73-1372 مجموعهای شامل تراشه و تراشه ابزار را در ناحیهی مسیله در نزدیکی ورامین و در جنوب شرق تهران و شمال قم جمعآوری کرد. مسیله در شمال غرب فلات مرکزی ایران واقع و توسط رشتهکوههای دوازده امام و سیاه کوه از سایر قسمتهای فلات جدا شدهاست. بر اساس گزارشهای منتشر شده مجموعهی مسیله شامل خراشنده، تیغه، تیزه و چندین تراشه از جنس ریولیت بوده که منتسب به پارینهسنگی میانی است (ملک شهمیرزادی 1373، Malek Shahmirzadi 1994).
5-29- بوئین زهرا
دشت قزوین در قسمت جنوبی کوهه‌ای البرز و در 250 کیلومتری غرب تهران قرار گرفتهاست. ارتفاع این دشت از سطح دریا 1178 متر است. رودخانهی اصلی این دشت حاجیعرب است که در تابستانهای خشک نیز جریان دارد. طی بررسیهایی که در سال 1386 (2007) و 1387 (2008) در منطقه انجام گرفت، چندین منطقه با دستساختههای سنگی کشف شد که مهم‌ترین آن‌ها سپیددشت بود. مهم‌ترین دستساختههای سنگی که از این منطقه به دست آمده عبارت‌اند از: تیزه (با روتوشهای سبک و متقاطع، سکوضربهی آمادهسازی شده)، خراشندهی همگرا (این خراشنده یر روی تراشهی لوالوا ساخته‌شده، دارای روتوش متوسط بر هر دو لبه که بر سنگ چخماق ساخته‌شده است و سکوی ضربهی کلاه ژاندارم دارد)، سنگمادر لوالوا دو رویه با برداشتهای مرکزگرا که با فن لوالوا مرکزگرای متناوب ساخته ‌شده است، ابزار کنگرهدار بر تراشهی لوآلوآی مرکزگرای متناوب که سکوی ضربهی آمادهسازی شده دارد، سنگمادر لوالوا با یک سکوی ضربه که با تکنیک تک قطبی متناوب ساختهشدهاست، خراشندهی جانبی با روتوش متوسط بر هر دو لبه و سکوضربه‌ی کلاهژاندارم(Vahdati Nasab et al. 2009).
5-30- میرک:
دشت کویر یا کویر مرکزی ایران، بیابانی نمکی است که در میانه فلات ایران با ارتفاع 900 تا 1000 متر از سطح دریا قرارگرفته و از شمال به کوه‌های البرز و از جنوب شرق به دشت لوت محدود شده است. در 5 کیلومتری شهر امروزی سمنان و در قسمت شمالی این دشت، تپههای کوچکی وجود دارد که در زبان محلی آن‌ها را میرک مینامند. میرک در اصل شامل 7 تپه است که بین 4 تا 11 متر ارتفاع دارند. رضوانی در 1990(1369) بررسی در منطقه انجام داد و در طی آن دو پراکندگی وسیع ابزارهای سنگی به فاصله سه کیلومتر از یکدیگر را کشف کرد (رضوانی 1369) و در سال 1388 (2009) بررسی روشمند در منطقه انجام پذیرفت.
تولیدات میرک تراشهمحور بوده و با توجه به ویژگیهایی مثل فراوانی سکوی ضربهی آمادهسازی شده و کلاهژاندارم، میزان بالای شاخص لوالوا، حضور ابزارهای شاخص فناوری موستری وعدم حضور شاخص‌های پارینهسنگی جدید به پارینهسنگی میانی منسوب شد. گونههای ابزاری شامل انواع خراشندهها (همگرا، جانبی، دوسویه، متقاطع، انتهایی، دژه)، کنگره/ دندانهدارها، ابزارهای چندکاره و قطعات روتوشدار بودهاند (Vahdati Nasab et al. 2013).
5-31- کوه‌های کرکس
کوهه‌ای کرکس و کوهپایههای شرقی آن در قسمت میانی فلات مرکزی قرار گرفته است. ارتفاع این کوهها بین 1500 تا 4000 متر از سطح دریا است.
– نیاسر: در این منطقه در سال 1379 (2000)، تیم باستانشناسی به سرپرستی رزمجو در طی بررسی و نقشهبرداری منطقه نیاسر برخی دستافزارهایی با شاخصهی لوالوا در تونل دست کند نیاسر و در عمق 5-8 متری از سطح یافتند (Heydari-Guran et al. 2009).
– خزاق: در طی بررسیهای زمین‌شناختی در سال 1382 (2003) در شرق خزاق، 12 دست ساخته سنگی کشف شد که احتمالاً متعلق به پارینه‌سنگی میانی هستند (Heydari-Guran et al. 2009).
– کفترخون: در طی بررسی‌های زمین ریخت‌شناسی کوههای کرکس در سال 1382 (2003)، در این منطقه تعداد زیادی غار و پناهگاه صخرهای کشف شد. در سطح منطقه و حین نقشهبرداری، بیگلری، مشکور و حیدری چندین تراشهی لوالوا متعلق به پارینهسنگی میانی یافتند (Heydari-Guran et al. 2009).
– هول آباد 1: این منطقه در جنوب و جنوبشرق شهر اریسمان واقع است. هول در زبان محلی به معنای غار کوچک بوده و این منطقه دارای چندین غار کوچک است. در طی دو روز بررسی و نقشهبرداری در منطقه، تمامی دستافزارهایی که بر سطح قابل دیدن بود، جمعآوری شد که شامل 956 قطعه بود. شکل محوطه و تراکم دستساختهها و گونهشناسی نشاندهندهی دو دوره استقرار در دو بخش متفاوت است: بخش شمالی و بخش جنوبشرقی. بخش جنوبشرقی جدیدتر است. بیشتر یافتهها از قسمت شمالی شواهدی از پارینه‌سنگی میانی را ارائه میکند؛ تیغهها و تراشههای لوالوا، انواع خراشندهها (همگرا، دژه، جانبی)، تیزههای لوالوا و … شواهد این دوره‌اند. بیشتر قطعات پتینه زیادی دارند و لبهی تعدادی از آن‌ها با عواملی مثل پاخوردگی259 و حرکت بر سطح تخریب شده است. صنایع پارینهسنگی میانی این منطقه تراشهمحور است. به دلیل کمی وازدهها و قطعات پوستهدار احتمالاً مراحل اولیهی کاهش در جایی دیگر انجام میشده و سنگ‌مادر به صورت آمادهسازی شده به محوطه آورده میشد (Heydari-Guran et al. 2009).
5-32- کرمان
گری هیوم در خلال بررسیهای بلوچستان، به دعوت کالدول که آن زمان سرپرستی کاوشهای تل ابلیس را بر عهده داشت، بردسیر کرمان را نیز بررسی کرد که در تراسهای رودخانهی چری در جنوب بهرامجرد چند ابزار سنگی مربوط به پارینه‌سنگی میانی یافت (Hume 1976).
در سال 1353 (1974)، ژان دهنزلین در بررسی کرمان و در ده کیلومتری غرب فهرج و در نزدیکی جادهی بم تعدادی دستساختهی سنگی از دورههای مختلف جمعآوری کرد که شامل تیزهی لوالوا، خراشندهی انتهایی، تیغه و ریزتیغه بود (de Heinzelin 1974)
در سالهای 1353 (1974) و 1355(1976) در طی بررسیهای زمینشناسی در سواحل مکران مجموعههای سطحی یافت شده نشان‌دهنده‌ی فن لوالوا و برخی گونههای ابزاری نشان‌دهنده‌ی پارینهسنگی میانی است. در شمال غرب کنارک دستافزارهایی مثل تراشههای لوالوا، سنگمادرهای دیسکی و سنگمادرهای لوالوا با پتینه زیاد نشاندهندهی انتساب آن به پارینه‌سنگی میانی است (Vita-Finzi and Copeland 1980).
5-33- فارس: زاگرس جنوبی
5-33-1- جهرم: ویلیام سامنر در سال 1969(1348) در بررسی فارس چندین مکان پارینه‌سنگی نیز کشف کرد. وی در بررسی شرق جهرم پراکندگی وسیعی از دستافزارهای سنگی یافت که پیپرنو مطالعات تکمیلی را بر روی آن‌ها انجام داد. پیپرنو این صنایع را مشابه با پارینهسنگی میانی ایران و تا حدودی مشابه مجموعههای سطحی قطر در این دوره دانست (Piperno 1972).
بیشتر دستافزارها از قلوه‌سنگ‌های جاسپر و چخماق ساخته‌شده‌اند که پتینه زیادی داشته و سطح آن‌ها به دلیل فرسایش بادی، درخشنده شده بود. مجموعه مورد مطالعه شامل تراشههای لوالوا، انواع خراشندهها (جانبی، دوسویه، کج دژه، متقاطع260، خراشنده انتهایی)، اسکنهها، سوراخ کننده261، چاقوهای کولدار طبیعی، قطعات قطع‌شده، کنگره/دندانهدارها، ساتورابزارها و دیسکیها است.
از نظر فناوری، فقدان فناوری لوالوا جالب توجه است. به طور کلی، دستافزارها بر روی تراشههای ضخیم و بدون شکل ساخته‌شده‌اند و عمدتاً پوسته دارند. بیشترین نوع سکوضربه ساده بوده و سکوضربه‌های پرداخت‌شده و دوبر کمترند.
از نظر گونهشناسی، دو جنبه را را برای صنایع فارس میتوان در نظر گرفت: از یک سو نشان‌دهنده‌ی صنایع قدیم است: عدم حضور تیزه‌ها، حضور دندانه‌دارها و کنگره‌دارها، تراشه‌های بزرگ و فرسایش زیاد گونه‌های ابزاری به همراه پتینه زیاد. از سوی دیگر حضور صنایع پارینه‌سنگی جدید مثل چاقوهای کولدار طبیعی، خراشندههای انتهایی، اسکنهها، سوراخ کنندهها و تیغههای قطع‌شده به میزان نسبتاً زیاد نیز دیده میشود.
ولی هیچ نشانهای مبنی بر جدایی عناصر این مجموعه از یکدیگر وجود ندارد؛ پتینه، آثار استفاده، استفاده‌ی متوالی از تراشه‌های ضخیم، تفاوت گاهنگاری میان آن‌ها را غیر محتمل می‌گرداند.
در بررسی 1357 (1978) روزنبرگ نیز، 27 غار و پناهگاه صخرهای و 328 محل باز شناسایی شد که آثار به دست آمده از آن‌ها شامل پارینهسنگی میانی، جدید و فراپارینه‌سنگی بود (Rosenberg 1988).
5-33-2- اشکفت گاوی
اشکفت گاوی غاری وسیع در دامنه شمالی کوه سبز است و ارتفاع غار از سطح دشت حدود 20 متر است. دهانهی آن به سمت شمال شرق است. ابتدا در 1348 (1969) در طی بررسی حوزهی رود کر توسط ویلیام سامنر شناسایی (Sumner 1972) و در سال 1357 (1978)، روزنبرگ کاوش نجات بخشی به مدت دو هفته در اشکفت گاوی انجام داد که نشاندهندهی بقایای اواخر پارینهسنگی میانی، جدید و فراپارینهسنگی بود. سال‌یابی کربن 14 تاریخ تقریبی اشکفتگاوی را 18 تا 30 هزار سال نشان میدهد (Rosenberg 1979, 1985).
از عمق دو متری دستافزارهای پارینه‌سنگی میانی یافت شد. در عمقهای بالاتر و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره گونه شناسی، موزه ملی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ترک فعل، قانون مجازات، حقوق کیفری، حقوق کیفری ایران