پایان نامه درباره علامه طباطبایی، امام رضا ع، اثبات دعوی، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

از انسان عبادت پروردگار انجام می شود.276
3. عامل اطاعت پروردگار
پیامبر اسلام صلّیاللهعلیهوآلهوسلم در تعریف عاقل می فرماید:
همانا عاقل کسی است که از خدای متعال اطاعت کند اگرچه ظاهرا زشت به نظر برسد و نزد مردم مقام اوکوچک باشد.277
در جای دیگر آن حضرت درباره اجزای عقل فرمود:
خدای متعال عقل را بر سه جز تقسیم کرده است پس در هر شخص هر سه جز باشد عقل او کامل است و اگر شخصی هیچ کدام از این ها را دارا نباشد گویا اصلا عقل ندارد.جزو اول عقل معرفت پروردگار است و دوم اطاعت برای او و سوم صبر نیکو بر امر خدا.278
در این روایت عقل را در سه چیز منحصر دانسته است که یک جز آن که معرفت پروردگار باشد به جنبة نظری عقل تعلق دارد و دو جز دیگر یعنی اطاعت و صبر بر امر خدا در حوزة عملی عقل است.
در جای دیگر آن حضرت می فرماید:
همانا عاقل ترین مردم بندهای است که پروردگار خود را بشناسد سپس از او اطاعت کند و دشمن خود را شناسایی کند و او را نافرمانی کند.279
حضرت علیعلیهالسّلام می فرماید:
عاقل ترین مردم آن کس است که در اطاعت پروردگار از همه جلوتر باشد.280
4. عامل خوف از خدا
یکی از مهمترین عواملی که انسان را از گناه و بی بند و باری باز می دارد، خوف از خدا است یعنی انسان از عذاب بی پایان الهی خوف داشته باشد. از نظر معصوم کسی از خدا پروا می کند که از عقل خود بهره برده باشد:
عقل مندترین انسان کسی است که نیکو کار و خداترس باشد.281
همانا خدا اندیش کسی است که در دل از او ترس داشته باشد و برای او عمل کند تا اینکه به نفس خود تمرین دهد به این کار.282
5. عامل شکر در برابر نعمت خدا و صبر در برابر معصیت
وظیفة مهم دیگری که انسان در برابر خدا دارد و در حقیقت برای وجوب اطاعت الهی یک دلیل عقلی مهم همین است که خدا منعم انسانها و سایر مخلوقات است و شکر منعم به دلیل عقل بر انسان واجب است افزون بر آن خدای متعال به این امر مهم یاد آور شده می فرماید “لان شکرتم لازیدنکم و لان کفرتم ان عذابی لشدید” در نگاه معصوم هم عاقل کسی است که فروانی روزی حلال او را از شکر خدا غافل نمی کند و روزی اگر از حلال دستش کوتاه شد بخاطر صبر، از ارتکاب حرام می گریزد.
ای هاشم! عاقل کسی است که حلال خدا او را از شکر غافل نمی کند و میل به حرام، بر صبر او غلبه نمی کند.283
6. عامل ذکر پروردگار
ذکر پروردگار یکی از چیزهایی ست که به انسان آرامش می دهد”الا بذکرالله تطمئن القلوب” و این کار فقط از ذکر لسانی تنها ساخته نیست بلکه مراد از ذکر خدا، حاظر و ناظر دانستن خدای متعال است که انسان را برای کارهای خوب مهیا می سازد و از کازهای بد باز می دارد و چنین ذکری با موافقت عقل در انسان بوجود می آید:
هر کس در حقیقت معنا یاد کننده خدای متعال باشد، مطیع خدا است و هر کس از ذکر خدا غافل باشد، او عاصی و معصیت کار است و اطاعت علامت هدایت و رستگاری است و معصیت علامت گمراهی و ضلالت است و در واقع ریشه هدایت و ضلالت در ذاکر بودن و غافل بودن انسان است پس قلب خود را قبله زبانت قرار بده و زبان را فقط با اشاره قلب و موافقت عقل به حرکت درآور.284
بخش چهارم: آثار عقل عملی در انسان نسبت به آخرت
حضرات معصومین علیهمالسلام در سخنان خویش وظایف انسانها را نسبت به دنیا و آخرت بیان نمودهاند و رفتار درست نسبت به دنیا و آخرت را به انسان ها آموختند. در این بخش بررسی می شود که در فرامین معصومینعلیهمالسلام برای عقل عملی چه آثار و فوایدی در این زمینه بیان شده است.
1. عقل عملی وسیله آبادانی آخرت مؤمن
پیامر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید:
برای هر ویرانی آبادانی و عمرانی است و آبادانی آخرت عقل است و برای هر سفری سایبانی لازم است تا مسافرین به آن پناه ببرند؛ سایبان مسافرت دائمی مسلمانان عقل اوست.285
در آن روایت طولانی که امام موسی کاظم علیه السّلام برای هشام، عقل و ویژگیهای آن را بیان کرده است، آبادانی دنیا را منوط به عقل می داند که یک جنبة آن عقل عملی است.
ای هشام! هر کس سه چیز را بر سه چیز مسلط سازد گویا ازبین بردن عقل آماده شده است، هر کس نور تعقل و تفکر را با خواهشات طولانی خاموش کند و حکمتها را با سخنان بیجا محو کند و نور عبرت را با شهوات نفسانی تاریک کند، به هوای نفسانی برای نابودسازدی عقل کمک کرده است. و هر کس عقل خود را ازبین ببرد، دنیا و آخرت را نابود ساخته است.286
2. محاسبه نفس
یکی از عواملی که باعث می شود که انسان خود را برای رفتن به سرای آخرت آماده کند، محاسبه نفس است و این امر مهم به اقتضای عقل در انسان به وجود می آید:
انسان عاقل کسی است که نفس خود را باز خواست کند درباره چیزی که براو واجب است نه در چیزهایی که برای او واجب است.287
در واقع این روایت به این مطلب اشاره دارد که انسان عاقل نگران وظایف خویش است نه منافع و سود.
3. بزرگترین اعمال در آخرت
از نگاه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم بزرگترین عمل دنیا و آخرت از انسان عاقل امکان پذیر است.
‏ بافضیلت و بزرگترین اعمال در دنیا و آخرت عقل است یعنی بهترین عمل دنیا و آخرت از کسی ممکن است که بهرة خوبی از عقل داشته باشد.288
4. سبب عمل برای نجات و رستگاری
یکی از آثار عقل عملی این است که در انسان برای عمل انگیزه ایجاد می کند تا از عذاب هولناک آخرت نجات پیدا کند. لذا است که حضرت امیرمؤمنان علیه السّلام در سخنی زیبا می فرماید:
میوة عقل این است که انسان برای نجات عمل می کند.289
در این روایت نیز این مطلب را بیان نموده می فرماید:
خداوند عقل را در مردى وديعه ننهاده (نبخشيده) مگر آنكه او را با آن يكى از روزها (با چاره‏سازى آن از فتنه و تباهى دنيا يا بوسيله طاعت و بندگى از گرفتارى آخرت) رهائى دهد.290
5. عامل رسیدن به بهشت
وقتی عقل عملی سبب بشود که انسان برای نجات خویش در این سرای فانی کاروکوشش کند و بهترین عمل نزد پروردگار را انجام دهد، خدا هم برای او جنت را مقدر می کند لذا در روایات آمده که عقل بهترین وسیله برای دسترسی به بهشت است.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم به حضرت علی علیه السّلام می فرماید:
ای علی! بهترین عقل این است که انسان بوسیله آن به بهشت برسد و رضایت پروردگار را طلب نماید.291
و در جای دیگر فرمود:
عقل صحیح چیزی است که بوسیله آن بهشت بدست بیاید.292
6. عامل رسیدن به خیر دنیا و آخرت
در روایات فراوان به این مطلب اشاره شده است که رسیدن به خیر دنیا و آخرت با عقل ممکن است. و از انسان هر کار خیری سربزند، ریشهاش در عقل او است. همان طور که پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرموده است.
با عقل به همه خوبيها مى‏توان دست يافت، و آن را كه عقل نباشد دين نيست.293
حضرت علیعلیهالسّلام فرمود:
عقل سرچشمه نیکی و خوبی هاست.294
باز هم آنحضرت در این مورد فرمود :
با عقل انسان به خیر دنیا و آخرت می رسد.295
امام حسن علیه السّلام می فرماید:
با عقل می شود دنیا و آخرت هر دو را باهم بدست آورد و هر که از عقل محروم باشد از دنیا و آخرت هردو محروم خواهد بود.296
عقل راهنمای خوبیها است.297
7. عامل بدست آوردن توشۀ آخرت
در روایتی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است:
همانا عاقل حرکت نمی کند مگر برای سه چیز؛ برای تهیه توشه آخرت یا برای اصلاح امر معاش یا به دنبال لذتهای حلال.298
برگشت و نتیجه این سه کار دوباره همان آبادانی دنیا و آخرت انسان است.
8. عامل خوف از مرگ در دنیا و آمادگی برای آن
عاقل برای هر کار قبل از گذشتن وقت برای آن اهتمام می کند یکی از اموری که برای آن باید قبل از وقت آماده باشد، مرگ انسان است که باید قبل از فرارسیدن آن برای آن آماده شد لذا در این روایت می خوانیم:
برای عاقل شایسته است که در دنیا از موت بر حذر باشد و به نحو احسن برای ملاقات مرگ آماده شود، قبل از اینکه به مکانی منتقل شود که اگر آرزوی مرگ هم بکند، دیگر مردنی درکار نباشد.299
9. عامل زهد و رغبت به آخرت
یکی از امر مهمی که در معارف اسلامی به آن تاکید زیادی شده است، زاهد بودن نسبت به دنیا و راغب بودن نسبت به آخرت است. این مطلب مهم را هم امام هفتم به عقل نسبت داده است که مراد از عقل، عقل عملی است.
ای هشام! همانا عقلاء در دنیا خود را به زهد آراسته می کند و فکرو تلاش خود را به آخرت مشغول می سازد.300

3-2- گفتار دوم: اعتبار عقل عملی از نظر روایات
در گفتار اول ارزش عقل عملی از نظر روایات بررسی شد و در این گفتار حجیّت عقل عملی از نگاه روایات بررسی می شود ولی قبل از اینکه حجیّت عقل عملی را بررسی کنیم باید ببینیم که که حجت در لغت و اصطلاح به چه معنا است و حجیّت عقل عملی به کدام معنا است؟ لذا مطالب این گفتار را در دو محور بیان می کنیم در محور اول معنای لغوی و اصطلاحی و حجت و اقسام آن بیان می شود و در محور دوم حجیّت عقل عملی بررسی مس شود.
3-2-1- محور اول: معنا و مفهوم اعتبار حجیّت و اقسام آن
وقتی در متون دینی از اعتبار چیزی مانند خبر واحد یا اجماع یا عقل سخن گفته می شود، مراد از آن همان حجیّت است. لذا در این محور بطور اختصار معنا و مفهوم حجیّت بررسی می شود تا اینکه حجیّت عقل عملی برای ما روشن شود.
معنای حجت در لغت:
در لغت عرب واژه حجت بر چیزی اطلاق می شود که در مناظره و مباحثه برای غلبه و ساکت نمودن خصم استفاده می شود. همان طور که در کتب لغت آمده است: الحجّة ما يقصد به في مقام البحث و إثبات الدعوى و الإتيان للغلبة على الطرف.‏
چیزی که در مقام بحث و اثبات دعوی از آن استفاده می شود و برای غلبه بر خصم آورده می شود.
الحُجَّة:وجه الظفر عند الخصومة.301
وجهی که با آن بر خصم هنگام خصومت غلبه حاصل شود، حجت است
و یا به برهان هم در زبان عرب حجت اطلاق می شود.302
واژة حجت در قرآن:
این واژه در قرآن هم به کار رفته است و معنای لغوی آن قصد شده است درسوره انعام خدای متعال می فرماید:
وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ303
در این آیه مراد از حجت یک سری دلایلی است که حضرت ابراهیم هنگام محاجه با مشرکین اقامه کرده است و با آن دلائل برآنها پیروز گشته است و خدای متعال این دلائل را به خود نسبت داده می فرماید این دلایل از آن ما است که به ابراهیم آموختیم.304
اینجا نیز حجت به همان معنای لغوی آمده که خدای متعال با الهام این دلائل وسیله پیروزی حضرت ابراهیم علیه السّلام را بر دشمنان فراهم کرده است.
قُلْ فَلِلَّـهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاءَ لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ305
علامه طباطبایی واژه حجت را در این آیه به معنای لغویش که وسیله پیروزی خدا بر مشرکین و کفار گرفته است.306
رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزًا حَكيمًا
يعنى پيغمبران را فرستاديم كه «نيكان را» مژده دهند و «بدكاران را» بترسانند تا پس از فرستادن پيغمبران مردم را بر خدا حجّت و برهانى نباشد «باينكه كسى ما را براه حقّ دعوت نكرد و ما هم نميدانستيم» و خدا تواناى درستكار است.307
در این آیه نیز حجت به همان معنای لغوی که غلبه بر خصم باشد استفاده شده است یعنی خدای متعال برای انسان هیچ عذر و بهانه ای برای رفتن به بیراهه باقی نگذاشته است.
واژه حجت در روایات
در روایات نیز این واژه بسیار استفاده شده و معنای متفاوتی از آن اراده شده است و یکی از آن معانی که در روایات از واژه حجت قصد شده است، همین معنای لغوی است.
نقل شده که امام رضا علیه السّلام در دعای سجده نماز این جمله را می خواند:
لَكَ الْحَمْدُ إِنْ أَطَعْتُكَ وَ لَكَ الْحُجَّةُ إِنْ عَصَيْتُك‏
اگر از تو اطاعت کردم حمد و سپاس برای تو است و اگر معصیتی از من سربزند، حجت برای تو است(یعنی روز حساب عذر و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره امام صادق، صراط مستقیم، صحیفه سجادیه، رفتار انسان Next Entries پایان نامه درباره احکام شرعی، عقل و نقل، ادراکات عملی، منابع اسلامی