پایان نامه درباره عقل فلسفی، آیات و روایات، علامه طباطبائی، مجمع البیان

دانلود پایان نامه ارشد

کتاب تعریف عقل را از خود اینگونه ارایه می دهد:
تعریف عقلی که مناط تکلیف است، نزد متکلمین معروف است به علم واجبات و محالات. سپس در ادامه می فرماید مراد از علم در این تعریف علمی است که مربوط به امور ضروریة کلیه باشد.85
تعریف دیگر برای عقل در برخی کتب اینگونه ارایه شده است:
عقل وسیلۀ تشخیص، آله و چراغ عبودیت است.86
برخی دیگر مانند مرحوم مظفر عقل کلامی را اینگونه توضیح داده اند:
عقل دراصطلاح متكلمان، به معناى مشهوراتى است كه نزد جميع يا اكثر انسانها اشتراك دارد،يعنى قضاياى كه واجب القبول اند.87
آیت الله حایری نیز می نویسد:
عقل به معناى قضاياى يقينى كه تشكيل دهندة مقدمات برهان اند; اعم از اينكه آن قضايا بديهى باشند يا نظرى.88
باتوجه مطالب گذشته می توان عقل کلامی را در موارد زیر خلاصه کرد:
1. مراد از عقل قضایای مشهورهای که آرای محموده نام دارد.
2. غریزهای که مدرک ضروریات و بدیهیات است.
3. عقل به معنای علم به ضروریات(واجبات و محالات) است.
4. وسیلة تشخیص و چراغ عبودیت
بخش سوم:مشترکات و متمایزات عقل فلسفی و عقل کلامی
وقتی تعاریف فلسفی و کلامی از عقل را بررسی می کنیم می یابیم که بعضی چیزها در هر دو تعریف ذکر شده و و بعضی ها را فقط یکی از آنها گفته اند.
مشترکات:
طبق برخی از تعاریف بر مفاهیم زیر عقل فلسفی و کلامی هر دو اطلاق می شود:
عقل یعنی ابزار شناخت
عقل یعنی قضایای کلی اعم از بدیهی و نظری
متمایزات:
عقل فلسفی:
بعضی از مطالب را فقط فلاسفه در تعاریفشان بیان کرده اند که عبارت اند از مطالب زیر:
1. عقل یعنی جوهر بسیط مجرد
2. عقل چیزی است که آن چیز ملاک تشخیص انسان از چهارپایان باشد.
3. مراد از عقل همان نفس یا ابزار آن
عقل کلامی:
برخی مطالب را هم متکلمین در تعریف شان ذکر کردهاند ولی فلاسفه به آن متعرض نشده اند و آنها عبارت اند از مطالب زیر:
1. عقل به معنای علم به ضروریات است
2. عقل آلت عبودیت و چراغ عبودیت است.
3. عقل غریزه ای است که هنگام سلامت ابزارش علم و آگاهی به ضروریات و بدیهیات را بدنبال دارد.
اگرچه ما این دو مطلب اخیر را به عنوان متمایزات ذکر کردیم ولی اگر دقت شود این ها هم به همان مشترکات بازگشت می کند.
چون در یکی گفته شده که عقل آله عبودیت و سراج عبودیت است.در این تعریف آله تمیز بودن عقل را ذکر کرده اند و وقتی انسان بوسیله عقل به شناخت برسد که خدای متعال خالق او است و پروردگار او است و شایسته پرستش است بعد از آن حکم می کند که باید از او پرستش شود. لذا گفته شده وسیله پرستش هم است.
در تعریف دیگری آمده که عقل غریزهای است که هنگام سلامت ابزارش علم و آگاهی را به دنبال دارد. این تعریف نیز دوباره به معنایی که در مشترکات ذکر شد؛ یعنی وسیله ابزار و شناخت؛ بر می گردد.
2-1-2- محور دوم: معنای عقل از دیدگاه آیات و روایات
بخش اول: مفهوم عقل در قرآن
اگر چه این پژوهش عقل عملی را از دیدگاه روایات بررسی می کند ولی به تناسب بطور اختصار معنای عقل از نظر قرآن نیز بیان می شود.
اگرچه خود واژه عقل در قرآن نیامده است ولی مشتقات و واژه های مرادف آن آن فراوان استفاده شده است.
واژۀ “یعقلون” 22 بار در قرآن استفاده شده است.
یعقل 1 بار استفاده شده است. علاوه برآن از مرادفات آن واژه تتفکروا 1بار؛ تتفکرون 3بار؛ یتفکر 2بار؛ یتفکرون 11 بار در قران آوده است.
واژۀ “یفقهون” 1بار؛ یتفقهوا 1بار؛ نفقه 1بار؛ یفقهوا 4 بار؛ یفقهون 13 بار در قرآن ذکر شده است.
واژۀ الباب20 بار در قرآن آمده است.
واژۀ قلب20بار در قرآن استفاده شده است
هنگامی که کاربرد این واژه ها را ملاحظه می کنیم می توانیم بگوییم که کارهای زیر به عنوان کارکرد عقل و لب و قلب در قرآن ذکر شده است و قبلا در فصل اول گذشت که این کلمات مترادفاتی هستند که بر یک معنا دلالت می کند.
الف- تعقل و تفکر.89
ب- تفقه.90
ج- فکر و نظر91
د-عبرت آموزی.92
ه- تذکر و پندآموزی93
در واقع کاکردهایی که برای عقل در قرآن در اینجا ذکرشده، اسباب هدایت انسان را فراهم می کند لذا است که در آیه دیگری هدایت را با عقل مقرون کرده است:
اَوَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ.94
فَبَشِّرْ عِباد الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ95
در تفسیر این آیت امام کاظم علیه السّلام می فرماید که خدای متعال در این آیه به صاحبان و عقل بشارت داده که آنها هدایت می یابند.‏96
بنابر مطالب گذشته به نظر می رسد عقل از نگاه قرآن نعتی الهی است که استفاده درست از آن موجب روشنگری و شناخت درست از واقعیات و رفتار شایسته می شود که به این وسیله هدایت انسان را فراهم می کند که نتیجتا کار عقل هدایتگری است که در روایت نیز به آن اشاره شده که عقل برای انسان مانند شریعت باطنی و حجت باطنی است.
عقل از دیدگاه مفسرین
اندیشمندان قرآن شناس هم در تفاسیرشان عقل را با عباراتی گوناگون تفسیر نموده اند
1. در تفسیر تبیان عقل را به مجموع علومی معنا کرده است که سبب امتناع از افعال قبیح زیادی و تعقل واجبات کثیری می شود.97
در تفسیر “لهم قلب لایفقهون بها” شیخ طوسی(ره) می فرماید: در این آیه بر این مطلب دلالت دارد که مراد از عقل، علم است چون در این آیه مراد از “یعقلون بها” یعلمون بها است به این قرینه که انسان از دیدن رویدادها و عبرت ها علم و آگاهی بدست میآورد
در جای دیگر عقل را اینگونه تعبیر کرده اند:
عقل همان لب که خالص هر چیز است و طریق علم است. عقل معیار حق است و نیکی را قبول و قبیح را انکار می کند؛ عقل عین علم است.98
2. تفسیر مجمع البیان نیز عقل را به مجموع علومی معنا کرده است که انسان را از افعال قبیح باز می دارد و به انجام واجبات می پردازد و به این علوم عقل نامیده می شود چون سبب بازدارندگی از قبایح می شود.
در ادامه ایشان آراء متعدد در معنای عقل ذکر نموده می فرماید؛ اختلاف آراء در ماهیت عقل هیچ وقت سبب اختلاف در قضایای عقلی نمی شود.99
3. علامه طباطبائی می فرماید:
واژه عقل به معناى معروف امروزى از اسم‌هاى مستحدث بالغلبه است؛ به همين دليل، در قرآن به شكل اسمى استعمال نشده است بلکه تنها از افعال مشتق شده از عقل استفاده شده است .100
ولی ایشان در تفسیر خویش برای عقل جایگاه رفیعی قائل شده در جای جای این تفسیر به بیان مفهموم عقل پرداخته اند وبرای اثبات جایگاه عقل روایات زیادی را هم بیان نموده است .101
در معنای عقل ایشان می فرماید:
در قرآن، مراد از تعقل ادراک تواءم با سلامت فطرت است ، نه تعقل تحت تاءثیر غرائز و امیال نفسانى و خداى عزوجل هم ، کلام خود را بر همین اساس ادا نموده و عقل را به نیروئى تعریف کرده که انسان در دینش از آن بهره مند شود، و به وسیله آن راه را به سوى حقائق معارف و اعمال صالحه پیدا نموده و پیش بگیرد.102
در جای دیگر ایشان می فرماید:
مرادمان از عقل آن مبدئى است که تصدیقات کلى ، و احکام عمومى بدان منتهى می شود، و جاى هیچ تردید نیست ، که با انسان چنین نیروئى هست ، یعنى نیروئى بنام عقل دارد،که می تواند مبدء صدور احکام کلى باشد.103
به نظر ایشان عقل نوعی ادراک سودمند در دین انسان است و او را به معارف حقیقی حقیقی و عمل صالح دعوت می کند. به عبارت دیگر عقل وسیله شناخت حق و باطل و خیر و شر و سود و زیان است؛ جای دیگر به تعبیر ایشان عقل راه رسیدن به حق و شناخت حقایق است.
4. مکارم شیرازی می فرماید:
خدای متعال به انسان سه ابزار مهم برای شناخت عنایت کرده است و آنها عبارت اند از گوش و چشم و عقل. مسایل حسی را با گوش و چشم درک می کند. اما برای درک مسایل غیر حسی انسان را با عقل منعم کرده است.کلید جهان محسوسات قوه شنوایی و بینایی است ولی کلید جهان ماورای طبیعت عقل انسان است و عقل علاوه برآن در محسوسات هم مأموریت نقادى ، نتیجه گیرى ، جمع بندى و تعمیم و تجزیه را دارد.104
از عبارت ایشان به این مطلب می رسیم که عقل قوهای است که مدرک جهان مجردات و تحلیلگر معلوماتی است که بوسیله ابزار حسی انسان به آن برسد.
با تدبّر در آياتى كه مشتقات عقل و الفاظ مترادف و متقارب عقل در آن‌ها به كار رفته است، و نیز با ملاحظه سخنان اندیشمندان قرآنی، به نظر مى‌رسد، عقل از ديدگاه قرآن، موهبتى الهى است كه انسان از طريق آن، علم نافع و هدايتگر به سوى عمل صالح را كسب مى‌نمايد و علم و معرفت مذكور موجب راهيابى و هدايت او به دين و آيين حق مى‌گردد. به تلازم بين عقل و هدايت در آيات متعدد قرآن اشاره شده است. يكى از آياتى كه، دلالت بر ادعاى فوق دارد، آيه 18 سوره زمر است كه امام موسى كاظم‌عليه السلام نيز، در اولين فقره روايت هشام به آن استناد كرده‌اند: يا هشام، إِن اللَّهَ تَبارَكَ و تعالى بَشَّرَ اهلَ العقل و الفَهْم فِى كِتابِهِ، فقال: “فَبَشِّرْ عِباد الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ”.
بخش دوم: عقل از دیدگاه روایات
دربارۀ عقل رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید:
عقل نوری است که خدا آن را برای انسان آفریده است و آن را در قلب انسان روشن ساخته است تا انسان با آن نور مشاهدات را از غایبات تشخیص دهد.‏105
در شرح این حدیث گفته شده که عقل یک جوهر نورانی است که بر قلب انسان اینگونه می تابد که خورشید بر عالم می تابد و انسان با آن نور هر آن چیزی را که امکان شناخت با چشم بصیرت را دارد، می شناسد مانند علوم و معارفی که بغیر آن اطلاع یافتن برآن ممکن نیست مانند اسرار عالم ملکوت. 106
آن حضرت صلیاللهعلیهوآلهوسلم در حدیث دیگری به این مطلب اشاره نموده، فرموده اند:
عقل نوری است که انسان بوسیله آن بین حق و باطل فرق می گذارد.107
امام صادق عليه‏السلام میفرمایند:
خداى تعالی عقل را از چهار چيز آفريده؛ از دانايى، توانايى، روشنايى و مشيّت به امر. سپس، آن را به دانايى، پايدار و در ملكوت، پاينده ساخت.108
در شرح این حدیث آمده که شاید مراد از نور ظاهر شدن کمالات ، اخلاق نیکو و اعمال رضیه است و منظور از امر به مشیت انتخاب بهترین امورها است. یعنی خدای متعال عقل را از چیز مادی خلق نکرده بلکه از چیزهایی خلق فرموده که مظهر آثار علم و نور و قدرت و مشیت الهی اند و اینکه در حدیث گفته شده، عقل دائما در ملکوت است، به این اشاره دارد که همیشه در حال ترقی به درجه بالاتر است و از شغل های دنیا اعراض کرده، برای عروج به جنت ماوی مهیا می شود.109
اضداد عقل در روایات
یکی دیگر از راه شناخت حقایق اشیاء از راه اضداد آنها است در روایات چیزهای زیادی در مقابل عقل قرار گرفته است از این جهت بطور اختصار عقل را از طریق اضداد بررسی می کنیم.
طبق روایاتی که از امیر المومنین علیهالسلام نقل شده، هوای نفس ضد عقل است همچنان که در این روایت آمده است: عقل سردار لشکر خدای رحمان است و نفس قاید و جلودار لشکر شیطان است110 هوای نفس و خواهشات را با عقل خود از بین ببر 111
در روایات دیگری شهوت را ضد عقل معرفی کرده است” الْعَقْلُ‏ وَ الشَّهْوَةُ ضِدَّان”‏112
به تحقیق شهوات نفسانی عقل او را دریده است113
یکی دیگر از ضد عقل طبق روایت آرزوی طولانی است چون در روایت آمده است که آرزو عقل را به غفلت می اندازد.‏114
غضب نیز در روایات در مقابل عقل قرار گرفته است. غضب عقل ها را فاسد می کند.115
خود پسندی نیز قابل جمع با عقل نیست لذا هرکه خود پسند باشد عقل او ضعیف می شود. راضی بودن به نفس خود دلیل بر ضعیف بودن عقل انسان است.116
در واقع طبق احادیث ضد واقعی عقل همان هوای نفس و شهوت است و چیزهای دیگر مانند آرزوهای طولانی و خودپسندی از آثار هوای نفس و شهوت است.
در برخی از روایات جهل در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره علامه طباطبایی، فلسفه اسلامی، باید و نباید، رفتار انسان Next Entries پایان نامه درباره باید و نباید، جوادی آملی، امام سجاد، مبدأ و معاد