پایان نامه درباره عرضه کنندگان، نفت وگاز، حقوق بشر

دانلود پایان نامه ارشد

كارهايي فراتر از ديپلماسي مزبور است. در اين سياست فرايند اجبار و تحريك ،يا تنبيه و تشويق تبيين كننده رابطه علّي در تغيير رفتار مخاطب تحريم است. براساس سنت تحليل قدرت ، پاداش يا تنبيه منوط به رفتار بعدي مخاطب است؛بدين شكل كه تحريم كننده از طريق ربط موضوعات ،هزينه راه كارهاي گوناگون براي كشور هدف را آنچنان دستكاري مي نمايد تا طرفين در يك رابطه برابر قرارگرفته و يا اينكه اصولاً كشور تحريم كننده در موقعيتي برتر قرار گيرد. تفسير ديگر از ديپلماسي اتصال اين است كه از آنجا كه تجارت و سرمايه گذاري كه در مطالعات فعلي اغلب به عنوان پاداش هاي اقتصادي در نظر گرفته مي شود، همواره تحت كنترل حكومت ها نيست، نمي توان از آن به عنوان ابزار سياسي بهره برداري نمود ،بلكه بايد از طريق تجارت و سرمايه گذاري خارجي در بخش هاي سياسي ، اقتصادي و فرهنگي دولت هدف مداخله نمود. بنابراين، اتصال موفقيت آميز از دريچه اجبار يا تشويق نيست بلكه از طريق القاء و نفوذ تدريجي در ارزش هاي اقتصادي ، سياسي و فرهنگي است. به هر حال با توجه به نمونه هاي گذشته تحريم ها، اين فرض كه وابستگي تجاري ، دنباله رو سياسي را به همراه دارد، مورد پذيرش نيست.كاملترين چارچوب تحليلي در زمينه ديپلماسي ارتباط توسط ” چيان پين لي استاد دانشگاه ويسكانسين ” عرضه شده است. در چارچوب تحليلي مزبور چنين فرض مي شود كه نتيجه استراتژي اتصال به وسيله دو دسته عوامل تعيين مي شود: 1.موضوعات 2.بازيگران. موضوعات سه گانه و فرايند هاي متفاوت سه گانه ،اثرات متقاوتي بر استراتژي ارتباط دارند.موضوعات همان مسائل مورد اختلاف يا اهداف تحريم است كه به سه صورت مي باشد: دسته اي محسوس ، عيني و قابل اندازه گيري است ، همانند مسائل اقتصادي، تجارت و سرمايه گذاري كه موضوعات محتوايي ناميده مي شود. در اينجا پيامدهاي اقتصادي مورد توجه است و طرفين توجهي به مباحث انتزاعي و ايدئولوژيك ندارند.گروه دوم مواردي است كه داراي نشانه هاي خاصي است(مثل سياست ها،افراد و سرزمين). در اين قبيل اختلافات بحث وراي سود و زيان اقتصادي است ؛ لذا ، نمادين خوانده مي شود، زيرا ارزش ها در يك چارچوب نمادين قابل تعريف است، بدون آنكه قابل اندازه گيري و سنجش باشند. به عنوان مثال، دراختلافات ارضي ، اگرچه زمين قابل اندازه گير و مشخص است اما شأن يا پرستيژ ملي كه به اين سرزمين گره خورده است سنجش ارزش واقعي سود و زيان را غير ممكن مي نمايد.و دسته سوم، موضوعات برتر است. در اين جا هم اندازه گيري موضوع امكانپذير نيست و هم ارزش ها مورد مناقشه جدي است.مقابله با تروريزم ، حقوق بشر ، دفاع از دموكراسي ، بقاء، از جمله اين نوع ارتباط است. اهميت اين دسته بندي هنگامي روشن مي شود كه قابل معامله بودن و دست بدست شدن آنها مطرح شود.موضوعات محتوايي كاملاً معلوم است. بنابراين اگر ديگر شرايط برابر باشد مصالحه براحتي امكانپذير است. متقابلاًًًًًًًًًًًً در رابطه نمادين اگرچه موضوع قابل تعريف است(مثلاً سرزمين) اما ارزش مورد مناقشه كمتر تقسيم پذير و قابل واگذاري است. بنابراين به ميزاني كه از محسوسات به انتزاعي بودن نزديك مي شويم به همان نسبت مسأله شكل سياسي پيدا مي كند. يك جزيره هرقدر هم كوچك ولي حاكميت و غرور ملي چسبيده به آن ، معامله و گذشت بر آن را مشكل مي سازد. در اين برهه، انعطاف ناپذيري ،سخت گيري و مصالحه ناپذيري وجه مشخصه كشور هدف و دورنماي كار، مبهم است.در ارتباطات برتر،آينده بسيار مبهم تر است. همانگونه كه اشاره شد در اين نوع ارتباط علاوه بر اينكه هدف به خوبي تعريف نشده، ارزش ها نيز غير قابل اندازه گيري است. ارزش مورد مناقشه ممكن است آن چنان گسترده و مبهم باشد كه هيچ مرجع عيني در جهان واقع نداشته باشد. اين موضوعات مطلق است، به گونه اي كه بازيگر به دنبال همه يا هيچ است.اين انتظار، همكاري و هماهنگي دو طرف را غير ممكن مي نمايد.در اينجا عقيده متعصبانه و ايدئولوژي رودرروي هم قرار مي گيرد.براين اساس ، چنانچه در يك تحريم، كشور تحريم كننده ، هدف را از نوع محتوايي قرار دهد امكان موفقيت بيشتري دارد و به ميزاني كه اين هدف ، نمادين يا برتر شود ، دستيابي به آن نيز مشكل مي شود.(زهراني:1376، 8) بعد بازيگر: همانگونه كه گفته شد ، چارچوب تحليلي موضوع به بازيگر هم توجه خاصي دارد. بلكه در حقيقت رابطه بين موضوع و بازيگر است كه نتيجه كار را معلوم مي دارد. مبناي اين بحث نظريه نفوذ اجتماعي”گلمن”،نظريه پرداز بنام روابط بين الملل است.طبق نظر وي، مردم در بستر نفوذ اجتماعي به دلايل مختلف، نگرش ها و اعمال خود را تغيير مي دهند.اگرچه ممكن است رفتاري يكسان داشته باشند، ولي فرايند هاي آن در افراد مختلف فرق دارد.از لحاظ نظري و تجربي سه فرايند قابل تفكيك وجود دارد: تبعيت، شناسايي و درون سازي. آنجا كه دستيابي به پاداش و يا فرار از تنبيه ، علت تغيير رفتار باشد، مخاطب تمكين مي كند.در بحث شناسايي كارآمدي نفوذ به دليل روابط پيشين بازيگر اوليه و مخاطب است.در اين فرآيند مخاطب هويت خويش را منوط به شناسايي بازيگر اول مي داند ، لذا ميل به انطباق دارد . در فرايند دروني سازي ، نظام ارزشي فرد تعيين بخش رفتار است. بنابراين فشار آغازگر ، به اين خاطر مؤثر است كه با نظام ارزشي و انتظار اوليه مخاطب سازگار است. لذا در اين فرايند رضايت مخاطب برانگيخته مي شود. در روابط بين الملل اين سه نوع رابطه مورد بحث قرار مي گيرد. مثلاً بيان مي شود كه استعداد وارد كردن خسارت(نظريه قدرت) مي تواند مشوق رفتار متفاوت يا همكارانه طرف مقابل بشود. به همين ترتيب بحث شناسايي منطبق بر نظريه هاي وابستگي است كه بيشتر در مدل مركز -پيرامون بحث مي شود. و سرانجام، آنجا كه نظام ارزشي مطرح است ، در سطح بين الملل ،رژيم هاي بين المللي در كار است. بنابراين در بحث بازيگران نظريه هاي قدرت، وابستگي و رژيم هاي بين المللي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين فرايند هاي سه گانه برحسب دلايل اصلي تغيير رفتار دولت هاي هدف از يكديگر تفكيك مي شود. مخاطب زماني خود را با كشور تحريم كننده تطابق مي دهد كه به پيامدهاي پيش بيني شده ي سرپيچي يا پيروي واقف باشد.به عبارت ديگر تسليم ناشي از فشار به دليل انتظار مجازات يا پاداش است.برعكس، در رابطه شناسايي آنچه اثرگذار است خسارت يا پاداش نيست.در اينجا پيوند موجود بين دو طرف تعيين كننده است.بنابراين موضع دولت هدف پيش از آنكه به اصل پيشنهاد مربوط باشد به پيشنهادكننده بازگشت مي نمايد.لذا در فرايند شناسايي،تغيير رفتارمخاطب به علت تأثيري است كه بازيگر اول از نظر فكري بر مخاطب دارد. به همين ترتيب در دروني سازي “هزينه” و”تحريم كننده” ملاك نيست.بلكه”خواست”مهم است.چنانچه خواسته تحريم كننده با نظام ارزشي مخاطب سازگار افتد، به همان ميزان امكان توفيق پيدا مي كند. در نهايت ، مدل مورد بحث تأكيد زيادي بر وابستگي دارد؛ زيرا در اثر وابستگي امكان نفوذ و به تبع آن تغيير رفتار هست. مفروض تمامي طرفداران تحريم اقتصادي”وابستگي اقتصادي” است.(زهراني:1376، 10) به علاوه در پس ذهن طرفداران تحريم اين نكته نيز هست كه وابستگي اقتصادي ، وابستگي اجتماعي را به دنبال دارد. متقابلاً كساني كه شكست تحريم هاي اقتصادي را در نظر دارند ، بي پايه بودن مفروض ياد شده مبني بر اينكه وابستگي اقتصادي برابر است با وابستگي اجتماعي را طرح مي كنند.در واقع منتقدين نظريه تحريم اقتصادي موضوع را در سطوح مختلف از جمله در معرفت شناسي و روش شناسي مورد بحث قرار مي دهند. نقطه آغاز تقسيم بندي تحريم اقتصادي به دو نوع كلي است. تحريم هاي اجباري و تحريم هاي دستكاري يا اعمال نفوذ.وجه تمايز اين تحريم ها در سه چيز است :1.هدف ؛2 . مخاطب ؛3 . شيوه اجرا. در تحريم اجباري ، هدف تغيير رفتار ، مخاطب حكومت و روش آشكار و پنهان است. در تحريم نوع اول ، هدف آشكار اعلان مي شود ولي در تحريم با هدف ، بي ثبات سازي هدف مبهم باقي مي ماند.درتحريم دسته اول، مخصوصاً اگر رفتار معطوف به سياست هاي كلي حكومت نباشد،كار ساده است.در اينجا نظريه وابستگي ممكن است منجر به تغيير رفتار شود.مشكل در تحريم نوع دوم است.بي ثبات سازي يك جامعه يعني تغييرات اجتماعي. طرفداران تحريم براين باوراند كه تحريم نوع دوم در جوامعي كارآمد است كه طبقه متوسط نسبت به دو طبقه فقير و غني حجيم تر باشد؛زيرا اين طبقه متوسط است كه چنانچه تحت فشار قرار گيرد،خواست سياسي جديد پيدا مي كند.در اينجا نكته ديگري نيز وجود دارد.معمولاً‌،در كشورهاي هدف تحريم ، بروكراسي در بطن طبقه متوسط قرار مي گيرد.بنابراين درصورت دستكاري ازطريق فشار اقتصادي،علاوه بر اين كه حكومت مردم را از دست مي دهد بوروكراسي نيز متزلزل شده و بالاخره به بي ثباتي حكومت و سرنگوني منجر مي گردد. منتقدين تحريم به عواملي از قبيل نهاد و رهبري مي پردازند و از اين طريق بحث را از اقتصاد به جامعه تحويل مي نمايند. در اين قسمت به دو نگاه متفاوت نسبت به نظريه وابستگي پرداخته مي شود.براساس ديدگاه ماركسيستي، وابستگي اقتصادي مساوي است با وابستگي اجتماعي. اما ، طرفداران وابستگي با الگوي آمريكاي لاتين ،برابر اين نظر انتقاد دارند و معتقدند وابستگي اقتصادي لزوماً منجر به وابستگي اجتماعي نمي شود. تبيين مسأله در صورتي امكان پذير است كه از سطح اقتصاد به سطح جامعه وارد شويم. دقت در مواردي كه دو طرز فكر ذكر شده در بالا بدان استناد مي كنند ، و توجه به يافته هاي آنها بطور جدي راه گشاست.
بطور کلي بر اساس رويکرد رئاليسم ،اتحاديه اروپا در موضوع هسته اي ايران ،بدنبال کسب قدرت و نقش بيشتر ،جلوگيري از يکجانبه گرايي آمريکا، جلوگيري از دستيابي ايران به انرژي هسته اي (بازدارندگي) و تأمين منافع خود يعني تأمين انرژي مورد نياز مي باشد.

2-6)بررسي جنبه هاي مختلف امنيت انرژي
زنجير? شکل هاي چشمگير امنيت که توجه سياست گذاران و شهروندان را در گرداگرد جهان به جلب کرده،ازجمله امنيت ملي،امنيت بين المللي،امنيت انساني،امنيت اقتصادي وامنيت زيست محيطي، اکنون يک حلق? مهم ديگر نيز پيدا کرده است: امنيت انرژي6.اين اصطلاح تا همين چند سال پيش در بيرون ازجمع تحليل گران تخصصي به گوش کسي نخورده بود،ولي اکنون امنيت انرژي در گفتمان سياست گذاري مقامات برجست? دولتي نمود بارزي دارد.زيرا حتي بدوي ترين انسان ها هم براي کسب انرژي بدني لازم براي شکار،گردآوري غذا و ديگر مواد اساسي،ساخت سرپناه و دفاع در برابر حيوانات مهاجم و قبايل دشمن بايد چيزي بخورند؛جوامع پيچيده تر براي تهي? غذا وآب و احداث شهرها،استحکامات،کارخانه ها،کشتي ها،جاده ها،راه آهن ومانند آن به انرژي نياز دارند.درمجموع هرچه جامعه اي پيچيده ترو مولدتر باشد به انرژي بيشتري نياز خواهد داشت؛بدون عرض? کافي سوخت هاي اساسي،يک جامع? پيچيده نمي تواند نرخ بالاي بازده صنعتي خود را حفظ کند،سطح زندگي شايسته اي براي شهروندانش فراهم سازد يا ازخود در برابر قدرت هاي رقيب دفاع کند.ريچارد لوگار،سناتور ايالات اينديانا،در نوامبر2005گفت:نفت صرفاً کالايي درکنار ساير کالاها نيست بلکه دراقتصاد وسبک زندگي امريکايي جايگاه مهم و بي مانند دارد. براساس همين اعتقاد به اهميت بي مانند انرژي براي گشتن چرخ جوامع صنعتي امروزي است که مفهوم امنيت انرژي مطرح مي شود.(کلر:1390، 715)به دليل اينکه اکثر کشورها جهان،به خصوص بيشتر قدرت هاي صنعتي بايد نسبت بزرگي از نفت وگاز مورد نياز خودشان را غالباً از عرضه کنندگاني وارد کنند که گرداگرد جهان پراکنده اند وتقاضا براي انرژي رو به رشد مي باشد وهمچنين اينکه نقش اين معادلات بين المللي نفتي درمحاسبات انرژي دولت هاي بزرگ مصرف کنند? انرژي هرچه بيشتر خواهدشد،لذا امنيت انرژي با چالش هاي ملموسي روبرو شده است،چنان که برخي کارشناسان خواستار اقدام نظامي در اين زمينه شده اند.(کلر:1390 ، 718) البته بايد ياد آور شدکه،دربيشتر دولت هاي غرب،وظيف? پيدا کردن،توليد و تحويل انرژي به مصرف کنندگان را تاانداز? زيادي شرکت هاي خصوصي انجام مي دهند که هدفشان کسب سود است.(ويليامز:1390 ،716) مشهور است که ارسطو گفته است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سازمان ملل، رفتار انسان، تجارت آزاد Next Entries پایان نامه درباره عرضه کنندگان، کنترل بازار، نفت وگاز