پایان نامه درباره ظلم و ستم، غصب خلافت، نهج البلاغه

دانلود پایان نامه ارشد

مسئوليت و تعهد مسلمين در برابر سرنوشت ساير شهروندان در جامعه اسلامي است.302 و آياتي كه علت عذاب جهنميان را علاوه بر ايمان نداشتن به خدا، تشويق نكردن ديگران به دستگيري از فقرا مي دانند به لزوم مسئوليت پذيري ميان مؤمنين اشاره دارد.303
بنابراين لزوم قبول مسئوليت متقابل افراد نسبت به يكديگر از فرائض الهي است و بايد در حد امكان به آن عمل پوشاند و عده اي از علما آن را واجب كفائي مي دانند يعني تا هنگامي كه اين امر در جامعه تحقق نيافته بر همه واجب است. پس هر فرد در جامعه بايستي اولاً: به اصلاح خود بپردازد ثانياً: در صورت بروز هرگونه انحراف و اشتباه در هر قسمت از جامعه خود را مسئول دانسته در رفع آن بكوشد. به اين نحو، افراد با ياري و همكاري يكديگر در اجراي هر چه بهتر عدالت مي كوشند و موانع پيش روي عدالت را با مساعدت يكديگر رفع مي كنند.

3 ـ2ـ عوامل اجراي عدالت اجتماعي از منظر نهج البلاغه
امام علي (عليه السّلام) اولين ياور پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلّم)، همدوش آن حضرت 23 سال براي گسترش و بسط اسلام مجاهدت نمودند و پس از رحلت ايشان تا پايان عمر خود در راه تأويل قرآن و تصحيح نمودن برداشت هاي ناصحيح از اسلام مبارزه نمودند و جان در سر اين راه نهادند.
علي (عليه السّلام) به حق عنوان صحيفة عدالت قرار گرفت زيرا ايشان بسط عدالت اجتماعي را به وي‍ژه در زمان اندك حكومت خويش سرلوحه خود قرار داده و بر كلام پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلّم) كه فرمودند : ” يَكُونُ بَعْدِي أَئِمَّةٌ قَوَّامُونَ بِالْقِسْطِ بِعَدَدِ نُقْبَاءِ بَنِي اِسرائيل” 304صحّه نهادند.
پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله وسلّم) خطاب به علي(عليه السّلام) فرمودند: تو اقامه كننده عدل وقسط در ميان مردم هستي .305 از ديدگاه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلّم) فلسفة امامت برپايي عدالت و قسط در جامعه است و دليل جانشيني علي(صلي الله عليه وآله وسلّم) نيز آن است كه پيش از همه به اجراي عدالت پايبند است و دقيق تر از همه به عدالت رفتار مي كند.306 براي بررسي عوامل عدالت از منظر حكومت علوي بايد ابتدا از شرايط زماني به خلافت رسيدن وي اطلاع مختصري يافت.
پس از رحلت پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلّم) و غصب خلافت توسط خلفاي سه گانه (ابوبکر، عمر و عثمان) سياست هاي مساوات ايجاد شده در حكومت نبوي (صلّي الله عليه وآله وسلّم ) جاي خود را به جامعه اي طبقاتي داده بود. جمعي از صحابه و مهاجران که قبلاً افتخار همراهي با پيامبر (صلّي الله عليه وآله وسلّم) را يافته بودند از فرصت به دست آمده براي بهره مندي از اموال و دارايي هاي بيت المال استفاده کرده و مزايايي را منحصر به خود ساخته بودند.
به خصوص در زمان عثمان که او به علت خويشاوند گرايي، بسياري از اطرافيان خود را بر عامه مردم برتري داده، املاک ومستغلات فراواني نصيبشان ساخته بود و عمارت سرزمينهاي فتح شده را به افراد نالايقي همچون مروان حکم و اشعث بن قيس داد و آنان آزادانه درآن سرزمين ها به پرکردن جيب خود از بيت المال مشغول گشتند و در ميان از هيچ ظلمي به مردم فروگذار نکردند. معاويه که فرزند ابوسفيان يکي از دشمنان سرسخت اسلام بود و پس از فتح مکه زباني ايمان آورده و مورد عفو پيامبر(صلّي الله عليه وآله وسلّم ) قرار گرفته بود و ايشان تحت عنوان مولفة قلوبهم به او کمک هاي مالي هم نمود دز مان خليفة سوم مورد تفقد فراوان او قرار گرفته بود و ملک شام را به وي بخشيده بود و او در آنجا قصر سلطنت بنا کرده، به قدرتي فراوان دست يافته بود؛ به حدي که دربرابرعلي(عليه السّلام) عرض اندام کرده، جنگ صفين را به پا کرد و علاوه بر ايجاد شکاف بين جبهه مسلمين قربانيان زيادي ازآنان گرفت.307
در مقابل، عده بسياري از ساکنان سرزمين هاي اسلامي همچون، شهروندان عادي موالي و غيرعرب، يا غلامان آزاد شده، به خاطر تبعيض هاي ايجاد شده در بخشش از ماليات و مناصب حكومتي، از بسياري از امکانات زندگي بي بهره بوده و به سختي روزگارمي گذراندند. عده قليلي نيز كه در اين ميان به مخالفت با ثروت اندوزي حاکمان و ظلم و تبعيض آنها مي پرداختند سرنوشتي جز شکنجه، تبعيد و يا قتل نداشتند. نمونه آن ر ا مي توان درباره ابوذر، صحابي گرامي پيامبر(صلّي الله عليه وآله وسلّم) مشاهده کرد که در پي اعتراض به حکومت سلطنت گونه معاويه به بيابان بي آب و علف ربذه تبعيد شد و در سال 32 هجري در همانجا در گذشت.308
به اين ترتيب 25 سال پس از رحلت پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلّم) جامعه اسلامي به سنت هاي گذشته افول نمود و فرهنگ طبقاتي جاهلي بار ديگر بر جامعه حکمفرما شده بود به دنبال اين اوضاع نابسامان اقتصادي و اختلافات سياسي که از هنگام غصب خلافت آغاز شده بود و در زمان عثمان به نهايت رسيد و حوادثي كه منجر به قتل وي گرديد، مردم بعد از مدت ها در جستجوي حلقه مفقوده عدالت در حکومت، براي بيعت با علي هجوم آوردند كه شرح ماجرا در خطبه 3 نهج البلاغه از زبان علي(عليه السّلام) شنيدني است. هجوم مردم براي بيعت با ايشان به حدي بود که انبوه مردم اطراف ايشان را گرفته و اصرار به بيعت مي کردند و نزديك بود رداي ايشان پاره شود و دو فرزند ايشان زير دست و پا بماتنند. امام علي (عليه السّلام) بر اثر اصرار و پافشار مردم اين مسئوليت حكومت را مي پذيرد و هدف خود را تنها تلاش براي حذف نظام طبقاتي و جلوگيري از ظلم و ستم بر مظلومان جامعه و در يك كلام تحقق عدالت مي داند و در اين باره مي فرمايند:
” سوگند به خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، اگر حضور فراوان بيعت كنندگان نبود و ياران حجّت را بر من تمام نمى‏كردند و اگر خداوند از علماء عهد و پيمان نگرفته بود كه برابر شكم بارگى ستمگران و گرسنگى مظلومان سكوت نكنند، مهار شتر خلافت را بر كوهان آن انداخته، رهايش مى‏ ساختم و آخر خلافت را به كاسه اوّل آن سيراب مى‏كردم، آنگاه مى‏ديديد كه دنياى شما نزد من از آب بينى بزغاله‏اى بى ارزش‏تر است”.309
از نظر علي (عليه السّلام) عدالت ورزي يگانه اصلي كه مي تواند تعادل اجتماع را حفظ كند و همه را راضي نگه دارد و به پيكره اجتماع سلامت بخشد.310
اقدامات عدالت خواهانه ايشان بعد از قبول بيعت مردم در جهت رفع تبعيض نژادي و فاصله طبقاتي بلافاصله پس از رسيدن به حکومت آغاز شد. نامه ها و خطبه هاي ايشان پس از رسيدن به حکومت مشحون دستورالعمل ها و اوامري است كه جامعه اسلامي را به عدالت مطلوب رهنمون مي سازد. ايشان عواملي را براي اجراي عدالت، ضروري دانسته اند كه در ادامه به ذكر بعضي از آن موارد مي پردازيم.

3-2-1- حكمران عادل
لزوم وجود نظام حكومتي در جامعه مورد قبول شريعت است و مي توان به طور قطع گفت اسلام جامعه بدون حكومت را نمي پذيرد. تلاش اسلام اصلاح حكومت ها و جايگزين شدن عدل و داد به جاي ظلم و ستم در جامعه در راستاي اجراي احكام دين است، نه نابودي و امحاء حكومت ها، روي همين اصل امام علي (عليه السّلام) وجود رهبر و حكمران را براي ايجاد نظم و همبستگي در جامعه ضروري مي داند.311
آن حضرت مهم ترين دلايل لزوم تشكيل حكومت را تقسيم اموال عمومي بطور عادلانه و اجراي اوامر الهي در جامعه مي داند و ثبات و پايداري دولت ها را به برپا داشتن راههاي عدالت مي داند.312
از ديگر دلايل ضرورت حكومت را مي توان چنين برشمرد: توزيع عادلانه اموال وثروت هاي مردم، جلوگيري از فتنه، فساد وهرج مرج، ممانعت از ظلم و ستم ظالمان واحقاق حقوق مظلومان، مبارزه با دشمنان ملت، اداره صحيح زندگي بشر و ايجاد نظم و قانون و وحدت رويه در جامعه.
كارگزاران و زمامداران اركان مهم جامعه و عامل بسط قسط و عدل در اجتماع هستند. وجود شايستگي هاي لازم، ثبات قدم و سلامت رفتاري آنان در سامان بخشي به اوضاع اجتماعي و اقتصادي جامعه نقشي اساسي ايفا مي نمايد؛ بنابراين حاكم بايد از صلاحيت هاي شغلي، ويژگي هاي پسنديده اخلاقي، اصالت خانوادگي، علم و تخصص، تجربه كاري و توانايي بدني كارگزاران آگاه بوده و بر اساس لياقت آنان را به كار بگمارد.
لفظ كارگزاران كه ترجمه واژه عربي عاملين مي باشد و شامل تمام كساني است كه در مراكز دولتي و حكومتي كار مي كنند؛ به تعبير ديگر عامل، كارمند دولت معنا مي دهد.
علي(عليه السّلام) در نامه هاي خود به طيف گسترده كارگزاران اوامري راجع به لزوم عدالت كارگزاران و توجه به طبقات محروم جامعه و مراعات ضعفا دارد، همچنين حساسيت ويژه اي نسبت به گزينش كارگزاران صالح و كارآمد در مناصب مختلف دارند. از نظر ايشان كارگزاران مهمترين نقش را در ساماندهي سياسي اجتماع دارند و ثبات و استواري و سلامت رفتاري آنان اثر مهمي در اجراي عدالت خواهد داشت.
در نظرگاه ايشان مهمترين ملاك انتخاب مسئولين حفظ شايستگي ها و صلاحيت اخلاقي و عملي، اصالت خانوادگي و تخصص و توانائي مي باشد و گزينش مسئولان بايد بر اساس حق گرائي و حق محوري صورت گيرد نه با توجه به شخصيت گرائي، شخصيت افراد هرچند بزرگ باشد، ملاك حق قرار نمي گيرد بلكه حق معيار شناخت شخصيت هاست.313
ايشان مهمترين خصوصيت زمامدار و كارگزار را مسئوليت پذيري در برابر مردم مي داند و خود به عنوان مقتداي مسلمين مسئوليت اعمالش را به عهده مي گيرد.314
در عهدنامه مالك اشتر سفارشاتي در زمينه گزينش و به كار گيري كارگزاران، به مالك مي نمايند كه مي تواند راهگشاي حاكمان در تمامي ادوار باشد در ادامه به بعضي از اين فرامين اشاره مي شود.
از مالك مي خواهد كه در گزينش كارگزاران و حاكماني كه براي مناطق بر مي گزيند، ساده انديشي و مسامحه كاري يا خودرأيي به كار نبندد و از روي تجربه و آزمايش آنها را انتخاب نمايد و با مشورت با صالحان به آنان منصب دولتي بسپارد.315
و افراد مجرب و دنيا ديده با حيا و با اصالت و پيشگامان در اسلام را برگزيند زيرا اخلاق نيكو و آينده نگري و آبرومندي و عدم طمع ورزي به اموال بيت المال از خصوصيات مثبت ايشان است.316
در انتخاب نظاميان نيز شرايطي مشابه از جمله دارا بودن خانواده نيكو، سوابق پسنديده و شجاعت و بخشش را ذكر مي نمايد، زيرا اين صفات جمع صفات مورد پسند براي انتخاب بهترين ها هستند.317
در اولين خطبه پس از بيعت ، پيش قدمي در اسلام را مهم ترين ارزش دانسته و آن را ملاک انتخاب مسئوليت ها درحکومت خويش قرار مي دهد و مي فرمايد: آنان که سابقه اي در اسلام داشته و تاکنون منزوي بودند، بر سرکارمي آيند و آنها که به ناحق پيشي گرفته اند، عقب زده خواهند شد.318
علاوه بر موارد فوق در انتخاب كارگزاران عوامل ديگري را نيز در جهت تأمين مؤلفه عدالت در كارگزاران لازم مي داند و آن قاطعيت در اجراي عدالت است؛ زيرا تنها كساني مي توانند فرمان خداوند را به راستي اجرا نمايند كه در راه اجراي حق مدارا ندارند و سازشكار نبوده و پيرو آرزوهاي زود گذر نباشند.319
بر اساس آموزه هاي اسلام و كلام علوي، حاكمان و مسئولان مملكتي نبايد امور را به دست كساني بسپرند كه داراي خلق وخوي ناپسند و يا فاقد توانايي هاي لازم اداره امور باشند و مناصب اجتماعي را راهي براي ثروت اندوزي بدانند، افراد برگزيده علاوه بر دارا بودن لياقت ها بايد مردمدار بوده و در راه تأمين رفاه كل جامعه كوشش نمايند. افراد شايسته و كاردان مي بايست بدون توجه به وابستگي به مسئولين يا نفوذ در ادارات و قدرت در نظام سياسي جامعه شناسايي شوند و شخصيت ها هر چند بزرگ و داراي سوابق طولاني باشند، نمي توانند معيار گزينش ها قرار گيرند، بلكه معيار گزينش مسئوليت ها تقواي فرد و لياقت هاي اكتسابي اوست.

3 -2-2- نظارت همگاني
از جمله ويژ گي هاي حكومت موفق و سالم آن است كه همه مردم به نحوي، در اداره امور دخالت داشته و خود را جدا از مسولين ندانند و به كيفيت اجراي قوانين نظارت كنند و مسولين نيز خود را همواره تحت نظر مردم حس كنند تا بدين واسطه از گونه لغزشي مراقبت به عمل آورند.
امام علي(عليه السّلام) يكي از وظايف رهبر جامعه اسلامي را حكم بر اساس قانون الهي و اداي امانات مي داند و با اجراي اين شروط، اطاعت مردم را از اوامر رهبر و حاكم جامعه را امري واجب مي داند.320

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره امر به معروف Next Entries پایان نامه درباره امر به معروف، رفق و مدارا