پایان نامه درباره ظلم و ستم، ترس از خدا

دانلود پایان نامه ارشد

اثرات آن در جامعه بيشتراست، چون نخبگان ظالم و گمراه جامعه اي را به دنبال خود منحرف خواهند كرد.
حضرت علي(عليه السّلام) در كلامي خطاب به عثمان بدترين مردم را رهبري ستمگر مي داند كه خود گمراه است و سبب گمراهي ديگران شود، آن كه سنت پذيرفته را بميراند و بدعتي رها شده را احيا نمايد.461
از نظر امام علي(عليه السّلام) برقراري عدالت جز در سايه مبارزه با ظلم غير ممکن مي نمايد؛ لذا در سخنان ايشان ظلم ستيزي با عدل گرايي دو امر تفکيک ناپذير شمرده شده است:
ِمن لَوازِمِ العَدلِ التَّناهي عَن الظُّلمِ .462
ضادّوا الجورَ بِالَعدلِ.463
اِنَّ القُّبْحَ فِي الظُّلمِ بِقَدرِالحُسنِ فِي العَدلِ464
اَلجَوْرُ مُضادُّ اَلْعَدلِ. 465
از نمونه هاي بارز ظلم در اجتماع که ايشان به آن اشاره نموده اند مي توان تبعيض اقتصادي و بهره برداري کارگزاران دولت از اموال بيت المال به نفع اقليت جامعه و چپاول بيت المال و محروميت اکثريت جامعه است. در نظر ايشان تفاوتهاي جزئي بين مردم همچون تفاوت در نحوه نگاه کردن مي تواند عاملي براي نمايان شدن بي عدالتي حاكمان گردد، لذا با هرگونه عاملي كه شائبة بي عدالتي را در ميان كارگزاران ايجاد مي كند، به شدت مبارزه مي كند.
قبح ستمکاري و ظلم در اين كلام حضرت نيز نمايان است: به خدا سوگند اگر تمام شب را بر روي خار مغيلان به سر برم يا با غل و زنجير اين سو و آن سو کشيده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت در حالي ملاقات کنم که به بعضي از بندگان، ستم کرده و چيزي از اموال عمومي را غصب کرده باشم.466
ايشان، زمامدار و حاکم جامعه را بيش از ساير افراد در معرض ظلم کردن مي داند و ظلم زمامدار را زمينه اي براي ويراني سرزمين مي داند. زمامداري که درهاي ستمگري را مي گشايد و بر مردم جفا روا مي دارد، زشت ترين و کريه ترين چهره ها را صورت مي بخشد و بايد در انتظار ويراني سرزمين ها و شورش انسانها و زوال دولتها باشد.467
در نظر آن حضرت ، خوردن مال مسلمان، غصب اموال عمومي يا آزار مردم براي گرفتن خراج و ماليات از بزرگترين گناهان کبيره است.468 از اين رو پيوسته كارگزاران خويش را از ظلم و ستم برحذر مي دارد و آن امر را عاملي براي ايجاد جنگ و درگيري بين مردم، فرار آنان از سرزمين و بر انگيختن حس انتقام جويي ايشان و در نتيجه نابودي حكومت مي داند.469
تأکيد ايشان بر عدالت ورزي حاکمان و منع از ظلم ايشان به رعيت در نامه هاي ايشان به عمال و کارگزارانشان نمايان است. هر کدام از آنان را به مهرباني با مردم و عدم سخت گيري بر آنان در گرفتن خراج و ماليات ملاحظه حال آنان و رعايت حقوقشان سفارش مي کند، در نامه اي خطاب به مأموران خراج گذار مي نويسد: با ترس از خدايى كه يكتاست و همتايى ندارد حركت كن. در سر راه هيچ مسلمانى را نترسان، يا با زور از زمين او نگذر و افزون‏تر از حقوق الهى از او مگير. هر گاه به آبادى رسيدى، در كنار آب فرود آى و وارد خانه كسى مشو، سپس با آرامش و وقار به سوى آنان حركت كن تا در ميانشان قرار گيرى، به آنها سلام كن و در سلام و تعارف و مهربانى كوتاهى نكن.470
ايشان مأموران خراج را از ظلم به حيوانات نيز منع مي کند و وجود يک مأمور كاردان، مهربان و خير خواه را براي جمع آوري خراج و زکات مردم که شامل دام ها هم مي شوند لازم مي داند. تأکيد ايشان در عطوفت به حيوانات تا آنجاست که در ادامه همين نامه از مأمور ماليات مي خواهد که پس از جمع آوري زكات و هنگام ارسال آن به سوي دار الخلافه مأموري امين بر اموال بگمار و به او سفارش كن تا بين شتر و بچه اش جدايي نيندازد، شيرش را ندوشد تا آن حد که به بچه اش زياني وارد شود، در سوار شدن به شتر هم عدالت را رعايت کند، مراعات حيوان خسته و زخمي را بنمايد. 471
آن حضرت در نامه اي که كيفيت خراج گرفتن را تعيين مي کند به ريزترين مسائل، يعني رعايت حقوق حيوانات و مهرباني به آنان اشاره دارد، به حد اعلي در مورد رعايت حقوق رعيت و خودداري از ظلم و ستم به ايشان سفارش نموده است. در نامه به محمد ابن ابي بکر، او را به نرمخويي و گشاده رويي در برابر رعيت سفارش کرده و از هرگونه تبعيض حتي درنگاه کردن ميان مردم نهي مي کند.472 سفارشات ايشان به حاكمان و كارگزارانشان در جهت تلاش در جهت خودداري از شكل گيري نظام ظالمانه و حكم فرما شدن قانون زور ميان حكام و در نتيجه ايجاد نارضايتي در ميان مردم مي باشد.

4-2-2- دنيا طلبي حکام
هر گاه حاکمان جامعه به دنبال كسب مواهب مادي بيشتر در دنيا باشند، از هرگونه ظلم و ستم بر رعيت و از بين بردن حقوق ايشان ممانعت نمي کنند. افزايش روحيه دنيا طلبي و ثروت اندوزي در ميان طبقه هاي مياني جامعه منجر به گسترش تجمل طلبي، اسراف و زياده خواهي در افراد مي شود. در چنين جامعه اي، مصرف گرايي و توجه به صنايع رفاهي غير ضرور گسترش مي يابد، مشغول شدن به امور دنيوي و غافل ماندن از وضعيت معيشتي طبقات پايين جامعه سبب افزون شدن فاصله طبقاتي و رواج بي عدالتي در ميان مردم مي شود. نقش ثروت طلبي و سرمايه داري در تزلزل پايه هاي جامعه به آن حد است که عده اي آن را طاغوت اقتصادي دانسته اند که کمر به نابودي جامعه بسته است.
ثروت و سرمايه طاغوت ساز است و توانگر سرکش طاغوت، هرکس در قضاياي زندگي بشر و رنجهايي که انسان کشيده به دقت مي نگرد، يقين خواهد داشت که طاغوت اصلي و حقيقي همان طاغوت اقتصادي است و طاغوت سياسي سيئه اي است برگرفته از طاغوت اقتصادي.473
امام علي (عليه السّلام) با گرايشهاي شديد به مال اندوزي مخالف است، مال زياد را سبب تباهي دين و سنگدلي مي داند474 و در عين حال با فقير پروري نيز شديداً مبارزه مي كند. در مورد حد تلاش براي كسب اموال به بسنده نمودن به حد وسط و ميانه جامعه قائل است. زيرا به نظر ايشان فقر و غنا هر دو مفسده ساز هستند.475 ايشان خود به عنوان حاکم حکومت اسلامي در حد ساده ترين افراد زندگي مي کرد و فقيرانه ترين خوراک و پوشاك را داشت. نصر بن حارث از عقبة بن علقمه روايت مي کند:
به محضر امام علي (عليه السّلام) شرفياب شدم در حالي كه مقابل آن حضرت ماست ترشي بود كه ترشي اش مرا اذيت نمود و قطعه ناني خشك، عرض كردم اي امير مؤمنان آيا چنين چيزي مي خوريد؟ ايشان فرمودند: اي ابا محبوب، رسول خدا (صلّي اله عليه وآله وسلّم) ناني خشك تر از اين مي خورد و لباسي خشن تر از اين ـ اشاره به لباسش نمود ـ اگر من مانند او رفتار نكنم مي ترسم كه به او ملحق نشوم.476
ساده ترين لباس هاي ايشان گاه بارها وصله مي شد آن حضرت در نامه به سهل بن حنيف نوشتند: به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينه كننده آن شرمسارم.477
امام علي (عليه السّلام) در اندرز به اصحاب و يارانش عدم وابستگي به دنيا را از لوازم آمادگي براي آخرت ذكر مي نمايند478 لذا در خلال نامه هايش به كارگزارانش، آنان را به ساده زيستي و کفايت به حداقل بهره از زندگي تشويق نموده و نسبت به بهره برداري فراوان ايشان از نعمت ها و اموال مسلمانان هشدار مي دهند.
آن حضرت وقتي شنيد، شريح قاضي خانه اي بزرگ به 80 دينار خريده، نامه اي به شريح نوشت و او را نسبت به بي اعتباري دنيا توجه داد و به عبرت گرفتن از گذشتگان دعوت نمود در قسمت پاياني نامه نوشتند: آنان كه مال فراوان گرد آورده بر آن افزودند و آنان كه قصرها ساخته و محكم كارى كردند، طلا كارى كرده و زينت دادند، فراوان اندوختند و نگهدارى كردند و به گمان خود براى فرزندان خود باقى گذاشتند همگى آنان به پاى حسابرسى الهى و جايگاه پاداش و كيفر رانده مى‏شوند، آنگاه كه فرمان داورى و قضاوت نهايى صادر شود پس تبهكاران زيان خواهند ديد.479
در نامه اي به عثمان بن حنيف انصاري، او را به خاطر حضور بر سفره مهماني يکي از سرمايه داران بصره نکوهش مي کند و از او مي خواهد که از غذايي که حلال و حرام بودنش را نمي داند نخورد. زيرا به نظر ايشان، در سفره سرمايه داران كه تنها گروهي از ثروتمندان برآن مهمان هستند و فقرا با ظلم محروم شده اند و در آن سفره جايي ندارند؛ لقمه آن سفره لقمه كاملاً پاكي نيست و به او مي نويسد: اگر الگوي تو من هستم بدان كه امام تو از دنياي خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضايت داده است؛ بدانيد كه شما توانايى چنين كارى را نداريد امّا با پرهيزكارى و تلاش فراوان و پاكدامنى و راستى، مرا يارى دهيد.480
همچنين در توصيف ساده زيستي خود به او مي نويسد: پس سوگند به خدا من از دنياى شما طلا و نقره‏اى نيندوخته و از غنيمت‏هاى آن چيزى ذخيره نكرده‏ام، بر دو جامه كهنه‏ام جامه‏اى نيفزودم و از زمين دنيا حتى يك وجب در اختيار نگرفتم و دنياى شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچيزتر است.481
ساده زيستي امام علي (عليه السّلام) ناشي از فقر و ناتواني و بيكاري ايشان نبود. بالعكس، ايشان در طول عمر پر بركتشان، فرد پركاري بودند و به كار كشت و آبياري نخلستان ها و حفر چاه ها مي پرداختند و از درآمد ناشي از كشاورزي به فقرا ياري مي رساند، بردگان را آزاد مي كردند و فرصت شغلي برايشان ايجاد مي نمودند؛ اما ديناري از اين درآمد را براي خود و خانواده ذخيره نمي كردند به نحوي كه گاهي شب ها پس از كار روزانه به خانه بر مي گشتند در حالي كه همه مال خويش را بخشيده بودند و درآمدي حتي به قدر قوت آن شب برايشان باقي نمانده بود.
حس مسئوليت پذيري ايشان نسبت به محرومان جامعه و بري بودن از انديشه حرص و طمع ورزي ايشان را وا داشت تا ريشه كني فقر در كل سرزمين هاي تحت امرش در حد فقيرترين ساكنان آنها زندگي كند. ايشان در همين نامه به توانايي مالي فراوان خويش ودر عين حال كف نفس خويش در ممانعت از بهره برداري از امكانات دنيوي اشاره مي كند482و قناعت پيشه كردن را راهي براي براي رهايي از آتش دوزخ دانسته است.483
امام علي (عليه السّلام) در اكثر نامه ها به اطرافيانش علاوه بر دعوت ايشان به ساده زيستي، آنان را از زياده خواهي ها نهي نموده اند و بر تلاش در راه ذخيره توشه اي اخروي تأكيد دارند. در نامه اي به فرزند دلبندشان امام حسن (عليه السّلام) از او مي خواهد تا ضمن تلاش براي تأمين معاش دنيوي به دنبال جمع آوري مال فراوان نباشد زيرا آن چه مي ماند، به ديگران مي رسد و جمع كننده مال در واقع، خزينه دار ديگران است.484
رويه امام علي (عليه السّلام) در ساده زيستي و دعوت زمامداران به دوري از تجملات و بهره گيري فراوان از اموال بيت المال و توبيخ زياده خواهان از بيت المال485 بايد سر مشق مسئولين جامعه اسلامي قرار گيرد تا به بهانه مسئوليت، به دنبال دنيا طلبي و برهم زدن الگوي عدالت مداري در جامعه نباشند.
4-2-3- استثمار و بهره كشي
استثمار از ريشه “ثمر” به معناي محصول، مايه، نتيجه و بهره گرفته شده و در معناي بهره برداري و انتفاع از سرماية ديگران آمده است. معناي اصطلاحي آن غل و زنجير به گردن مردم نهادن و منافع آنان را بردن است.486
صاحب نظران اقتصادي معني استثمار را بيشتر به بهره گيري اقتصادي از منابع و انحصار آن به نفع خود معنا كرده اند: استثمار عبارت است از انحصارت اقتصادي كه ناشي از روابط غلط و نامشروع است و به صاحبان آن قدرت مي دهد تا بر سر نوشت اقتصادي جمع كثيري تأثير گذارند و به نفع خود از آنان بهره برده، نيروي فعال انان را از آن خود سازند.487
شايد بتوان از جمله دلايل استثمار را تقويت روحيه اعتلاجويي و راحت طلبي در افراد دانست. كساني كه خود را برتر از همگان و بي نياز از پاسخ گويي به ديگران مي بينند به دنبال اختصاص منابع به خود يا خويشاوندان از ساده ترين راه مي كوشند و در اين بين از فدا كردن تلاش هاي ديگران ابايي ندارند.
امام علي(عليه السّلام) استثمارجويي را پي آمد قدرت و مكنت فراوان مي داند488 از اين رو مردم را از پذيرش حكومت و فرمان برداري از متكبران منع مي كند زيرا تكبر ورزي آنان زمينه انكار نعمت هاي الهي را فراهم مي كند:
زنهار، زنهار از پيروى و فرمانبردارى سران و بزرگانتان، آنان كه به اصل و حسب خود مى‏نازند و خود را بالاتر از آنچه كه هستند مى‏پندارند و كارهاى نادرست را به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سوره حجرات، ظلم و ستم، نهج البلاغه Next Entries پایان نامه درباره قدرت مطلق خداوند، عزت نفس