پایان نامه درباره شناخت علم

دانلود پایان نامه ارشد

ارزشها (البته از ديدگاه خود)به گفتمان غيرهدف اقناعي دارد يعني خواسته به دانش آموزان بقبولاند که نظام ليبرال دموکرات دچار تناقض و پارادوکس است و به بن بست رسيده است و بايد کنار گذاشته شود و به جاي آن استيلاي گفتمان خود را بر جامعه مورد تاييد و تاکيدقرار ميدهد.
آيا در متن از استعاره استفاده شده است؟
استعاره اي که در اين درس وجود دارد در قالب تصويري است که در متن درس ديده مي شود تصوير تظاهرات وال استريت مردمي که عليه نظام حاکم بر غرب دست به تظاهرات زده اند و چيزي که بيشتر از همه جلب توجه مي کند نوشته ي به نسبت بزرگي است که در دست تظاهر کنندگان است که بر روي آن 99% نوشته شده و به صورت نمادين و استعاري دال مرکزي گفتمان غرب را به چالش مي کشد . به بياني ديگر اين ادعاي گفتمان غرب که نماينده اکثريت جامعه هستند را به گونه اي به تمسخر مي گيرد.
ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزش هاي تجربي،رابطه اي وبياني هستند؟
الف.ارزش هاي تجربي:
در تمامي جملات به کار رفته در اين متن يا کنشگر بسيار کلي و مبهم و يا کنشگر غير جاندار است و در عين حال در برخي جملات اسم سازي صورت گرفته است که در آن قيد زمان و مکان حذف شده است. يعني نويسنده خواسته از اين فرايند ها استفاده ايدئولوژيک کند.”امت اسلامي بايد از پذيرش طاغوت و قدرت هاي غير الهي خود داري کند و در شکل گيري امامت و ولايت الهي بر اساس موازين و ارزش هاي اسلامي هوشمند و فعال باشد”.”جمهوري اسلامي نوعي نظام سياسي است که در جهان اسلام مورد توجه امت اسلامي قرار گرفته است. عنوان “جمهوري” در اين ترکيب به معناي به رسميت شناختن حضور موثر مردم در نظام سياسي است و کلمه “اسلامي” نشان دهنده اين است که فعاليت مردم بر مبناي عقايد و ارزش هاي اجتماعي اسلام سازمان پيدا مي کند”.در اين پاراگراف نويسنده گفتمان و ويژگي خاص گفتماني خود را نماينده اي از تمامي گروه هاي اسلامي “نه يک گروه خاص” معرفي کند.علاوه برآن در اين جملات نويسنده خواسته با عبارات کلي و انتزاعي از باز کردن موضوع ودادن توضيح خودداري کندوبدين ترتيب مخاطب را تحت تاثير قرار دهد و آن ها را به سمت گفتمان خود ترغيب کند.
ب.ارزش هاي رابطه اي :
جملات چه به صورت امري و چه به صورت خبري و ارائه دهنده اطلاعات و يا پرسشي باشند مي توانند از موضع اقتدار باشند در اين متن، نويسنده در جاهاي مختلف از ارزش هاي رابطه اي استفاده کرده است به بياني ديگر او از جايگاه اقتدار به عنوان ارائه دهنده اطلاعات خود را در مقابل گيرنده اطلاعات ِرام و مطيع مي پندارد. به عنوان نمونه :”در عقايد اسلامي احکام و مقررات با خواست مردم، انبيا و اولياي الهي تعيين نمي شوند بلکه با اراده و مشيت خداوند شکل مي گيرند. در اين ديدگاه عقل و وحي دو وسيله شناخت ارزش هاي الهي و احکام و مقررات اجتماعي هستند و انسان ها مسئوليت شناخت و اجراي آن ها را بر عهده دارند”.نويسنده در جاهاي مختلف متن به طور انبوه از وجهيت رابطه اي استفاده کرده است. نکته قابل توجه اين است که زماني به توضيح ويژگي گفتمان خود مي پردازد به هيچ عنوان از افعال کمکي احتمال داشتن، ممکن بودن و يا محدود کردن با قيد زمان و مکان استفاده نمي کند در عوض در جا هاي مختلف از فعل کمکي بايستن و غيره استفاده کرده است: “مسلمانان موظفند همه مستضعفان و مظلومان را ياري کنند”.”امت اسلامي بايد از پذيرش طاغوت و قدرت هاي غير الهي خودداري کند و در شکل گيري امامت و ولايت الهي بر اساس موازين و ارزش هاي اسلامي هوشمند و فعال باشد”.اين دقيقا ادعا هاي اقتدار ضمني و شبکه هاي قدرت ضمني است که وجهيت رابطه اي را به کانون مبارزه گفتماني تبديل مي کند.اما از طرف ديگر عکس اين حالت را در معرفي ويژگي هاي گفتمان غير خود به کار مي برد:”ليبرال دموکراسي نوعي نظام سياسي است که ادعا مي کند با خواست واراده اکثريت مردم سازمان مي يابد”.در پاراگراف بعدي آن را با قيد مکان غرب محدود مي کند.”اين نظام سياسي با فرهنگ جهان غرب که رويکردي دنيوي به عالم هستي دارد و شناخت علمي ارزش هاي اجتماعي را انکار مي کند سازگار است”.
پ. ارزش هاي بياني :
با دقت در عبارت متن مي توان فهميد که تمامي افعال به کار رفته در آن زمان حال هستند: حال غير وجهي(مي داند، مي يابد، مي کند، مواجه مي شود، مي دانند، مي گردانند، مي گويند، مي شود، ياد مي کنند، پيدا مي کند و مي گيرند) و يا حال کامل(گرفته است، ياد شده است).استفاده از اين افعال انتهاي وجهيت بياني است که تعهد مطلق توليد کننده متن را به صدق گزاره نشان مي دهد، عقايد ايدئولوژيک يک گفتمان در ادعا هاي مبني بر دانش نهفته است، که به وسيله صورت هاي وجهي نشان داده مي شوند. عموميت صورت هاي وجهي مطلق در اين متن از وجود ديدگاه هاي شفاف نسبت به جهان حکايت مي کند. گويي نويسنده مي خواهد معناي مورد نظر خود را به خوانندگان منتقل سازد بدون اينکه نياز به تفسيرو باز نمايي باشد و فرايند هاي پيچيده و در هم ريخته ي گرد آوري اطلاعات و تفسير دخيل در توليد متن را پنهان کند و نقش ايدئولوژي هاي نهفته در رويه ها و پيش فرض هاي مفسران را مخفي مي کند، رويه هايي که مفسران در فرايند تفسير از آن ها بهره مي گيرند.
تفسيروتبيين:
در قسمت اول تفسير ما در صدد پاسخ گويي به چهار سوال هستيم.ماجرا چيست؟ماجرا در رخداد ارتباطي انتخاب شده معرفي ويژگي هاي نظام ليبرال-دموکرات و نظام جمهوري اسلامي ايران مي باشد.چه کساني در گير ماجرا هستند؟در متن اين درس، قسمتي که تحليل شده دو مشارکت کننده عمده وجود دارند. در يک طرف نويسنده از گفتمان اسلام سياسي و در طرف ديگر غير اين گفتمان که گفتما ن غرب (با نظام ليبرال-دموکرات) است.روابط آن ها چيست؟در اين مرحله، روابط و مناسبات قدرت و فاصله اجتماعي که در موقعيت تعيين و تثبيت شده اند قرار دارند. نويسنده از گفتمان اسلام سياسي در پي تثبيت موقعيت خود از طريق برجسته کردن دال هاي گفتمان خود از يک طرف و به حاشيه راندن دال هاي گفتمان غير از طرف ديگر است تا از اين طريق دانش آموزان را قانع کند تا استيلاي گفتمان خود را تاييد کنند.نقش زبان چيست؟فرکلاف معتقد است که از زبان به صورت ابزاري در جهت تحقق بخشي يک هدف گفتماني يا نهادي مي توان سود جست. در اين جا از زبان در قالب يک درس براي حاشيه راندن دال هايي که در گفتمان غرب مفصل بندي شده اند استفاده مي شود و همچنين تا جايي امکان سعي در برجسته سازي دال هاي مفصل بندي شده در گفتمان خود را داشته است.
بنابرآنچه که درقسمت توصيف مشخص شد گفتمان حاکم بر درس،گفتمان اسلام سياسي است که از نظام جمهوري دفاع مي کند و در پي بر جسته سازي دال هاي اصلي گفتمان خود است. از طرف ديگرگفتمان غرب و نظام ليبرال-دموکرات به عنوان غيريت اين گفتمان در نظر گرفته شده است .با حاشيه راندن دال هاي آن ، گفتمان حاکم بر درس مي خواهد موقعيت خود را تثبيت کند وبه صورت سلبي آزادي درگفتمان خودراتعريف کند.در اين حاشيه راني و برجسته سازي همانطوري که در قسمت ارزش هاي رابطه اي و بياني واژگان گفته شده است، نويسنده به بيان ارزش هاي خود از طريق طرح هاي طبقه بندي پرداخته است که نظام ارزش يابي به حساب مي آيند و همچنين طرح هاي متضادي را به گفتمان غيرخود نسبت داده است.به اين عبارت دقت کنيد: “عدالت، آزادي، استقلال ، نفي وابستگي، نفي تسلط بيگانگان بر امت اسلامي، امنيت، تامين اجتماعي و تکافل عمومي ، تلاش براي عمران آبادي، عقلانيت، مشورت و مشارکت در امور عمومي، توسعه ي معرفت و آگاهي نسبت به اسرار و حقايق آفرينش از جمله ارزش هاي اجتماعي اسلامي است”.نويسنده ادعا مي کند که با برپايي نظام مورد نظر اين ارزش ها حاکم مي شوند ارزش هايي که مورد پذيرش همه جوامع بشري هستند. اگر چه مقصود و هدف نهايي آن ها دنيوي نيست بلکه قرب الهي اما اين ارزش ها هم تامين خواهد شد و بدين ترتيب به برجسته سازي گفتمان دال هاي خود مي پردازند. در اين درس نيز تقرب الهي ،که دال مرکزي و رهايي واقعي است، به طور ضمني به عنوان اوج کمال و سعادت معرفي مي شود. در متن درس علاوه بر آن بر ساير دال ها که به گرد تقرب مفصل بندي مي شوند ، تاکيد مي کند.
نويسنده عنوان مي کند که با برقراري نظام جمهوري اسلامي ارزش هايي در جامعه چون “عدالت، امنيت و…” حاکم مي شود که هم تامين کننده زندگي دنيوي است و هم تقرب و خشنودي الهي تامين خواهد شدو براي رسيدن به چنين جامعه اي که چنين ارزش هايي حاکم است بايد افراد به ارزش هاي جمعي، مسئوليت پذيري، امامت، خودداري از پذيرش طاغوت و قدرت هاي غير الهي به ولايت و موازين الهي ارزش هاي اسلامي مقيد باشند.گفتمان حاکم بردرس در کنار برجسته سازي دال هاي مربوط به گفتمان خود به حاشيه راني گفتمان غير مي پردازد. در متن ضمن برشمردن ويژگي ها يا دال هايي چون اباحيت و مباح دانستن همه امور براي انسان ها، آزادي و خواست انسان ها به عنوان مرجع نهايي، حاکميت مردم، حکومت دنيوي،تاکيد بر شناخت علمي ارزش هاي اجتماعي، برتري دهنده آزادي بر عدالت و حقيقت معرفي مي کند. و در قسمت آخر با تاکيد بر نارضايتي مردم و تناقض و پارادوکسي که اين نظام با آن در گير است، ادعا مي کند که اين نظام و تعبيري که از آزادي دارد دچار شکست شده است و اصول و دال هايش نيز غير معتبر است و بدين ترتيب به شدت گفتمان غيرخود و دال هايش را به حاشيه مي راند.
يکي از دال هايي که در گفتمان غرب با آزادي همراه است ارزش هاي فردي است. در جمله “در آموزه هاي اسلامي آن هنگام که عبادت بعد اجتماعي به خود مي گيرد، ارزش بيشتري پيدا مي کند”به طور ضمني اين دال به حاشيه رانده مي شود و همچنين زندگي دنيوي دال ديگرهمراه شده باآزادي درگفتمان غرب است درعبارت بعدي در مقابل زندگي آن جهاني رنگ مي بازد:”بر اساس هستي شناسي توحيدي، اغلب اين ارزش ها با آن که ناظر به مسائل اجتماعي دنيوي هستند، تفسيري دنيوي و سکولار ندارند بلکه سيرتي الهي و ديني دارند؛ و به همين دليل عمل به آن ها رفتاري صرفا دنيوي يا اجتماعي نيست بلکه يک وظيفه الهي است و مانند عبادت فردي سبب تقرب انسان به خداوند مي شود”.
ساختار شکني:در اين متن انسان محوري و تاکيد بر راي و نظر اکثريت مردم دال مرکزي گفتمان غرب معرفي مي شود. در تصوير متن، تظاهرات مردمي نشان داده مي شود که در آن روي پرچمي کلمه 99% نوشته شده است.99%به صورت استعاري همانطوري که در قسمت توصيف بيان شد، نشان دهنده از دست دادن تاييد اکثريت مردم درنظام ليبرال -دموکرات است. بدين ترتيب متن خواسته با ساختار شکني دال مرکزي گفتمان ليبرال-دموکرات سبب فروپاشي کل مفصل بندي آن شود يادر عبارت زير نيز باز ساختار شکني گفتمان غير ديده مي شود:”دانشمندان علوم سياسي از تناقضي که از نارضايتي مردم نسبت به نظام سياسي ليبرال دموکراسي به وجود مي آيد، با عنوان پارادوکس(تناقض) دموکراسي ياد مي کنند”.
تصور اجتماعي يا اسطوره
در متن نويسنده با استفاده از افعال زمان حال ،مي خواهد گفته هايش را به عنوان يک حقيقت مسلم به خواننده بقبولاند .باچنين رويکردي ويژگي هاي گفتماني غيرراتنها با جهان غرب سازگار مي داند.در حاليکه معتقد است اين گفتمان در غرب هم دچار پارادوکس شده است .پس تنها راه رهايي از اين تناقضات و رسيدن به جامعه اي ايده آل که در آن ارزش هاي انساني حاکم است، پيروي از نظامي است که گفتمان خود در آن جاري است. بدين ترتيب گفتمان خود را تا حد يک تصور اجتماعي بالا مي برد.
آن آزادي که در اين درس به آن اشاره شده همان تقرب الهي ، اوج رهايي و کمال و سعادت در ديدگاه اسلام سياسي يا همان آزادي دروني است.در متن درس به آزادي اجتماعي اشاراتي شده است. اين آزادي با ارزش هاي ديگر چون عدالت، استقلال و… همراه است ، در حد ارزش هاي جمعي ديگر است که توسط احکام و قوانين مختلف محدود مي شود .به بياني ديگرتا جايي پذيرفته مي شود که منافاتي با ارزش هاي جمعي ديگر نداشته باشد. ولي به آزادي فردي نه تنها پرداخته نشده بلکه تا جاي ممکن به حاشيه رانده شده است و از آن جايي که آزادي فردي در گفتمان غرب مورد تاکيد است ،بدين ترتيب

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه فکری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، ارزش بازار، کارت امتیازی متوازن