پایان نامه درباره سپتامبر 2001، تلاش مضاعف، نفت و گاز، حوزه نفوذ

دانلود پایان نامه ارشد

دوره هاي اجرايي و بخش انرژي همواره با يك گردش دوره اي روبرو بوده اند ، بطور مثال در گذشته نزديك جورج شولتز (وزير امور خارجه) وكسپار وينبرگر (وزير دفاع) در دولت ريگان را مي توان نام برد كه هردو در شركت بچتل ( Bethtel ) ، يك شركت نفتي چند مليتي است مشغول به كار بودند . همچنين دونالد رامسفلد27 ، وزير دفاع پيشين و فرستاده ويژه ريگان به خاورميانه تا سال 1983 به عنوان مقام ارشد اجرايي شركت سرل فعاليت مي كرد . بزرگترين مقام هاي تصميم گيرنده اجرايي در دولت جورج بوش با شركت هاي چند مليتي انرژي آمريكا مرتبط بوده اند . كاندوليزا رايس28 سابقه طولاني در صنعت نفت داشت ، وي از سال 1991 مدير كمپاني شورون (Chevron) بود و ديگ چني معاون جورج بوش از سال 1995 تا 2000 مدير شركت هاليبرتون (Holliburton) ديگر غول انرژي آمريكا بود (12March،2003،Guardian) . هاليبرتون يكي از 500 شركت ثروتمند آمريكا است . اين شركت با بيش از 85000 نفر پرسنل در يكصد كشور جهان فعاليت نفتي دارد(2005،Rutledge) .اين شركت در زماني كه ديگ چني رياست آن را بر عهده داشت كمك هاي مالي خود را به نامزدهاي جمهوريخواه تا سقف 2/1 ميليون دلار افزايش داد (12March،2003،Guardian). از طرف ديگر شركت بچتل از بزرگترين شركت هايي است كه از صنعت ساخت و ساز حمايت مالي مي كند ، لذا انتصاب ريلي بچتلي 29در مقام مشاور بوش در شوراي صادرات در مارس 2003 به منظور بازاريابي براي شركت هاي آمريكايي در خارج از اين كشور ، آن هم در زمان حمله و اشغال عراق را نمي توان اتفاقي تلقي كرد . در همين چارچوب لابي نفت به منزله نيروي محرك ، پشت جريان حمله ايالات متحده به عراق قرار گرفت تا نخست موقعيت و نفوذ سابق خود را در عراق باز يابد و موقعيتي كه پس از ملي شدن صنعت نفت عراق (IPC شركت نفت عراق)در سال 1972 از دست داده بود ، باز ستاند . جنگ 1991 خليج فارس (حمله و اشغال كويت توسط عراق) به منزله پايان آرزوهاي كمپاني هاي نفتي بود چرا كه پس از جنگ ايالات متحده عراق را بعنوان دشمن معرفي كرد و به همين دليل بر اساس قوانين ايالات متحده شركت هاي آمريكايي از انجام هر نوع تجارت در عراق منع شدند . در طول همين دوره شركت هاي چند مليتي اروپايي ، روسي و حتي ژاپني در صنعت نفت عراق تجارت سود آوري داشتند .اين وضعيت براي شركت هاي نفتي آمريكا نگران كننده بود ، زيرا بيشتر ، از راه انجام عمليات در صنعت نفت عراق تجارت سود آوري در صنعت نفت عراق سود هنگفتي به دست مي آورند ، بهمين دليل لابي هاي نفتي در اوج سرخوردگي فشارخود را بر دولت ايالات متحده افزايش دادند تا به عراق حمله كند و منابع نفتي اين كشور را تحت كنترل خود در آورد ، منابعي كه در طول دهه 80 نتوانسته بودند از راههاي صلح آميز به آن دست يابند .
اينكه چرا شركت هاي نفتي در سرتاسر جهان خواهان حضور در عراق هستند ؟ مبين اين واقعيت است كه بر اساس آمار آژانس بين المللي انرژي ذخاير اثبات شده نفت عراق 144 ميليارد بشكه برآورد شده است ، با اين وجود عراق 11% از كل ذخاير نفت جهان و 13% از كل ذخاير نفت كشورهاي اوپك را در اختيار دارد و بعد از عربستان سعودي دومين كشور دارنده منابع نفت جهان است . نخستين چاه نفت عراق در 15 اكتبر سال 1972 در باباگورگور در محلي بنام دياره واقع در منطقه كركوك فوران كرد و به اين ترتيب عراق پاي به دنياي نفت گذاشت .
عراق از جمله كشورهاي معدود توليد كننده نفت و گاز جهان به شمار مي رود كه قابليت بالقوه براي افزايش اكتشاف و و ذخاير اثبات شده بيشتري را براي خود داراست . علاوه بر اين عراق با قرار گرفتن در قلب خاورميانه به لحاظ موقعيت ژئواكونوميك و ژئوپليتيك ، در سياست بين الملل جايگاه ويژه اي دارد(يوسفي ،1384،ص 23) . شركت هاي چند مليتي علاقمند سرمايه گذاري در نفت عراق هستند و مطابق ارزيابي ها 80 % از حوزه هاي نفتي عراق كشف نشده اند و تاكنون تنها دوهزار حلقه چاه نفت در عراق در مرحله حفاري و استخراج قرارگرفته است ، ويژگي برجسته عراق در اين است كه از هر ده چاه حفر شده هشت چاه به نفت رسيده است ، در حاليكه در عربستان از هر ده چاه حفرشده تنها پنج چاه به نفت مي رسد . نفت عراق كيفيت بسيار بالايي داشته و استخراج آن نيز بسيار ارزان است . اين كشور توليدكننده ارزان ترين نفت خام جهان با قيمت كمتر از يك دلار براي هر بشكه است(طباطبايي ،1381 ،ص 2). اين محاسن و مزيت ها نشانگر نرخ سود بالا و درآمد سرشار براي كمپاني هاي نفتي است و بيهوده نيست كه شركت هاي آمريكايي تلاش مضاعفي را براي تحت كنترل در آوردن نفت عراق با اتكاء به هر نوع سياستي ، چه نظامي و چه ديپلماتيك را در برنامه كار خود قرارداده اند .
12-2) اهداف استراتژيك آمريكا در عراق
دولت آمريكا بطور عمده پنج هدف اساسي را در حوزه خليج فارس و عراق بعنوان اهداف استراتژيك خود دنبال مي كند كه اين هدف ها عبارتند از :
1. تامين امينت جريان صدور و انتقال نفت به بازارهاي جهان
2. تامين امنيت رژيم هاي دوست و تقويت رابطه با آنها
3. جلوگيري از گسترش و اشاعه سلاحهاي كشتار جمعي
4. تقويت روند اصلاحات و دموكراسي در كشورهاي منطقه به روش دموكراسي غربي
5. مبارزه با تروريسم و افراط گرايي (2002،Byman&Wise)
به طور كلي الگوهاي جديد رفتار امنيتي و سياست خارجي آمريكا در قالب مداخله گرايي ، هژمونيك گرايي ، يك جانبه گرايي ، مبارزه با تروريسم و جنگ پيش دستانه تعريف مي شود . استراتژي هاي ايالات متحده در عراق را مي توان تابعي از اهداف كلان اين كشور به منظور دست يافتن به منافع ملي و حفظ ان در چارچوب امينت ملي آمريكا در منطقه خاورميانه و خليج فارس در عرصه هاي زير دانست .
1. رويارويي با اسلام گرايي راديكال
2. حفظ آينده متحدان منطقه اي آمريكا و برخورد با تهديدهاي داخلي و خارجي و نوع رابطه آنها با ايالات متحده و اسرائيل
3. مساله نفت و تضمين توام انتقال و توليد در حوزه خليج فارس
4. ترتيبات امنيت منطقه اي خليج فارس
5. تثبيت قدرت آمريكا و جلوگيري از تقويت رژيم هاي معارض با اين كشور
موارد ذكر شده پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 بصورت برجسته اي منطقه خاورميانه و خليج فارس و در بطن آن عراق را در سر لوحه اهداف اصلي آمريكا قرار داد و زمينه ساز حمله به عراق براي دستيابي به پنج هدف مهم در اين كشور شد .
اهداف اصلي آمريكا در حمله به عراق و اشغال اين كشور
1. سرنگوني ديكتاتور عراق (صدام حسين) و اشغال اين كشور
2. تامين امنيت اسرائيل
3. مهار قدرت و نفوذ منطقه اي ايران و جلوگيري از دست يابي ايران به سلاح كشتار جمعي
4. تامين امينت داخلي عربستان و برقراري امينت انرژي
5. مبارزه با تهديدهاي تروريستي در منطقه (موسوي شفايي ، 1387، ص 325-323)
6. دولت آمريكا براي رسيدن به اين اهداف ، اقدام هاي اساسي را انجام داده است كه مي توان به اقداماتي از قبيل ، انعقاد قراردادهاي دفاعي با كشورهاي عرب منطقه ، ارسال ناوگان پنجم نيروي دريايي به حوزه خليج فارس ، حمله به عراق ، حمله به افغانستان و حضور مداوم نيروهاي آمريكايي در پايگاههاي هوايي در كشورهاي حوزه خليج فارس اشاره نمود .
آسيب پذيري آمريكا در برابر جريان نفت با عوامل مختلفي از جمله كانون هاي قدرتمند و تاثير گذار در فرآيند توليد ، قيمت گذاري و توزيع نفت جهاني در ارتباط است و شايد مهمترين كانون تاثير گذار در فرآيند توليد ، قيمت گذاري و توزيع نفت جهاني با شكل گيري سازمان اوپك در تقابل با آمريكا ايجاد شد و از همين رو آمريكا در صدد بر آمد تا با تسلط بر منابع خليج فارس ، موقعيت اين سازمان را تضعيف كند. نگاه آمريكا به عراق به ميزان زيادي به كاهش قدرت نفتي اوپك و جايگزيني عراق با قدرت تصدي گرايانه عربستان در اين سازمان بوده است . بدنبال تحقق ايده خصوصي سازي صنعت نفت عراق ، ايالات متحده در صدد بر آمد توان اوپك ، براي قيمت گذاري و حفظ ثبات اين سازمان را كاهش دهد . دولت هاي غير نفتي در منطقه خليج فارس را از كسب در آمد محروم و حتي براي تغيير رژيم اين كشورها اقدام نمايد .
13-2) هژموني دلار
يكي ديگر از مباحث ، علي الخصوص در حوزه اقتصاد سياسي برقراري هژموني دلار واحد پول آمريكا در صحنه نظام اقتصاد بين الملل است . از زمان آغاز نظام برتون وودز اين واحد پولي به منزله ارز اصلي تجارت بين المللي از موقعيت منحصر بفردي برخوردار بوده است و منبع هدايت رهبري ايالات متحده در اقتصاد بين الملل به شمار مي رود . پس از تفكيك دلار از استاندارد طلا در سال 1971 ، اوپك دلار را به عنوان ارز رسمي براي تمامي معاملات بين المللي نفت اعلام كرد . اين امر به انحصار هژموني كامل دلار آمريكا در تجارت بين المللي نفت صحه مي گذاشت(199-200 .pp،2007،Granell). اين هژموني در سال 2000 زماني كه عراق تصميم گرفت براي شكستن كنترل مالي ايالات متحده در معاملات نفتي اش از يورو استفاده كند به چالش كشيده شد . تهاجم نظامي آمريكا به عراق ، تجلي رويارويي دلار و يورو و اقدامي براي حفظ هژموني دلار بر اقتصاد جهان بود . بنابر اين آمريكا به منظور حفظ هژموني خود بر اقتصاد جهاني ، به سياست يك جانبه گرايي ، ميليتاريسم و نظامي گري و نظريه جنگ هاي پيش دستانه روي آورد كه حمله به عراق را بعنوان رويكرد برجسته آن مي توان تلقي كرد(11 july، 2002، Financial Times) .
بسياري از ديگر كشورهاي صادر كننده نفت ، حفظ ذخاير ارزي خود را در شكل چندين نرخ ارز مورد بررسي قرار داده اند كه ادامه اين روند مي تواند به افول موقعيت منحصر بفرد و هژموني دلار آمريكا و حركت تدريجي به سوي نظام بين المللي چند ارزي كه به منزله تهديدي جدي براي اقتصاد آمريكا به شمار مي آيد(2003 ، Bahgat) . حمله آمريكا به عراق و در پي آن كنترل منابع نفتي اين كشور متضمن اين امر بود كه دلار همچنان ارز اصلي معاملات نفت در جهان خواهد بود و آمريكا قيمت گذاري و فروش نفت را برپايه واحد پولي دلار تثبيت بخشيده است . ايالات متحده در جريان حمله به عراق با ايجاد دو دستگي در ميان كشورهاي اروپايي در جهت تضعيف اتحاديه اروپا گام برداشت . بريتانيا و اسپانيا ، آمريكا را به اميد غنايم بعد از جنگ در قالب قرارداد هاي نفتي همراهي كردند ، اما فرانسه مخالف حمله به عراق بود چرا كه اين اقدام را تهديدي عليه منافع اقتصادي خود در عراق تلقي مي كرد . با توجه به افول تدريجي هژموني آمريكا براي رقابت با ساير رقبا ، حفظ هژموني دلار بر اقتصاد جهان براي هميشه ميسر نخواهد بود ، ليكن آمريكا با استفاده از قدرت نظامي خود مي تواند اين امر را به تعويق انداخته و مانع از تحقق زود رس پايان هژموني دلار بر اقتصاد جهان باشد .
14-2) كنترل رقبا و قدرت هاي منطقه اي
اگر مجموعه رفتارها و سياست هاي نفتي ايالات متحده ظرف مدت 50 سال اخير را مورد بررسي قرار دهيم ، مي توانيم رشته اي از استراتژي ها و سياست هاي كلان را در زمينه اقتصاد سياسي نفت شناسايي كنيم . اين استراتژي ها در منطقه نفت خيز خليج فارس ، خاورميانه و عراق بصورت بارزتر و در مناطق ديگر جهان ملاحظه مي شود . شايد بتوان اين سياست هاي نفتي و انرژي آمريكا را در قالب هاي تعريف شده زير دسته بندي نمود :
1. جلوگيري از تسلط دشمنان بر منابع نفتي خليج فارس
2. كنترل بهاي نفت در بازار جهاني
3. تنوع بخشيدن به منابع عرضه نفت
4. حفظ جريان انتقال و توليد با ثبات در بازار نفت
5. تقويت توليد داخلي و بالا بردن ظرفيت آن (تهامي ، 1382،ص.3)
آمريكا با تسلط بر منابع نفتي استراتژيك عراق مي تواند از آن به منزله يك ابزار استراتژيك در مقابل ديگر كشورهاي رقيب و همچنين اهرمي براي مهار رقبا و قدرت هاي ديگر جهاني استفاده نمايد ، تسلط بر منابع انرژي جهان و جلوگيري از شكل گيري قدرت هاي رقيب و گسترش حوزه نفوذ آنها در عرصه جهاني ، از جمله اهداف اصلي آمريكا در حمله به عراق و اشغال اين كشور مي باشد .آمريكا در صحنه قدرت اقتصادي و تجاري جهان ارزيابي واقع بينانه اي از ظهور رقباي قدرتمند دارد و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، مصرف كننده، سازمان ملل، نفت و گاز Next Entries پایان نامه درباره مصرف كننده، وزارت خارجه، نفت و گاز