پایان نامه درباره سعادت و کمال

دانلود پایان نامه ارشد

کنشگر است که مي تواند به منظور اهداف خاص باشد.
نا مشخص بودن وغيبت کنشگري:درپرده ابهام پيچيدن کنشگري مي تواند انگيزه ايدئولوژيک داشته باشدوبايد به اين مسئله حساس بود.
اسم سازي:فرايند تبديل جمله به اسم است.صورت مزبور از اين جهت تقليل يافته است که برخي از معاني موجود در جمله مانند زمان ،مکان واغلب يک کنشگر درآن ممکن است وجود نداشته باشد.
جملات مجهول:فرايندهاي کنش ممکن است بصورت جملات معلوم يا مجهول ظاهر شوند.در اينجا مسئله اصلي،حذف ويامبهم گذاشتن کنشگر است.ممکن است اين کار براي جلو گيري ازحشو صورت گيردواين درصورتي است که اطلاعات قبلا به نحوي ارائه شده باشد. درموارد ديگر اين امکان وجود دارد که نيت،درپرده ابهام گذاشتن کنشگري وسببيت باشد.
6.ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزش هاي رابطه اي هستند؟
استفاده ازوجوه خبري،پرسشي،دستوري وامري:اين سه وجه فاعلها رادر جايگاههاي متفاوت قرار مي دهند.در مورد يک جمله خبري متعارف،جايگاه فاعل/گوينده/نويسنده جايگاه ارائه دهنده اطلاعات وجايگاه مخا طب ،جايگاه دريافت کننده است.در مورد جملات امري،گوينده/نويسنده درجايگاه خواستن چيزي ازمخاطب است،درحالي که مخاطب بازيگري مطيع وفرمانبرداراست.درپرسش دستوري،گوينده/نويسنده بار ديگر چيزي را از مخاطب مي خواهد که در اين مورد ،اطلاعات مطرح است ومخاطب درجايگاه ارائه دهنده اطلاعات قراردارد.خواستن ،چه براي کنش ازجانب ديگري وچه براي دريافت اطلاعات از ديگري ،معمولا از جايگاه قدرت صورت مي گيرد.
وجهيت رابطه اي:وجهيت بااقتدارگوينده يانويسنده سروکاردارد،درصورتي که مساله اقتدار يکي از مشارکين دررابطه باديگران مطرح باشد،ماازوجهيت رابطه اي سخن مي گوييم.وجهيت به وسيله افعال کمکي وجهي نظير بايستن،توانستن،ممکن بودن،احتمال داشتن ونيز ويژگي هاي صوري مختلف ديگري از جمله قيدو زمان بيان مي گردند.اين دقيقا ادعاهاي اقتدارضمني وشبکه هاي قدرت ضمني است که وجهيت رابطه اي را به موضوعي تبديل مي سازد که درآن علائق ايدئولوژيک مطرح است.
استفاد ازضماير ماوشما :استفاده ازضمايرماوشما در متن به اين معنا هست که توليد کننده متن به طور ضمني ادعاي اقتدار ميکند،چيزي شبيه وجهيت رابطه اي،يعني اينکه داراي اين اقتدار است که از طرف ديگران حرف بزندياآنهارابازخواست کند.
7.ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزشهاي بياني هستند؟
الف.وجهيت بياني:علائق ايدئولوژيک درادعاهاي مربوط به صحت يا ادعاهاي مربوط به دانش نهفته است که بوسيله صورتهاي وجهي نشان داده مي شوند.روزنامه ها مورد جالبي هستنددرگزارشهاي خبري،اتفاقات نقل شده عموما به صورت حقيقت مطلق -واقعيات بازنمايي مي شوند،بدون آنکه ازصورتهاي وجهي بينامتني مانند احتمالا،ممکن است،شايد و…..استفاده شود.صورتهاي وجهي مطلق از وجود ديدگاهي شفاف نسبت به جهان حکايت مي کند،گويي که معني مورد نظر خود رابه ناظران منتقل مي سازد،بدون اينکه نيازي به تفسير وبازنمايي باشد.
ب.تفسير:از طريق ويژگي هاي صوري متن مستقيما به تاثيرات ساختاري بر شالوده جامعه نمي توان دست يافت؛چرا که اساسا نوع ارتباط متن وساختارهاي اجتماعي،رابطه اي غير مستقيم است.اين رابطه بيش از هر چيزتوسط گفتمان که متن خود بخشي ازآن است برقرار مي شود ،چرا که ارزش ويژگي هاي متني تنها با واقع شدن درتعامل اجتماعي است که جنبه واقعي پيدا مي کند وازنظر اجتماعي عملي مي شود.دراينجا است که متون بر اساس پيش فرض هاي مبتني بر عقل سليم (بخشي از دانش زمينه اي)که به ويژگيهاي متني ارزش مي دهند،توليد وتفسير مي شوند.اين مرحله دوم کار ما يعني تفسير خواهد بود.
تفسيرها ترکيبي از محتويات خود متن وذهنيت مفسر(دانش زمينه اي است که مفسر در تفسير متن بکار مي برد)است.از منظر مفسر ويژگي هاي صوري متن درحقيقت به منزله سر نخ هايي هستند که عناصر دانش زمينه اي ذهن مفسر را فعال مي سازند .تفسير،محصول ارتباط متقابل وديالکتيکي اين سر نخ ها ودانش زمينه اي ذهن مفسر خواهد بود. اين” دانش زمينه اي”ياتدابير وتمهيدات مفسر را مي توان”شيوه هاي تفسير”ناميد.فرکلاف در مرحله تفسير درپي پاسخ گويي به اين سوال است که مفسرين چگونه بافت مو قعيتي را تفسير مي کنند وچگونه اين تفسير نوع گفتمان مربوطه را مشخص مي کند.فرکلاف در مرحله تفسير به بافت موقعيتي ونوع گفتمان ونظم گفتماني اشاره مي کند.”در اين مرحله فرکلاف 4سوال اساسي را مطرح مي کند:ماجرا چيست؟در اينجا ماجراي اصلي در رخداد ارتباطي انتخاب شده مشخص ميشود.چه کساني درگير ماجرا هستند؟در پاسخ به اين پرسش گفتمان هاي در گير در نظم گفتماني مشخص مي شود.روابط ميان آنها چيست؟دراين مرحله،روابط ومناسبات قدرت وفاصله اجتماعي وديگر مواردي که درموقعيت مورد نظر تعيين وتثبيت مي شوند ،مطرح مي شود.نقش زبان چيست؟فرکلاف معتقد است از زبان به صورت ابزاري درجهت تحقق بخشي يک هدف گفتماني يانهادي استفاده مي شود.علاوه بر پرسش هاي مذکور دربعد تفسيرنظم گفتماني وميان گفتماني هم مشخص مي شود”(جمشيديها وديگران،1392 : 28).
پ.تبيين:درتبيين،فرکلاف بدنبال بيان شالوده اجتماعي ونظريات اجتماعي است که درشکل گيري گفتمانها نقش دارند.درحالي که تفسير چگونگي بهره جستن از دانش زمينه اي درپردازش گفتمان را مورد توجه قرار مي دهد،تبيين به شالوده اجتماعي وتغييرات دانش زمينه اي والبته باز توليد آن درجريان کنش گفتماني مي پردازد.
براين اساس ما گفتمان اصلي متن (کتب درسي)را در سطوح نهادي واجتماعي ودرچارچوب دو سوال زير بررسي خواهيم کرد،اما درتحليل مصاحبه ها تنها به پرسش دوم پاسخ مي گوييم:اين گفتمان ها به کدام فرايند نهادي تعلق دارند؟اين گفتمان ها به کدام فرايندهاي اجتماعي تعلق دارند؟
آنچه که در اينجا لازم است توضيح داده شود اين است که ،چهار چوب اصلي اين پژوهش لاکلا وموفه است که بخوبي مي تواند پديده ها را در سطح نهادي وساختارهاي کلان اجتماعي تحليل کند اما همانطور که در قبل گفته شد ابزار لازم براي تحليل پديده ها در سطح خرد را دارا نيست .بنابر اين ما براي رفع اين نقيصه درقسمت روش از نظريه فرکلاف استفاده مي کنيم که مجهزبه ابزارهاي کارآمد براي تحليل پديده هاي زباني درسطح خرد مي باشد .اين ابزارها بيشتر در قسمت توصيف متمرکز است .درنتيجه مادر اين پژوهش بيشتراز قسمت توصيف نظريه فرکلاف براي تحليل متون درسي ومصاحبه دانش آموزان بهره خواهيم برد ودر قسمت تفسير وتبيين علاوه براينکه از نظريه فرکلاف بهره خواهيم بردبيشترين تمرکزرابرنظريه لاکلا وموفه خواهيم داشت.

3-
4- فصل چهارم:
يافته‌هاي پژوهش
دراين فصل ابتدابه تحليل کتب درسي مي پردازيم اين امردرسه مرحله توصيف وتفسيروتبيين صورت مي گيرد،درادامه به تحليل مصاحبه ها خواهيم پرداخت،تحليل مصاحبه هانيز باهمان روش تحليل متون خواهدبود:
4-1 .تحليل کتب درسي
تحليل متن1
کتاب دين وزندگي (دوره پيش دانشگاهي ) درس چهارم : درمسير اخلاص
مرحله توصيف:
کلمات واجد کدام ارزش هاي تجربي،رابطه اي وبياني هستند؟
الف-ارزش هاي تجربي :
واژگان:آن جنبه ازارزشهاي تجربي که بيش از همه درآثار فرکلاف مورد توجه واقع شده ،اين است که چگونه تفاوت هاي گفتمانهاي مختلف در باز نمايي هاي گوناگوني که از جهان ارائه مي دهند در واژگان آنها رمز گذاري شده است.
اولين چيزي که از متن به ذهن متبادر مي شود عبارت بندي افراطي در جاهاي مختلف متن است که نشان دهنده شيگفتگي خاص نويسنده به بعضي کلمات و عبارات است. عبارت بندي افراطي به طور مثال :”به سرعت راه موفقيت را مي پيمايد ، انگيزه ي ما براي بندگي افزايش مي يابد ، يکي از راه هاي بسيار موثر براي تقويت عبوديت و اخلاص ، چه قدر هيجان آور است ، بيشتر هدايت مي کند ، به هيج وجه شيطان نمي تواند وسوسه اش کند ، دستيابي به انديشه هاي محکم و استوار ، راه هاي عالي بندگي را بپيماييم و از آن ميوه هاي وصف ناشدني بچينيم”اين عبارت بندي هاي افراطي نشان دهنده شيفتگي نويسنده به امر ي خاص يعني اقناع دانش آموزان به دست شستن از دنيا مي باشد .نوع ديگر افراط در متن درس ديده ميشود استفاده بيش از حد و غير معمول از کلماتي چون : “اخلاص، خالصانه، عبوديت، بندگي ، هواي نفس، شيطان، وسوسه کردن، خوي حيواني، زندگي پاک و با نشاط، کسب زيبايي هاي معنوي، ديدار محبوب حقيقي، نهايت آرزوي عارفان و عدم نفوذ شيطان “که نشان دهنده تلاش متن براي ايجاد حس متضادعلاقه وانزجار در دانش آموزان است.
روابط معنايي که دراين متن ديده مي شود در نوع خود منحصر به فرد است .به طوري که در هيچ گفتمان ديگري ديده نمي شود ازطرف ديگرهم معنايي که بين کلمات درست شده نيز تعلق متن رابه گفتمان اسلام سياسي نشان ميدهد.رابطه ي معنايي که در متن به آن اشاره شده: راه سعادت و کمال و رهايي و آزادي حقيقي رضايت و خشنودي خداوند است و براي رسيدن به آن بايد ، اخلاص ،بندگي، عبادت، تقرب، نيت دروني، حق پذيري، معرفت ،(که گرايش فطري انسان است )عرض نياز، نيايش با خدا، تلاش، مجاهدت، عمل صالح، ايمان، حکمت، دانش متين را سرلوحه زندگي قرار دهيم و از بندگي شيطان، هواي نفس، عبادت شيطان، غفلت، سرگرمي به امور زود گذر دنيا، انکار، نداي هوس، پرده غفلت، نا بينايي از نورواقعي، استفاده از فيلم ها، سايت ها و شبکه هاي تلويزيوني، گروه و دسته هاي مخرب، دام ها، فساد، خوي حيواني دوري کنيم اگر اين کار را بکنيم به سعادت، کمال، رضايت، رضا و تقرب او، بهشت، موفقيت، زيبايي هاي بهشت، زندگي شاد و با آرامش، خشنودي ،حق وحقيقت، هدايت، زندگي پاک و با نشاط و سرشار از شاد کامي آخرت، احساس لذت واقعي از زندگي، ديدار محبوب حقيقي، نهايت آرزوي عارفان مي رسيم . اگر خلاف آن کنيم دچار پرده ي غفلت و نابينايي از نور حقيقي، عذاب هاي جهنم، سکونت در آتش، ياس، دام و گرفتاري، سرگرداني، دغدغه و اضطراب مي شويم.

تضادمعنايي:تضادمعنايي که درمتن ديده مي شود آن راتبديل به کانون مبارزه گفتماني مي کند ،که ميتوان به موارد زير اشاره کرد:

جدول4-1-1:تضادمعنايي اشاره شده دردرس : درمسيراخلاص
گفتمان حاکم بر کتاب
گفتمان غير
بندگي خدا، پرستش، عبوديت
بندگي شيطان،بنده هوا وهوس
حق پذيري
غافل، انکار
بهشت جاودان، حقيقي
سرگرم به امور زود گذر دنيا
نداي عقل پاک
نداي هوس
نجات
ياس
آرامش
اضطراب و دغدغه
هدايت
سرگرداني
مجاهدت
افتادن در دام شيطان
ياران بهشت
ساکنان آتش

با توجه به دال هاي اصلي اسلام سياسي و غرب که قبلا به آن اشاره شد نويسنده با برجسته کردن دال هاي مربوط به گفتمان خود و تاکيد کردن بر آن براي رسيدن به کمال و رضايت خداوند و از طرف ديگر با حاشيه راني دال هاي گفتمان غرب (چون بي ارزش دانستن زندگي اين دنيايي وتشبيه ارزشهاي فردي و خلاقانه فرد به هوس هاي زود گذر) خواسته که مبارزه ي گفتماني را به نفع خود تمام کند و با احساس انزجاري که در دانش آموزان نسبت به اين دال ها ايجاد کرده آن ها را قانع مي کند در اين راه ،همراه گفتمان حاکم شوند.
ب.ارزش هاي رابطه اي :
در قسمتهاي مختلف متن مي توان حسن تعبير که نويسنده براي ارائه ي ديدگاه هاي خود استفاده کرده است را ديد. به اين عبارت توجه کنيد:”ثمره اخلاص، دستيابي به معرفت و انديشه هاي محکم و استوار است. وقتي حکمت، که همان دانش متين ومحکم است در اختيار انسان قرار گرفت، سبب مي شود که فرد بتواند آگاهانه و درست تصميم بگيرد و دچار سرگرداني نشود”.در قسمت دانش متين منظور نويسنده اين است که همه ي يافته و دانش هاي بشري را قبول ندارد و تنها دانشي که با عقايد او سازگار است را مورد تائيد قرار داده اما براي دوري از بازکردن موضوع به صورت کلي با حسن تعبير(دانش متين) موضوع را بسته است.
نکته قابل توجه اين است که رسمي بودن در قسمت هاي مختلف چه در قالب عبارت و چه در قالب افعال و واژگان رعايت شده و به هيچ عنوان از کلمات يا عبارات غير رسمي يا کمتررسمي استفاده نشده است .اين امر را اين گونه ميتوان تعبير کرد که نويسنده خواسته در تمامي بخش ها با ارزش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره شهرستان رشت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، ارزش افزوده، حقوق صاحبان سهام