پایان نامه درباره سرمایه فکری، سرمایه انسانی، سرمایه مشتری، سرمایه ساختاری

دانلود پایان نامه ارشد

1997).
سرمایه مشتری: باقیمانده سرمایه فکری، سرمایه مشتری می باشد که به سطوح فردی و سازمانی بر می گردد. سرمایه مشتری واسطه ای از سرمایه فکری است که شامل دانش گروهی و شبکه دانش می باشد که با هم وجود داشته و از یک شبکه ارتباطی مشتق می شوند (بارت1992، کلمن1988، ادوینسون و مالون1997، روس و دیگران1997، استيوارت 1997). این ارتباط محدود به ارتباطات خاصی نمی شود بلکه ارتباط با مشتریان، تامین کنندگان، سهامداران و سایر افراد مرتبط با سازمان را شامل می شود (بونفور 2002، ادوینسون و مالون1997، روس و دیگران1997).
در تمام تعاریف یک همبستگي بین سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه مشتری دیده می شود. بسیاری از تحقیقات انجام شده در مورد سرمایه فکری نیز این تقسیم بندی را در نظر گرفته اند. در واقع همبستگی بین زیر مجموعه ها منجر به قرار گرفتن آنها تحت یک عنوان کلی با نام سرمایه فکری سازمان شده است (بروکینگ1996، هان2001، لی2001، روس و دیگران 1997).

2-2-3-1 سرمایه انسانی

2-2-3-1 سرمایه انسانی:
سرمایه انسانی شامل دانش، مهارت، توانایی و تجربه کارکنان یک سازمان می باشد. (بونتیس 1998، بونفور2002، بروکینگ1996، ادوینسون ومالون1997، روس و دیگران1997، استيوارت1997، سالیوان1998، نلسون341982) این تعریف در تمامی بحث های سرمایه فکری نافذ می باشد. بنابراین سرمایه انسانی به عنوان یک سطح فردی شناسایی می شود. (هادسون35 1993) سرمایه فکری ترکیبی از توانایی ها و ظرفیت های فردی و سازمانی برای خلق ارزش تجاری و حل مسائل تجاری در یک سازمان می باشد.
ادبیات سازمانی متذکر می شود که سازمان ها خودشان خلق دانش نمی کنند بلکه این کار توسط کارکنان سازمان صورت می گیرد. (آرگریس36 و شون37 1978)
با توجه به یادگیری های فردی، کارکنان باعث ایجاد دانش در سازمان می شوند. هنگامی که سازمان پتانسیل و چهارچوب لازم را جهت ایجاد و ذخیره ی این دانش داشته باشد، دانش فردی در اختیار سازمان قرار می گیرد. در واقع سرمایه انسانی دانش فردی می باشد که در حصار سازمان قرار دارد و متعلق به سازمان می باشد.بر طبق نظریه لی38 و ویتلوستجن39(1998) شرکت هایی که حیات بیشتری دارند، تجربه انباشته ی بیشتری دارند، از کارکنان با تحصیلات بالاتری استفاده می کنند و قدرت ارتباطی بیشتری با سایر سازمانها دارند. عنوان سرمایه انسانی توسط شولتز40 برنده جایزه نوبل اقتصادی در سال 1981 نیز به کار برده شده است. شولتز بیان می کند که مهمترین فاکتور در رسیدن به کیفیت زندگی بهتر با پیشرفت در دانش حاصل می شود و پیشرفت در دانش نیز با سرمایه گذاری در سرمایه انسانی محقق خواهد شد. (شولتز، 1981)

بنابراین سرمایه انسانی به ارزش انباشته سرمایه گذاری در آموزش نیروی انسانی بر می گردد. سرمایه انسانی عامل خلاقیت و تجدید استراتژی در سازمان می باشد که البته این تاثیر گذاری به ساختار تشکیلاتی سازمان مربوطه نیز بستگی دارد. یعنی زمانی سازمان ها می توانند از منابع سرمایه انسانی بهره مند شوند که زیر ساخت های لازم جهت استفاده از این منابع را داشته باشند.
در رویکرد اقتصادی به ارزش ایجاد شده در سازمان توسط افراد سازمان تاکید می شود (بکر411992، نلسون 42و وینتر431982). عملاً وجود سرمایه انسانی به هوش ذاتی اعضای سازمان بستگی دارد(بونتیس 1998). اساساً سرمایه انسانی نمی تواند مستقیما توسط سازمان ایجاد شود (ادوینسون و مالون1997). البته باید توجه داشت که امکان دارد سرمایه انسانی سازمان کاهش یابد و یا توسط سایر رقبا محدود شود. مانند زمانی که کارکنان سازمان اقدام به ترک سازمان کنند و سایر رقیبان این کارکنان را جذب نمایند. بنابراین یک سازمان نباید تنها به سرمایه گذاری در نیروی انسانی توجه کند، بلکه باید در راستای حفظ سرمایه انسانی موجود در سازمان اقدامات لازم را انجام دهد.
2-2-3-2 سرمایه ساختاری
سرمایه ساختاری شامل زیر ساخت ها و سیستم های اطلاعاتی سازمان می باشد که قادر است دانش فردی را به دارایی های گروهی و سازمانی تبدیل کند (نیکولینی441993). سرمایه ساختاری باعث گسترش سرمایه فکری در یک سازمان می شود. سرمایه ساختاری شامل فرایند تولید، سیستم های اطلاعاتی، اطلاعات و روش های موجود در سازمان می باشد. سرمایه ساختاری دارای اهمیت حیاتی برای سازمان می باشد، زیرا تنها زیر مجموعه سرمایه فکری است که سازمان واقعا مالک آن می باشد. (بونتیس1998، بونفور2002، بروکینگ1996، ادوینسون و مالون1997، نیکولینی1993، روس و دیگران1997، سالیوان 1998، استيوارت1991، وینتر1987، يانت45 و اسنیل462004)
سرمایه ساختاری با مکانیزم و ساختار سازمان سر و کار دارد که می تواند کارکنان را در انجام هرچه بهتر وظایفشان کمک کند که این امر باعث بهبود عملکرد نیروی انسانی و در نتیجه بهبود عملکرد تجاری سازمان می شود. بنابراین سرمایه ساختاری مطلوب باعث بهره وری بیشتر در سازمان می شود. دلیل این امر آن است که حتی اگر کارکنان و نیروی انسانی سازمان دارای آگاهی و توانمندی های شخصی بالایی باشند اما ساختار و تشکیلات سازمان ضعیف باشد نیروی انسانی سازمان نمی تواند از تمام نیروی خود استفاده کند و سرمایه فکری سازمان به وضعیت ایده آل خود نمی رسد (نیکولینی1993، وینتر1978). در نتیجه سرمایه ساختاری به دانش و تجربه نیروی انسانی که در سیستم ها، فرایندها، رویه ها، الگو ها و ساختارهای سازمان ذخیره می شود و از آن تحت عنوان دانش نهادینه سازمانی یاد می شود، اطلاق می گردد.
بر اساس نظریه ادوینسون و مالون سرمایه ساختاری به شرکت اجازه می دهد تا ارتباطات خود با شبکه های داخلی و خارجی شرکت را گسترش دهد. این فرایند نه تنها ارتباط کارمندان در محدوده سازمان را ساماندهی می کند بلکه برای گسترش ارتباطات بین شرکت و مشتریان در شبکه های اجتماعی نیز تاثیر می گذارد.
2-2-3-3 سرمایه اجتماعی/ مشتری
سرمایه مشتری شامل کانالهای بازاریابی و ارتباطات با مشتری می باشد. بونتیس (1998) بیان می کند ارزش ارتباطات شامل ارتباط با مشتریان، تامین کنندگان و رقبا می شود که نقش عمده ای در سود آوری آینده و فرصت رشد شرکت ایفا می کند. بنابراین سرمایه مشتری به اعتماد مشتری و صداقت و درستی ارتباط بین شرکت و مشتری مربوط می شود. از اینرو هدف از ایجاد توانایی های فردی و سازمانی ایجاد سرمایه مشتری می باشد که به شرکت ها اجازه می دهد سرمایه مالی خود را (در حد معقول) افزایش دهند (اونگ47 و رایت200048)
اونگ( 1996) بیان می کند که سیستم موجود در سازمان جاری می باشد و در شرایطی که سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری افزایش می یاید سرمایه مشتری نیز رشد نموده و زمانی که سرمایه مشتری رشد می کند سرمایه مالی نیز رشد خواهد کرد.
سرمایه مشتری ظرفیت یک سازمان را گسترش می دهد و باعث می شود سازمان درک صحیحی از نیازهای مشتریان خود پیدا کند، و بهتر از سایر رقبا محصولات و خدمات مورد نیاز مشتریان را تامین کرده و در این زمینه از سایر رقبا جلو بيفتد.
وجود سرمایه مشتری بسیار با ارزش می باشد و عامل اصلی سود آوری حال و آینده شرکت بوده و از ارتباط سازمان با مشتریانش حاصل می شود.
در مورد سرمایه مشتری تا کنون تحقیقات زیادی صورت گرفته است. بیشتر این تحقیقات بیان می کند که بین رضایت مشتری و عملکرد مالی سازمان ارتباط وجود دارد. در این میان نیز بیشتر تحقیقات بیانگر ارتباط مثبت بین رضایت مشتری و عملکرد مالی سازمان می باشد. (ایتنر49 و لارکر501998، بانکر51 و همکاران 2000) اما تعدادی از تحقیقات نیز به نتایج دیگری دست یافته اند. (آرتور اندرسون 1994 و اندرسون1994)
بسیاری از محققان بر این نکته تاکید دارند که شرکت ها باید به سرمایه اجتماعی (مشتری) توجه ویژه ای داشته باشند. یعنی شر کت ها علاوه بر اینکه در سرمایه ساختاری سرمایه گذاری می کنند (وجه داخلی) باید به سرمایه گذاری اجتماعی (مشتری) نیز توجه داشته باشند تا منابع دانش محور موجود در سازمان باعث ایجاد وضعیت مطلوب و سود آوری شرکت شود.

2-2-4 سیر تحول تاریخی سرمایه فکری
همانطور که قبلا اشاره شد نخستین توجه جدی به مفاهیم مرتبط با سرمایه فکری توسط فریتز مچلاپ(1962) صورت گرفت اما اصطلاح سرمايه فكري اولين بار توسط جان كنت گالبرايت (1969) مطرح شد.گالبرايت اعتقاد داشت كه سرمايه فكري فرايندي ايدئولوژيك و شامل عملیات فكري است. اما استيوارت (2001) مدعي است كه اين موضوع براي اولين بار در سال 1958 مطرح شد، هنگامي كه او و ايتامي در مورد جنبش سرمايه فكري با يكديگر همكاري كردند.(ايتامي در سال 1980 كتابي در مورد داراييهاي نامشهود منتشر كرد.) در جدول 3-2 رو به طور خلاصه به سیر تحول تاریخی سرمایه فکری اشاره شده است.
جدول 2-1 : سیر تحول تاریخی سرمایه فکری
سال
نویسنـده
رویــــــــــــکرد اصــــــــــــــــلی
1980
ایتامی
ایتامی در ژاپن کتاب “ساماندهی دارایی ها ی نامشهود” را منتشر کرد.
1981
هال
یک شرکت جهت انجام تحقیقات تجاری روی سرمایه انسانی تاسیس کرد.
1980
سويبي
بحث دارایی های نامشهود را در اروپای شمالی و اسکاندیناوی مطرح کرد. “دانش مدیریت دارایی های نامشهود شرکت ها”
1987
1989
سويبي
گزارش سالانه ی جدیدی منتشر کرد و در آن “سرمایه دانش” و “ترازنامه نامشهود” را معرفی کرد.
1987 تا 1989
هاندی و
سالیوان

کتابی درباره دارایی های دانشی و ترازنامه نامشهود نوشتند.
1990
سويبي
کتاب “مدیریت دانش” را منتشر کرد.
1990
استيوارت
عنوان “سرمایه فکری” از نگاه استيوارت را مطرح کرد.
1991
اسکاندیا
اولین بار شناسایی سرمایه فکری شرکت را سازماندهی کرد.
1991
ادوینسون
یکی از اعضای اصلی در زمینه سرمایه فکری در شرکت اسکاندیا شد.
1991
استيوارت
مقاله ای تحت عنوان “قدرت فكر” در مجله fortune منتشر کرد.
1993
اسکاندیا
هدایت کننده اسکاندیا را ساخت و اولین گزارش داخلی سرمایه فکری را منتشر کرد.
1993
اونگ
رویکردهای سرمایه مشتری را بنا نهاد.
1994
استيوارت
دومین مقاله را تحت عنوان سرمایه فکری در مجله fortune منتشر کرد.
1994
گروه میل ولی
برای اولین بار گروهی از محققان فعال در زمینه سرمایه فکری یکدیگر را ملاقات کردند.
1995
گروه میل ولی
دومین گرد همایی خود را انجام دادند.
1995
اسکاندیا
اولین گزارش عمومی سرمایه فکری را تهیه کردند.
1995
کاپلان و نورتون
کار بر روی کارت امتیاز متوازن را گسترش دادند.
1995
هاسل،کانوسکی و روس
یک روش برای اندازه گیری ارزش افزوده دانش مانند روش محاسبه ارزش افزوده اقتصادی (EVA) ایجاد کردند.
1996
اسکاندیا
اولین گزارش عمومی سرمایه فکری را تهیه کرد.
1996
استنفلد
اولین گزارش بین المللی سرمایه فکری را منتشر کرد.
1996
لیو
تحقیقاتی درباره دارایی های نامشهود در دانشگاه نیویورک انجام داد و به نتایجی دست یافت.
1997
سويبي
کتاب “ثروت جدید سازمانی” را منتشر کرد.
1997
ادوینسون و مالون
مقاله ای درباره سرمایه فکری منتشر کردند.
1997
استيوارت
مقاله ای درباره سرمایه فکری منتشر کرد.
1997
روس و ادوینسون
مقاله ای درباره سرمایه فکری منتشر کردند.
1997
بونتیس
اولین پایان نامه دکتری درباره سرمایه فکری را دفاع کرد.
1997
لیو
تحقیقاتی را در موسسه بروکینگ درباره دارایی های نامشهود هدایت کرد.
1998
بونتیس
با دانشگاه مک مستر کانادا برای ایجاد اولین و بزرگترین همایش دانشگاهي سرمایه فکری همکاری کرد.
1998
سالیوان
کتاب “سود آوری” سرمایه فکری را منتشر کرد.
1998
لیو
اولین مرجع حسابداری سرمایه فکری را در دانشگاه نیویورک پایه گذاری کرد.
1998
ادوینسون
جایزه فکری سال را به خاطر پیشگامی در کارهای سرمایه فکری دریافت کرد.
1999
اتحادیه اروپا
پروژه ای را برای اندازه گیری سرمایه فکری تحت عنوان پروژه مریتوم آغاز کرد.
2000
دولت دانمارک
اولین راهنمای حسابداری سرمایه فکری را منتشر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سرمایه فکری، دارایی ها، سرمایه ساختاری، سرمایه انسانی Next Entries پایان نامه درباره ارزش بازار، ارزش دفتری، ارزش افزوده، سرمایه های فکری