پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، وزارت خارجه، سازمان ملل، جهان خارج

دانلود پایان نامه ارشد

طبق برآوردها 80% حوزه هاي نفتي عراق كشف نشده اند و تا كنون فقط دو هزار چاه در عراق حفاري و استخراج شده است ، اين در حالي است كه از هر ده چاهي كه در عراق حفر مي شود هشت چاه به نفت مي رسد ولي در عربستان از هر ده چاه فقط پنج چاه به نفت مي رسد .
كيفيت نفت عراق عراق بالا بوده و استخراج آن بسيار ارزان است . در واقع عراق توليد كننده ارزان ترين نفت خام جهان با هزينه كمتر از يك دلار براي هر بشكه است . وضعيت جغرافياي سياسي اين كشور نيز به شكلي است كه در صورت روي كار آمدن يك دولت مورد قبول جامعه جهاني و روابط خوب با همسايگان ، مي تواند نفت توليد خود را علاوه بر خليج فارس از طريق خطوط لوله از كشورهاي تركيه ، سوريه و اردن به طرف بازارهاي جهاني ارسال نمايد .
1- با عنايت به برآوردهاي انجام شده منابع نفتي آمريكاي شمالي و درياي شمال بين ده تا پانزده سال آينده پايان خواهد يافت و اين در حالي است كه در سال 2020 ميزان انرژي در مقايسه با سال 2000 به اندازه 57% افزايش خواهد يافت و نفت همچنان به عنوان مهم ترين منبع انرژي باقي خواهد ماند .آمارهاي ارائه شده حاكي از آن است كه نياز روز افزون آمريكا و كشورهاي توسعه يافته به نفت در حال رشد بوده و ايالات متحده مجبور خواهد بود كه حدود 60% از نفت مصرفي خود را از خارج تامين نمايند و همين موضوع سبب گرديده كه طراحان سياست خارجي در صدد سلطه بر جغرافياي انرژي جهان و ايجاد امينت استراتژيك براي خود باشند و مداخلات نظامي آمريكا در جهان و به ويژه در منطقه خاورميانه و خليج فارس براي ايجاد امنيت انرژي در همين مقوله توجيه مي شود .بنابر اين دست يابي به نفت عراق براي آمريكا اهميت حياتي داشته و اين كشور را در موقعيت سلطه كامل بر ژئوپليتيك انرژي جهان قرار مي دهد .
2- اهميت روزافزون نفت عراق با چشم انداز سرمايه گذاري نفتي در اين كشور به هم پيوند خورده است و آمريكا و انگلستان كه تا سال 1973 در دو سوم توليد نفت عراق شريك بوده اند ، بدنبال بازگشت دوباره به صنعت نفت عراق پس از ملي شدن نفت در عراق هستند . عراق پس از ملي شدن نفت ، براي بهره برداري از منابع غني نفتي خود با شركتهاي روسي و فرانسوي همكاري كرد و همين موضوع سبب شده است كه شركتهاي نفتي آمريكايي و انگليسي براي فعاليت در عراق برنامه هاي ويژه اي را تدارك ببينند . از مجموع پنج شركت بزرگ نفتي جهان چهار كشور متعلق به آمريكا و انگليس است و بزرگي منابع نفت عراق و چشم انداز آينده آن ، شركتهاي بزرگ نفتي آمريكا و انگليس را براي بهره برداري از اين منابع به تكاپو انداخته است . برخي از تحليل گران سياسي و اقتصادي بر اين باورند كه اعمال تحريمها و فشارهاي زيادي كه از جانب آمريكا و انگليس بر عليه عراق تحميل شد بدليل جلوگيري از يكه تازي و سرمايه گذاري هاي كشورهاي رقيب در نفت عراق بوده است و شركتهاي نفتي بزرگ آمريكايي و انگليسي همچون اكسون ، شل ، بي پي و شورون همواره در پي دستيابي به فرصتهاي سرمايه گذاري و بهره برداري از نفت عراق بوده اند .
2-9-2 ) اهميت نفت عراق از منظر اقتصاد سياسي
1- دليل عمده اهميت نفت عراق براي آمريكا از منطر اقتصاد سياسي ، موضوع نفت اين كشور دربازار هاي انرژي و انتقال آن به آمريكاست ، كه اين مهم در دو سطح تحليل خرد و كلان قابل بررسي است .
آمريكا پس از جنگ جهاني دوم همواره در خليج فارس با اتخاذ دكترين سياست دو ستوني كارتر سعي در ايجاد امنيت و ثبات در منطقه براي تحقق اهداف خود را داشته است و بعضا با حضور نظامي گسترده ، كه هم اكنون نيز ادامه دارد موضوع امينت انرژي در خليج فارس را دنبال نموده است و در اين راستا همواره سعي نموده از رژيمهاي طرفدار سياست مداخله گرايانه خود حمايت كند و با رژيمهايي كه به نوعي تهديد محسوب ميشوند مقابله و به سركوب آنها بپردازد .
ژنرال آنتوني زيني23 ، فرمانده ارشد سابق آمريكا در خليج فارس و نماينده ويژه در مسائل منطقه در سخنراني خود در سال 1999 در كنگره آمريكا اعلام كرد كه : “منطقه خليج فار س با ذخاير نفتي فوق العاده اي كه دارد از دير باز جزو منابع حياتي آمريكا به شمار مي رود و آمريكا بايد به اين منابع دسترسي آزاد داشته باشد .” بر اين اساس مي توان دسترسي آزاد را به معناي كنترل سياسي و نظامي بر اين منابع تفسير نمود . جيمز ولسي24 ، رئيس سابق سازمان جاسوسي سيا نيز در مقاله خود در وال استريت ژورنال25 ، ضمن انتقاد شديد از وابستگي آمريكا به نفت خاورميانه اظهار داشته است “آنها به جنگ ما آمده اند و از ما متنفرند آنها قدرت خود را از نفت مي گيرند و ما بايد با شمشير آنها را بكشيم”.
2- با نگاه به جغرافياي انرژي منطقه و نقش عربستان در اين زمينه در چارچوب سطح تحليل خرد ، مي توان چنين بيان كرده كه با وجود نقش بلا منازع عربستان در تامين انرژي و ارتباط عمليات تروريستي 11 سپتامبر كه به رهبري بن لادن كه يك شهروند عربستاني بود ، افكار عمومي و ديدگاه بخشي از حاكميت آمريكا نسبت به رفتارهاي عربستان به شدت منفي گرديده است و ادبيات ضد عربستاني در آمريكا در حال شكل گيري است و حتي گروهي از مشاوران پنتاگون در گزارشي خواستار بر كناري حكام عربستان شده اند . عربستان با مخالفت حمله آمريكا به عراق و عدم واگذاري پايگاههاي هوايي خود براي حمله به عراق ، اين انديشه را در ذهن تحليل گران پنتاگون پروراند كه اشغال عراق و روي كار آمدن يك رژيم دموكرات طرفدار غرب در اين كشور باعث خواهد گرديد كه وابستگي به نفت عربستان كمتر شده و آمريكا بتواند به بهانه حمايت از تروريسم و افراطي گري و بنياد گرايي مذهبي ، عربستان را تحت فشار قرار دهد . حتي بعضي از تحليل گران تندرو اعتقاد دارند كه كنترل منابع نفتي عراق به آمريكا فرصت مي دهد كه به حكومت بنياد گراي سعودي پايان داده و براي تسلط بر چاههاي نفت برنامه ريزي كند .
3 – دليل ديگر اهميت نفت عراق براي آمريكا آن است كه واشنگتن از نفت عراق به عنوان يك ابزار چانه زني براي كسب حمايت و جلب نظر متحدان خود استفاده نمايد ، هر سه كشور فرانسه ، روسيه و چين كه از اعضاي دايمي شوراي امنيت با حق وتو در سازمان ملل متحد هستند ، با حمله آمريكا به عراق مخالف بودند و اين سه كشور داراي شركتهاي بزرگ نفتي هستند كه قبل از حمله به عراق ، در آن كشور سابقه همكاري گسترده در صنعت نفت داشته اند . امروزه با اعمال نفوذ آمريكا ، انتظار مي رود كه الگوي توسعه عراق به طور اصولي تغيير يابد و عراق مثل ساير كشورها براي توسعه سرمايه داري و مسايلي همچون خصوص سازي اهميت قايل شود و از برقراري دموكراسي و حاكميت قانون حمايت كند . با افزايش نفوذ آمريكا در عراق راه براي ورود سرمايه گذاري آمريكايي در اين كشور هموار خواهد شد و عراق ديگر نمي تواند از افزايش قيمت نفت حمايت كند و شركتهاي آمريكايي در عراق حضور فعالي خواهند داشت و از اين طريق سود كلاني براي خود در آينده نزديك حاصل خواهند كرد . آمريكا از لحاظ نظامي هم در موقعيت مناسب تري قرار گرفته است ، زيرا مي تواند از عراق براي ارسال نيرو و تجهيزات نظامي به نقاط مورد نظر خود استفاده كند و در اين كشور حتي پايگاه نظامي احداث كند . در اين صورت آمريكا ضمن استفاده از پايگاههاي نظامي خود در تركيه و عربستان سعودي ، راحت تر و با توان بالاتر از گذشته مي تواند نيروهاي نظامي خود را در خاورميانه مستقر نمايد .
آمريكا با دستيابي به ذخاير نفت عراق ، ديگر راه طولاني براي يك امپراطوري جهاني نفتي پيش رو نخواهد داشت ، چرا كه اقتصاد امريكا با منابع انرژي وارداتي مي چرخد . پس حافظان منافع امريكا سعي دارند با ايجاد تاسيسات و پايگاههاي نظامي در اطراف نقاط نفت خيز ، اين مناطق را به نوعي تحت كنترل خود درآورند .
آمريكا وابستگي زيادي به نفت و منابع انرژي دارد . مصرف روزانه بيش از بيست ميليون بشكه نفت در اين كشور ، وضعيت آمريكا را بسيار آسيب پذير كرده است و همين طور دولتمردان آن را در اتخاذ سياست مناسب در ارتباط با مسائل جهاني بسيار محتاط نموده است و به نظر مي رسد عراق بهترين گزينه براي سياستهاي اقتصادي ايالات متحده در آينده نه چندان دور خواهد بود .
10-2) استراتژي قدرت هاي بزرگ براي تسلط بر منابع نفت
از منظر تاريخي قدرت هاي بزرگ همواره بدنبال تسلط بر منابع غني نفتي بوده و اين هدف استراتژيك را دنبال مي نمايند از اين رو ميل ايالات متحده به تسلط بر ذخاير استراتژيك نفت ، با موقعيت كنوني تنها قدرت هژمون ارتباط پيدا نموده و راهبرد آمريكا در عراق معني و مفهوم پيدا مي كند .
از ابتداي قرن بيستم و در نتيجه انقلاب تكنولوژيك در ايالات متحده و ديگر نقاط جهان ، نياز صنعت به منبع انرژي و نفت با رشد روز افزون مواجه گرديده است و همين عامل اهميت نظامي و اقتصادي ويژه اي به نفت بخشيده است . بهمين دليل عراق از زمان جنگ جهاني اول تا كنون مركز ثقل تلاش قدرت هاي بزرگ براي تسلط بر منابع غني نفتي اين كشور بوده است (2002،Paul). بريتانيا نيز از چند قرن قبل در منطقه بين النهرين علايق و منافع تاريخي داشته است و نمايندگي هاي سياسي اش از سال 1872 در اين منطقه و خليج فارس مستقر شده اند (2004،Chapman&Khanna).در جريان جنگ جهاني اول بريتانيا بعنوان قدرت هژمون و قدرت امپرياليست محسوب مي گرديد و با در دست داشتن منابع نفتي ايران مايل بود بر منابع احتمالي نفت در منطقه بين النهرين ، عراق كنوني كه تحت كنترل امپراطوري عثماني قرارداشت ، را نيز در اختيار بگيرد . پس از جنگ جهاني اول كنترل منابع نفتي بين النهرين ، به منشاء اختلافي بزرگ بين بريتانيا و فرانسه و ايالات متحده آمريكا تبديل شد ، چرا كه اين قدرت ها نفت را منبعي استراتژيك مي دانستند و براي آن اهميت ويژه اي قائل بودند . به همين جهت آمريكا موافقت نامه سان رومئو (San Romeo Agreement ) را كه در سال 1920 امضاء شد و در نهايت اختلاف فرانسه و انگلستان را حل و فصل كرد را بشدت محكوم نمود و با انتشار يادداشتي به رسميت شناختن منافع ايالات متحده آمريكا را خواستار شد و در پي اين فشار ، بريتانيا ناچار شد در نفت بين النهرين ، سهم منصفانه اي براي آمريكا در نظر بگيرد . اين وقايع به سالهاي قبل از 1927 بر مي گردد ، زماني كه شركت هاي نفتي انگليسي در عراق به نفت رسيده و منابع نفتي اين كشور را كشف كردند . در نهايت در سال 1928 طرف هاي درگير با امضاي موافقت نامه “خط سرخ “26 سهم خود را نه تنها از نفت عراق بلكه در ديگر مناطق بالقوه نفت خيز خاورميانه تعيين كردند . بعدها پس از جنگ جهاني دوم ، بر اساس ارزيابي صورت گرفته توسط وزارت خارجه آمريكا ، نفت خاورميانه به منزله منبع قدرت و استراتژي و يكي از بزرگترين غنايم مادي جهان و احتمالا مهم ترين غنيمت اقتصادي در حوزه سرمايه گذاري خارجي معرفي شد (2003،Wysham Vallette&Kretzman). بررسي دقيق در باره تكامل نظم نفتي بين المللي در طول قرن بيستم نشان مي دهد كه چگونه ايالات متحده به تدريج كنترل منابع بين المللي نفت را در اختيار گرفت ، كنترل مهم ترين منابع نفت خاورميانه بين سالهاي 1929 تا 1939 به مقدار قابل توجهي افزايش يافت ( در حدود 16% ) و اين در حالي بود كه منابع نفتي جهان خارج از حوزه دو قدرت شرق و غرب به ميزان 53% در سال 1953 بود (1988،Gill&Low).
پس از دهه شصت كشورهاي عضو اوپك كه درآمدهاي سرشاري از نفت بدست مي آوردند با كسب دانش و مهارت هاي نوين ، استيلاي قدرت هاي بزرگ و غربي بر منابع نفتي خود را به چالش كشيدند و ايالات متحده اعتماد به نفس ناشي از اين قدرت را كه در جريان تحريم هاي نفتي اعراب در سال 1973 آشكار شد ، تهديدي عليه امنيت انرژي و كنترل منابع نفتي تلقي كرد و اين امر باعث شد تا ايالات متحده سياست هايش را در منطقه خاورميانه دوباره مورد ارزيابي قرار دهد و اين ارزيابي با تائيد بر امنيت انرژي و در بر گيرنده كنترل استراتژيك بيش از پيش بر منابع نفتي بود .
11-2) استراتژي شركت هاي نفتي چند مليتي و نقش لابي گري آنها
رهبران سياسي و طراحان سياست خارجي آمريكا علي الخصوص در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، مصرف كننده، سازمان ملل، نفت و گاز Next Entries پایان نامه درباره مصرف كننده، وزارت خارجه، نفت و گاز