پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، مصرف كننده، سازمان ملل، نفت و گاز

دانلود پایان نامه ارشد

برآوردها نشان دهنده آن است كه با فرسوده شدن ميدان هاي نفت در اروپا و ديگر مناطق جهان ، سهم خاورميانه در تامين نفت جهان به سرعت رو به افزايش است . چنانچه طبق برآوردهاي آژانس بين المللي انرژي سهم خاورميانه در توليد نفت جهان از 26% در سال 2001 به 32% در سال 2025 افزايش خواهد يافت . بر اساس اين تخمين ها و برآوردها تا سال 2025 متجاوز از 41% از كل افزايش تقاضاي جهان براي نفت از خاورميانه تامين خواهد شد .
كشف ذخاير جديد در منطقه خاورميانه با سرعت روبه افزايش است و طي سالهاي 1989تا 2009 ذخاير اثبات شده نفت در خاورميانه 2/1 برابر شده است يعني 661 ميليارد بشكه در سال 1989 به 782.8 ميليارد بشكه در سال 2003 افزايش يافته است (جدول شماره شش و نمودار شماره سه ) و اين امر همراه با هزينه توليد بسيار پايين ميدان هاي نفت خاورميانه و متقابلا هزينه توليد بالاي ساير ميدان ها و همچنين رشد سريع تقاضا براي نفت ، موجب خواهد شد تا وابستگي نفتي جهان به منطقه خاورميانه به نحو بي سابقه اي افزايش يابد . در دوران بعد از جنگ جهاني دوم به اين طرف سياست خارجي آمريكا در منطقه خاورميانه مبتني بر اصول اساسي زير بوده است :
1. دسترسي آزاد و مطمئن به منابع نفت و گاز خليج فارس
2. تضمين امنيت اسرائيل
3. كنترل نفوذ ساير بازيگران و قدرت هاي بزرگ علي الخصوص شوروي (قبل از فرو پاشي )
4. هيچ قدرت منطقه اي نبايد قدرت بلا منازع باشد .
جدول شماره6 ذخاير نفت اثبات شده خاورميانه
2009
درصد در جهان
2008
1999
1989
كشور
137.6
10.3
137.6
93.1
92.9
ايران
144.1
10.9
144.1
112.5
100
عراق
101.5
7.6
101.5
96.5
97.1
كويت
5.6
0.4
5.6
5.7
4.3
عمان
26.8
2
26.8
123.1
4.5
قطر
264.5
19.8
264.1
262.8
260.1
عربستان سعودي
2.5
0.2
2.5
2.3
2
سوريه
97.8
7.3
97.8
97.8
98.1
امارات
2.7
0.2
2.7
1.9
2
يمن
0.1

0.1
0.2
0.1
سايركشورها
783.2
58.9
782.8
685.8
661.0
جمع كل
سال 2010 واحد : ميليارد بشكه BP ماهنامه آمار انرژي شركت نفت ماخذ-
نمودار شماره سه ذخاير نفت اثبات شده در كشورهاي خاورميانه

شواهد و قرائن نشان مي دهد در سالهاي پيش رو همچنان امنيت انتقال نفت و امنيت موجوديت اسرائيل و حفظ بقاي اين دو منفعت اساسي آمريكا ، از شاخصهاي اصلي سياست خارجي اين كشور در منطقه خاورميانه خواهد بود . تاكيد مكرر رهبران كاخ سفيد بر لزوم حفظ امنيت اسرائيل به عنوان متحد اصلي ايالات متحده در منطقه و حضور گسترده نظامي آمريكا در خليج فارس و عراق ، براي كنترل و سلطه بر اصلي ترين منبع تامين كننده نفت جهان از ده دهه پيش ، گواه اين مدعاست . حتي گفته مي شود كه حمله به عراق در راستاي حفظ سلطه بر منابع نفتي اين كشور از يك سو و رفع تهديدات امنيتي كه متوجه اسرائيل بوده است از سوي ديگر مي باشد . نقش لابي هاي يهودي در آمريكا در اين حمله به ارتباط با دو مورد ياد شده بوده است . نتيجه آن كه اگر در آينده نيز اين دو منفعت اساسي آمريكا در منطقه با چالش بنيادي روبرو شود ، احتمال مداخله آشكار و حتي مداخله نظامي آمريكا دور از ذهن نمي باشد .
نياز فزاينده به منابع نفتي با توجه به جايگاهي كه نفت در اقتصاد جهاني و به ويژه در اقتصاد ايالات متحده دارد نقشي برجسته در سياست خارجي آمريكا بخصوص در پيوند با خاورميانه بازي مي كند . جوزف ناي22 از پژوهشگران برجسته در زمينه سياست خارجي آمريكا چنين بيان مي دارد : ” نفت به عنوان مورد استثنايي در ميان مواد خام ، تا اندازه اي توجيه كننده جنگ 1991 خليج فارس (آزاد سازي كويت) و ادامه يافتن حضور گسترده دريايي آمريكا در خليج فارس و اشغال عراق بود .”
بنابر اين امنيت ملي آمريكا در ارتباط تنگاتنگ با امنيت مناطق داراي ذخاير غني نفتي همچون خليج فارس و كشور عراق است و براي دست يابي و كنترل امنيت آن از ابزارهاي مختلف استفاده كرده است و سياستهاي اقتصادي ،دفاعي و نظامي خود را در راستاي نيل به اين هدف قرارداده است . به نظر مي رسد در ميان كشورهاي حاشيه خليج فارس ، عراق تنها كشوري است كه طي دهه هاي گذشته به دليل تحريمهاي اعمال شده و سياستهاي نادرست سردمداران اين كشور ، اكتشاف و سرمايه گذاري در صنعت نفت اين كشور را با مشكل مواجه نموده است و با رفع تحريم هاي نفتي و بازسازي صنعت نفت ، اين كشور نقش بارزي در بازارهاي جهاني نفت وانرژي ايفا خواهد نمود .
9-2 ) جايگاه عراق در استراتژي نفتي آمريكا

همانگونه كه ياد شد ايالات متحده آمريكا مهمترين بازيگر در بازار نفت جهان به شمار مي رود آمريكا با مصرف يك چهارم كل مصرف جهان (بيست ميليون بشكه در روز) بزرگترين مصرف كننده انرژي جهان است و بهمين دليل برنامه هايي در جلوگيري از تسلط دشمنان بر منابع نفتي خليج فارس و حفظ ثبات در توليد و انتقال و كنترل بهاي نفت در بازار و تنوع بخشيدن به منابع عرضه نفت ، تقويت و ذخيره سازي آن را در استراتژي نفتي و منابع انرژي خود قرار داده است . از سوي ديگر استراتژي نفتي ايالات متحده امريكا به ويژه پس از فروپاشي اتحاد جماهيرشوروي ، در راستاي نظام سلطه هرچه بيشتر بر منابع نفتي و كنترل مسيرهاي انتقال آزاد انرژي به بازار هاي مصرف و به طور مستقيم كنترل اقتصاد جهان سرمايه داري بوده است . آنچه مسلم است عوامل و رويدادهاي بوقوع پيوسته در جهان در تدوين استراتژي آفندي آمريكا بسيار موثر بوده است كه مهمترين آنها را ميتوان ، ائتلاف بين المللي براي خارج نمودن عراق از كويت ، فرونشاندن بحران بالكان ، حادثه 11 سپتامبر و فروپاشي نظام كمونيستي شوروي و ….. در نظر گرفت كه مسير اعمال استراتژي نفتي آمريكا را هموار كرد .(ميرترابي ، 1391 :211)
ساختار هژموني آمريكا كه بر سيستمهاي نظامي ، صنعتي ، اقتصادي و ژئوپليتيك نفت و سرمايه داري و كنترل بازارهاي جهاني نفت استوار است ، برآيند كنش ميان عوامل و پديده هاي ياد شده در نيم سده گذشته است . تحولات اجتماعي و فرهنگي واقع شده در آمريكا و نگاه جناح هاي جنگ گرا و محافظه كار باعث گرديده كه هژموني مسلط ژئوپليتيكي ايالات متحده با محوريت سياست گذاري امنيت انرژي شكل بگيرد . در اين راستا آمريكا مي كوشد با اثر گذاري بر ميزان عرضه و كنترل بازارهاي جهاني نفت در راستاي اهداف استراتژيك خود، كنترل امنيت انرژي جهان را بعنوان اهرمي تاثير گذار در دست بگيرد .
وابستگي نفتي آمريكا به واردات نفت از خاورميانه در سال هاي اخير رو به افزايش است بطوريكه در سال 2012 واردات نفت ايالات متحده به 6/11 ميليون بشكه در روز رسيد و اين رقم 50% بالاتر از آمار مصرف در پنج سال گذشته بوده است و سهم دولت هاي خليج فارس در كل واردات ايالات متحده در خلال چند سال گذشته بطور مداوم افزايش يافته است . براي ايالات متحده آمريكا با اين وجود كاهش وابستگي به نفت خاورميانه در اقتصاد فعلي مقدور نيست و از آنجا كه عرضه كنندگان نفت ايالات متحده همگي از شركتهاي بزرگ نفتي بوده و در بازار هاي جهاني مشاركت دارند ، شوكهاي خارجي قيمت نفت مي تواند آسيب هاي جدي به آنها وارد نمايد و باعث بالا رفتن قيمت نفت وانرژي در داخل اين كشور گردد لذا امريكا در سالهاي اخير بدنبال بهبود كارآيي انرژي و بهينه سازي مصرف سوخت و انرژي است تا هم ميزان مصرف را كنترل نمايد و هم بتواند كارآيي انرژي را افزايش و مصرف كل انرژي را تقليل دهد .
اگر چه جنگ آمريكا عليه عراق در ابتدا با هدف بركناري رژيم مستبد صدام حسين از حاكميت عراق صورت گرفت ، اما شواهد آشكار و پنهان با ادامه اشغالگري آمريكا ، همگي دال بر اهميت بيان نشده و پشت پرده واشنگتن دارد . چنين به نظر مي رسد كه حمله به عراق در چارچوب استراتژي ايالات متحده براي حل و فصل وابستگي رو به افزايش اين كشور به نفت و تحت فشار قراردادن كشورهاي وابسته به نفت ، مانند اعضاي اوپك ، روسيه ، چين و اروپاي غربي و…. باشد، شواهد نشان مي دهد كه با تسلط بر نفت عراق ، آمريكا مي تواند به برتري دلار بر اقتصاد جهاني تداوم بخشيده و حاكميت خود را تقويت نمايد .
شايد بتوان مهمترين هدف آمريكا از حمله به عراق را در سلطه ي بر ذخاير غني نفتي اين كشور در قرن بيست و يكم قلمداد كرد ، اين گمانه كه بر مفروضاتي چند بنا شده است ما را با اين واقعيت كه حمله به عراق با هدف تسلط بر منابع نفتي اين كشور صورت گرفته است رهنمون مي نمايد ، نخست اينكه جهان در قرن بيست و يكم گريزي از مصرف انرژي هاي فسيلي ندارد و يافتن جايگزين مناسبي براي انرژيهاي فسيلي فعلا امكان پذير نيست ثانيا” اينكه بزرگترين و مهم ترين منابع نفتي جهان در خاورميانه و خليج فارس ، درياي خزر ، آسياي مركزي و قفقاز قرار دارد . ساير منابع يا در حال اتمام بوده و يا پايان يافته اند و يا هزينه هاي توليد در آنها به صرفه اقتصادي نداشته و يا اينكه چندان منابع غني به شمار نمي آيند .
با عنايت به مفروضات ياد شده تسلط بر منابع غني نفت خاورميانه و خليج فارس براي هر بازيگر بزرگ و ابر قدرت جهاني ، امري حياتي است و كشور عراق در اين منطقه ، ضعيف ترين عضو اين حلقه مي باشد و سلطه بر عراق مي تواند راه را براي دسترسي به نفت خزر و آسياي مركزي و قفقاز هموار نمايد . عراق با داشتن 144 ميليارد بشكه ذخاير نفتي اثبات شده پس از عربستان در مقام دوم است و هزينه استخراج نفت در اين كشور بسيار پايين است ، حتي برخي بر اين باوردند كه عراق به علت تحريمهاي اعمال شده سازمان ملل متحد پس از حمله اين كشور به كويت نتوانسته است سرمايه گذاري لازم براي صنعت نفت خود و اكتشاف منابع جديد را به انجام برساند و چه بسا با كشف ذخاير جديد ، عراق به رتبه اي هم سنگ با عربستان دست يابد . ارزيابي مجدد حوزه هاي شناخته شده از طريق روشهاي پيشرفته ژئوفيزيكي كه در خلال بيست و پنج سال گذشته حاصل شده ، مي تواند منابع نفت اين كشور ، علي الخصوص در صحراي غربي را ارتقا بخشد . مطابق اعلام وزرات انرژي آمريكا كل ذخاير كشف شده و كشف نشده عراق ممكن است به 220 ميليارد بشكه نفت بالغ شود كه اين رقم عراق را به موقعيت كشور نخست نفتي جهان ، بعني عربستان سعودي با 260 ميليارد بشكه (بزرگترين ذخاير كشف شده ) نزديك خواهد ساخت . روي هم رفته نفت عراق به خوبي مي تواند با عربستان رقابت نمايد ، با اين حال ذخاير عراق كمتر از ذخاير عربستان است ، ليكن بر پايه آنچه بيان شد عراق پشتوانه مناسبي براي آمريكائيها و انگليسيها است و اظهار نظركاندوليزا رايس وزير امورخارجه پيشين آمريكا مويد اين موضوع است كه مي گويد : ” لازم است خاطر نشان كرد كه عراق ، تيمور شرقي يا كوزوو و يا افغانستان نيست و اين كشور جايگاهي مهم در تامين انرژي جهان دارد و در سياست خارجي آمريكا نقشي برجسته در پيوند امينت آمريكا و خليج فارس بازي مي كند .”
علاوه بر حجم ذخاير نفتي ، همانگونه كه ياد شد هزينه پايين توليد نفت در عراق نيز اهميت ويژه اي دارد و اين مشخصه ها عراق را در جرگه چند توليد كننده بزرگ نفت جهان قرار مي دهد . گرچه براي تحقق اين منظور صنعت نفت عراق نيازمند بازسازي و همه انواع زمينه هاي صنعت نفت اعم از خدمات فني ، تجهيزات ، آموزش و زير ساختهاي لازم مي باشد . براي فهم اهميت استراتژيك نفت عراق مي توان از دو منظر اقتصادي و سياسي موضوع را مورد مطالعه قرار داد .
1-9-2) اهميت نفت عراق از منظر اقتصادي
عراق دومين ذخاير نفت جهان را در اختيار دارد ميزان ذخاير نفت عراق بالغ بر 144 ميليارد بشكه تخمين زده شده است كه شامل 11% كل ذخاير جهان است . بسياري از كارشناسان اعتقاد دارند كه عراق مي تواند مجموع ذخاير خود را تا دو برابر افزايش دهد و در حد ذخاير عربستان سعودي قرار گيرد زيرا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره نفت و گاز، مصرف كننده، عرضه و تقاضا Next Entries پایان نامه درباره سازمان ملل متحد، وزارت خارجه، سازمان ملل، جهان خارج