پایان نامه درباره زندگی روزمره، کاهش اضطراب، مثنوی معنوی، رحمت الهی

دانلود پایان نامه ارشد

سكوت از اصول عرفان مسيحي نيز هست. مولينوس (Miguel De Molinos)، كشيش و عارف اسپانيايي قرن هفدهم، به سه مرتبه خاموشي اشاره مي‌كند: «خاموشي دهان يا زبان، يعني پرهيز از سخن گفتن، خاموشي ذهن، يعني خاموش ساختن پرگويي‌هاي دوقوه حافظه و تخيل و خاموشي اراده يعني آرام كردن آواي تمنا و نداي نفرت و به تعبير دقيق‌تر، جلوگيري از آمد و شد و تاخت‌و تاز احساسات و عواطف و هيجانات».142
۴-۴-11 دعوت مولانا به سكوت خاموش پر سخن :
در اين روزگار پرغوغا و در پي عصر معنويت جديد كه تعاليم عرفان‌هاي شرقي و غربي از جمله بودايي، تائويسم، امانيسم و بودايسم و به خصوص شعر و عرفان مولانا نوازشگر ذهن و روان انسان‌هاي غربي شده دعوت‌هاي آنان به خاموشي و جستن خدا و معنويت در درون نيز مورد توجه قرار گرفته و در اين ميان به نوعي مولوي را ستايشگر خاموشي مي‌دانند. به گونه‌اي كه وين‌داير معلم معنوي غرب پيام مولوي را كشف و جست‌وجوي سكوت مي‌داند و سوكت قلب انسان را تو گويي مولانا و هم‌مسلكانش با دعوت به خاموشي انسان‌ها را به تفكر و انديشه در خود و خدا و جهان فرامي‌خوانند و بر آن بودند كه «در مراقبه و سكوت است كه انسان مي‌تواند نواي آهسته و ساكت اصل اول (خداوند يا روح) را بشنود و آن را بازشناسد» و از همين رو خاموشي براي مولانا و كساني چون او محاسن فراوان دربرداشته است و سكوت زبان آرامش و سكوت ذهن و اراده را در پي.
۴-۴-12 سکوت زبانی و مراقبۀ آن،
پائین‌ترین مرحلۀ سکوت عرفانی است و طبق آنچه عرفا بر آن تأکید دارند، سکوت عرفانی از سکوت زبان آغاز می‌شود، و بالاترین مرتبۀ یا درجه آن هم، سکوت جان یا ضمیر انسان است که محصول رضایت و اقناعی عارفانه است. به بیان دیگر وقتی عارف به سکوت روی می‌آورد و به مراقبه عرفانی می‌پردازد مراحل آرام سازی ذهن را آغاز می‌کند و وقتی به سکوت باطنی می‌رسد در جستجوی راهی برای پیوستن به خالق است. پس می‌توان بر آن بود که سکوت یا مراقبه راهی برای رسیدن به خداوند است.143
۴-۴-13 از دیدگاه مولانا
خاموشی و سکوت و مراقبه یکی از شیوه‌های آماده‌سازی جان برای نیل به احوال روحانی و معنوی است یا چیزی است که آدمی را برای عبارت با خدا یاری می‌رساند و در سکوت و خاموشی از دید مولانا، فضل خدای را در پی دارد «خامش و در انتظار فضل باش» (3/ 2725)
و سبب جذب رحمت الهی است «صبر و خاموشی جذوب رحمت است.» (3/2725)
و نیز راه رسیدن به دریای حقیقت نشستن بر کشتی خاموشی است.

این خموشی، مرکب چوبین بود

بجریان را خامشی تلقین بود

(6/4624)
مولانا بارها سخن گفتن را حجاب دانسته است

بس کن زیرا که حجاب سخن

پرده گرد تو تنبیدن گرفت144

(غزل 509)
از نگاه او خاموشی همه بانگ و غریو و پیام است عارف وقتی خاموش است به کل پیوسته است و با خدا و در خدا می‌زید.

در خاموشی چرا شوی کند و ملول؟

خو کن به خموشی که اصول است اصول

خود کو خمشی؟ آن که خمش می‌خوانی

صد بانگ و غریو است و پیام است و رسول.145

به دیدگاه دیگر وین دایر، در مورد مراقبه‌های درفی و بیرونی نگاه کنیم. شما در این جهان هستید اما وابسته به آن نیستید پس بمیرد در حالیکه زنده هستید بخواهید، اجابت خواهد شد، خواستن از خدا هم به این معناست که اجازه دهیم تا هدایت خداوند به سوی ما سرازیر شود و ما را در برگیرد و در مسیر جریان الهی واقع شدن.
دایر به شدت معتقد است که انسان نیاز به خلوت با خدا دارد و مشغولیت روزمره را آفت معنویت می‌داند و وجود دغدغه‌های زندگی مانع الهام می‌باشد می‌گوید: چه بهتر که این خلوت در خانه خود و در یکجا باشد و انسان هر روز در آنجا به عبادت و مراقبه بپردازد اثر این اتاق‌، رشد معنوی انسان را اتاق معنوی (خلوتگاه مخصوص و روشنی ضمیر خواهد بود.)146
مولانا نیز خواهش‌های نفسانی و تخلفات مادی را باعث فرسایش روح می‌داند و الهامات معنوی بر روح عصیانگر و خاطی تجلی نمی‌یابد پس معتقد است که بمیریم قبل از آنکه بمیرید رها شدن و به پرواز درآمده اند بر کوی حضرت دوست و صیقل پیدا کردن روح و جسم و به هر آینه نشستن در خانۀ دل با خلوص و نیست…
دایر جسم را مرکب روح و معبد مقدسی می‌داند که باید قدر آن را دانست و در سلامت آن کوشید وی محاسبه اعمال و ارزیابی مجدد از کارها و برنامه‌ها را ضروری می‌داند که باعث اصلاح امور و روشن‌بینی می‌شود و لازمه ارتباط یا خالق بازنگری جدید در کارهاست که این بازنگری اعجازگونه انسان را وارد دنیای غیرقابل تصور خواهد کرد.
دایر صبحدم را بهترین فرصت راز و نیاز با خدا می‌داند و این مطلب را بارها گوشزد می‌کند و هر روز به مدت 30 دقیقه در مراقبه بمانید و خود را به خداوند نزدیک کنید و بر ذهن آگاه خود بگویید که در این لحظات شمام وجود خود را به تفکر و تأمل در ذات هستی پیوند می‌دهد تا از الهه‌های قدسی خداوند رستگار شوم.147
نتیجه‌گیری و تطبیق
مولانا تزکیه پاک نگه‌داشتن جسم تأکید می‌کند و افکار پلید و ویرانگر ذهن را مخرب‌ترین عامل برای جسم می‌داند که روح را که وابسته آن است به زنگار و نابودی می‌کشاند و تعلقات و توفیقات معنوی از روح فاصله می‌گیرد و از خدا رفتن به صعود قله‌های پاکی نزول خواهد کرد.
دایر تمرین مدیتیشن برای سعادت روح و جسم را مفید می‌داند و وی معتقد است که یوگار و مراقبه‌های معمولی جایگزین برنامه‌ی غیرضروری در زندگی قرار بگیرد و می‌تواند به عنوان عبادت در ادیان تعلیم داده شود اصولاً در نگاه او مدیتیشن، همان عبادت است که به معرفت درونی منتهی می‌شود و آن را گفتگو با خداوند می‌داند.
وی موهبت‌های خود را مرهون مدیتیشن می‌داند و بارها و به کرات در تمام نوشته‌هایش و برنامه‌هایش مدیتیشن و مراقبه را توصیه می‌کند.148
دایر بر «تمرکز فکر» نام عبادت می‌نهد، چون وی عبادت را ارتباطی با خدا نمی‌داند، بلکه عبادت را در توجه استعلالی به نفس خلاصه می‌کند و کنار زدن تشویش‌های ذهنی را خودسازی می‌پندارد، در حالی که عبادات ارتباط آگاهانه با خالق است که البته این ارتباط، آرامش درونی و پرورش نفس را به دنبال خواهد داشت.149
باید دانست که در مدیتیشن تلاش مراقبه‌گر، تنها به تخلیۀ ذهن و از کار انداختن فعالیت ذهن متمرکز می‌گردد. نتیجه‌ایی که در این نوع مراقبه سکون و رکود ذهن اتفاق می‌افتد تا به نحوی انسان از آشفتگی ذهن رها شود و در این فرآیند، برنامه‌ای برای هدایت و رشد معنوی ارائه نمی‌شود اما در مدل اخلاقی اسلام، قوای ذهنی تعطیل نمی‌شود، بلکه به شناسایی امیال منفی و پاک گرداندن آن از درون اقدام می‌کند و کار ذهن در مراحل ابتدایی سلوک، کمک به پیراستن درون است و در مراحل بالاتر کار سالک به آرایش روح می‌رسد و سالک به افزودن ذخایر معنوی خود اقدام می‌کند و در مقامات بالاتر با تأمل در اسماء و صفات حق به عروج روح کمک می‌نماید. در این روش، انرژی ذهن با جهت‌دهی مثبت به کار گرفته می‌شود و در یک فرآیند پویا مورد استفاده قرار می‌گیرد.150

۴-۴-14 مولانا در انجام مراقبه به داستان
“ایاز”، غلام شاه محمود غزنوی (پادشاه ایران) اشاره می‌کند. پوستین کهنه در دربار. ایاز در آغاز چوپان بود، وقتی در دربار سلطان محمود به مقام و منصب دولتی رسید، چارق و پوستین دوران فقر و غلامی خود را به دیوار اتاقش آویزان کرده بود و هر روز صبح اول به آن نگاه می‌کرد و از بدبختی و فقر خود یاد می‌کرد و سپس به دربار می‌رفت، او قفل سنگینی بر در اتاق می‌بست، درباریان حسود که به ایاز بدبین بودند خیال کردند که ایاز در این اتاق گنج و پول پنهان کرده پس به شاه خبر دادند که ایاز طلاهای دربار را در اتاقی پنهان کرده سلطان می‌دانست که ایاز مرد وفادار و درستکاری است، دستور دارد، وقتی ایاز در اتاقش نباشد بروید و همه طلاها و سکه‌ها را بیاورید.
نیمه شب جاسوسان و حسودان با مشعل‌های روشن به اتاق ایاز رفتند و با حرص قفل را شکستند و با هجوم وارد شدند ولی چیزی نیافتند. جز یک جفت چارق کهنه و یک دست لباس پاره و شرمنده به حضور شاه رسیدند. سلطان فرمود من ایاز را خوب می‌شناسم وی هر روز بر چارق و پوستین کهنه نگاه می‌کند تا به مقام خود مغرور نشود و گذشته‌اش را به یاد داشته باشد و اینگونه به مراقبه نفس می‌پردازد تا باعث خطای وی نشود.

۴-۴-15 مراقبه از دیدگاه دو اندیشمند151
مولانا در مثنوی به حال و احوال و متحول شدن دل اشاره می‌کند و می‌فرمایند حال ما را به بهترین حال متحول‌نما همچون تحول باور نکردنی که در طبیعت رخ می‌دهد و این دنیا را سفر زندگی می‌نامد که قبل از اینکه مرگ فرا برسد چشمانمان بینا باشد و کور باطن از دنیا نرویم و از رحمت بیکران الهی دور نباشیم و خطاب به انسانهای تشنه حقیقت که می‌خواهند با انجام مراقبه به پاکسازی درون خود برسند می‌فرماید که هیچ وقت برای انسان شدن دیر نیست و تحول درونی باعث می‌شود به تصفیه درون بپردازد و انسان را به اعتکاف و گوشه‌نشینی دعوت می‌کند.

تو به هر حالی که باشی می‌‌طلب

آب می‌جو دائماً ای خشک لب

البته شرط اول این است که به آن درجه از خودشناسی و حساسیت و آگاهی رسیده باشیم که خشک بودن لب از خود ماست که ما را به امور مادی سرگرم می‌کنند رهایی از توهم و رسیدن به وصال عشق و فطرت و اتصال به منبع جهانی درونی! مولانا در تفسیر قسمتی از آیه (4 سوره حدید) (هُو معکم) که به همراه بودن خدا با آدمی اشاره می‌کند و می‌فرماید در خود اندیشه کن و سرگشتگی و خودباختگی را کنار بگذار و وجود خود را برای مراقبه آماده کن که باید به قلبمان رجوع کنیم و باید آن قسمت از وجود ذهن خیالی و توهمی را که مانع از دیدن دریا شده صیقل دهیم و گرد و غبار را از ذهنمان دور کنیم تا بتوانیم به دریای بیکران الهی دست یابیم.152
وین دایر معلم روحانی مراقبه را با مثنوی معنوی بر جامعۀ خود به خوبی تعلیم می‌دهد. دایر معتقد می‌باشد که در حالت خلسه و مراقبه و به قول ایشان اتصال به منبع اصلی وجود چیزی که مؤمن به آن اشاره کرده کاملاً صدق است و هر دعا و خواسته‌ای به ثمر خواهد نشست.
نکته دیگر که وین دایر به آن اشاره کرده است بیشترین تأثیر را از آموزه‌های عرفانی و شرقی و از جمله مولانا گرفته است، علاوه بر اینکه توصیه می‌کند (در مراقبه صبح) هر خواسته و دعایی حتی در امور مادی از مبدأ وجود تقاضا شود برآورده می‌شود و توأم با آرامش خواهد بود و در (مراقبه به هنگام غروب) شکر نعمتهای روزانه و عدم انتظار و کنجکاوی در چگونگی و زمان تحقق خواسته و دعا تأکید دارد. رضایت باطنی و شکر نعمتها و اطمینان از برآورده شدن آرزوهای الهی، در پالایش درون بسیار مؤثر هستند.

شکر نعمت خوش‌تر از نعمت بود

شکر باره کی شوی نعمت رود

شکر جان نعمت و نعمت چو پوست

زآنکه شکر آرد تو را تا کوی دوست153

3/ 2885
۴-۴-16 مراقبه دایر در نگاهی دیگر
چرا مراقبه می‌کنیم شاید برای آن پاسخ‌های متفاوتی پیدا کنیم، مثل کاهش اضطراب و نگرانی، از بین بردن خشونت – تعصب و ترس ایجاد آرامش، رفع خستگی، کُند کردن مراحل پیری، تقویت حافظه، ایجاد حس روش هدفمندی و شفابخشی با دعا و نیایش مراقبه در کار و تلاش، مراقب در مدارا و تساهل و تسامح به درستی که هر کدام از این مراحل برای رسیدن به روشهایی برای زندگی سالم می‌باشد، و هنگامیکه پی می‌بریم مراقبه روشی برای برقراری ارتباط آگاهانه با خداوند است همۀ فایده‌های دیگر اهمیتی ندارند.
مهمترین دلیل برای اینکه مراقبه را به بخشی از فعالیتهای زندگی روزمره تبدیل کنیم این است که با انرژی مقدس خود به نیروهای معنویت بپیوندیم و نیروهای خداوندی را بدست آوریم.

۴-۴-19 با مهار کردن منیت
منیت عقیده‌ای است که دربارۀ خود و همیشه همراهمان داریم و سبب جدایی انسان از خداوند است و هرگاه تصمیم بگیریم منیت‌ها را کنار بگذاریم می‌توانیم خداوند را در قلبمان احساس کنیم و مانند یک قطره باران باشیم وقتی که به دریا و یا به رودخانه می‌رسد شاد می‌شود پس خدا را می‌توان با تک تک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره شمس تبریزی، جلال‌الدین، حضرت محمد (ص)، واجب الوجود Next Entries پایان نامه درباره رقص سماع، شمس تبریزی، حرکات موزون، خلیفه الهی