پایان نامه درباره روشنفکران، حکومت قانون، نهضت مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

:79 ).
تکثر گرايي: بنا به نظر متفکرين غربي نمي توان براي همه انسانها آرمان وغايتي يکسان در نظر گرفت .براي انسانهاي مختلف آرمان وغايت هاي متفاوتي وجود دارد وراههاي رسيدن به آنها نيز متفاوت است.(جهانبگلو،1385 :83)
پاسداري از ارزشهاي فردي :متفکرين غربي مردم را تشويق مي کنند ارزش هاي زندگي شان را خودشان انتخاب کنندوآنها رابسازندودنباله روي آرمان هاي خود باشند.اين نظريه انعکاس وسيعي در فيلم ها ورمان هاي غربي (به طور مثال رمان سرچشمه نوشته هاناآرنت)داشته است.(جهانبگلو، 1385 :27).
عقل باوري وخردورزي:در غرب عقل وخرد جايگاه بالايي دارد وهيچ واقعيتي بالاتر از يافته هاي علمي نيست.ازديگر دالهاي که به گرد آزادي درگفتمان غرب مفصل بندي مي شوند مي توان به “خلاقيت ونوآوري”و”ارزش شاياني قائل شدن براي زندگي اين جهاني”و”امانيسم”اشاره کرد.علاوه برمواردفوق دراين گفتمان بر جامعه مدني براي حفاظت از آزادي هاي فردي تاکيد مي شود . (جهانبگلو ،1383 :51).ودموکراسي چون ظرفي تلقي مي شود که محتواي آن آزادي فردي است.بدون وجود دموکراسي وحقوق شهروندي سخن گفتن ازآزادي منفي براي غرب بي معني بنظرمي رسد(اوت ويت ،باتامور،1393: 4-3 ).
2-5 .نگاهي اجمالي به آزادي از مشروطه تا انقلاب اسلامي
تقريبا ازدوران مشروطيت است ،که واژه آزادي وارد گفتمان نخبگان جامعه شده وبه مفهوم غالب درمبارزات سياسي بعد ازاين دوران تبديل مي گردد ودرراس مطالبات جمعي قرارمي گيرد. درنهضت مشروطيت مهمترين خواسته هاي مبارزان تشکيل عدالت خانه ومجلس واستقرارقانون براي جلوگيري ازخودکامگي پادشاه واستبداد درباري بود (اعلم ،1390:16 ).”خصوصيت اصلي اين دوران دراغلب موارد،استقبال ايرانيان وروشنفکران ازحکومت قانون ،عدالت اجتماعي ومدرنيته غربي مي توان قلمداد کرد.دراين دوران ،رشدتجدد خواهي درحوزه هاي فرهنگ ،سياست وادبيات راشاهد هستيم .مجموعه اين تحولات دوخصوصيت مهم داشت :نخست،آنها درمسير استقبال ازغرب وارزش هاي مدرنيته روال يافتندومهمتر آنکه مبارزه عليه قدرت خودکامه حکومتي واستبداد سياسي دراين دوران،روشنفکران ومبارزان سياسي را به انديشه بازگشت به گذشته ،بازگشت به سنت يامذهب نکشاند.خصوصيت دوم اين دوران اهميت مسئله آزادي بود که مهمتر ازمسئله استقلال جلوه گرشد.درست است که مسئله اصلي نهضت مشروطه حکومت قانون بود ولي ايده حکومت قانون دراين دوره باشعار آزادي مدني درمقابل يکه تازي قدرت حاکم جلوه گرمي شد”(هودشتيان،1382: 73).”بنابراين آزادي درگفتمان مشروطه جايگاه ويژه اي داشت وبا دالهاي رهايي از استبداد وحاکميت قانون وعدالت همراه وهمنشين بود.”دال ديگري که بنا برشرايط سياسي،اجتماعي واقتصادي اين دوره با آزادي همراه وهمنشين بود دال امنيت بود. امنيت ازدست دزدان وغارت گران مسلح به تيغ وشمشيرمستبدان وخودکامگان مسلح به ابزار بسيارخطرناکتر ازاولي يعني قدرت مطلقه”(مالمير،1382 :67).
زمانيکه نهضت مشروطه درايران قوام مي يافت ،درغرب تفکراتي انتقادي عليه مدرنيته درحال شکل گيري بود.که تاثير اين تفکرات را مي توان دردوره بعد از مشروطه درمتفکرين ايراني ديد.دردوره بعد ازمشروطه جنبش روشنفکري دربرخورد باغرب ازهنگام استحکام سلسله پهلوي شکل گرفت وبراي نخستين باردرايران مبارزه عليه استبداد سياسي بامبارزه عليه تسلط ونفوذ قدرت هاي سلطه گر خارجي مشخصا انگلستان گره خورد وجنبش روشنفکري درايران خصوصا پس ازدهه40-30 به سمت تحولاتي معکوس گام نهاد.رفرم هاي ارضي شاهي به جاي اصلاح اموروجلب نظر افکار عمومي بر شدت مخالفت روشنفکران وروشنگران ايران بارژيم سياسي حاکم افزود وگرايشِ حاکمِ اين گروه رابه مخالفت باارزش هاي مدرن وغربي سوق داد (هودشتيان،1382 :81).خصوصيت اصلي حکومت پهلوي اجراي مدرنيته بصورت گزينشي بود.بطورمثال همزمان با تحول نظام آموزشي ،آموزش عالي ونظام حقوقي نظام پليسي عظيمي پديدآورد.برنامه مدرن گروه سنتي راازدولت جداکرد ونظام پليسي طبقه متوسط،طبقه اي که قراربودپايگاه اجتماعي دولت باشد،راازحکومت دورکرد.دراين شرايط نه تنها معضلات اجتماعي،سياسي وفرهنگي حل نشد بلکه مسائل جديدي پيش آمد که باعث شد فرهنگ ضد غربي درطبقه متوسط وفقيرشکل گيرد.ودرواکنش به اين امربومي گرايي حفظ خلوص فرهنگي درقالب گفتمان به نام اصالت شکل گرفت.علت ديگري که درسطح جهاني مطرح است ،واکنش به روايت کل گراي هگل ازتاريخ وديگر متفکرين اين وادي بود.” نگاه کل گرا وتماميت خواه برآمده ازانقلاب فرانسه وفلسفه آلمان،بامحدودکردن تاريخ به ضرورت هاي گريزناپذيرسيربه سوي کمال،انبوه سنت هاي متکثرفرهنگي،وتجارب زيسته ملت ها راناديده مي گيرد،وسرانجام درقالب گفتمان موسوم به “شرق شناسي”،کل ملت هاي شرق رابه حاشيه تاريخ مي راند وقلمروهاي جداگانه ،تقابلي ونفوذناپذير”شرق-غرب”رابيان مي کند.اين تقابل درانديشه شماري ازروشنفکران صاحب نفوذايراني(فرديد،شايگان،آل احمد،شريعتي)معکوس مي شود وترجمان خود رادربومي گرايي ،غرب ستيزي وبازگشت به ريشه ها بازمي يابد.اين کاربه ياري مفاهيم هايدگري زوال غرب ،بازگشت به ريشه ها وجستجوي اصالت ،قالب ريزي وپرداخت مي شود”(ميرسپاسي،1386 :10).درچنين شرايطي آزادي که خواسته اصلي گفتمان مشروطه بود بدون آنکه تحقق يابد به حاشيه رانده مي شود واستقلال جايگزين آن مي شود. کسب استقلال ورهايي ازاستبداد وبازگشت به ريشه ها وبومي گرايي به عنوان دال هاي اصلي اين گفتمان هستند. آزادي درچنين گفتماني درکنار دال هاي ديگر قرار گرفته ومعنايي تازه مي يابد.” اين گفتمان ناظر برآغازي تند وريشه اي بافکرگسست کامل اززندگي روزمره باوعده آينده اي آرمان شهري ترکيب شده است که به لحاظ فکري جذاب وخيال انگيز است.اين نظريه ها که فلسفه آغاز تازه را دنبال مي کنند،پاره اي تصورات رمانتيک مانند آزادي کامل رابرامکان واقعي يک جامعه دموکراتيک ارجح مي شمارند.از آنجا که پروژه هاي آرمانشهري،آزادي بخش تر ومعنادارتر به نظر مي رسند وبراي انواع رنج هاي بشري راه حل هايي عرضه مي دارند،يک چشم اندازدموکراتيک،درعرصه خيال پردازي هاي ديني ،سکولار،وياملي گرا قادربه رقابت باآنهانيست.تنها زماني مشکلات چنين نظرياتي مشخص خواهد شد که اين چشم اندازهاي خيالين دربسترهاي جامعه شناختي خود ارزيابي شوند” (همان:121).گفتمان اصالت تا وقوع انقلاب وحتي پس ازآن به حيات خود ادامه مي دهد .البته پس از انقلاب بازگشت به ريشه ها درگفتمان حاکم برجامعه معنايي خاص مي يابد به بياني ديگر به معنايي خاص از آن تاکيد مي شود ومعاني ديگر به حوزه گفتمانگونگي سرريز مي شوند معناي بازگشت يعني بازگشت به ريشه هاي اسلامي. بعد انقلاب اين گفتمان در قالب گفتمان ديگر به نام گفتمان اسلام سياسي با اضافه شدن معناها يا دال هاي جديد وحذف برخي دال ها براي ايجاد يکدستي معنايي تداوم حيات مي يابد در ادامه به اين گفتمان پرداخته خواهد شد.
2-6 .آزادي درگفتمان اسلام سياسي
انقلاب اسلامي ايران يک انقلاب فرهنگي وارزشي مي باشد که بسياري از مفاهيم در درون آن باز تعريف شده انداين امر براساس برداشتي که ازاصول وارزشهاي بنيادي اسلام شيعي(12 امامي) وجود داشته صورت گرفته است.تعريف از آزادي نيزدرجامعه مادرارتباط بااوضاع واحوال سياسي،اجتماعي وفرهنگي ماقرار داردوباتغيير اين شرايط تغيير مي يابد.آزادي ازخواسته هاي اصلي مردم درنهضت انقلاب اسلامي ايران بوده است ودرشعار”استقلال، آزادي وجمهوري اسلامي” نمود پيداکرده است.دراين قسمت سعي شده تعريفي که درگفتمان اسلام سياسي از آزادي ارائه شده معرفي شودوبراي مستدل کردن مباحث ،از سخنان امام خميني(ره)،آيت…مطهري،آيت…بهشتي آيت…خامنه اي که دراين باره بيان نموده انداستفاده خواهد شد.ناگفته پيداست ديدگاه هاي اين چهار متفکردررابطه با مسئله آزادي درسالهاي مبارزاتي وپس از آن سهم بسزايي درتشکيل واستمرارنظام جمهوري اسلامي داشته است.درگفتمان اسلام سياسي که بنا بربرداشتي خاص از اصول ومباني اسلام شکل گرفته است ؛منظور ازآزادي انسان ،کمال او مي باشدواوج کمال اواز طريق رضايت وخشنودي خداوندبدست مي آيد .در اين قرائت خاص ازاسلام انسان زماني به آزادي ورهايي دست مي يابد که بتواند به آن کمال مطلوب درنظر گرفته شده برايش که در پرتورضايت خداوند بدست مي آيد برسدودر اين راه هرآنچه که بشر رابه آن کمال مطلوب برساند به عنوان مصداق آزادي ازآن نام برده مي شود.
امام خميني (ره)در نگاهي درون ديني،عالي ترين سطوح آزادي رادر بندگي خدا مي داند.درواقع ،به زعم ايشان،بندگي گوهرگرانبهايي است که باطن آن “آزادي وربوبيت”است (خميني،1388: 255-256 ).به اعتقاد ايشان”انسان بر حسب فطرت عاشق حريت وآزادي است که هرچه مي خواهد بکند،حتي اراده او نيز نافذ باشد؛بطوريکه درمقابل سلطنت وقدرت اومزاحمي نباشدوهمچنين سطوح عالي از آزادي جز در عالم مابعدالطبيعه-که بهشت اهل طاعت است يافت نميشود” (خميني،1389: 103 ).
شاه بيت مفهوم آزادي دربندگي خالص خداوند بودن است وهرآنچه که در طي اين طريق به انسان کمک کند يکي ازاجزاي آزادي درنظر گرفته مي شود .حال بايد ديد که دالهاي ديگرکه در گفتمان اسلام سياسي برگرد آزادي مفصل بندي ميشوند کدامند:
رهايي از هواي نفس:
رهايي از هواي نفس به معناي آزادي روح انسان از آلايش ورذايل وقيد وبند هاي مادي مي باشد. به نظر
شهيد بهشتي ازديدگاه اسلام آزادي حقيقي انسان در ساقط کردن “هوس هاي سرکش وخود کامگي ها” است
(بهشتي،1361: 1184-1183 ).
مهطري(1368) آزادي رابر دو قسم مي داند:آزادي معنوي وآزادي اجتماعي .آزادي معنوي در ديدگاه ايشان از طريق نبوت وکتاب هاي آسماني به بشريت رسيده است وبدون آن آزادي اجتماعي ميسر نمي شود.آيت ا…مطهري بزرگترين برنامه انبيا را”آزادي معنوي” مي داند وبا تمسک به آيه”قد افلح من زکاها وقد خاب من دساها”(شمس:19-18 )”تزکيه نفس”را معادل”آزادي معنوي” مي داند. به نظر ايشان ،ريشه تمام سلب آزادي هاي اجتماعي در طول تاريخ در حس منفعت طلبي انسان نهفته است؛ امري که با عدم تقوا وآزادي معنوي رابطه تنگاتنگي دارد. درواقع تقوا به مثابه ابزاري کار آمد براي بشراست و بر خلاف تصور رايج نه محدوديت بلکه مصونيت فراهم مي سازد؛ امري که در کلام علي (ع) از آن به”علت وموجب بزرگ آزادي” ياد شده است : “تقوا دردرجه اول وبه طور مستقيم از ناحيه اخلاقي و معنوي به انسان آزادي مي دهد واو را از قيد رقيب و بندگي هوا وهوس آزاد مي کند،رشته حرص وطمع وحسد وشهوت وخشم را از گردنش بر مي دارد”( نهج البلاغه خطبه 30).
رهايي از استبداد:
“استبدادحکومت مطلقه فردي يا جمعي،که در آن اکثريت مردم در اداره امور کشور نقشي ندارند وتصميمات فرد يا گروهي خاص به عنوان قانون اجرا مي شود”(انوري ،1382 :128).درگفتمان اسلام سياسي يکي از مصداق هاي مهم آزادي رهايي ازاستبداد وحکومت مطلقه مي باشد ويکي از اصليترين رسالت پيامبران آزاد کردن انسان ها ازقيد استعبادواستبداد است.بنا برتقسيم بندي که شهيد مطهري از آزادي داشته اند ودر قسمت قبل به آن اشاره شد رهايي از استبداد جزء آزادي اجتماعي مي باشد.همانطوري که مطهري خاطرنشان مي سازد:عموما استعبادها،استثمارهاواسارتهاي افرادواقوام بدست افراد واقوام ديگرچيزي جز سلب آزادي بشريت نمي تواند باشد از اهداف قطعي ويقيني انبياء اين است که آزادي اجتماعي راتامين کنندوبا انواع بندگي هاو وبردگي هاي اجتماعي وسلب آزادي ها که در اجتماع هست مبارزه کنند لازمه رشد اجتماعي داشتن آزادي است وزمامداران جامعه بايد شرايط آزادي رابراي مردم در روند انتخاب وتصميم گيري فراهم آورند(مطهري،1379 :197-196،به نقل ازخواجه سروي ونادري).درديدگاه شهيد بهشتي هم بررهايي از استبداد به عنوان يکي از مصداق هاي آزادي تاکيد شده است.به نظر ايشان اين نوع ازآزادي در رابطه فرد بامحيط اجتماعي اش تعريف مي شود.”انسان دربرابرنظام جباروپر قدرت حاکم مقاومت مي کند وطوفاني برضد نظام نامطلوب حاکم بوجود مي آورد وبا اعلان آزادي انسان آن نظام نامطلوب را سرنگون مي سازد”(بهشتي ،1361 :1184-1183،به نقل ازخواجه سروي ونادري).هرچهار متفکر مذکوربررهايي از استبداد به عنوان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره نقطه مرکز، سرچشمه ها Next Entries پایان نامه درباره لاکلا و موف، طبقه حاکم، جهان خارج