پایان نامه درباره روان شناسی، مثنوی معنوی، متغیر مستقل، کلیات شمس

دانلود پایان نامه ارشد

وین دایر روان شناسی و معلم روحانی غرب تحت تأثیر مولوی قرار گرفته و به افکار او علاقه وافر نشان داده اند؟
ب: فرضیه تحقیق
به نظر می رسد اندیشه های والای انسانی و الهی مولوی بر فکر و فرهنگ غرب و روان شناسی مذکور در دایر موثر بوده در این زمینه به مشترکات فکری رسیده که در مثنوی معنوی و روان شناسی قابل تأمل و مطابقت قرار می گیرد.
1-5- مدل تحقیق
تحلیلی و توصیفی می باشد
الف: مقایسه ای و توصیفی است.
1-6- تعاریف عملیاتی متغیرها و واژه های کلیدی
در تعریف متغیر می توانیم به متغیر مستقل و متغیر وابسته اشاره کنیم.
در متغیر مستقل: متغیری است که محقق تأثیر آن را بر سایر متغیرها مورد سنجش قرار می دهد.
و متغیر وابسته: متغیری است که متغیر مستقل بر روی آن اثر می کند. در این تحقیق افکار مولوی متغیر مستقل است؛ زیرا بر فرهنگ و اندیشه غربی و روان شناسی و معلم معنوی وین دایر تأثیر نهاده که در این رساله به مولفه های تأثیرگذاری مولوی بر فکر و فرهنگ غرب و تأثیر آن بر مکتب دایر و مشترکات فکری هر دو اندیشمند تحریر می کنیم.
به تعاریف عملیاتی متغیرها و واژگان کلیدی اشاره ای می کنیم
1- فرهنگ غرب
فرهنگی است که به طور کلی اصول معنوی دینی و آسمانی را انکار می کند و بر یافته ها و تراوش های فکری انسان تأکید دارد.
2- مولوی: جلال الدین محمد بلخی ملقب به مولانا به سال 604ق672 (بلخ و قونیه) حکیم، شاعر، واعظ، عارف، دارای دواثر منظوم ومنثور مثنوی معنوی، کلیات شمس، رباعیات، فیه مافیه، مجالس سبعه، مکتوبات
3- وین دایر: پروفسور وین دایر، روان شناس، روانکاو، عرفان پژوه امریکایی و معلم معنوی غرب، 1940 میلادی 2015 ، 29 اوت وی بزرگترین معلم معنوی غرب که از وی صدها کتاب و مقاله به ثمر رسیده است.
وی یکی از الهامات بزرگی که در زندگی گرفته آشنایی با شاعر و عارف قرن سیزدهم مولانا می باشد که اثر شگرفی در زندگی دایر داشته وی اذعان می دارد که خود عاشق مولاناست و آموزه ها و سیرت مولوی را در تبیین و اهدافش در علم روان شناسی موثر و مفید دانسته است.
1- پلورالیسم (کثرت گرایی): حقیقت گرایی خدا حقیقی، خدا محوری، خداپرستی، خدا دوستی
2- امانیسم (انسان گرایی): بشردوستی، انسان دوستی، انسان محوری
3- بودیسم (بودا): روشنگری، آگاهی، حقیقتجویی، روشنفکری و دانایی و مشترکات فکری در مثنوی معنوی و روان شناسی که در فصل چهارم که جان کلام است پرداخته ایم.
1-7- روش تحقیق
بهره بری از روش کتابخانه ای و اسنادی
1-8- قلمرو تحقیق
نظر و هدف این رساله که نشان دادن تأثیر گذاری مولوی بر فکر و فرهنگ غرب و تأثیر تفکرات مولانا بر مکتب وین دایر.
ابتدا با مراجعه به کتابخانه ها و منابع انیترنتی و یادداشت برداری از کتاب هایی اعم از آثار منظور و منثور مولوی و کتاب هایی در زمینه فکر و اندیشه وین دایر که بردارنده آرای افکار مولوی بودند و نیز تحقیقات متفکرین غرب درمورد آثار و سیرت مولانا کار خود را آغاز کرده ام.
1-9- جامعه و حجم نمونه
کلیه آثار مولوی اعم از نظم و نثر مثنوی معنوی، کلیات شمس، فیه ما فیه ، رباعیات، مجالس سبعه، مکتوبات و کتاب های مربوط به اهداف مولوی و همچنین برخی کتاب ها و مقالات درمان با عرفان، نیم نگاهی به معنویت دایر، وجود متعالی انسان است…
با بررسی کتاب های هر دو اندیشمند مذکور و یادداشت برداری از کتاب های فوق که به آن پرداخته ایم تحلیل شخصیت، روان شناسی و اندیشه های مولوی و علاقمندی دایر به مولوی را رهنمون می سازد.
1-10- محدودیت های تحقیق
گفتنی است آنچه دست محقق را در تهیه و تدوین مطالب غنی تر این رساله کم توان کرد از آن جمله می باشد گسترده بودن و پیچیده بودن موضوع رساله، زمان بردن آن، عدم دسترسی به مخاطبان غربی و شرقی برای پژوهش بهتر، هرچند در فضای مجازی مشکل برطرف شد، مبنای کار ابتدا تحقیقات و مطالعات کتابخانه ای، اسنادی، مقالات اینترنتی، مشاوره و راهنمایی استادان، فیش برداری از مطالعات استخراج شده تهیه پاور پونت، فیلم، عکس، کلیپ از دو اندیشمند که در زمان دفاع از رساله مربوطه نمایش داده می شود این رساله محصول شش ماه تحقیق نگارنده است که خود به طور کامل از آن راضی نیستم اما از خداوند سپاسگزارم که با توفیقات الهی در این کار پژوهشی به موضوعی پرداخته شد که مملو از عشق و معنویت بود و تمام وجودم را به سوی خدای مولانا و دایر و تمام هستی معطوف می کرد.
امید است رساله مذکور مورد قبول واقع گردد.
1-11- پیشینه تحقیق
براساس کاوش های نگارنده تاکنون هیچ تحقیق دانشگاهی که از نظر موضوع یا محتوی یا پژوهش یکسان باشد صورت نگرفته است اگر هم پژوهشگران حوزه ادبیات و فرهنگ و یا مولانا پژوهان به مسایلی نزدیک به موضوع این رساله پرداخته اند محصول کارشان تنها اشاراتی به علل محبوبیت و تأثیر گذاری مولوی بوده است و تاکنون در این موضوع خاص پژوهشی تطبیقی صورت نگرفته اما پاره ای از مولفان به تألیف آثاری در میان مناسبتهای اندیشه های مولانا با روان شناسی و مکاتب روان درمانی انجام فراهم آورده اند از آن جمله: مولوی و جهان بینی علامه محمد تقی جعفری، اندیشه های کوآنتومی محسن فرشاد، روان شناسی مولوی، آراسته مولوی، روانکاوی خط سوم، ناصر الدین صاحب الزمانی را می توان نام برد.
آنچه در این نوشتار بدان پرداخته ایم اندیشه های جذاب مولانا جلال الدین برای مردم مغرب زمین و تأثیر تفکرات مکتب وین دایر و علاقمندی و تأثیرپذیری ایشان از مولاناست اندیشه های ژرف و تابناک در زمینه خدامحوری، انسان دوستی، آگاهی و دانایی، دینداری، آزادی خواهی، عشق و دوستی، صلح طلبی، عدم تعصب، عدم خشم و خشونت، شادی طلبی، رقص و سماع ، مدارا و تساهل و تسامح نگاهی به صلح جهانی که با اظهار شگفتی از جانب غرب همراه است و با مقایسه تفکرات دو اندیشمند و افکار انسان ساز و سیره مولانا در زمینه هایی که برشمردیم موجب آن شده که نیکلسون او را برترین شاعر , شیمل وی را الگوی یک زندگی عرفانی، اریک فروم مولانا را پیشرو غرب در تفکرات انسان گرایانه، بارکس او را پیر و مرشد معنوی و معلمین معنوی، از جمله وین دایر مولانا را داروی دردهای بی درمان می دانند .

فصل دوم : مطالعات نظری
بخش اول : کلیاتی درباره زندگی،آثار وسیرت مولوی
2-2-1 مولاناي ايراني:
« آغاز قرن هفتم هجري، ششم ربيع‌الاول سال 604 هجري قمري، برابر با سي‌ام سپتامبر 1207م. ستاره‌اي در آسمان ادب و عرفان و فرهنگ ايران‌زمين درخشيدن گرفت. «در بلخ كه زادگاه او بود خانه آن‌ها مثل يك معبد كهنه آكنده از روح، انباشته از فرشته و سرشار از تقدس بود. كودك خاندان خطيبان محمد نام داشت، اما در خانه با محبّت و علاقه‌اي آميخته به تكريم و اعتقاد او را جلال‌الدين مي‌خواندند. جلال‌الدين محمد. پدرش بهاء‌ولد كه يك خطيب بزرگ بلخ و يك واعظ و مدرس پرآوازه شهر بوده از روي دوستي و بزرگي او را خداوندگار مي‌خواند.
خداوندگار بزرگ مي‌شد، رشد مي‌كرد و خود را در يار «الله» و در عشق پدر كه مستغرق «الله» بود غوطه‌ور مي‌يافت و در اين خانه همه چيز در نور «الله» غرق بود…. كودك سال به سال بزرگ مي‌شد و در خانه بهاء‌ولد ابر و باد و مه و خورشيد و فلك همه در كار آن بودند تا اين نهال آرزو هر روز بيشتر از پيش ببالد، برگ و شاخه برآرد و سر به سوي آسمان و خورشيد برافروزد.1»

2-1-2- مهاجرت به آسياي صغير
به سفر چون مه گردون به شب چارده پُر شد

به نظرهاي الهي به يكي لحظه كجا شد 2

(غزل 760)
«اقامت خاندان مولانا در بلخ چندسالي پس از تولد جلال‌الدين، نپاييد زيرا بنابر اقوالي بهاءولد پدر مولانا «بر اثر اختلاف با امام‌المشكين فخرالدين رازي و متابعان او كه مورد حمايت شديد سلطان‌محمد خوارزمشاه بودند و نيز در نتيجه نقاري كه ميان او و خوارزمشاه پيدا شده بود، چندگاهي (چند سالي) بعد از مرگ امام فخر با خاندان و گروهي از ياران خود از مشرق ايران به جانب مغرب مهاجرت كرد».
گفتني است كه «بهاءولد به دليل حمايت محمد خوارزمشاه از فقهاء و به دليل تحريكاتي كه در مقابله با مجالس و مواعظ او صورت مي‌گرفت، بلخ را جاي ماندن نمي‌ديده و در سال‌هاي پيش از مهاجرت نيز، هر از چندگاه در شهري از خراسان مقيم بوده، اما مهاجرت از خراسان را نتيجه اين دلزدگي‌ها و مقابله‌ها نبايد شمرد. بهاءولد هنگامي از خراسان دل برگرفت، كه بسياري از آگاهان و آزادگان جز اين راهي در پيش خود نمي‌ديدند، زيرا كه خامي و ناداني خوارزمشاه و كارگزاران او، خراسان را در بيم يك فاجعه افكنده بود، و انتظار مي‌رفت كه مغول‌ها يورش‌هاي نابودكننده خود را آغاز كنند. در آن سال‌ها بسياري از صاحبدلان و فرزانگان از خراسان و عراق كوچ كرده و پس از چندي، گروهي از آنان سر از آسياي صغير درآوردند، كه بهاءولد هم يكي از ايشان بود. 3
مولانا در هنگام هجرت، همراه با پدرش سيزده سال بيشتر نداشت. يا بنابر قولي بيست‌ساله بود، از اتفاقاتي كه طي سفر و عبور از نيشابور روي داده بنابر قول جامي در نفحات‌الانس ديدار با عطار شاعر معروف و جان‌اگاه نيشابوري است كه اسرارنامه خود را به وي مي‌دهد و چون آثار بزرگي را در سيماي مولوي ديده بود خطاب به بهاءولد گفت: زود باشد كه اين پسر تو آتش در سوختگان عالم زند».
كاروان رشته در گردن افتاده از سوي دوست به حركت خود ادامه داد. بغداد،مكه، شام، ارزنجان، ملاطيه و لارنده خط سير طولاني بود كه خاندان مولانا آن را طي چندين سال پيمود. در لارنده بود كه مولانا در سن 18 سالگي با زني به نام گوهرخاتون ازدواج كرد كه سلطان ولد عارفي ديگر از تبار ايرانيان حاصل اين ازدواج بود. پس از چندي اقامت در لارنده، خاندان مولانا از طرف علاءالدين كيقباد سلجوقي به قونيه دعوت شدند. قونيه آخرين اقامتگاه خاندان مولانا بود.4
2-1-3- جانشين پدر و پرورشي ديگر:
پس از اقامت در قونيه در سال 628 بهاءولد درگذشت و بنا به وصيتش، خداوندگار مولانا جلال‌الدين بر مسند درس پدر تكيه زد. پس از سالي از اين واقعه بود كه سيدبرهان‌الدين محقق ترمذي از مريدان و شاگردان نزديك بهاءولد به شوق ديدار وي وارد شهر قونيه شد اما دريافت كه پير و مراد او سالي است كه چهره در نقاب خاك كشيده اما نور بهاءولد را در چهره مولانا ديد و به تربيت عرفاني او همت گماشت.
«مولانا در خدمت او الفباي سير و سلوك و عرفان را آموخت و چند سالي به توصيه محقق در حلب و بيشتر در دمشق به دانش‌اندوزي پرداخت و در اين سفر به ديدار محي‌الدين عربي پدر عرفان نظري نايل آمد.
مولانا پس از اين سفر چندساله به عنوان يك دانشمند سرشناس علوم اسلامي به قونيه بازگشت. كوهي از علم به راهنمايي محقق به چلّه نشست پس از سه چلّه‌نشيني بنا به درخواست مريدان و دوست‌داران بر مسند پدر تكيه زد و چندي راهنماي مشتاقان علم و مريدان عرفان بود تا اينكه اين كوه علم با تجلي نوري از جانب حق به رقص درآمد و دست‌افشان و غزل‌گويان به وعظ و تدريس و مريدپروري پشت‌پا زد.5»

2-1-4- ديدار با شمس تبريزي:
«مولانا سي و هشت سال داشت كه مردي با نام محمد بن علي بن ملك‌داد معروف به شمس تبريزي وارد قونيه شد. ملاقات شمس در تاريخ 26 جمادي‌الثاني 642هـ.ق با مولانا و رد و بدل شدن سخناني چند بين آن دو، سرآغاز تحولي بزرگ در زندگي مولانا شد. مولانا متحول شد از مدرسه به كنجي خزيد و در خلوتي كه در خانه زرکوب قونيه با شمس داشت خوش بود. «خلوت سه ماه یا بيشتر طول كشيد و در اين مدت خانواده مولانا كه لاجرم از محل اقامت مولانا آگهي داشتند به ندرت به آنجا رخصت رفت و آمد پيدا كردند. مولانا در صحبت غريبه وارد دنيايي شده بود كه از دنياي مريدان و دنياي كسانش فاصله بسيار داشت. وقتي به حرف‌هاي شمس گوش مي‌داد، با نگاه كاونده او به دنيايي دور راه يافت. دنيايي دور كه در آن چيزي نزديك‌تر از افق‌هاي ماواري حس مي‌نگريست»6
درباره اين ديدار فراوان نوشته‌اند و تحليل كرده‌اند: «جلال‌الدين آن تصوير كامل معشوق ربّاني را، كه مدت‌ها در جست‌

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره روان شناسی، روانشناسی، مثنوی معنوی، صفات خداوند Next Entries پایان نامه درباره جنس مخالف، نفس اماره، روانشناسی، اراده آزاد