پایان نامه درباره روان‏شناختی، رضایتمندی، حالات خلقی، ادبیات تحقیق

دانلود پایان نامه ارشد

تکلیف زیر نور لامپ‏های با طیف کامل در مقایسه با لامپ های فلورسنت آنقدر جزئی است که نمی‏تواند دارای معنی کاربردی باشد (بورای، گیفورد و روزنبلاد192، 1989). در تلاش جدیدی برای حل این معضل ویچ ماگیفورد و هاین (1991) باورهای آزمودنی‏ها را در مورد نورهای با طیف کامل دستکاری کردند: آنها به یک گروه گفتند که این نور عملکرد را بهبود می‏بخشد و از خستگی می‏کاهد؛ به گروه دیگر گفتند شواهدی بر این مدعا وجود ندارد که نور به طریقی بر انسان اثر می‏گذارد؛ و به گروه سوم هم فقط اطلاعاتی خنثی در مورد نور با طیف کامل داده شد. نتایج آنها نشان می‏دهد آزمودنی‏هایی که تغییرات برانگیختگی و بهبود عملکرد در تکالیف خواندنی را در طی آزمایش گزارش کردند به عوض اثرات واقعی نور با طیف کامل، بیشتر تحت تأثیر ویژگی‏های مورد انتظار بوده‏اند.
نورهای درخشان‏تر سطوح برانگیختگی را در انسان‏ها افزایش می‏دهد (محرابیان، 1976). با توجه به تاریخ تکاملی ما منطقی است که اگر گونه‏ای در روشنایی روز فعال است، پس باید سطوح فعالیت در برابر محرک‏هایی که شانس بقا را بالا می‏برند، افزایش یابد. ( محمودی، 1392: 89)
حتی اگرچه اتاق‏های با نور روشن برانگیزاننده‏تر از اتاق‏های با نور کدر هستند ولی تاریکی بازداری‏های اجتماعی را شل می‏کند. مردم تمایل بیشتری دارند تا در تاریکی به رفتارهای عشقی، پرخاشگرانه یا تکانه‏ای بپردازند (گرگن، گرگن و بارون193، 1972؛ زیمباردو194، 1969).
میزان روشنایی محیط کار می‏تواند به طور مستقیم به وسیله اصلاح یا بازداری توانایی کارکنان در خوب دیدن و کارایی مؤثر یا به طور غیرمستقیم به وسیله خلق شرایط ناراحت کننده و پریشان‏ساز، بر عملکرد تأثیر بگذارد (بویس195، 1975). نور شفاف دقت بینایی، آسایش و اجرای تکلیف را آسان‏تر می‏کند مگر آنکه شخص مستقیماً به نور نگاه کند و برق‏زدگی را تجربه نماید (بنت196، 1977؛ بویس، 1975؛ مک کورمیک و سندرز197، 1982). سن اشخاص عامل مهمی در فراهم‏سازی نور لازم برای کار است. از آنجایی که انعطاف‏پذیری عدسی‏های چشم با افزایش سن کاهش می‏یابد، افراد پیرتر در مقایسه با جوان‏ترها برای کار دفتری (هیوگز و مک نلیس198، 1978) برای راندن خودرو در شب (سیواک199، السون و پاستالان200، 1981) و برای تمییز اشیاء از زمینه آنها (بلاک‏ول و لاک‏ول201، 1971). به نور بیشتری احتیاج دارند.

4-2-2-3- رنگ

تعمق حرفه‏ای و عمومی بسیار زیادی در این مورد صورت گرفته است که چگونه رنگ‏های روشن بر احساسات و عملکرد افراد تأثیر می‏گذارند (بیرن202، 1965). متأسفانه بخش کمی از این کندوکاو با پژوهشی‏های تجربی حمایت شده است. با این وجود روان‏شناسان در مورد این که چگونه افراد به رنگ واکنش نشان می‏دهند، چیزهایی می‏دانند.
رنگ سه بعد دارد: درخشندگی، فام و اشباع، درخشندگی203 اشاره به شدت نوری دارد که از محرک رنگی ساطع می‏شود. فام204 رنگی است که حاصل طول موج نور ساطع شده از محرک است. اشباع205 به میزان نور سفید در رنگ گفته می‏شود، اگر مقدار نور سفید کم باشد اشباع رنگ بیشتر است. محرابیان و راسل (1974) در بازنگری ادبیات تحقیقی ذکر می‏کنند که به طور کلی رابطه‏ای مثبت بین درخشندگی و خوشایندی (رضایتمندی) و بین اشباع و رضایتمندی وجود دارد. اکثر مطالعات نشان می‏دهند که مردم رنگ‏های روشن را در مقایسه با رنگ‏های تیره، رنگ‏های اشباع شده در برابر رنگ‏های اشباع نشده و رنگ‏های سرد انتهای طیف نوری (سبز، آبی) در مقایسه با رنگ‏های گرم مثل نارنجی یا قرمز را بیشتر ترجیح می‏دهند (بنت206، 1977؛ چایلد و ایوائو207، 1969؛ محرابیان و راسل، 1974). واکنش‏های ما در برابر رنگ می‏تواند تحت تأثیر بافتی قرار گیرد که در آن رنگ جلوه‏گر می‏شود. برای مثال مالاندرو208، بارکر209 (1989) واکنش‏های زنان را به ذرات رنگی پاک کننده لباسشویی به شکل زیر گزارش کردند:
اندرو ( 1953) نکته ای را بیان می کند با این شرح که، یک سازنده مواد شوینده ذرات قرمز رنگی را به پودر سفید صابون خود اضافه کرد، خانم‏های خانه‏دار به طور متناوب شکایت کردند که این ماده شوینده خیلی زبر است. این سازنده رنگ را به زرد تغییر داد و زنان گفتند که این ماده لطافت بیشتری روی دستانشان دارد اما لباس‏ها خیلی تمیز نمی‏شوند. سرانجام او ذرات را به رنگ آبی درآورد و زنان این بار محصول را کاملاً تأیید کردند. هیچ چیز به جز رنگ ذرات تغییر نکرده بود.
اگرچه تغییرات رنگ اتاق ممکن است بر واکنش‏های فیزیولوژیک مثل فشار خون و نرخ تنفس (آکینگ و کولر210، 1972) تأثیر بگذارد اما به نظر می‏رسد شواهد کمی بر این باور معمول وجود دارد که تغییر رنگ یک اتاق دمای تصوری اتاق را عوض می‏کند (گرین و بل211، 1980)
وقتی از مردم خواسته شد حالات خلقی خود را به رنگ‏های مختلف نسبت دهند، به سرعت این کار را کردند. در مطالعه وکسنر212 (1954) آزمودنی‏ها کاملاً معتقد بودند که رنگ‏های خاص با حالات خلقی زیر ارتباط دارند:
آبی: امنیت، راحتی، لطافت، نرمی، صافی، آرامش
قرمز: هیجان، حمایت، جسارت
نارنجی: پریشانی، آشفتگی
مشکی: یأس، قدرت
ارغوانی: وقار
زرد: شادی
این ارتباطات عاطفی ممکن است معانی را برای شیوه ادراک افراد از محیط به همراه داشته باشند. اتاق‏های با رنگ روشن‏تر، بزرگ‏تر و جادارتر از اتاق‏های تاریک به نظر می‏رسند ولی اتاق‏های با رنگ تیره‏تر گران‏تر و باشکوه‏تر می‏نمایانند (آلینگ و کولر، 1972؛ بائوم و دیویس213، 1976). اسریواستاوا و پیل214 (1968) حرکات بازدیدکنندگان از یک گالری هنری را با پنهان کردن یک سوییچ برقی تغییر دهنده نور زیر فرش، ثبت کردند. آنها حرکات بازدید کننده را به هنگامی که دیوارها و فرش قهوه‏ای روشن به نظر می‏رسند با زمانی که رنگ قهوه‏ای شکلاتی به خود گرفته بودند، مقایسه کردند. پژوهشگران دریافتند که وقتی گالری به رنگ قهوه‏ای شکلاتی است افراد مدت زمان بیشتری را صرف بازدید می‏کنند و وقتی به رنگ قهوه‏ای روشن است زمان کمتری را در اتاق می‏گذرانند.
شاید محکم‏ترین نتایج زمانی به دست آمد که رفتار تحت تأثیر تغییرات سطوح برانگیختگی مورد اندازه‏گیری قرار گرفت. رنگ‏ها به لحاظ توان تحریکشان با یکدیگر مغایرند و روشن است که قرمز دارای تحریک‏کنندگی بالایی است. رنگ قرمز در مقایسه با رنگ‏های سردتری مثل سبز و آبی، به طور دائم سطوح بالاتری از برانگیختگی را در آزمودنی‏های آزمایشگاه ایجاد می‏کند (جرارد215، 1985؛ محرابیان و راسل، 1974؛ ویلسون216، 1966). ناکشیان217 (1964) نشان داد وقتی آزمودنی‏هایی که در حال انجام ردیابی چیزی بودند روبه‏روی دیوارهای قرمز نشستند لرزش دست و جنبش بیشتری داشتند تا موقعی که روبه‏روی دیوارهای خاکستری قرار گرفتند. هم‏چنین رنگ خاکستری در مقایسه با رنگ سبز سرعت ردیابی را افزایش داد. سیتون218 (1968) در راستای این یافته‏ها متوجه شد که افراد در کریدورهای منقوش به رنگ‏های گرم (قرمز یا نارنجی) سریع‏تر از کریدورهای منقوش به رنگ‏های سرد راه می‏روند و در مطالعه پروفیوسک و رینی219 (1987) معلوم شد که اتاق‏های صورتی بیشتر از اتاق‏های قرمز اضطراب را کاهش می‏دهند.
فرضیه‏ای که از این مطالعه به دست آمد آن است که نیروی جسمی آزمودنی می‏تواند تحت تأثیر رنگی قرار بگیرد که در حال انجام آزمون آن را می‏بیند. اسچوس (1979) عقیده دارد رنگ صورتی باعث آرامش می‏شود و می‏تواند در کاهش پرخاشگری مورد استفاده قرار گیرد. پلگرینی و همکارانش (پلگراینی220 و اسچوس 1980؛ پلگرینی، اسچوس و بیرک221، 1980) دریافتند که وقتی آزمودنی‏ها به جای صفحه صورتی به صفحه کاغذی آبی رنگ نگاه می‏کنند قدرت بیشتری در دست و پاهای خود نشان می‏دهند. با این وجود مشکلات متعددی در این مطالعات وجود دارد. رنگهایی که به عنوان محرک بکار رفته‏اند (صورتی و آبی) دارای همبسته‏های جنسی قوی هستند و همچنین تفاوت‏های موجود در انتخاب و ادراک خوشایندی را منعکس می‏سازند (چایلد222، هنسن و هورن بک223، 1968). اکانل224، هارپرومک اندرو225 (1985) این عوامل را کنترل کردند و توان 40 دانشجوی کارشناسی مرد را با ارائه محرک‏های دیداری قرمز و سبز به آنها مورد بررسی قرار دادند. نتایج آنها داد که این دانشجویان در مقایسه با رنگ سبز، وقتی در معرض رنگ قرمز قرار می‏گیرند با نیرومندی بیشتر چنگ می‏زنند.
یک مطالعه جالب توسط گلدستین226 در 1942 انجام پذیرفت. در این آزمایش آزمودنی‏ها در حالی که زیر نورهای رنگی نشسته بودند مدت زمان سپری شده را تخمین زدند و سنگینی یک سری وزنه را مورد ارزیابی قرار دادند.
محمودی ( 1392) می گوید، همه آزمودنی‏ها زیر نور قرمز گذر زمان و همچنین سنگینی وزنه‏ها را بیش از حد برآورد کردند. نورهای سبز یا آبی اثری مثبت داشتند و باعث شدند آزمودنی‏ها زمان و وزن را کمتر از حد تخمین بزنند. این مطالعه نشان می‏دهد که رنگ می‏تواند هم بر تکالیف ذهنی و هم تکالیف جسمی مثل توان چنگ زدن، اثر بگذرد.
4-2-2-4- سرو صدا

ساندرز ( 1985) معتقد است که، صدا تغییر در فشار هوایی است که به وسیله حرکات موجی شکل مولکول‏های هوا ناشی از لرزش اشیاء پدید آمده است. امواج صوتی با فراوانی و پهنای خود تعریف می‏شوند و این ویژگی‏ها زیر و بمی و شدت صدایی را که ما می‏شنویم تعیین می‏کنند. شدت ویژگی فیزیکی صدا است که بیشترین قرابت را با تجربه روان‏شناختی رسایی دارد و با یک مقیاس لگاریتمی در دسی‏بل (Db) اندازه گیری می‏شود. افزایش سه دسی‏بل شدت صدایی را که ما می‏شنویم دو برابر می‏کند. پایین‏ترین مقیاس دسی‏بل (صفر دسی‏بل) ضعیف‏ترین صدایی را نشان می‏دهد که فرد بدون نقص شنوایی می‏تواند در محیطی کاملاً ساکت آن را بشنود. در طرف دیگر مقیاس، 125 تا 140 دسی‏بل نقطه‏ای را نشان می‏دهد که در آن صدا به قدری شدید است که باعث درد می‏شود.
در حالی که صدا ماهیتی فیزیکی دارد، سر و صدا227 مفهومی روان‏شناختی است که به عنوان صدای نامطلوب تعریف شده است. صداهای بلند، با فرکانس بالا، غیرقابل پیش‏بینی و متناوب بیشتر به عنوان سر و صدا (قیل و قال) در نظر گرفته شده‏اند به ویژه زمانی که آنها برخی فعالیتهای جاری را مختل سازند. نوع سر و صدا به خودی خود مدنظر نیست بلکه میزان نابهنجاری و اجتناب ناپذیری سر و صدا است که تعیین می‏کند چقدر باعث آزار افراد مختلف می‏شود (لوی، لبویر و ناتیورل228، 1991). همانند سایر محرک‏های محیط اطراف، شواهدی قوی وجود دارد دال بر آن که سر و صدای بلند و غیرقابل تحمل برانگیزاننده است و انسان‏ها نیز در حساسیتشان نسبت به سر و صدا با یکدیگر متفاوتند (کوهن و وینستین229، 1982؛ گلیس و سینگر230، 1972؛ تاپ231، 1989؛ وینستین، 1978).
وجود سر و صدای مداوم در خانه یا محل کار با کاهش شنوایی (الکساندر232، 1968؛ لیبو الیفانت233، 1968) و انواع مشکلات سلامتی به ویژه فشارخون بالا و صدمات جسمی همراه است (کامرون234، رابرتسون و زاکس235، 1972؛ کوهن236، ایوانز237، کرانتز238، استوکولز و کلی239، 1981؛ کوهن و وینستین240، 1980؛ کولیگان و مورفی241، 1982؛ دلینگر242، 1979؛ پترسون243، اگنستین244، تانیس245 و اگنستین، 1981).
برخی پژوهشگران عنوان داشته‏اند که سطوح بالای سر و صدا با افزایش نرخ بستری شدن در بیمارستان‏های روانی مرتبط است (نپ246، 1977).
رابطه پیچیده‏ای میان سر و صدا، یادگیری انسان و اجرای تکلیف وجود دارد و پژوهشگران در مورد این که چرا سر و صدا باید دارای چنین تأثیری باشد با یکدیگر هم عقیده نیستند (برادبنت247، 1978؛ پولتون248، 1977، 1978، 1979). اکثر تبیین‏ها بر کیفیت‏های تحریک‏زا و آشفتگی ساز سر و صدا تأکید دارند؛ اما سایر پژوهشگران عقیده دارند احساس کنترل فرد روی محیط نیز مهم است (گلیس و سینگر249، 1972؛ شرود250، هیگ251، هالپرن و مور252، 1977). تمام این تبیین‏ها بیان می‏‏دارند که سر و صدا متناوب و غیرقابل تحمل بیشترین آزار دهندگی و آشفتگی را ایجاد می‏کند؛ گلیس سینگر و فریدمن253 (1969) نشان داده‏اند که این نوع سر و صدا حتی بعد از آن که شخص دیگر آن را تجربه نکند،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره پرخاشگری، ایالات متحده، حالات خلقی، رفتار پرخاشگرانه Next Entries پایان نامه درباره پرخاشگری، حالات خلقی، اسباب بازی، عوامل محیطی