پایان نامه درباره روابط قدرت

دانلود پایان نامه ارشد

اينها مي توان تحت عنوان دالهاي خالي اين گفتمان ياد کرد.
ساختار شکني :ساختارشکني ،مفهومي ديگر از نظريه لاکلاوموفه است که در اين درس ديده مي شود.يکي ازدالهاي مهم که درگفتمان غرب با آزادي همراه است عقل باوري وخردورزي است که نويسنده در اين متن با ساختار شکني اين دال را از گفتمان غير به خود نسبت مي دهند.به اين عبارت دقت کنيد:”افراد حق پذير،تابع دليل هستند ووقتي عقل آنها حقيقتي را يافت،به دنبال آن مي روند”.بدين ترتيب اين گفتمان دال گفتمان غير راساختار شکني مي کند وبه گفتمان خود نسبت مي دهد تا ثبات معنايي گفتمان رقيب را از بين ببرد وباعث شکسته شدن هژموني آن شود.اما نکته قابل تامل اين است که در قسمتهاي بعدي عباراتي ديده مي شود که مويد اين نظر است که منظور نويسنده از عقل باوري تاکيد بر معنايي خاص ازآن است .به بياني ديگر تا زماني يافته هاي علمي از ديدگاه نويسنده پذيرفتني است که مغايرتي با عقايد وي نداشته باشد وهر علمي در اين وادي پذيرفتني نيست.در اينجا از توقف وانسداد نيز مي توان نام برد.”وقتي حکمت که همان دانش متين ومحکم است،دراختيار انسان قرار گيرد،سبب مي شود که فرد بتواند آگاهانه ودرست تصميم بگيرد ودچار سر گرداني نشود”.
درساختار شکني ديگر ،اين گفتمان به سراغ دال مرکزي گفتمان غرب درزمينه آزادي مي رود (بالفعل کردن استعدادهاي ذاتي انسان)وبا ساختار شکني آن سعي درازهم پاشيدن مفصل بندي آن دارد. قسمت تقويت روحيه حق پذيري يا اخلاص در بندگي وقسمتهاي شبيه به اين در درس نشان دهنده سعي نويسنده براي بي اهميت جلوه دادن دال مرکزي گفتمان غير خوداست.ازآنجا که درگفتمان غرب هدف از پرورش همه استعدادهاي ذاتي انسان براي رسيدن به زندگي اين جهاني بهتر است گفتمان حاکم بر اين درس با استفاده از عباراتي که زندگي اين جهاني را به شدت به حاشيه مي راند سعي دارد تا استيلاي گفتمان غرب در دنياي کنوني را زير سوال ببرد وباعث هژموني گفتمان خود شود. هرگفتماني که در جامعه حاکم باشد بدنبال عينيت اجتماعي وساماندهي واقعيت است تا بر بحرانها وخلاء ها وبيقراري گفتماني غلبه کند .يکي از عواملي که باعث مي شود تا جاي ممکن بي قراري يک گفتمان کم شود استفاده از اسطوره است.اما براي رهايي بهتر از بي قراري ها ،گفتمان به جاي استفاده ازاسطوره که تنها تقاضاهاي يک گروه يا طبقه خاص از جامعه را نمايندگي مي کند از تصور اجتماعي استفاده مي کند تا فضاي آرماني -استعاري خلق شود.دراين حالت گفتمان خود را عام وجهانشمول وپاسخ گوي همه ي نيازها وتقاضاهاي موجود در جامعه معرفي مي کند. درقسمتهاي مختلف در اين متن ما مي بينيم که نويسنده تنها راه موفقيت ورسيدن به کمال وسعادت را پيروي از اصول وعقايد مورد نظرش مي داند.استفاده از زمان حال ساده وحال کامل(همان طوري که درقسمت توصيف ،بخش دستوري ارزش هاي بياني، گفته شد)نيز مويد اين ادعاست که :اولا نويسنده گفته هايش راحقيقت وواقعيت محض مي داند .دوما پيروي از اصول وعقايدش راتنها راه رسيدن به سعادت وکمال نه براي جامعه ما بلکه براي تمام جهانيان مي داند.نويسنده اخلاص وبندگي را تنها راه رسيدن به کمال وسعادت(اوج رهايي) مي داند که اصول وجنبه هايش راخود بوسيله برداشت خاصي که ازآيات واحاديث مي کند مشخص مي سازد.درتبيين،مابدنبال بيان شالوده اجتماعي ونظرات اجتماعي هستيم که در شکل گيري گفتمان نقش دارند.در حالي که تفسيرچگونگي بهره جستن از دانش زمينه اي در پردازش گفتمان را مورد توجه قرار مي دهد،تبيين به شالوده اجتماعي وتغييرات دانش زمينه اي والبته باز توليدآن درجريان کنش گفتماني مي پردازد.هدف ازتبيين ،توصيف گفتمان به عنوان بخشي از يک فرايند اجتماعي است به گفته فرکلاف(1379 )”تبيين گفتمان رابه عنوان کنش اجتماعي توصيف مي کند ونشان مي دهد که چگونه ساختارهاي اجتماعي ،گفتمان راتعين مي بخشندواز طرف ديگر گفتمانها چه تاثير باز توليدي برساختارهاي اجتماعي دارند”.تاثيراتي که منجر به حفظ ياتغيير ساختارها مي شوند.براين اساس ما در اين قسمت در صدد پاسخ گويي به دو سوال هستيم:اين گفتمانها به کدام فرايندهاي نهادي تعلق دارند؟در پاسخ به اين سوال بايد گفت که چهارچوب نهادي اين متن ،که شامل گفتمان اسلام سياسي وگفتمان غرب به عنوان ضديت وغيريت اين گفتمان است، مجموعه در هم تنيده ونسبتا پيچيده وگسترده اي از نهادهاي سياسي ،فرهنگي ،آموزشي ،علمي ،پژوهشي وغيره است اما مهمترين نهادي که تاثير گذار در توليد اين متن است نهاد آموزش وپرورش مي باشد.اين گفتمان به کدام فرايند اجتماعي متعلق است؟جان مايه متن آموزش نحوه کسب رضايت وخشنودي خداوند،دال مرکزي که در گفتمان اسلام سياسي با آزادي همراه است،به دانش آموزان است وهدف متن تاکيد بر نظام اجتماعي حاکم است نويسنده مبارزه اي در وراي متن با گفتمان غيريت خود انجام مي دهد تاموقعيت نهادي واجتماعي وروابط قدرت موجود حفظ شود. مهمترين دليلي که براي حفظ موقعيت کنوني بيان مي دارد اينگونه است:تنها راه رسيدن به کمال وسعادت وآزادي واقعي پيروي از اصولي است که درمتن درس وبالتبع برکل نظام اجتماعي حاکم است. اين اصول نه تنها باعث سعادت جامعه ي ما مي شوند بلکه سعادت کل عالم با پيروي از اين اصول فراهم مي شود. بنابراين از ميان جنبه هاي گوناگون آزادي که درنظريه آيزيا برلين به آن اشاره شده دراين متن تمرکز اصلي بر آزادي مثبت ازنوع دروني واخلاقي است که دال مرکزي آن خشنودي ورضايت خداوند است و آزادي اجتماعي چنان که در تحليل درس مشخص شد درحديک وسيله براي رسيدن به آزادي دروني تنزل مي يابد.درعوض آزادي منفي فردگرايانه (آزادي مورد تاکيد در گفتمان غرب )به شدت به حاشيه رانده مي شود.
نکته اي که لازم است دراينجا يادآوري شود،اين است که پاسخ دوسوال قسمت تبيين درهمه متوني که دراين پژوهش موردبررسي قرارگرفته اند،يکسان است بنابراين براي دوري جستن ازتکراردرمتون بعدي اين سوالات حذف وبه تبيين بطورکلي دکنارتفسيرپرداخته خواهدشد.
تحليل متن2
کتاب جامعه شناسي (2) درس چهاردهم :انواع نظام اجتماعي
توصيف:
کلمات واجد کدام ارزش هاي تجربي،رابطه اي وبياني هستند ؟
الف.ارزش هاي تجربي:
در نگاه اول وجود واژگاني چون 🙁 جهان اسلام ، امت اسلامي ، اباحيت، مباح ، فضيلت، حکومت دنيوي ، عدالت ، مسئوليت انسان ، اراده الهي ، ارزش هاي اسلامي ، مشيت الهي ، وحي ، احکام ، استقلال ، نفي تسلط بيگانگان ، اسرار و حقايق آفرينش ، توحيدي ، سيرت الهي ، انديشه اسلامي ، ياري مستضعفان ، رهبري ، امت اسلامي ، طاغوت ، قدرتهاي غير الهي، ولايت الهي، موازين اسلامي )و نحوه ي تاکيد بر آن ها مشخص مي کند که متن متعلق به اسلام سياسي است.
يکي از راههاي شناخت شالوده ها ي ايدئولوژيک متن شناسايي روابط معنايي است که به صورت خلاقانه درمتن ايجاد شده است .ازروابط معنايي اصلي هم معنايي وتضاد معنايي است.هم معنايي موردي است که درآن کلمات داراي معناي يکسان هستند. واژگان مشابه که در متن درس مشاهده مي شود:(مردم، امت -انسان ها، مسلمانان-دنيوي ،اين جهاني ،جهان غرب-جمهوري اسلامي،جهان اسلام-عقايد اسلامي،ارزشهاي اسلامي،ارزشهاي اجتماعي اسلام،انديشه ديني اسلام)
جدول4-1-3:تضادمعنايي دردرس: انواع نظام ها
گفتمان غير
گفتمان خود
مباح دانستن همه امور براي انسان، آزادي خواست انسان
مسئوليت انسان
خواست انسان ملاک نهايي
احکام و مقررات بر اساس اراده و مشيت الهي
دموکراسي حاکميت مردم
فعاليت مردم بر مبناي عقايد و ارزشهاي اجتماعي اسلام
خواست و اراده اکثريت مردم
مشيت الهي
حقيقت و فضيلت مستقل از خواست مردم نيست
عقل و وحي دو وسيله شناخت ارزش هاي الهي
حکومتي دنيوي و اين جهاني
سيرتي ديني و الهي
جهان غرب
جهان اسلام
تفسيري دنيوي
سيرتي ديني
سکولار
الهي
با فرهنگ غرب سازگار
بر اساس موازين و ارزش هاي اسلامي
در خلال درس،حکومت ليبرال دموکراسي اين گونه معرفي مي شود،حکومتي که انسان ها درآن داراي آزادي مطلق هستند و خواست آن ها مرجع نهايي ارزش ها و آرمان هاي جامعه است. حکومت دموکراسي ادعا مي کند با اراده اکثريت مردم سازمان مي يابد و حقيقتي جز خواست مردم نمي شناسد. حکومتي دنيوي که با فرهنگ دنيوي غرب سازگاري دارد و اين نوع حکومت بنابر گفته دانشمندان علوم سياسي در موارد متعدد دچار پارادکس شده است. مثل تناقضي که از نارضايتي مردم نسبت به اين نظام سياسي (که ادعا مي کند نماينده اکثريت است)وجود دارد.
نظام سياسي ديگر جمهوري اسلامي مي باشد. جمهوري يعني به رسميت شناختن حضور موثر مردم و اسلام يعني فعاليت مردم بر مبناي ارزشهاي اجتماعي اسلام سازمان مي يابد،اين ارزش ها توسط مشيت خداوند مشخص و به وسيله ي عقل و وحي شناخته مي شوند به بياني ديگرانسان مسئول شناخت آن است. اين ارزش ها گرچه ناظر بر مسائل دنيو ي است اما سيرتي الهي دارد.اين ارزش ها عبارت اند از :عدالت، آزادي، استقلال، نفي وابستگي، نفي تسلط بيگانگان بر امت اسلامي، امنيت، معرفت و آگاهي به اسرار الهي، نفي پذيرش طاغوت، پذيرش امت و ولايت الهي.
ب. ارزش رابطه اي :
متن ضمن بر شمردن ويژگي هاي اين دونظام تا جايي که توانسته از کلمات و عباراتي استفاده کرده است که در دانش آموزان يک نوع ارزش يابي منفي نسبت به نظام(ليبرال -دموکرات) ايجاد کند و از طرف ديگر حس اعتماد و همبستگي آن ها را برانگيزاند تا صورت بندي نخست(نظام ليبرال -دموکرات) را به نفع صورت بندي بعدي(نظام جمهوري اسلامي) کنار بگذارد. متن تا جاي ممکن ازحسن تعبيربراي معرفي نظام جمهوري اسلامي سودجسته است وعکس اين حالت رابراي معرفي نظام ليبرال -دموکرات اعمال مي کند. براي نمونه به اين جمله دقت کنيد: “هنگامي که عبارات بعد اجتماعي پيدا مي کنند، ارزش بيشتري مي يابند”.در اينجا و جملات بعدي اين عبارت چنين معنايي به ذهن متبادر مي شود که ارزش هاي فردي در مقابل ارزش هاي جمع گرايانه فاقد اهميت است و رنگ مي بازد اما براي بيان منظور خود از استراتژي اجتناب استفاده مي کند.نکته ي ديگري که از مطالعه ي متن مشخص مي شود سعي نويسنده براي استفاده از کلمات رسمي است. به گونه اي که به طور يک دست از انتخاب هاي رسمي تر در عوض گزينه ي کمتر رسمي استفاده شده است. (امت اسلامي به جاي مردم اسلام، سازمان پيدا مي کند به جاي صورت مي گيرد ، تعيين نمي شوند به جاي به وجود نمي آيند، موظفند به جاي بايد، مستضعفان و مظلومان به جاي نيازمندان). نکته ي حائز اهميت اين است که در هيچ جاي متن کلمه ي کمتر رسمي ديده نمي شود. بدين گونه نويسنده خواسته با احترام به خواننده حس همدلي او رابر انگيزاند.
پ.ارزش هاي بياني :
نويسنده متن به بيان ارزش هاي خود از طريق طرح هاي طبقه بندي پرداخته است که نظام هاي ارزش يابي به حساب مي آيند و همچنين طرح هاي متضادي را با ارزش هاي بياني منفي به گفتمان غير خود که در اينجا نظام ليبرال-دموکرات است نسبت مي دهد.ارزش هايي چون عدالت، آزادي، استقلال، نفي وابستگي، نفي تسلط بيگانگان، امنيت، تامين اجتماعي و تکامل عمومي، تلاش براي عمران وآباداني، عقلانيت، مشورت و مشارکت در امورعمومي، توسعه معرفت و آگاهي نسبت به اسرار و حقايق آفرينش، ياري مستضعفان و مظلومان را به گفتمان خود نسبت مي دهد. در حاليکه نظام ليبرال دموکراسي را اينگونه معرفي مي کند: “اين نظام سياسي ،حقيقت وفضيلتي را که مستقل از خواست مردم باشد به رسميت نمي شناسدو حکومتي دنيوي واين جهاني است”.”وقتي با مردمي مواجه مي شود که ارزش هاي ديگر، نظير عدالت را مهمتر از ارزش آزادي مي دانند يا حقيقت را به اراده الهي باز مي گردانند و از مسئوليت انسان در برابر اين حقيقت سخن مي گويند، دچار تناقضي مي شود که از حل نظري آن عاجز است. برخي از نظريه پردازان ليبرال دموکرات، فردي را که از حدود اين نظام سياسي خارج شود، شايسته ي راي دادن نمي دانند. دانشمندان علوم سياسي از تناقضي که از نارضايتي مردم نسبت به نظام سياسي دموکراسي به وجود مي آيد، با عنوان پارادوکس(تناقض) دموکراسي ياد مي کنند”.نويسنده با نسبت دادن ارزش ها به گفتمان خود واز طرف ديگر نسبت دادن ضد

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه فکری، سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه فکری