پایان نامه درباره رشد شناختی، دوران کودکی، رشد اجتماعی، واقعیت و خیال

دانلود پایان نامه ارشد

ی نشأت می‌گیرد، به سوی باربی شدن که مستلزم خرج‌های مستمر و به نوعی آمریکایی شدن است حرکت کنند و هر کدام به ناچار بخش‌هایی از اندام باربی را نمایندگی نمایند. علاوه بر این، اندام باربی بیش از آن که با آناتومی طبیعی بدن زنان طراحی شده باشد متناسب با میل جنسی مردان مهندسی شده است، از این رو حتی فمینیست‌ها نیز، پرچم مخالفت با آن را بر افراشته‌اند. آنها می گویند: اندام این عروسک مو تاب دادۀ آمریکایی، هیچ تناسبی با اندام واقعی زنان ندارد و بر اساس تخیلات و انتظارات جنسی مردان طراحی شده است و این زشت‌ترین توهین‌ها به شخصیت والای زن است؛ چرا که در این نگاه زن انسانی بی‌روح و ملعبۀ دست است که ارزشی جز برآورده کردن نیازهای جنسی مردان را ندارد25 (ص 78).
تاثیری که این نوع اندام بر فکر و ذهن افراد دارد قابل تامل هست، کسانی که سعی کنند اندام خود را شبیه این الگوها نمایند کم‌کم به عوارض این نوع اندام نیز دچار می‌شوند، بر اساس مطالعات ویلیام شِلدُن (1899-1977) افراد بلندقد و لاغر (اکتومورف‌ها) دارای صفات گوشه‌گيري، ترس، کمرويي، خودخواهی و خستگی مداوم می‌باشند.26 اگر در عمومیت یافته‌های این دانشمند بزرگ تردید دارید حداقل باید بپذیریم نوجوان نیازمند غذا و انرژی بیشتری جهت سوخت‌رسانی به بدن در حال رشدش می‌باشد و کسانی که این نوع اندام را الگوی خود بدانند، از الگوی غذایی نامناسبی نیز پیروی خواهند کرد. به این ترتیب سوخت مناسب وکافی جهت رشد صحیح اعضای بدن خود از جمله مغز را تأمین نخواهند کرد و همین موجب رشد ناقص آنها و بروز مشکلات روحی روانی خواهد شد.
در نهایت افرادی هم که بتوانند شبیه این الگو شوند، خودشان یکی از نمادهای انتشار دهنده مدل باربی در جهان و انتقال دهنده آن تفکر خواهند بود و به این طریق بدون دریافت هیچ مزدی، صاحبان رسانه‌های بیگانه را در دستیابی به اهدافشان یاری خواهند داد.

2-3-4. رشد شناختی
فرایندهای شناختی به فرایندهای ذهنی ادراک، حافظه و خبرپردازی اطلاق می‌شود که شخص از طریق آن‌ها اطلاعات کسب می‌کند، نقشه می‌کشد و مسئله حل می‌کند. بسیاری از مسائل مربوط به هوش، استعداد، حافظه، خلاقیت و پیشرفت تحصیلی با رشد شناختی ارتباط دارند. موضوع رشد شناختی در روان‌شناسی، بیش از هر کسی، با نام ژان پیاژه عجین شده است. نظریة رشد شناختی پیاژه به رغم قدمت نسبی آن، هنوز هم پاسخ‌گوی بسیاری از مسائل مربوط به رشد شناختی است و دیدگاه او دربارة رشد شناختی نوجوانی، تحلیل‌ها و تبیین‌های قابل توجهی به دست می‌دهد.
پیاژه بر مبنای مطالعات و پژوهش‌های طولانی و گستردة خود، اعتقاد دارد رشد شناختی چهار مرحله را طی می‌کند. در این جا، بعد از بیان مختصر سه مرحله، در مورد مرحله چهارم که مربوط به نوجوانی و بعد از آن است، بیش‌تر توضیح می‌دهم.
مرحلة حسی- حرکتی (از تولد تا دو سالگی)؛ کودک تا پیش از زبان‌آموزی، قادر نیست دنیای خارج را در ذهن خود درونی سازد، بنابراین فعالیت‌های شناختی او به اعمال حسی و حرکتی محدود می‌‌شوند.
مرحلة پیش عملیاتی (از دو تا هفت سالگی)؛ کودکان در این مرحله هنوز قادر به تفکر منطقی نیستند. اندیشه‌های کودکان پیش از هفت سالگی، در قیاس با تفکر بزرگ‌سالان، مملو از موارد متناقض و اشتباهات منطقی است.
مرحلة عملیات محسوس (از هفت تا یازده سالگی)؛ در این مرحله از رشد، فعالیت کودک در رابطه با محیط، عینی و محسوس است. کودک توانایی انجام اعمال منطقی را کسب می‌کند، اما این اعمال را با امور محسوس و عینی می‌تواند انجام دهد، نه با امور فرضی و پدیده‌های انتزاعی.
مرحلة عملیات صوری (از یازده تا پانزده سالگی)؛ این آخرین مرحله از رشد شناختی و مصادف با دورة نوجوانی است. اندیشه‌های نوجوان، علاوه بر اشیای محسوس، موارد احتمالی و فرضی را نیز شامل می‌شود.
نوجوان نه تنها به آن‌چه «هست» می‌اندیشد، بلکه به آن‌چه که «می‌تواند» باشد نیز فکر می‌کند. در این دوره، تفکر نوجوان مانند گذشته، صرفاً محدود به «این‌جا و اکنون» نیست. بلکه قابلیت‌های تازه‌ای در درک مفاهیم انتزاعی، فرضیه‌آزمایی و احتمالات پیدا می‌کند. این تحول، روزنه‌های تازه‌ای را برای اندیشه‌های او می‌گشاید و به نوجوان امکان می‌دهد تا مسائل سیاسی و فلسفی را تحلیل کند.27

2-3-4-1. ویژگیهای شناختی نوجوانی
پیدایش تفکر انتزاعی: نوجوان در مقایسه با دورة کودکی، نیاز چندانی به داده‌های عینی ندارد و به توانایی حل مسائل انتزاعی دست می‌یابد. او می‌تواند فرضیه‌ای را اساس عمل ذهنی خود قرار داده و قادر به درک مفاهیم انتزاعی و تعمیم و نتیجه‌گیری از آنها می‌باشد.
قدرت استدلال: نوجوان قادر است بین مفاهیمی که رابطه مستقیمی ندارند با مفهوم ثالثی ایجاد ارتباط کرده، قضیه‌ای بسازد و برعکس کودکان که معمولا یک راه‌حل را برای هر مسئله کافی می‌دانند او انواع احتمالات و راه‌حل‌های مختلف را نیز در نظر می‌گیرد و حتی می‌تواند با توجه به رابطه‌های علی و معلولیِ حوادث به پیش‌بینی وقایع نیز بپردازد.
نوجوان اصولاً به بحث و استدلال علاقمند است، بنابراین گاهی ضمن بحث کردن مسئله‌ای را طرح می‌کند، بدون آنکه هدفی داشته باشد. هر چند قدرت استدلال نشانة توانایی ذهنی است، خود آن نیز می‌تواند در توسعة قدرت ذهنی نوجوان مؤثر شود. این امر نیز به نوجوان در بررسی و حل مسائل و مشکلات کمک می‌کند.
ظهور عملیات نظام‌دار: نوجوانان برخوردی منظم با یک مسئله دارند و کم و بیش مانند یک محقق عمل می‌کنند. او می‌تواند برخی ویژگیها را در ذهن خود ثابت نگهدارد و برخی دیگر را به طور منظم تغییر دهد و با ایجاد همانندیها، نفی‌ها، رابطه‌ها و همبستگیها، کسب یک ساخت ذهنی متفاوت را شروع می‌کند.
خیالبافی: خیال‌پردازی و خیال‌پروری یکی از عناصر مهم زندگی از جمله مشخصه‌های بارز نوجوانی است. شوق و اشتیاق بهره‌مندی از قابلیت تفکر انتزاعی در نوجوان این حس را پدید می‌آورد که با دنیای جدیدی مواجه شده است، دنیایی که کمتر از دیگر دنیاهای خیالی او نیست و تمام اینها اشتیاق دستیابی‌اش به دنیاهای جدید دیگر را نیز بیشتر می‌کند. خیال‌پردازی راهی است برای کاستن از ناکامی و رسیدن به کامروایی و ارضای نیازهای مبرم درونی و از رهگذر آن، زندگی درونی (امیال) و برونی (وظایف و وقایع) برای نوجوان تحمل‌پذیر می‌شود.
البته تفکر انتزاعی با تخیل متفاوت است و نباید یکی را کاملاً به دیگری تحویل برد و خلط این دو، منشأ تحلیل‌های غلط بسیاری دربارة توانایی‌های شناختی این دوره خواهد شد.
تفکر عمقی درباره خود و جهان هستی: نوجوانی یعنی دورة اندیشیدن ژرف و همه‌جانبه دربارة خویشتن و هدف آن و معنای آن. او بیش‌تر وقت‌ها به خودش می‌اندیشد، به غم‌هایش، به نیازهایش، به آرزوهایش، به هویتش، به آینده‌اش و … . این اشتغال ذهنی، هم می‌تواند به شکل خودشیفتگی و خود محوری باشد و یا به شکل تردید در خصوص خود و جهان هستی. وقتی نوجوان از قابلیت تفکر انتزاعی برخوردار می‌شود و صورت‌های دیگری از عالم را در ذهن خود حس می‌کند، آنگاه در همه چیز شک می‌کند که آیا واقعاً این آخرین دنیایی است که با آن مواجه گشته است و یا نه، دنیاها و حس‌های دیگری نیز هستند که او از آنها بی‌خبر بوده است و ممکن است روز دیگری با آنها مواجه شود. سوالی که در ذهن او پدید می‌آید اینستکه مرز بین واقعیت و خیال کجاست و کدامین خیال‌های او روزی به واقعیت خواهند پیوست.

2-3-4-2. خلاقیت
یکی از مباحث روانشناسی که در بحث هوش و تفکر و استدلال مطرح می‌شود، بحث خلاقیت است. خلاقیت یکی از راه‌های تفکر و شکلی از تخیل کنترل شده است که به نوعی پیشرفت می‌‌انجامد. به نظر روانشناسان توانایی خلق کردن به تحصیل معلومات قابل قبول بستگی دارد، اما لازم نیست برای خلاق بودن لزوما از بهره هوشی بالایی برخوردار بود.
نوجوان هم که به قابلیت تفکر انتزاعی و صوری دست یافته است، قدرت تخیل در او اوج می‌گیرد و به کشف و خلق صورتها و جوابهای نوینی دست می‌زند. این امر به او کمک می‌کند در پیشرفت در سازگاری با زندگی موفق شود و در نتیجه باعث گرایش مساعد مردم نسبت به او و رضایت خاطر «خود» یا «من» و افزایش اعتماد به نفس در او خواهد شد. رسانه دینی نیز می‌بایست با درک این استعداد و جهت‌دهی مناسب به آن، باعث کشف و بروز استعدادهای متعهد بسیاری از همین سن نوجوانی بشود.28

2-3-5. رشد اجتماعی
در سن نوجوانی، میزان حضور فرد در اجتماع وسیع‌تر می‌گردد و نوجوان از آگاهی بیشتری نسبت به مناسبات اجتماعی و روابط بین فردی برخوردار می‌شود. او در پایان این سنین کم‌کم از آن حالت خود‌مداری دوران کودکی خارج می‌شود و می‌فهمد که همیشه، همه، تنها به فکر او نیستند، بلکه هر کسی مشکلات و فراز و نشیب‌های خاص زندگی خودش را دارد که باید به آنها بیندیشد. او می‌آموزد برای برآوردن نیازهایش و برای یافتن پاسخ‌های مهم زندگی‌اش چاره‌ای ندارد جز اینکه بتواند به درستی با دیگران رابطه‌ای صمیمانه برقرار کرده و توانایی همکاری با آنان را به دست آورد.
نیاز به استقلال؛ یکی از نیازهای او رسیدن به استقلال و پذیرفته‌شدن او در جمع بزرگسالان است، او احساس می‌کند بزرگ شده است و دیگران باید بزرگی او را تأیید کنند و به آن احترام بگذارند که اگر مسیر درست را دنبال کند خواهد فهمید صرفاً با شیرین‌کاری‌های دوران کودکی دیگر نمی‌توان دل کسی را به دست آورد؛ بلکه برای به دست آوردن احترام دیگران می‌بایست احترام و تأییدی دوطرفه برقرار باشد، به همان میزان که نیاز دارد به رأی او اهمیت دهند او نیز باید به رأی دیگران اهمیت بدهد تا بتواند برای خود موقعیتی میان بزرگسالان به دست آورد.
نیاز به شناخت شخصیت مناسب رشدی برای آینده؛ نوجوان که از دوران کودکی خارج شده و خود را به دوران بزرگسالی بسیار نزدیک می‌بیند در خود وظیفة سنگینی حس می‌کند که هر چه سریعتر می‌بایست نقش خود را در اجتماع بداند تا بتواند در بزرگسالی مطابق آن رفتار کند. برای همین نوجوان دست به تقلید از افراد موفق و برتر اجتماع می‌زند تا نقش آنها را آزمایش کند که اگر مورد پسند او واقع شدند آن نقش‌ها و یا حداقل قسمت‌های مطلوب آن نقش‌ها را در خود حفظ کند. پسر معمولا از رفتارهای دوستان شجاع و موفق و نیرومند خود به شوق می‌آید و همین خود نشانه‌ای از تأیید آنان از سوی او و در نتیجه در موقعیت‌های مشابه انجام همان رفتارها توسط خود اوست.
دختران علاوه بر آن گاهی علاقه‌مندند از پسران نیز تقلید کنند، چرا که گاهی به اشتباه در اجتماع، پسران نسبت به آنان از احترام و تشویق بیشتری برخوردار بوده‌اند که همین موجب می‌شود این انگیزه همانندی با پسران در دختران ایجاد شود. اما این مسئله در هر اجتماعی صادق نیست، در جوامعی که تربیت به درستی صورت گرفته باشد و وظایف اجتماعی به درستی تقسیم‌بندی شده باشد، هرگز از دختران انتظارات مخالف با مقتضیات جنسی‌شان نخواهد رفت و بدین‌ترتیب آنها را از مسیر مناسب رشد اجتماعی‌شان منحرف نخواهند کرد. اطرافیان نوجوان می‌بایست با درک جنسیت نوجوان به او پاداش مناسب را بدهند و هرگز گمان نکنند ارزش کارهای دختران نوجوان کمتر از کارهای پسران است.
نیاز به خودباوری؛ یکی دیگر از نیازهای نوجوانان، نیاز به دیده شدن و به دست آوردن روحیة اعتماد به نفس است و گروه همسالان جایی است که می‌توانند در آن به این نیاز دست یابند. کارهایی که نوجوان انجام می‌دهد شاید برای والدین و دیگر بزرگسالان، خارق‌العاده نباشد اما در نظر همسالان او گاهی خارق‌العاده است. او نیاز به رقابتی سالم با همسالان خویش دارد تا بتواند روحیه اعتماد به نفس خود را تقویت کند، او باید با این روابط اجتماعی استعدادهای خود را نیز شناسایی کرده و عوامل ایجاد کنندة اعتماد به نفسش را کشف کند. اعتماد به نفس گزینه‌ای حیاتی برای رشد است که اگر نباشد فرد دچار بحران و خللی جدی شده است. با اعتماد به نفس است که فرد روحیه و این اعتماد را به خود پیدا خواهد کرد که توانایی ایجاد یک نقش شخصیتی مثبت در خود و انجام فلان کار را دارد و با کمک آن است که می‌تواند بر مشکلات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره دوران کودکی، دوره نوجوانی، تناسب اندام، ارتباط جمعی Next Entries پایان نامه درباره جنس مخالف، رشد اجتماعی، عوامل اجتماعی، مشکلات جنسی