پایان نامه درباره دانشگاه تهران، خاورشناسان، جهان اسلام، سلطان ولد

دانلود پایان نامه ارشد

سنت‌ها و نيروها و اصولي است که بر جهان حاکم‌اند و پيوسته سرگرم ماموريت خويش‌اند. تسليم و رضا باعث مي‌شود که دنبال نتايج نباشيم و بالتبع کينه‌ها زدوده خواهد شد. در مورد ديگران چنان بينديشيد که دوست داريد در مورد شما بينديشند.
شما در اين جهان هستيد اما وابسته به آن نيستید پس بميريد در حاليکه زنده هستيد بخواهيد، اجابت خواهد شد، خواستن از خدا هم به اين معناست که اجازه دهيم تا هدايت خداوند به سوي ما سرازير شود و ما را در برگيرد و در مسير جريان هدايت الهي واقع شدن، عين خواستن است. داير به شدت معتقد است که انسان نياز به خلوت با خدا و خود دارد و مشغوليت روزمره را آفت معنويت مي‌داند و وجود سر و صدا دغدغه‌هاي روزمره را مانع الهام معرفي مي‌کند. و مي‌گويد: چه بهتر که اين خلوت در خانه خود و در يک اتاق معنوي (خلوت گاه مخصوص) باشد و انسان هر روز در آنجا به عبادت و مراقبه بپردازد، اثر اين اتاق، رشد معنوي انسان و روشني ضمير خواهد بود.
داير جسم را مرکب روح و معبد مقدسي مي‌داند که بايد قدر آن را دانست و در سلامت آن کوشيد وي محاسبه اعمال و ارزيابي مجدد از کارها و برنامه‌ها را ضروري مي‌داند که باعث اصلاح امور و روشن بيني مي‌شود و لازمه ارتباط با خالق بازنگري جديد در کارهاست به طوري که اين بازنگري، اعجازگونه انسان را وارد دنياي غير قابل تصور خواهد کرد.
داير صبحدم و زمان صبحگاهي را بهترين فرصت راز و نياز با خدا مي‌داند و اين مطلب را بارها گوشزد مي‌کند. «بهترين مکان (براي عبادت و راز و نياز) صبح زود است. هر روز به مدت 30 دقيقه در آنجا حضور يابيد و در آرامش ژرف فرو رويد وي ساعت 6 – 3 صبح را بيشتر توصيه مي‌کند “وقتي از خواب بر مي خيزيد، لحظاتي را با خدا راز و نياز کنيد و به خود يادآوري کنيد که «اين لحظات زودگذر کوتاه مدت من فقط با خداوند هستم» وي اين کار را موثرترين عمل براي دسترسي به خود قدسي مي‌داند.

آثار وین دایر
– رهنمودهای فنون کار (1 ژانویه 1975)
– ندای درون (1 فوریه 2006)
– ماندن در مسیر (30 سپتامبر 2004)
– مراقبه، روشی برای ارتباط آگاهانه با خداوند (1 سپتامبر 2002)
– ده راز دستیابی به کامیابی و آرامش درون (1 می‌2002)
– چگونه شخصی نامحدود باشیم (نوامبر 1994)
و ….

گفتاردوم: معرفی مؤلفه‌های تأثیرگذاری مولوی در فرهنگ غرب
بي‌گمان جلال‌الدين محمد مولوي يكي از اعجوبه‌هاي فرهنگ و فكر ايراني است و نمونه‌اي از متفكران فرهنگ‌ساز كه در بلخ (شرق) به دنيا آمد ولي به غرب رفت. گويي تقدير الهي و كيهاني، هر دو او را كشان از خراسان تا بر يونانيان كشيدند و در آسياي صغير در قونيه، شهري چندمذهبي، در تركيه امروزي متوطن ساختند. مولوي ميراث‌دار فرهنگ شرق، ايران و اسلام از ميراث فكري غرب، يونان و روم، نيز بهره گرفت و به نوعي پل ارتباط شرق و غرب شد و عشق شرقي و عقل غربي را درهم‌آميخت به گونه‌اي كه غربيان وي را از خود دانستند و رومي‌اش نام نهادند. از اين‌رو امروزه، رومي نامي آشنا در سراسر جهان غرب است.
مولانا پيش از فتح غرب، شرق را در تحت نفوذ خود درآورده‌اند كه عارفي از هند به قونيه رفت و با سلطان ولد كه در آن زمان سالمند شده بود ديدار كرد و نسخه‌اي از مثنوي را با خود به هندوستان برد و خود مثنوي كوتاه و ساده‌اي به شيوه مولانا سرود. يك وقايع‌نگار هندو در قرن 15 ميلادي گزارش مي‌دهد كه برهمن مقدس مثنوي مي‌خواند. بنگالي‌ها صداي فلوت كريشنا را با ني مولانا مقايسه كردند وغزليات مدرن ترك تحت تأثير شعر مولانا قرار گرفت38. تا آنجا كه «يحيي كمال، يكي از بزرگ‌ترين شعرا و ادباي ترك معاصر گفته است:‌ تا روز محشر ما هم‌نفس مولاناييم.
نفوذ مولانا تنها در شرق و سرزمين‌هاي اسلامي محدود نماند و آثار عميق او خاورشناسان زيادي را مجذوب خود ساخت. چنانكه گفته‌اند: «از بين شاعران بزرگ ايراني هيچ شاعري از لحاظ وسعت دامنه تأثير در خارج از ايران به پاي مولوي نمي‌رسد، زيرا عمق انديشه و سلطه معنوي كلام مولانا در سراسر قلمرو فرهنگ فارسي، هندي، عربي، تركي از زمان خود شاعر، چنان تأثيري در افكار و قلوب مردم و صاحبان انديشه گذاشته است كه اثر آن نه تنها در فلسفه و عرفان بلكه در ادبيات آن سرزمين‌ها هم كاملاً احساس مي‌شود». از اين‌روست كه شيمل پس از عمري تحقيق درباره مولوي مي‌گويد: «در غرب، هيچ عارف و شاعر ديگري از جهان اسلام به اندازه مولوي و به خوبي او مشهور نشده است».39
2-2-2- معرفان مولوي به غرب:
پيش از آنكه به علل محبوبيت و تأثيرگذاري اين شاعر عارف را بررسيم به اختصار به معرفي چند تن از كساني كه در راه شناساندن مولوي به غرب بيش از ديگران تلاش كرده‌اند بپردازيم:

2-2-3- رينولد الين نيكلسون
خاورشناس مشهور انگليسي، متخصص در تصوف و عرفان اسلامي، زبان‌هاي يوناني و لاتيني را در دانشگاه كمبريج آموخت و سپس به مطالعات اسلامي روي‌آورد و زبان‌هاي عربي و فارسي را نيز فراگرفت. در 1898 با ارائه پايان‌نامه‌اي با عنوان «گزيده ديوان شمس» متن فارسي با ترجمه انگليسي از دانشگاه لندن دانشنامه دكتري گرفت. استاد فارسي در دانشگاه لندن و عربي در دانشگاه كمربيج بود. پژوهش‌هاي او بيشتر در زمينه تصوف اسلامي بوده است.40
علاقه نيكلسون به عرفان و عارفان ايرني او را واداشت تا از آغاز جواني به مطالعه آثار عرفا و متصوّفه بپردازد. مطالعات دقيق و عميق او در اين آثار، قول وي را در همه محافل دانشگاهي حجت و معتبر گرداند. علاقه او به مولوي و آثارش زبانزد خاص و عام بود. آشنايي او با ادوارد براون نقطه عطفي در زندگي او بود و پس از آن بود كه نخستين كتاب خود به نام «منتخبي از اشعار ديوان شمس تبريزي»‌ر ادر سال 1898 انتشار داد و براون در تفريظ آن چنين نوشت: «كمتر ترجمه شعر شرقي به نظم انگليسي به خوبي و صحت اشعار نيكلسون ديده‌ام». وي بر اثر هم‌نشيني با براون- كه خود متخصص ادبيات فارسي بود شور و شوق فراواني نسبت به ادبيات ايران و عرب پيدا كرد.
تأليفات وي از سي فقره متجاوز است و از همه مهم‌تر كه شاهكار او مي‌باشد. چاپ صحيح و مخففانه متن مثنوي مولانا جلال‌الدين رومي بلخي با ترجمه به شعر انگليسي در 8 جلد بود. وي اين ترجمه و تفسير را در مدت بيست و يك سال از عمر خود انجام داد.
درباره اين دانشمند پركار نوشته‌اند كه در تمام مدتي كه مشغول تصحيح و ترجمه و چاپ مثنوي بود كمتر وقتي اتفاق مي‌افتاد كه زودتر از يك ساعت بعد از نصف شب از كتابخانه خود بيرون بيايد. به راستي اين اثر براي نشان دادن فضل و تحقيق و وشش و دقت او كافي است.
نيكلسون آن‌چنان تحت تأثير مولوي بود كه اشعاري نيز سروده است كه در كتاب مقدمه‌اي بر روي آورده است: «در ژرفناي دل‌هايي كه بسان درياي خاموش بيكران است / فروغ خداوندي مي‌درخشد…» و خود توضيح داده است كه شعر فوق ترجمه نيست و از متني هم اقتباس نشده است آن را براي خود سروده‌ام ولي نظر به اينكه اين شعر برخي از افكار مشخصه رومي را به طور ساده و مختصر دربردار ممكن است به نام پيش‌درآمد كتاب حاضر تقديم گردد.41

2-2-4- هامر پورگشتال
كوشش‌هاي مولاناشناسي را پورگشتال با ترجمه قطعاتي گزيده از مثنوي براي نشريه گنجينه‌هاي خاور زمين، به زبان آلماني پي گرفت. هامر از ستايشگران مولانا بود و در كتاب خود «تاريخ ادبيات ايران» نخستين تاريخ جامع ادبيات پارسي، به تفصيل درباره مولوي، كه مثنوي او را «كتاب راهنماي تمامي صوفيان از مرزهاي گنگ تا مرزهاي بسفر است»‌ مي‌خواند، بحث مي‌كند. هامر همچنين نخستين كسي بوده كه به اهميت «ديوان شمس» پي برد چنانکه درباره آن مي‌نويسد: «بر بالاي عالي‌ترين ذوق و شوق‌هاي مذهبي كه فراتر از همه انواع مذاهب مثبت است، بر آن جوهر ابدي گريز از اين احساس و عاطفه خاكي كه ريشه نور خالص ابدي است، مولوي چون ساير غزل‌سرايان، حتي حافظ، بر فراز ماه و خورشيد سير نمي‌كند، بلكه درباره زمان و مكان، آفرينش و سرنوشت، عهد الست و روز جزا و رستاخيز انديشيده و به گونه يك بنده ستايشگر هستي با عشق بي‌نهايت چون عاشقي ابدي با هستي اتحاد مي‌يابد».

2-2-5- آنه‌ماري شيمل
بانوي اسلام‌شناس، عرفان‌پژوه، شرق‌شناس آلماني در 19سالگي در رشته مطالعات اسلامي موفق به اخذ دانشنامه دكتري از دانشگاه برلين شد ابتدا به عنوان مترجم و سپس به عنوان استاد رشته علوم اسلامي در دانشگاه ماربورگ مشغول به كار شد. او مدتي استاديار تاريخ اديان در دانشگاه آنكاراي تركيه بود. سپس به آلمان بازگشت و در دانشگاه بن به خدمت پژوهشي و آموزشي خود ادامه داد.
در 1967 براي اولين بار رشته مطالعات هند و اسلام را در دانشگاه هاروارد آمريكا تأسيس كرد. در 1995 جايزه صلح ناشران آلمان را به خود اختصاص داد. ايشان از دانشگاه‌هاي سند، اوپالا، پيشاور، قونيه و الزهراي تهران موفق به اخذ نشان‌ها و دكتراي افتخاري گرديد. شيمل علاوه بر زبان‌هاي انگليسي و آلماني با زبان‌هاي فرانسه، سوئدي، فارسي، عربي، تركي، سندي و پشتو نيز به خوبي آشنا بود.42
بنا به گفته خود شيمل در زندگی‌نامه خود نوشته او در خانه‌اي آكنده از موسيقي و شعر و ادبيات رشد كرده بود و مادرش عشق به ادبيات را در دل و جان او با خواندن اشعاري با گويش شمال المان مي‌نشاند و پدرش با صداي گرم داستان‌ها و نمايشنامه‌هاي ادبيات كلاسيك آلمان را برايش مي‌خواند، آثار شيلر و گوته را خود خواند و بازتاب ادبيات شرق را در آثار گوته يافت.43
در آن سال‌ها شيمل شعر مي‌خواند و به حافظه مي‌سپرد و از ميان شاعران تنها فريدريش روكرت و اشعارش به شدت كودكي و جواني او را تحت تأثير قرار مي‌داد. به خصوص ترجمه آزادانه بيست و چهار شعر ديوان شمس ملاي رومي او را بيش از ساير آثار وی مسحور خود ساخت. روكرت كه به زبان رمزي و تصويري ادبيات اسلامي آشنا بود با ترمه شعرهايش پيوسته چراغ راه شيمل بود و عبارت محوري او يعني «شعر زبان آشتي جهانيان است» مايه تشويق و دلگرمي آنه ماري مي‌شد.
آنه ماري در دوره دانشجويي كه دختري هفده ساله بود به پيشنهاد «ارنست كونل»، علوم بي‌فايده طبيعي را رها مي‌كند و به تحصيل زبان‌هاي عربي، فارسي و تركي مي‌پردازد. وي در تابستان 1941 با نخستين حقوق كار در كارخانه، «مثنوي مولاناي رومي» را مي‌خرد. «هاينس هانيريش شدر» شرق‌شناس آلماني او را به خواندن «گزيده رينولد نيكلسون» از ديوان مولوي و «اخبار حلاج» اثر بزرگ «لويي ماسينيون» ‌دعوت مي‌كند. «شدر» آموزگار مورد ستايش شيمل است كه وقتي اولين بيت مثنوي را از زبان او مي‌شنود تصميم مي‌گيرد مولوي را به طوري جدي مطالعه كند.44
شيمل حالت خود را از خواندن ديوان مولوي چنين بيان مي‌كند: «ديوان كه به دستم رسيد، گويي صاعقه‌اي بر من نازل شد. آهنگ اشعار مرا تحت تأثير فراوان قرار داد». شيمل شعر مولوي را مي‌خواند و آنها را در قالب شعر آلماني در ذهن خود متجلي مي‌كند و تمامي كتاب نيكلسون را همراه با توضيحات آن رونويسي مي‌كند! اشعار مولوي را ترجمه مي‌:ند و از آن زمان عاشقانه مولوي را مي‌خواهد و در عشق به او تا لحظه مرگ وفادار مي‌ماند و بارها به زيارت مزار او به قونيه مي‌رود و در شرقو غرب عالم به جست‌وجوي نشانه‌هايش رفته، شيمل معتقد است كه مولوي بزرگ‌ترين عارف مفسر كلام خداوند است.45
شيمل اذعان مي‌كند كه مولانا در بهترين دوران زندگي‌اش همراه و همدم و حافظ و راهنمايش بوده است و با اينكه بارها آثارش را خوانده و پژوهش‌هاي متعدد درباره ديوان شمس و مثنوي انجام داده بسياري از اشعار او را ترجمه كرده، اما هر وقت به او رجوع مي‌كند پرسش‌هاي جديد و انديشه‌هاي جديد مي‌يابد..46

2-2-2-6- ويليام چيتيك
اسلام‌شناس و عرفان‌پژوه امريكايي، دوره ليسانس را در دانشگاه اوهايو آمريكا به پايان برد. در دانشگاه امريكايي بيروت با عرفان اسلامي اشنا شد و مطالعاتش را در ايران پي گرفت و با تصحيح و نقد و بررسي رساله «نقد النصوص عبدالرحمان جامي»‌ از دانشگاه تهران دانشنامه دكتري در رتشه ادبيات فارسي گرفت و سپس اين اثر را به انلگيسي ترجمه كرد.
در ايران از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره جنس مخالف، نفس اماره، روانشناسی، اراده آزاد Next Entries پایان نامه درباره فرهنگ ایرانی، جامعه بشری، جلال‌الدین، تحلیل محتوایی