پایان نامه درباره حقوق کودک

دانلود پایان نامه ارشد

رساندن ارتباط بين دهنده و كودك موجب مي شود كه نظام تربيتي واحدي براي كودك به كار گرفته شود و از سرگرداني در رشد هويتي كودك جلوگيري شود، چرا كه ممكن است كودك پس از آشنايي با اهدا كننده دچار اختلال چند هويتي گردد.
كاهش تعداد دهندگان در روش اهداي شناخته شده است يکي ديگر از دلايل است، به طوري كه در سال 1999 در كميته استرالياي غربي مطرح شد كه ثبت دقيق اطلاعات دهندگان موجب كاهش كلي تعداد دهندگان شده كه اين كاهش در مردان بيشتر بوده است . به طور كلي، والدين استفاده كننده از گامت اهدايي تمايل دارند كه ويژگي هاي يك خانواده طبيعي را براي كودك خود فراهم آورند و گروهي از آنها احساس مي كنند كه اهداي ناشناخته منطبق با مصالح كودك است و به همين خاطر روش اهداي ناشناخته را انتخاب مي كنند91. طرفداران اين نظريه معتقدند كه مجبوركردن زوجهاي گيرنده گامت براي بيان اهدايي بودن گامت به كودك حاصل اشتباه و غير منطقي است . يكي از مهم ترين دلايلي كه از سوي اين گروه مطرح مي شود اين است كه بيان اين مطلب به كودكي كه حاصل بارور شدن سلول جنسي از زن ديگري است و به عبارت ديگر، والدين بيولوژيكي او با والدين غير ژنتيكي يا اجتماعي او متفاوت هستند، مي تواند باعث بروز سردرگمي و اختلالات عاطفي و رواني جدي در كودك شود چرا كه درك كودك از واقعيت هاي جاري در زندگي طبيعي محدود است و چه بسا آگاه شدن او از جنبه هاي متفاوت پيدايش و تكوينش در مقايسه با كودكان ديگر، براي وي غير قابل فهم بوده، آسيبهاي روحي جبران ناپذيري رابه او وارد نمايد.92
يكي از دلايل ديگر جهت مخالفت با افشاي راز اهدا به خصوص در اهداي اسپرم، توجه به تفاوت پيامدهاي آن از دو جنبه اهداي تخمك و اهداي اسپرم است . در روند اهداي تخمك، فرد گيرنده تخمك به علت اينكه نه ماه جنين را در رحم خود پرورش مي دهد و پس از آن هم با شير دادن به كودك و طي روند طبيعي زندگي با كودك رابطه مادرانه بر قرارمي كند، حس مادر شدن پيدا مي كند و در صورتي كه كودك حاصل از راز اهدا باخبر شود باز هم حس مادرانه خود را از دست نخواهد داد. اما در روند اهداي اسپرم به علت عدم وابستگيهاي جسمي پدر غير ژنتيكي كودك با افشاي راز اهدا، حس پدرانه خود را تا حد زيادي از دست خواهد داد و اين مسئله در ارتباط وي با کودک اختلال ايجاد خواهد کرد. درضمن آشکار شدن بيماري ناباروري مرد، اغلب براي وي معادل خدشه دار شدن احساس شخصيت و مردانگي است93.
تعداد زيادي از مادران باردار شده از طريق اهداي گامت، ترس از ايجاد اختلال در روابطشان با کودک را به عنوان دليل اصلي مخالفت با بيان اين حقيقت ذکر مي کنند. اين افراد معتقدند که کودک در صورت آگاهي يافتن از متفاوت بودن والدين ژنتيکي اش، ممکن است احساس تعلق و وابستگي کامل به خانواده خود را از دست بدهد و دچار اختلال در رشد روحي – رواني و کسب هويت مستقل گردد.
از جمله دلايل قابل ذکر ديگر اين است که آشنايي کودک با والدين بيولوژيکي خود مي تواند بار مسئوليت جديدي در قبال او بر دوش والدين ژنتيکي اش قرار دهد. اين مسووليت مي تواند از جهت مواجه شدن آن ها با سوالات متعدد کودک در رابطه با منشأ ژنتيکي خود باشد. علاوه بر اين، چنانچه فرد دهنده صاحب فرزنداني هم باشد، در صورت چنين مواجهه اي لازم است که فرزندان خود را هم در رابطه با موضوع توجيه نمايد که اين امر مي تواند باعث اختلال در روابط خانوادگي آن ها شود. بنابراين، عدم بيان حقيقت اهدايي بودن گامت به کودک در سلب هر نوع مسووليت از والدين ژنتيکي در قبال کودک موثر خواهد بود.
دلايل فرهنگي و مذهبي نيز انگيزه برخي ديگر از طرفداران اين نظريه را کتمان حقيقت فرايند درماني از فرزند حاصل است. به عبارت ديگر والدين گيرنده نگران اند که اظهار اين حقيقت از سوي کودک به ديگران، به دلايل مذهبي يا فرهنگي باعث منزوي شدن کودک در محيط هاي اجتماعي شود. دليل ديگري که برخي از والدين براي عدم اظهار نحوه ي بارداري کودک به او مطرح مي کنند، اين است که آن ها تمايل دارند انجام اين اقدام درماني را به فراموشي بسپارند چرا که پدر و مادر گيرنده معتقدند که آن ها والدين حقيقي کودک هستند و بنابراين دليلي ندارد با بازگو کردن اين مطلب به کودک خود زمينه به خاطر آوردن مجدد فرآيند درماني را فراهم نمايد. از طرف ديگر، مخالفان افشاي راز اهدا معتقدند که اين امر موجب کاهش تعداد اهدا کنندگان مي شود. درضمن اين مسئله مي تواند باعث بروز هيجانات روحي نامناسب در صورت عدم تطابق انتظارات اهدا کننده و کودک حاصل شود. پس بهتر است از روش ناشناخته و عدم افشاي راز استفاده شود. آن ها اظهار مي کنند که با توجه به مسائل ذکر شده تنها در صورتي بايد اين راز افشاء شود که عدم افشاي آن موجب ايجاد مشکلات جسماني براي کودک گردد. 94 از جمله دلايل طرفداران عدم افشاي راز به ديگران عبارت است از: ترس از ناتواني ديگران در فهم مسئله، خصوصي بودن موضوع اختلالات باروري، پيشگيري از ايجاد سردرگمي ديگران در تشخيص مادر حقيقي کودک، ترس از قرار گرفتن والدين گيرنده در جايگاه حاشيه اي و فرعي به دلايل فرهنگي و مذهبي، در فرانسه بي نام بودن نيز از شرايط اهداي گامت است، يعني نام دهنده و گيرنده بايد مجهول باشد. برابر ماده 8-16 قانون مدني فرانسه “… نه اهدا کننده مي تواند هويت دريافت کننده را بشناسد و نه دريافت کننده هويت اهدا کننده را” (ر.ک: ماده 5- 1211 قانون سلامت عمومي فرانسه) در برخي از کشورها مانند سوئد اين شرط ديده نمي شود. در فرانسه نيز اين مسئله محل بحث زياد بوده است: خصوصاً در رد آن گفته اند که مخالف ماده 7 کنوانسيون حقوق کودک است که به طفل حق مي دهد پدر و مادر خود را بشناسد. در پاسخ گفته اند: مقصود ماده 7 کنوانسيون پدر و مادر بيولوژيکي نيست بلکه پدر و مادر قانوني است که براي دريافت کنندگان گامت يا جنين هم صدق مي کند. همچنين اين شرط بر اساس مصلحت طفل، به ويژه از ديدگاه روانشناسي، مورد انتقاد واقع شد. زيرا چه بسا طفل از اين وضعيت دچار ناراحتي رواني خواهد شد به طوري که تعدادي از فرزندخواندگان با ناراحتي به جستجوي پدر و مادر واقعي خود مي پردازند.
با وجود اين نظر غالب حقوقدانان بر مکتوم ماندن اهداي گامت بوده که مورد قبول قانونگذار نيز واقع شده است. دليل اصلي طرفداران اين نظر آن است که افشاي هويت اهدا کننده براي وي که اغلب با انگيزه ي خيرخواهي و نيکوکاري اقدام به اهداي گامت مي کند و به هيچ وجه خواهان طفل نيست ناراحت کننده و بازدارنده است. به هر حال قانونگذار فرانسه براي اين شرط ضمانت اجراي کيفري تعيين کرده است. و در عين حال محدوديت هايي براي آن قائل شده است: از يک سو بايد اطلاعات مفيد درباره ي اهدا کننده به مقامات بهداشتي ذيربط داده شود و از سوي ديگر در صورت ضرورت درماني، پزشک مي تواند به اطلاعات پزشکي راجع به اهدا کننده که مشخص کننده ي هويت او باشد دسترسي پيدا کند95
مبحث دوم : اهداي شناخته شده و دلايل موافقان افشاي راز اهدا به کودک و ديگران
يكي از دلايل مطرح در اين زمينه نگراني والدين در مورد منشاء ژنتيكي كودك است، چرا كه ساختار ژنتيكي ممكن است موجب اختلال شخصيتي يا جسماني كودك گردد . از طرف ديگر، عدم تشابه ظاهري و جسمي كودك و والدين ممكن است براي خود كودك يا اطرافيان سؤال بر انگيز شود و والدين را مجبور به افشاي راز اهدا براي كودك نمايد . درضمن تمايل به وجود رابطه ژنتيكي بين دهنده و گيرنده از دلايل ديگر انتخاب دهنده شناخته شده است .
از طرف ديگر، اطلاع از منشاء ژنتيكي كودك در تامين سلامت جسمي وي مؤثر است، چرا كه در صورت نياز كودك به هر گونه مداخله پزشكي اساسي و اورژانسي (از جمله پيوند) شناخت منشاء ژنتيكي وي و يافتن فرد داراي تشابه ژنتيكي، ضروري مي باشد . يكي از دلايل ديگر والدين جهت انتخاب اين روش، اعتماد آنها به توانايي باروري و نيز سلامت جسماني اهدا كننده با توجه به تجربه هاي موفق قبلي باروري وي است كه مي تواند تا حد زيادي موفقيت عملي روند درماني را تضمين نمايد. وجود محدوديت زماني براي برخي از زوجهاي نابارور نيز گاهي به عنوان دليل انتخاب اهدا كننده شناخته شده مطرح مي شود چرا كه براي نمونه زوجين مسن تر ترجيح مي دهند كه با انتخاب شخص اهدا كننده زمان لازم جهت انجام فرآيند درمان را به حداقل برسانند. از طرف ديگر، برخي از والدين تمايل دارند كه منشاء ژنتيكي كودك خود را به وي اعلام كنند. از اين رو، داشتن اطلاعا ت بيشتر در مورد دهنده براي اين افراد لازم به نظر مي رسد. توجه به اين مطلب كه دهندگان حتي در صورت شناخته شده بودن، بر مبناي قانون اغلب كشورها، هيچ گونه حقي در مورد فرزند حاصل ندارند، نگراني والدين را از جهت دخالت آنها در پرورش كودك خود بر طرف مي نمايد96 . از جمله مهم ترين دلايلي كه زوجهاي موافق با اين نظريه بيان مي كنند، عدم دليلي قانع كننده براي كتمان حقيقت و تمايل آنها به ايجاد روابط صادقانه و شفاف بين اعضاي خانواده است . از سوي ديگر، به عقيده آنها بيان اين حقيقت كه آنها به رغم وجود موانع و مشكلات فراوان، خواهان متولد شدن كودك بوده اند و در اين راه سختيها و مشكلات زيادي را بر خود هموار كرده اند مي تواند ميزان علاقه مندي آنها به كودك خود را بيشتر نشان دهد و نقش مؤثري در تحكيم روابط عاطفي بين اعضاي خانواده داشته باشد.
از ديگر دلايل طرفداران اين نظريه اين است كه مخفي نگه داشتن يك راز در محيط خانواده براي هميشه امري خطرناك و غير ممكن به نظر مي رسد، چرا كه شرايط متفاوتي ممكن است به وجود بيايد كه موجب افشاي راز گردد؛ از جمله :
1) جدايي والدين
2) فوت يكي از والدين
3) نياز فرزند به شناخت منشاء ژنتيكي در صورت بروز بيماريهاي خاص
4) موجود تفاوتهاي ظاهري بارز بين والدين و كودك كه مي تواند براي كودك و سايرين سؤال برانگيز باشد در چنين مواردي، معمولاً فرزندان پس از اطلاع از اهدايي بودن گامت خود دچار مشكلات روحي رواني شديدي مي شوند تا حدي كه اعتماد به نفس خود را از دست داده احساس بي هويتي مي نمايند . در چنين وضعيتي، اغلب آنها اظهار مي كنند كه ترجيح مي دادند اين حقيقت زودتر براي آنها فاش مي شد و در رابطه با وضعيت ظاهري، شخصيتي، علمي و علايق شخص فرد دهنده آگاهي پيدا مي كردند.
از دلايل قابل ذكر ديگر، حق طبيعي هر انسان به داشتن آگاهي از منشاء وجودي خود مي باشد . بنابراين نظريه، والدين كودك نبايد با كتمان نحوه باروري و منشاء ژنتيكي كودك اين حق مسلم را از او سلب كنند همچنان كه طبق نظر يكي از محققين97 : “حقيقت گويي همواره بهتر از فريبكاري است هيچ كس حق ندارد بخشي از وجود فرد ديگري را كتمان نمايد، مگر اينكه اين بخش اهميت چنداني نداشته باشد به عبارت ديگر اين اطلاعات بخشي از تاريخچه زندگي كودك و متعلق به وي مي باشد و بنابراين مخفي كردن آن از كودك كاري غير شرافتمندانه است البته در اين زمينه قوانين متفاوتي در كشورهاي مختلف وجود دارد به عنوان مثال در كشور انگلستان همه افراد حق دارند از هويت والدين بيولوژيكي خود اطلاع داشته باشند مگر كودكان حاصل از اهداي گامت. از ديگر مواردي كه ممكن است موجب افشاي راز شود وجود يك بيماري وراثتي خاص در والد غير ژنتيكي كودك است . در اين شرايط جهت اطمينان دادن به كودك از عدم وجود احتمال بروز بيماري در وي، بيان منشاء ژنتيكي كودك مفيد به نظر مي رسد. “
از ديگر دلايل طرفداران اين نظريه اين است كه در صورت آگاه بودن ديگران از نحوه بارداري و تكوين كودك (با توجه به اينكه اغلب، اطرافيان والدين از ناباروري آنها اطلاع داشته اند) همواره اين نگراني براي والدين وجود دارد كه اين مطلب از سوي ديگران به كودك گفته شود و بيان اين حقيقت از زبان ديگران، موجب احساس بي اعتمادي كودك نسبت به والدين شود. در ضمن هميشه اين سوال براي والدين وجود دارد كه آيا كودك پس از آگاهي يافتن از اين راز، باز هم آنها را والدين خود خواهد دانست يا نه ؟ در واقع، آنها هميشه در فضايي از احساس فريبكاري نسبت به كودك خود و اطرافيانشان قرار خواهند داشت و هيجانات روحي متعددي را تجربه خواهند كرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره روح قانون Next Entries پایان نامه درباره حرمت نکاح، قانون مجازات، حق ملاقات