پایان نامه درباره حقوق بشر، حقوق بشر دوستانه، حقوق بین الملل، حقوق مدنی

دانلود پایان نامه ارشد

ای که مدعی هستند حقوق بشر بیهوده و پوچ می باشند چرا که مستلزم داوری های اخلاقی ای هستند که باید بدیهی و خود پدیده بوده و به علاوه تفسیر پذیر و شکافتنی نیستند.دیگر فلاسفه اخلاق که مواجه با نا پایداری و تزلزل معنا بوده اند بر تاثیر و نتیجه حقوق بشر یا آنچه که مقصود از آن حقوق می باشد ،تمرکز می کنند.در این مسیر ،پیرایش و اصلاحی توسط مکتب هنجارگراصورت گرفته است.این مکتب بر ان است که ما نباید دل مشغول و نگران آنچه که دستیابی به آن با انتشار یک گفته اخلاقی (حقوق بشر )دنبال می شودنباشیم بلکه باید دل مشغول انچه که عملا با انتشار آن رخ می دهد باشیم یعنی ،چه عملی انجام می شود و چه واقعیاتی به منصه ی ظهور می رسند .این رویکردها ،هر چند ممکن است مفید باشند اما سئوالاتی توجیه کننده باقی می مانند .منابع ادعا های اخلاقی( حقوق بشر) (چنانچه اصلا منبعی وجود داشته باشد) چه هستند؟توجیهات مزبور تا چه حد متقاعد کننده هستند که بتوان له یا علیه آنها استدلال نمود؟قلمرو و یا مفاد آنها چیست؟و چگونه با هم ارتباط پیدا می کنند؟چنین سئوالاتی در واقع برای هر مکتب اندیشه فلسفی –کلامی ،حقوق طبیعی ،اثبات گرا ،تاریخ گرا،سودا نگار،علوم اجتماعی ،واقع گرا؛مایه دل مشغولی و توجه بوده است و بر این اساس تفاوت و تمایز پیدا می کنند.
گفتار دوم:حقوق بشر
بند اول: تعریف
اعلامیه جهانی حقوق بشر52 به عنوان اولین سند بین المللی راجع به حقوق بشر که آن را با نام ذکر می نمایدبدون ارائه تعریفی توضیحی ،متضمن مصادیق بسیار زیادی از این حقوق می باشد که تحت عنوان حقوق مدنی،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی طبقه بندی گردیده است .اما سازمان ملل متحد آن را اینگونه تعریف نموده است:
“حقوق بشر به طور کلی به عنوان حقوقی قابل تعریف می باشند که از ذات ما جدا شدنی نبوده و بدون آن ما نمی توانیم به عنوان انسان زندگی نماییم.
حقوق بشر و آزادی های اساسی این امکان را می دهد که ما صفات انسانی مان ،عقلمان ،استعدادمان ووجدانمان را به طور کامل پرورش داده و بکار بریم و نیازهای روحی و دیگر نیاز هایمان را برا ورده سازیم .آنها مبتنی بر خواسته روزافزون بشر برای زندگی است که در آن شان ذاتی و ارزش هرانسانی از احترام و حمایت برخوردار باشد”
در ادامه این تعریف امده است :
“انکار حقوق بشر و آزادی های اساسی نه تنها یک تراژدی فردی و شخصی است ،بلکه موجب اوضاع نا ارام اجتماعی و سیاسی می گرددو تخم خشونت و تخاصم را در درون اجتماعات و ملت ها و در بین آنها می کاردهمانطور که جمله نخست اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می نماید,احترام به حقوق بشر و شان انسانی ,زیر بنای آزادی ،عدالت و صلح در جهان می باشد.”53
به این ترتیب می توان گفت “حقوق بشر عبارتند از آزادیها ،مصونیت ها و مزایایی بر طبق ارزش های پذیرفته شده معاصر ،کلیه انسان ها باید یتوانند به عنوان حق از اجتماع ی که در آن زندگی می کنند ادعا نمایند”این حقوق متضمن موارد استحقاق ذاتی هر فرد به صرف انسان بودن وی می باشد.54
بند دوم:سیر تحول تاریخی حقوق بشر
به مدت سه قرن از شکل گیری جامعه بین المللی جدیدبه عنوان اجتماعی از دولت های حاکم در قرون شانزده و هفده میلادی ،روابط بین المللی روابط بین دولتی تلقی می شد و حقوق بین الملل فقط بردولت ها الزامی بوده دولت به عنوان موضوع اصلی ،اگر نه انحصاری ،حقوق بین الملل محسوب می شد55
چون عقیده حاکم بر این بود که افراد موضوع حقوق بین الملل نمی باشندو در نتیجه ،حقوق بین الملل نه تعهدات و نه مسئولیت ها یی را بر آنها تحمیل می کرد ، و نه حقوق و امتیازاتی را به آنها اعطا می نمود و نه امکان داد خواهی و جبران خسارت برای آنها در این حقوق وجود داشت بر این اساس ادعا های افراد برای دولت خود و یا چگونگی رفتار یک دولت با شهر وندانش،به طور کلی هیچ ارتباطی با حقوق بین الملل نداشت.اما چنین مفهومی از حقوق ملل نا ساز گاز با واقعیت ها و الزامات جامعه بین المللی ،نمی توانست برای همیشه دوام پیدا کند.
گرچه حقوق بشر بین المللی بعد از جنگ جهانی اول گامهای کوچک ولی مهمی به جلو داشته ،رشد و پیشرفت آن عمدتا در تحولات پس از جنگ جهانی دوم رقم خورده است ضمن آنکه مفهوم حقوق بشر در تاریخ اروپا دارای مفهوم قدیمی تری بوده و تحت نام های مختلفی از قرن های پیش به شکلی مطرح بوده است.در اینجا سیر تاریخی را تا جنگ جهانی دوم به اجمال مورد بررسی قرار می دهیم.
در اوایل قرن سیزدهم ،پادشاه انگلستان ،کینگ جان،مجبور شد تا با امضای ماگتا کارتا یا منشور بزرگ تعدادی حقوق را ، که بعد ها تحت عنوان حقوق بشر نامیده شد به شهروندانش اعطا نماید.56دادخواهی حقوق571628 لایحه قانونی راجع به قرار زندانی197658 و لایحه حقوق 591689 از اسناد تاریخی دیگردر این خصوص در انگلیس می باشد.
در قرون هفده و هجده میلادی در اروپا فیلسوفان بزرگی همچون گروسیوس ،واتل و لاک مفهوم حقوق طبعی یا حقوق متعلق به یک شخص به طور ذاتی و بواسطه ی انسان بودن وی و نه بواسطه ی شهروند خاص کشور و یا عضو یک گروه مذهبی و یا قومی بودن ،را مطرح کردند .تساوی افراد بشر در خلقت و اعطای برخی حقوق غیر قابل انتقال مانند حق زندگی ، آزادی و طلب خوشبختی ،توسط خالق صراحتا در لایحه حقوق ویرجینیا 177660و اعلامیه استقلال آمریکا611776انعکاس دارد . اعلامیه حقوق فرد و شهروند 621789 فرانسه نیز متضمن چنین مفاهیمی است.63
مالا حقوق طبعی با عدم اقبال مواجه و حقوق جهانی شکل گرفت و فلاسفه معروفی چون توماس پن،جان استوارت میل و هنری دیوید به شرح و بسط آن پرداختند .گفته می شود دانشمند اخیر نخستین فردی است که اصطلاح حقوق بشر را به کار برد و ا« را در رساله اش با عنوان نافرمانی مدنی در 1894 منتشر شد مورد استفاده قرار داد.این اثر تاثیر بسزایی در بزرگانی چون لئون تولستوی و بویژه ماهاتما گاندی و مارتین لوترکینگ ،که اعتقاد و عملشان مقاومت مبتنی بر عدم خشونت در مقابل اقدامات غیر اخلاقی و نادرست حکومت بود داشته است.
گنجاندن بر خی تعهدات ناظر به حقوق بشردر معاهدات منعقده در این دوران همچون معاهداتی که به موجب آنها دولت ها متعهد می گردیدند تا امکان پرستش مذهبی بدعت آمیز را بدهند یا برخی حقوق مدنی اساسی را به دگر اندیشان مذهبی اعطا نمایندو به مقرراتی که به ایجاد دولت غیر دینی وحقوق بین الملل جدید کمک می کردندو توسعه ی یک معیار بین المللی بر رفتار مبتنی بر عدالت با بیگانگان قابل مقایسه با رفتاری که حقوق بین الملل بعد ها به عنوان حقوق همه انسان ها مورد شناسایی قرار داد.64از جمله تحولات تاریخی دیگر قواعد ومقررات مربوط به حقوق بشر می باشد.
بند سوم :منابع حقوق بشر
امروزه متون راجع به حقوق بشر طیف وسیعی از اسناد و معاهدات بین المللی و منطقه ای را شامل می شودکه مهمترین منابع بین المللی آنها عبارتند از اعلامیه جهانی حقوق بشر 1948،کنوانسیون راجع به جلوگیری و مجازات نسل کشی 1948،میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی 1966،میثاق بین المللی حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی 1966،کنوانسیون رفع اشکال تبعیض علیه زنان 1981،کنوانسیون ضد شکنجه رفتار یا مجازات ظالمانه دیگر،غیر انسانی یا موهن 1984و کنوانسیون حقوق کودک 1989.

مبحث دوم:گفتما ن حقوق بشر
وظایف زیادی بر عهده ی حقوق بشر است : توضیع معنای و مفهوم حقوق بشر ،مبنای توجیهی ان منطق و لوازم ان ،محتوای حقوق و اینکه چگونه حقوق برانگیزاننده ی تکالیف اند ،چه تکالیفی را بر می انگیزند .چه کسی مکلف به این تکالیف است .ارتباط بین حقوق بشر و دیگر ارزش ها چیست؟65
حقوق بشر علی القاعده نوع خاصی از حق اند و اغلب در مقابل حقوق قانونی یا مدنی بر آمده از قوانین یا عادات جوامع خاص قرار می گیرند .دانلی می گوید :حقوق بشر حقوقی است که انسان ها دارایشان هستند فقط به این دلیل که انسان اند .این صورت بندی بسیار وتداول اما غیر قانع کننده است.
روشن نیست چرا کسی دارای حقوقی است فقط به این دلیل که انسان است.بویژه روشن نیست جرا کسی دارای آن حقوقی است که در اعلامیه جهانی فهرست شده است.درواقع این صورت بندی برای تبیین این فهرست بسیار نامناسب است .مثلا ماده 22 می گوید “هر کس به عنوان عضو اجتماع “حق امنیت اجتماعی دارد.ماده 21 می گوید هر کسی حق دارد در حکومت کشورش مشارکت داشته باشد اما کسی این حق را ندارد به این دلیل که انسان است بلکه به عنوان یک شهروند بالغ دارای چنین حقی است.کودکان و خارجی ها معمولا چنین حقی ندارند
جان کلام گفتمان حقوق که آن را از گفتمان های اخلاقی ،نظیر گفتمان های تاکید کننده بر وظیفه و یا نیک خواهی جدا می کند این است که اگر شما نسبت به الف داری حق باشید و Xرا نداشته باشید این نه تنها ظلم است بلکه ظلم در حق شماست.گفتمان حقوق توجه ما را به اشخاصی معطوف می دارد که استحقا ق های عادلانه دارند.ارزش متمایز حق این است که اگر بهره مندی از حق مورد تهدید یا انکار قرار بگیردسزاواری و استحقاق خاص مطالبه حقوق مربوطه برای صاحب حق محفوظ است .این نکته ای است که “حق مندی”را از صرف بهره مندی از یک منفعه یا طرف ذی نفع بودن از تکلیف شخص دیگر متمایز می سازد66
مبحث سوم:حقوق بشر دوستانه
گفتار اول:تعریف
اصطلاح “حقوق بشر دوستانه “دارای منشا نسبتا جدیدی است.کنوانسیون های ژنو1949 فقط”فعالیت های بشر دوستانه “و”سازمان بشر دوستانه را ذکر می نمایند .67گرچه گفته می شود که استفاده از اصطلاح حقوق بشر دوستانه از اوایل دهه 1950توسط متخصصین حقوق بین الملل عمومی آغاز گردید 68.اولین کاربرد این اصطلاح به جین پیکتت نسبت داده شده است.69
وی حقوق بشر دوستانه بین المللی را در مفهوم وسیع آن شامل دو شاخه می داند :حقوق جنگ و حقوق بشر.طبق تقسیم بندی وی حقوق جنگ در دو معنا بکار می رود یکی وسیع و دیگری محدود .که مفهوم وسیع خود به دو شاخه تقسیم می شود :حقوق لاهه و حقوق ژنو.در حالیکه حقوق لاهه حقوق و وظایف متخاصمین را در رفتار عملیاتی تعیین می کند و انتخاب طرق صدمه زساندن به دشمن را را محدود می سازد حقوق ژنو یا بشر دوستانه در مفهوم دقیق کلمه ،بر ان است تا از افراد نظامی که به هر دلیلی قادر به جنگ نمی باشند و نیز کسانی که د رجنگ شرکت ندارند حمایت به عمل آورد.70
گرچه کنوانسیون وین 1969 راجع به حقوق معاهدات اصطلاح معهدات دارای جنبه بشر دوستانه را به کار می برد .که ظاهرا هم حقوق بشر و هم حقوق بشر دوستانه را شامل می شود71 .مع الوصف ،ابتکار پیکتت در خلق مفهومی از حقوق بشر دوستانه که هم حقوق بشر و هم حقوق بشر دوستانه را در بر گیرد چندان مورد اقبال صاحبنظران قرار نگرفت این در حالی بود که اصطلاح جدید حقوق بشر در مخاصمه مسلحانه که در سال 1968راجع به کنفرانس بین المللی در مورد حقوق بشر در تهران معرفی گردید 72و هم حقوق قربانیان مخاصمات مسلحانه وهم قواعد مربوط به رفتار عملیاتی را بدون تمایز بین قواعدی که به طور خاثص دارای جنبه بشر دوستانه می باشند و قواعد دیگر-شامل می گردید .نیز در ابتدا مورد قبول عمومی محققین واقع نشد.
اصطلاح حقوق بشر دوستانه ،در مفهوم خاص ، نه تنها حقوق بشر را شامل نمی شود ،بلکه با مفهوم حقوق جنگ بر طبق دیدگاه سنتی نیز منطبق نبوده کلیه قواعد و موضوعات آن را پوشش نمی دهد.زیرا حقوق جنگ مشتمل بر دو سری قواعد می باشد قواعد رفتاری در جنگ”jus in bello”و قواعد مربوط به حق توسل به جنگ” jus ad bellum “و اصطلاح حقوق بشر دوستانه محدود به قواعد دسته نخست است .حتی در این دسته از قواعد نیز باید قواعد بشر دوستانه واقعی ،که به حقوق ژنو”law Geneva موسوم است و آن سری از قواعدی که به طور خاص دارای جنبه بشر دوستانه نمی باشند.همچون قواعد مربوط به جنگ در صحنه نبرد که به حقوق لاهه”Hague law”معروف است قایل به تمایز شد.
به این ترتیب منظور از اصطلاح حقوق بشر دوستانه در اینجا عبارتند از قواعد حقوق بین الملل که به موجب معاهده یا عرف بر قرار شده و مشخصا بر آنند تا مسائل بشر دوستا نه ای را که مستقیما از مخاصمات مسلحانه بین المللی یاغیر بین المللی ناشی می شمند حل نمایند و بنا به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره حقوق بشر، سازمان ملل، سازمان ملل متحد، محمدرضا پهلوی Next Entries پایان نامه درباره حقوق بشر، جهانی شدن، حقوق بشردوستانه، جهانی شدن حقوق