پایان نامه درباره حقوق انسان

دانلود پایان نامه ارشد

راندارد.
ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزش هاي تجربي ،رابطه اي وبياني هستند؟
الف.ارزش هاي تجربي:
در اکثر قريب به اتفاق جملات بکار رفته در متن اين درس فاعل مشخص نيست يا کنشگر بسيار کلي وبه صورت اسامي انتزاعي وغير جانداراست ويا از فرايند اسم سازي استفاده شده است. “فرهنگ سرمايه داري نيز کانون ثروت وقدرت رامورد توجه قرار مي دهد وکشور هاي ديگر را درپيرامون وحاشيه آن به خدمت مي گيرد.فرهنگي که تسلط يک قوم ، جامعه وگروهي خاص رابر ديگران به دنبال مي آورد وديگران را به ضعف وناتواني ميکشاند، فرهنگ سلطه واستکبار است”.نويسنده خواسته بااستفاده از جملات انتزاعي وکلي که فاعل ومفعول مشخصي ندارد خواننده رابه سمت گفتمان خود ترغيب کندوآنها راقانع کند که به نفع گفتمان خود گفتمان غير را کنار بگذارند.استفاده از اين شيوه (اسم سازي ،نامشخص ،انتزاعي يا غير جاندار بودن ) براي در ابهام گذاشتن برخي از جنبه ها مثل زمان ومکان وپرهيز از دادن توضيح وباز کردن موضوع صورت گرفته است تا ضمن اينکه گفتمان خود تا حد ممکن برجسته شود .غير
نيز به حاشيه رانده شود.”فرهنگي که عقايد ، ارزشها ، هنجارها ورفتارها ي آن مطابق نيازهاي فطري باشد ،همان فرهنگ حق است”. نويسنده با مبهم کردن کنشگري خواسته نظر خواننده را جلب کند . سپس در انتهاي متن با آوردن يک تمرين خواسته که خود مخاطب را در اين امرسهيم کند يعني خود دانش آموز براي اين ويژگي هايک فاعل انتخاب کند.
ب. ارز ش هاي رابطه اي :
تمامي جملات متن جملات خبري هستند اين همان اقتدار ضمني نويسنده است که دانش آموزان را به عنوان مخاطبي رام ومطيع در نظر مي گيرد که تنها گيرنده اطلاعات هستند. ازطرف ديگرنويسنده بااستفاده زياد از افعال بايستن وتوانستن در متن باز ادعاي اقتدار خود را تکرار کرده است .تا خواسته هاي گفتماني خود را به مخاطب بقبولاند .
“فرهنگ جهاني بايد بتواند به پرسشهاي بنيادين درباره مرگ وزندگي انسانها پاسخ دهد. فرهنگ هايي که توجه خود رابه نيازهاي مادي ودنيوي انسان محدود مي کنند، از پاسخ به نيازهايي که سعادت معنوي وابدي انسانها را تامين کند،غافل مي مانند . چنين فرهنگ هايي در صورتي که بسط وگسترش پيدا مي کنند، انسانيت را با بحران هاي روحي ورواني گرفتار مي سازند”.اين چنين نويسنده در پي اقناع مخاطب براي پذيرش اصول گفتماني خود است.
پ.ارزشهاي بياني :
علائق ايدئولوژيک در ادعاهاي مربوط به صحت يا ادعاهاي مبني بر دانش نهفته است،که به وسيله ي صورت هاي وجهي نشان داده مي شوند. افعال بکار رفته درخلال متن همگي داراي صورت زمان حال غير وجهي هستند .(تقسيم مي کند، خدمت مي گيرد،مي داند ، بکار مي گيرد ، قرار مي دهد ، به دنبال مي آورد ،سخن مي گويد، مي نامد ، گرفتار مي سازد، مي شود ، پيدا مي کند ، فراهم مي سازد و دچار مي شوند).عموميت صورتهاي وجهي مطلق از وجود ديدگاهي شفاف نسبت به جهان حکايت مي کند گويي که معناي مورد نظر خود را به ناظران منتقل مي کند بدون اينکه نيازي به تفسير وبازنمايي باشد.
تفسيروتبيين: در اين قسمت بايد به چهار سوال پاسخ داده شود:
ماجرا چيست ؟در رخداد ارتباطي مذکوردر قالب يک درس گفتمان حاکم که گفتمان اسلام سياسي است درباره ويژگي هاي فرهنگ مطلوب جهاني توضيح مي دهد.چه کساني درگير ماجرا هستند؟دررخداد ارتباطي مذکور در قالب درس دو بافت موقعيتي وجود دارد که دو مشارکت کننده عمده دارد. در يک طرف نويسنده از گفتمان اسلام سياسي به عنوان گوينده ودر طرف ديگر گفتمان غرب به عنوان مخاطب ومتهم قرار دارد . روابط بين آنها چيست؟در اين مرحله، روابط ومناسبات قدرت وفاصله اجتماعي وديگر مواردي که درموقعيت موردنظر تعيين وتثبيت شده اند مطرح مي شود براي مثال گفتمان حاکم در متن ادعاي جهاني بودن گفتمان ليبرال- دموکرات رابه چالش مي کشد وخواستار کنار گذاردن اين فرهنگ به عنوان فرهنگ جهاني است ومي خواهد گفتمان خود به عنوان فرهنگ مطلوب جهاني در جهان کنوني حاکم شود.نقش زبان چيست؟فرکلاف معتقد است که از زبان به صورت ابزاري در جهت تحقق بخشي يک هدف گفتماني يا نهادي گسترده استفاده مي شود . دراينجا از زبان در قالب يک درس براي به چالش کشيدن گفتمان ليبرال دموکرات واستيلاي گفتمان خود به عنوان فرهنگ مطلوب جهاني استفاده شده است.
گفتمان حاکم بر درس گفتمان اسلام سياسي است که با توجه به جهان بيني خود معنايي خاص ازآزادي ارايه مي دهد ودالهاي خاصي را باآن همراه مي کند وبراي معرفي بهتر خود از يک غيريت استفاده مي کند . اين غيريت همان گفتمان غرب است که دالهاي خاصي نيز در اين گفتمان باهم مفصل بندي مي شوند:
جدول4-1 -17:برجسته سازي وحاشيه راني دال هاي همراه آزادي دردرس:فرهنگ جهاني
برجسته سازي گفتمان خودودال هاي مربوطه
حاشيه راني گفتمان غيرودال هاي مربوطه
حقيقت
به حقيقتي قائل نيست درنتيجه نمي تواند معيار وميزاني براي سنجش عقايد وارزشهاي مختلف داشته باشد بنابراين نمي تواند از ارزش ها وعقايد خود دفاع کند
معنويت (پاسخگوي پرسش هاي بنيادين درباره مرگ وزندگي )
توجه خود را به نيازهاي مادي ودنيوي انسان محدود مي کنند
سعادت معنوي وابدي انسان
انسان را با بحرانهاي روحي ورواني گرفتار مي کند
عدالت وقسط آزادي وحريت وآزادي راستين
دو قطبي شدن جهان واستضعاف وبهره کشي ظالمانه
مسئوليت وتعهد
غير مسئول
عقلانيتي که از ارزش ها وجهان بيني کلان دفاع ميکند
نسبيت فرهنگي
همانطوري که در قسمت توصيف مشخص شد گفتمان حاکم بر متن درس دالهاي مربوط به گفتمان خود را تا جايي که مي تواند برجسته مي کند ودر عين حال به حاشيه راني گفتمان غيريت ودالهاي مربوط به آن مي پردازد . اينکار را با ستفاده از ارزش هاي بياني (به بيان ارزش هاي خود از طريق طرحهاي طبقه بندي مي پردازد که تا حدودي نظام هاي ارزشيابي هستند) انجام مي دهد. دالهايي چون معنويت ، حقيقت ، عدالت ، آزادي راستين ، مسئوليت ،جلوگيري از نفوذ وتسلط بيگانگان ، عقلانيت(تعريفي که باتاکيد بر ارزشهاهمراه ) در گفتمان خود باهم مفصل بندي مي کند ودرخلال متن توضحاتي در مورد هرکدامشان مي دهد وتاجاي ممکن به برجسته سازي گفتمان خود مي پردازد وهمچنين همه دالهاي گفتمان غير به حاشيه رانده ميشوند :
4-1-18:حاشيه راني دال هاي گفتمان غير وعبارات تاييدي دردرس:فرهنگ جهاني
دالهاي گفتمان غير
عبارات تاييدي حاشيه راني گفتمان غير
ارزشمندي زندگي اين جهاني
فرهنگهايي که توجه خودرا به نيازهاي مادي ودنيوي انسان محدود مي کندواز پاسخ به نيازهايي که سعادت معنوي وابدي راتامين کند غافل مي مانند
عقلانيت وخرد ورزي
تکثرگرايي
عقلانيتي که از جهان بيني وارزشهاي کلان آن دفاع نمايد فرهنگهايي که از اين نوع عقلانيت محروم باشند،نمي توانند از لايه هاي بنيادين وهويتي خود دفاع کنند،به نسبيت فرهنگي دچار مي شوند
ارزش هاي فردي
آزادي ارزشي است که همواره در کنار ودر دامان ارزشهاي ديگر،معنا مي يابد.اين مفهوم هنگامي که در کنار ارزشهاي ديگر نظير حقيقت،معنويت وعدالت قرار مي گيرد معناي راستين خود را مي يابد
بدين ترتيب دالهايي که باآزادي در گفتمان غرب مفصل بندي مي شوند به حاشيه رانده مي شوند .علاوه برآن دال مرکزي آزادي که همان پرورش همه استعدادهاي دروني انسان است با بي اهميت جلوه دادن زندگي دنيوي (که هدف اصلي پرورش استعدادها ست) به شدت به حاشيه رانده مي شود و اينگونه گفتمان حاکم سعي در فرو ريختن ساختار گفتمان غيريت خود دارد .ساختار شکني ديگر درباره تصويري است که ازآزادي ارائه مي شود آزادي يکي از دالهاي اصلي گفتمان غرب است که درمتن درس ضمن ساختار شکني آن نويسنده سعي مي کند آنرا وارد گفتمان خود کرده وبا معناي جديد ي که به آن مي دهد با ساير دالهاي اصلي خود مفصل بندي کند.
براي اينکه گفتماني استيلاي خود را حفظ کند سعي مي کند تبديل به تصور اجتماعي شود درچنين حالتي گفتمان ادعاي جهانشمولي مي کند به بياني ديگر استيلاي گفتمان خود رانه تنها سبب سعادت قشر يا جامعه اي خاص مي داند بلکه تنها راه سعادت جهاني معرفي مي کند.در متن مذکور نويسنده براي گفتمان خود ويژگي هايي را بر مي شمارد وآنرا به عنوان فرهنگ مطلوب جهاني معرفي مي کند به طوريکه در خلال درس تنها راه رسيدن به سعادت معنوي وابدي انسانها را حاکميت اصول وارزش هايي مي داند که وابسته به گفتمان خود است.”حريت وآزادي:ارزشي است که همواره در کنار ودر دامان ارزشهاي ديگر ،معناي خود را پيدا مي کند؛ زيرا آزادي از يک امر براي رسيدن به امر ي ديگر است. اين مفهوم هنگامي که در کنار ارزشهايي نظير حقيقت ،معنويت وعدالت قرار مي گيرد معناي راستين خود را پيدا مي کند.معنا ي راستين آزادي،آ زادي از قيد وبندهايي است که مانع از رسيدن آدمي به حقيقت ،معنويت وحقوق انساني اش مي شوند وزمينه ظلم بر انسانها را فراهم مي سازند”.منظور از آزادي زماني که از آزاي راستين سخن مي گويد همان آزادي دروني ومعنوي است . اما همانطوري که درقسمت ارزش هاي بياني واژگان عنوان شد نويسنده از حسن تعبير استفاده مي کند ومعنايي خاص به آزادي مي دهد به بياني ديگر در اين درس بر آزادي دروني تاکيد مي شود ودر قسمت آزادي بيروني ضمن حذف آزادي فردي (به حوزه گفتمانگونگي سرازير مي شود) آزادي اجتماعي نيز درکنار ارزش هاي اجتماعي ديگر قرار مي گيرد بطوريکه آزادي اجتماعي حل شده در ارزشهاي ديگر تصور مي شود که به تنهايي فاقد معني وارزش است.
4-2 .تحليل مصاحبه
مورد يک :
مکان:دبيرستان کوثر 23/9/93 جنسيت زن
“آزادي معناي مختلفي داره:آزادي بيان،آزادي پوشش و…هرکدوم هم حدوحدودي دارن.آزادي بيان بايددرمواردي وجود داشته باشه چون اگه يک جوان يانوجوان نتونه به راحتي حرفشوبزنه ونظرشو بيان کنه درمراحل بعدي دچار مشکل ميشه وقدرت بيان خودشو ازدست مي ده.آزادي پوشش نيزبايد درجامعه وجود داشته باشه ولي نه تا اون حد که جايگاه مرد وزن عوض بشه .دراين زمينه خانواده نقش مهمي داره درقدم اول فرزندان از پدر ومادر خودبه عنوان الگو استفاده مي کنند.لباس وپوشش هرفردنشان دهنده شخصيت اون فرد.مسئله ديگه فرهنگ غرب وغرب گراييه .امروزه جوانان تحت تاثير فرهنگ غرب قرار مي گيرن وبجاي اينکه ازپيشرفتهاي آنها درزمينه هاي مختلف الگو برداري کنند ازنوع پوشش آنها الگو برميدارن وازحد وحدود خود خارج ميشن.بنظر من هرچيزي وهرکاري حدوحدودي داره مانبايد پامون روازگليممون درازترکنيم”.
مرحله توصيف
کلمات واجد کدام ارزش هاي تجربي،بياني ورابطه اي هستند؟
الف.ارزش هاي تجربي: آنچه که در نگاه اول دراين متن جلب توجه مي کند استفاده از برخي کلمات وتکرارآنها درخلال متن است:(آزادي بيان،آزادي پوشش،حدوحدود،فرهنگ غرب ،غرب گرايي،پيشرفتهاي آن والگوبرداري)تضاد معنايي : درخلال متن سه گفتمان را مي توان تشخيص داد :گفتمان خودسنتي ،گفتمان حاکم در جامعه وگفتمان غرب که دو گفتمان آخرگفتمان غيرِ گفتمان خود هستند که ارزشهاي متضادي به هر يک از آنها نسبت داده مي شود :
گفتمان خود سنتي گفتمان حاکم بر جامعه گفتمان غرب
آزادي بيان محدوديت آزادي بيان آزادي مطلق
آزادي پوشش عدم آزادي پوشش
ب.ارزش هاي رابطه اي :فرد با بيان اينکه رعايت بعضي حد وحدودها نشان دهنده شخصيت وتربيت خانوادگي ما است مي خواهد رابطه اي همدلانه با خواننده براي پذيرش افکارش ايجاد کند:”در قدم اول فرزندان ازپدر ومادر خود به عنوان الگو استفاده مي کنند….لباس وپوشش هر فرد نشان دهنده شخصيت اوست”.
پ.ارزشهاي بياني:
جدول4-2-1: گفتمان هاي اشاره شده در مورد1
گفتمان خودسنتي
گفتمان حاکم بر جامعه
گفتمان غرب
آزادي بيان
آزادي پوشش
عدم يا محدوديت آزادي بيان
حجاب اجباري
آزادي مطلق
آيا درمتن از استعاره استفاده شده است؟
به اين عبارت توجه کنيد:”نبايد پامون رو از گليممون درازتر کنيم”. نويسنده با

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره مدل رگرسیون، اثرات ثابت، سطح معنادار