پایان نامه درباره حقوق انسان، مودب بودن

دانلود پایان نامه ارشد

تعابير منفي بکار برده مي شوند :
(زندگي دنيايي – هواوهوس، ارزش هاي فردي – خودخواهي ، تکثر – لغزش ، خلاقيت ) بدين گونه اين دالها به حاشيه رانده مي شوند . از طرف ديگر دالهاي گفتمان خود باتعابيرمثبت برجسته مي شوند:(تاکيد بر ارزشهاي جمع گرايانه- به ما قدرت ايثار عطاکن ،رهايي از هواوهوس -ماراازگردبادهواوهوس نجات ده ،رهايي ازاستبدادوهوا وهوس-طاغوت خود پرستي را زيرپاافکنيم،خوشنودي خداوندوتکليف -همه وجود خود راباعشق ورغبت قرباني حق کنيم)
ويژگي هاي دستوري واجد کدام ارزش هاي رابطه اي هستند؟
نويسنده درتمامي جملات متن از ضمير ما استفاده مي کند يعني به طور ضمني براي خود اين اقتدار را قائل است که از طرف خوانندگان سخن راند: “خدايا آنچنان تاروپود وجود ما را به عشق خود عجين کن که دروجودت محو شويم”.
تفسيروتبيين :دراين مرحله ما درصدد پاسخ گويي به چهار سوال اصلي هستيم :ماجرا چيست ؟ ماجراي اصلي در رخداد اتباطي مذکور بنا برادعاي نويسنده به تصوير کشيدن راه رسيدن به رضايت خداوند (دال مرکزي آزادي در گفتمان اسلام سياسي)است.چه کساني درگير ماجرا هستند ؟در وراي اين رخداد ارتباطي دو بافت موقعيتي وجود دارد که دو مشارکت کننده عمده دارد، دريک طرف نويسنده از گفتمان اسلام سياسي ودرطرف ديگر گفتمان غرب به عنوان غيريت اين گفتمان در جايگاه مخاطب ومتهم قرار دارد.روابط ميان آنها چيست ؟در اين مرحله ،روابط ومناسبات قدرت وفاصله اجتماعي وديگر مواردي که در موقعيت مورد نظر تعيين وتثبيت شده اند مطرح مي شوند براي مثال گفتمان حاکم دردرس در پي تثبيت استيلاي گفتمان خود در جامعه است.نقش زبان چيست؟فرکلاف معتقد است اززبان به صورت ابزاري در جهت تحقق بخشي يک هدف گفتماني گسترده استفاده مي شود . دراينجا از زبان درقالب يک درس براي تاييد استيلاي گفتمان حاکم در جامعه استفاده مي شود . به عبارت ديگر باآوردن متني از دکتر چمران خواسته براستيلاي گفتمان خود در جامعه صحه بگذارد.
درخلال متن مفاهيمي خاص با هم مفصل بندي مي شوند اين مفاهيم همان دالهاي گفتمان حاکم هستند که با مفصل بندي باهم جنبه اي خاص ازآزادي رابه تصوير مي کشند وآنرا برجسته مي کنند .(آزادي دروني)علاوه بر آن نويسنده ازگفتمان غيريت استفاده مي کند تاخود را بهتر معرفي کندواينکاررابا حاشيه راني دالهاي آن انجام مي دهد.اين حاشيه راني همانطور که در قسمت توصيف بيان شد ازطريق به تصويرکشيدن دالهاي غيريت با مفاهيمي که در جامعه ضد ارزش محسوب مي شوند انجام مي پذيرد. نويسنده اين دالها را چنان توصيف مي کند که حس انزجار را در مخاطب بر مي انگيزد واو را قانع مي کند که به نفع گفتمان خود ،گفتمان غيريت و دالهاي آنرا با طيب خاطر کنار بگذارد.
جدول 4-1-14: برجسته سازي دال هاي گفتمان خودوحاشيه راني دال هاي گفتمان غير دردرس:مناجات
دالهاي گفتمان خود
دالهاي گفتمان غيريت
تقوا
گرداب خود خواهي
عظمت روح
گردبادهواوهوس
قرباني حق
لغزش
محو شدن
طاغوت
ايثار
خود پرستي
نورايمان،حق وحقيقت
منفعت شخصي
نويسنده براي جلوگيري ازبي قراري گفتمان وهژموني کردن اصول وارزشهاي خود سعي مي کند دالهاي گفتمان خود را تا حد يک تصور اجتماعي بالا برده وتنها راه سعادت نه براي جامعه خود که براي تمام بشريت را حاکم شدن دالهاي گفتمان خود نشان دهد. دراين درس به صورت آشکارومستقيم به آزادي اشاره نکرده است بلکه معناي آزادي دروراي متن نهفته است . به بياني ديگر نويسنده به مفاهيمي اشاره مي کند که دردو گفتمان به همراه آزادي مفصل بندي مي شوند ،مجموعه گزاره هاي درست وغلط که دروراي متن پنهان است ومبتني بردو قطب ما وآنها است ودرحين متن دالهاي گفتمان خود برجسته مي شوند ودالهاي گفتمان غيريت به حاشيه رانده مي شوند.آزادي که درمتن درس به آن اشاره شده آزادي دروني است که درراستاي آن آزادي بيروني معنا مي يابد.يعني آزادي اجتماعي محدود مي شود وتاحد يک وسيله براي رسيدن به ارزشهاي ديگر تنزل پيدا مي کند و مي توان آنرا براي رسيدن به ارزش هاي ديگر فدا کرد. نکته منحصر به فرد اين متن حاشيه راني شديد آزادي فردي است که نويسنده نه تنها آنرا به حاشيه مي راند بلکه درجاهاي مختلف به عنوان يک ضد ارزش با آن برخورد مي شود بنابراين آزادي هاي فردي به حاشيه رانده مي شود ودر حوزه گفتمان گونگي قراردمي گيرد.

تحليل متن 7
کتاب جامعه شناسي (پيش دانشگاهي) درس دوم : فرهنگ جهاني
توصيف :
کلمات واجد کدام ارزش هاي تجربي،رابطه اي وبياني هستند ؟
الف.ارزش هاي تجربي:
آنچه در نگاه اول به چشم مي آيد استفاده نويسنده از برخي کلمات خاص وتکرار افراطي بعضي از آنها است :(فرهنگ مطلوب، حقيقت، معنويت، حريت، مسئوليت، عقايد، پرسشهاي بنيادين درباره مرگ وزندگي نيازهاي مادي ودنيوي انسان،غافل، انسانيت، بحرانهاي روحي ورواني، عدالت وقسط، استضعاف وبهره کشي ظالمانه، حريت وآزادي، معناي راستين، مسئوليت وتعهد، نسبيت فرهنگي ) درمتن مذکورآنچه به لحاظ گفتماني معني دار است اقلام واژگان آن به طور في نفسه است که نشان مي دهد چگونه تفاوت هاي گفتماني بين متون دربازنمايي هاي مختلفي که از جهان ارائه مي دهند ، درواژگان آنها رمزگذاري مي شود.استفاده از اين کلمات وتاکيد برآنها تعلق متن را به گفتمان اسلام سياسي نشان مي دهد در حالي که گفتمان غرب را به عنوان گفتمان غيريت خود بر مي گزيند.
کلمات هم آوا: استفاده ازکلمات هم آوا نيز مي توان معناي خاص داشته باشد .نويسنده در خلال متن به طور يکدست مفاهيم مهم درس را در يک وزن بکار مي برد تا تاثير بيشتري بر خواننده بگذارد: (حقيقت، معنويت، عدالت، حريت، مسئوليت، عقلانيت، سعادت وانسانيت )طرح ديگري که استفاده از آن مي تواند معناي ايدئولوژيک داشته باشد روابط معنايي است که شامل:
هم معنايي ،شمول معنايي وتضاد معنايي است .تضاد معنايي همان ناسازگاري معنايي است به بياني ديگر معناي يک کلمه با معناي کلمه ديگر ناسازگار است :
جدول4-1-15:دال هاي گفتمان غيروخود دردرس:فرهنگ جهاني
دال هاي گفتمان غير
دالهاي گفتمان خود
نيازهاي مادي ودنيوي انسان
نيازهاي ابدي انسان
بحرانهاي روحي ورواني
سعادت معنوي
دوقطبي شدن جهان،استضعاف وبهره کشي
عدالت وقسط
غير مسئول
مسئوليت
فرهنگ بيگانه(سکولار غربي)
فرهنگ اسلامي
نسبيت فرهنگي
جهان بيني وارزش هاي کلان
آزادي
حريت
فرهنگي که به حقيقتي قائل نيست
حقيقت
فرهنگي که عقايد وازشهاي آن ناظر برقوم خاص
فرهنگي که ارزش هاي آن جهان شمول
جهان رابه دومناطق دوگانه مرکز وپيرامون تقسيم مي کند
سعادت همه انسانها را دنبال مي کند
فرهنگ سرمايه داري ،سلطه واستکبار
فرهنگ اسلامي
عقايد وارزشهاي آن فطري نيست
عقايد وارزشهاي آن موافق فطرت انسان
مدينه فاسقه
فرهنگ حق
نويسنده با برگزيدن اين دالها ومعرفي گفتمان خود با آنها دست به برجسته سازي گفتمان خود مي زند واز طرف ديگر با نسبت دادن دالهاي متضاد به گفتمان غير خود سعي درحاشيه راني گفتمان غيريت دارد.
ب. ارزشهاي رابطه اي :
در طول متن نويسنده ويژگي هايي را براي گفتمان خود برمي شمارد که برطبق ارزشيابي عمومي جزء نظام ارزشي محسوب مي شوند وبانسبت دادن ارزشهاي متضاد به گفتمان غيريتِ خود مي خواهد رابطه اي همدلانه با خواننده ايجاد کند وحس اعتماد وهمبستگي آنان رابرانگيزاند تا گفتمان غيريت رابه نفع گفتمان خود کنار بگذارند.
(فرهنگي است که عقايد،ارزشها،هنجارهاي آن درخدمت گروه وقوم خاصي نيست،وسعادت همه انسان ها را دنبال مي کند. اين نوع فرهنگ ازعقايد وآرمان هاي مشترک انساني سخن مي گويد.)
يکي از خصوصيات واژگاني که باارزشهاي رابطه اي سروکاردارند رسمي بودن است درخلال متن نويسنده سعي کرده به طور يکدست از واژگاني رسمي استفاده کند. ( سازمان دهد – بناکند ، برخوردارباشد-داشته باشد،قائل نباشد-اعتقاد نداشته باشد ، استضعاف – ضعيف کردن ، وصول به ادعاي جهاني – دست يابي به ادعاي جهاني ) اين امر بيانگر مودب بودن ،ملاحظه ي مشارکين براي حفظ وجه ي يکديگر واحترام به شان ومقام ديگري ،براي برقراري حس همدلانه جهت پذيرش ادعاهاي نويسنده است.
حسن تعبير:در متن تعريفي ازآزادي ارائه مي شود که بسياري ازجنبه هايش حذف مي شود به بياني ديگر آزادي فردي به حاشيه رانده مي شود وآزادي اجتماعي محدود مي شود ولي نويسنده با صفت راستين دادن به آزادي درصدد توجيه اين کار است :”حريت وآزادي: ارزشي است که همواره درکنارودر دامان ارزش هاي ديگر،معناي خود راپيدا مي کند؛ زيراآزادي همواره،آزادي ازيک امربراي رسيدن به امري ديگر است اين مفهوم هنگامي که درکنار ارزش هايي نظير حقيقت،معنويت وعدالت قرارمي گيرد معناي راستين خود را پيدا مي کند”.نويسنده در اينجا از استراتژي اجتناب استفاده مي کند وبا استفاده ازحسن تعبير کلمه راستين راجايگزين معنوي مي کند.
پ.ارزش هاي بياني :
از نظر فرکلاف تفاوت ميان انواع گفتمانها به لحاظ ارزش هاي بياني کلمات ،به لحاظ ايدئولوژيک معنادار است. گوينده به بيان ارزشيابي خود از طرق طرحهاي طبقه بندي مي پردازد که تا حدوي نظام هاي ارزشيابي هستند. درخلال متن نويسنده دالهاي گفتمان خود را با تعابير مثبت وارزشمند بکار مي برد ودالهاي گفتمان غيريت خود را ضد نظام ارزشيابي به تصوير مي کشد.
جدول4-1-16:برجسته سازي دال هاي گفتمان خودوحاشيه راني دال هاي گفتمان غيردردرس:فرهنگ جهاني
گفتمان غير
گفتمان خود
فرهنگ سرمايه داري کانون ثروت وقدرت را موردتوجه قرار مي دهد.کشورهاي ديگر رادرپيرامون وحاشيه قرار مي دهد.
فرهنگي که عقايد وارزشهاي وهنجارهاي آن درخدمت گروه وقوم خاصي نيست.سعادت همه انسانها رادنبال مي کند.
فرهنگ سلطه ،استکبار
ازعقايد وآرمانهاي مشترک انساني سخن مي گويد
هنجارها ورفتارهاي آن مطابق حق نيست
آرمانها وارزشهاي آن موافق بافطرت آدميان است
مدينه فاسقه
فرهنگ حق
فرهنگي که به حقيقتي قائل نيست پس نمي تواند ازحقانيت ارزش هاي خود دفاع کند
حقيقت
فرهنگي که توجه خود رابه نيازهاي مادي ودنيوي انسان محدود مي کندوازپاسخ به نيازهايي که سعادت معنوي وابدي انسان را تامين کند غافل است.
به پرسشهاي بنيادين درباره مرگ وزندگي پاسخ مي دهد
انسان را به بحرانهاي روحي ورواني گرفتار مي سازد
مانع پايمال شدن حقوق انسانها،دوقطبي شدن جهان واستضعاف وبهره کشي ظالمانه برخي ازبرخي ديگرمي شود
رويکرد غير مسئولانه
رويکردمسئولانه
باازبين بردن قدرت مقاومت يک فرهنگ،زمينه نفوذ وتسلط فرهنگ بيگانگان را فراهم مي سازد
تعهد
نسبيت فرهنگي
عقلانيتي که ازجهان بيني وارزش هاي کلان دفاع مي کند
دراين متن به مجموعه اي از گزاره هاي درست وغلط که دروراي متن پنهان است ومبتي بر دو قطب ما وآنها شکل گرفته اند اشاره مي کند. البته نويسنده دالهاي ذکر شده درجدول به صورت مستقيم به گفتمان خود وغيريت نسبت نمي دهداما بادقت در آن مي توان فهميد که هدف ازبيان اين عبارات برجسته سازي گفتمان خود وحاشيه راني گفتمان غير است .علاوه بر آن باتوجه به سوالي که درقسمت تحقيق کنيد مطرح مي سازد به طور مستقيم هدف خود را آشکار مي سازد:” درباره معناي ارزش آزادي در فرهنگ اسلامي وفرهنگ سکولار غربي تحقيق کنيد. به نظر شما کدام با فطرت وعقل سازگاري بيشتري دارد”؟نويسنده به بيان ارزشهاي خود ازطريق طرحهاي طبقه بندي مي پردازد که تا حدودي نظام هاي ارزشيابي هستند وطرحهاي به لحاظ ايدئولوژيک متضادي رابه گفتمان غيريت خود نسبت مي دهد تا دانش آموزان راقانع کند که گفتمان خود ظرفيت استيلاي جهاني ونشان دادن راه سعادت به تمام جهانيان را داراست درعوض گفتمان غيريت دچار انواع ضعف هاي بنيادين ،عقلاني ومعنوي است که به هيچ عنوان شايستگي استيلاي جهاني

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره آزادي، بياني، غير Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره ارزش افزوده، صاحبان سهام، حقوق صاحبان سهام