پایان نامه درباره حالات ذهنی، امام سجاد، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

خواهران و كادر درماني و پزشكي در بيمارستانها و پرستاري از مجروحان و مراقبتهاي ويژه و تهيه اقلام دارويي.
6- ايجاد ستادهاي جمع آوري كمك هاي مردمي در مساجد ، مدارس و محلات ، كارخانجات ،‌ ادارات دانشگاهها و بسته بندي و ارسال انواع نيازمنديهاي عمومي و فصلي و منطقه اي رزمندگان جبهه ها.
7- حضور در عرصه هاي فرهنگي و تبليغ و تجليل و تكريم مقام شهيدان و عيادت مجروحان و سركشي به خانواده هاي شاهد ، اسرا و رزمندگان و مقابله با شايعات و عوامل تخريب روحيه ، مقابله با منافقان و ضد انقلابيون و شركت يكپارچه در تشييع پيكر شهيدان ،‌ مجالس و محافل بزرگ‌داشت ياد و خاطرة آنان.
8- راه اندازي كاروانهاي خانواده شهدا و خواهران براي حضور در جبهه ها و خطوط عقبة رزمندگان و توزيع هدايا، ايراد سخنراني و كاروانهاي زيارتي براي تقويت روحيه.
9- حضور فعال نظامي در بسيج و گذراندن آموزشهاي نظامي و انجام نگهباني و مراقبت و گشت داخل شهر و دست‌گيري عوامل منافق و ستون پنجم.
10- جمع آوري كمكهاي نقدي و كمك مستقيم براي خريد تجهيزات نظامي مورد نياز.
11- صبر و بردباري در مقابل شهادت ، مجروحيت و اسارت عزيزان و تحمل دوري آنان به دليل حضور چندساله در جبهه ها و تقبل سهم تربيت مردان در قبال فرزندان.
12- تشويق و ترغيب مردان به پيوستن به صف رزمندگان و اعزام به جبهه ها.
در مجموع آنكه روند تحولات اجتماعي و سياسي بعد از انقلاب اسلامي ايران و زمان جنگ تحميلي و دفاع مقدس حاكي از آن است كه جريانهاي سياسي- اجتماعي كشور زمينه هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي مساعدي را براي افزايش مشاركت سياسي زنان در جامعه به صورت فعالانه و داوطلبانه فراهم كرد. في الواقع زنان در شرايط جنگ تحميلي و دفاع مقدس دوشادوش مردان به صورت فعالانه شركت مي كردند و نقش مؤثر و مفيدي در پيروزيها داشتند(بشیریه،1385).
د)دوران كنوني
اما آيا بعد از جنگ تحميلي و در زمان كنوني ، باز هم زنان نقشي فعال در عرصة سياسي داشته و مشاركت سياسي دارند؟ و در شرايط موجود آگاهي سياسي آنها تا چه حد است؟
علي رغم آنكه مطابق قوانين كشور ،‌ براي فعاليت زنان منع و محدوديتي وجود ندارد ، اما در زمان حاضر ، حضور بانوان در صحنه هاي سياسي كمتر مشاهده مي شود و اغلب فعاليتهاي سياسي به مردان اختصاص يافته و مباحث سياسي در بين مردان بيشتر مطرح است. حتي با وجود طرح مباحثي چون توسعة سياسي و دعوت به مشاركت سياسي براي تمام اقشار جامعه ،‌ باز مشاهده مي شود كه زنان كمتر خود را درگير مسائل سياسي مي كنند و در مقايسه با ساير جنبه هاي زندگي اجتماعي ، در اين مورد علاقه و توجه چنداني نشان نمي دهند. در تحقيقي با عنوان سنجش گرايش دانشجويان دختر نسبت به مشاركت سياسي ، ميزان گرايش آنها سنجيده شده است. اين تحقيق نشان مي دهد كه در دوران كنوني ، گرايش زنان حتي در قشر تحصيل كرده و دانشجو كه فعال ترين قشر جامعه در بعد سياسي محسوب مي شوند و بايد در مورد مسائل سياسي ، حساسيت بيشتري نسبت به ديگران داشته باشند ، در سطح نسبتاً پاييني قرار دارد.
مرور تاريخ ايران و وضعيت و نحوة مشاركت سياسي زنان در دورانهاي مختلف تاريخ و مقايسه ميان ميزان و نحوة مشاركت زنان در مقاطع زماني مختلف ، اين سؤال را به وجود مي آورد كه چرا در هر برهه اي از زمان ، زنان نسبت به سياست و مشاركت در فعاليتها و امور سياسي جامعة خويش به اشكال مختلف و گاه متضاد ،‌ عكس العمل نشان ميدهند؟
اين امر مي تواند از عوامل متعدد ناشي شود كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
از يك ديدگاه مشاركت سياسي زنان ناشي از نقش و كاركرد و تأثيري است كه مشاركت آنها در تصميم گيريها و تحولات سياسي جامعه به جا مي گذارد ،‌ چنانچه براي مشاركت زنان در مسائل سياسي جامعه ، كاركردي تصور نشود يا اين كاركرد در حد بسيار پاييني قرار گيرد ، زنان نسبت به مسائل سياسي بي تفاوت شده و ميزان مشاركت سياسي آنان تنزل خواهد كرد. تمايل زنان به مشاركت سياسي تابع عواملي نظير «احساس بي قدرتي» در زنان و تحليل آنان از «فايده مشاركت» است. چنانچه در نظر آنان هزينه هاي مشاركت سياسي بيش از فوايد آن باشد ، كمتر به مشاركت سياسي روي مي آورند. (بشیریه،1385).
ساختارهاي گوناگون حاكم بر جامعه نيز از علل ديگري است كه بر نحوه و ميزان مشاركت سياسي زنان مؤثر است. مشاركت سياسي زنان در هر جامعه اي در چارچوب ساخت اجتماعي و سياسي آن جامعه معنا خواهد يافت. مطابق با اين ديدگاه مشاركت سياسي زنان در ارتباط با ساختهاي جامعه و روابط پايدار آن شكل مي گيرد و تحت تأثير نظامهاي اجتماعي ، اقتصادي و سياسي و تغييرات اجتماعي است. ساختارهاي متفاوت اجتماعي ، سياسي و اقتصادي ، سبب تفاوت مشاركت سياسي زنان در جوامع مختلف و مقاطع زماني متفاوت مي شود. جريانهاي سياسي – اجتماعي كشور – در آغاز انقلاب اسلامي و در هنگام جنگ تحميلي عراق عليه ايران –فعاليتهاي سياسي و اجتماعي مساعدي براي افزايش نقش زنان در فعاليتهاي سياسي و مشاركت آنها در اين عرصه فراهم كرد. اما در زمان حاضر ، زنان نتوانسته اند در ميدان سياست جايگاه واقعي خود را پيدا كنند.
بيگانگي سياسي زنان نسبت به مسائل و رويدادهاي سياسي در اين مقطع زماني ،‌ از ديگر عوامل مؤثر بر كاهش مشاركت سياسي آنهاست. بيگانگي سياسي كه با متغيرها و شاخصهايي مثل بي قدرتي ،‌ انزوا ،‌ ميزان اطلاعات و آگاهي از مسائل سياسي و … سنجيده مي شود ، در ميان زنان نسل جديد در خور تأمل است.
برخي ديگر از علل مؤثر بر ميزان و نحوة شركت زنان در فعاليتهاي سياسي عبارتند از : بي ثباتيهاي شديد سياسي و اجتماعي ؛‌ نارضايتي از اوضاع سياسي حاكم بر جامعه و تشتت آرا ؛‌ تغييرات فرهنگي و فقدان بستر فرهنگي مناسب براي ارتقاي شعور ،‌ بينش و آگاهي سياسي زنان ؛ ناهماهنگي ،‌ و نبود صداقت در قول و فعل مسئولان (هرگاه نظر مسئولان با رفتار آنان مغاير باشد ، بي ترديد بر نگرش و عمل‌كرد اعضاي جامعه تأثير منفي خواهد داشت ؛ و باعث بي اعتمادي و خودناباوري در ميان زنان ؛‌ ناامني و … است) (بشیریه،1385).
آگاهی
هر کسی روزانه تجربه‌های آگاهانه فراوانی دارد. برای نمونه، آگاهی از گل قرمزی که در باغچه ی حیاط است؛ یا صدای هواپیمایی که در آسمان در حال پرواز است؛ یا مزه ی شکلاتی که روی زبان فرد است و … نمونه ی نخست از سنخ تجربه آگاهانه دیداری، دومی شنیداری و سومی چشایی بود. هر یک از این تجربه‌های آگاهانه «خصیصه پدیداری»6 دارند به این معنی که کیفیت7 خاصی برای تجربهی آنها وجود دارد.
مسأله تبیینی آگاهی
مسائل مختلفی درباره آگاهی وجود دارد: (الف) مسئلهی توصیفی که به مفهوم آگاهی مربوط است (ب) مسئله کارکردی یعنی اینکه چرا آگاهی وجود دارد و چه نقشی در سایر حالات ذهنی یا رفتارهای ما ایفا می‌کند،(ج) مسئله تبیینی آگاهی: آگاهی چه جایگاهی در طبیعت دارد؟ آیا آگاهی یک ویژگی بنیادین است که مستقل از هر چیز دیگر و در عرض سایر امور طبیعی وجود دارد یا وابسته به سایر امور ناآگاه (فیزیکی، زیستی، عصبی یا محاسباتی) است؟ در صورت دوم، یک امر ناآگاه چگونه می‌تواند آگاهی را به وجود آورد؟ گزینه اول دوگانه‌انگاری است که بیشتر فیلسوفان از آن اجتناب می‌کنند، هرچند تقریر حداقلی آن (یعنی دوگانگی ویژگی‌ها نه دوگانه‌انگاری جوهری) در حال حاضر طرفدارانی دارد.

موضع اسلام در آگاهی‌بخشی
در اسلام و بخصوص در حوزه مسائل خانواده، ضمن تاکید بر حقوق اعضا، حق و تکلیف به واسطه اخلاق و آموزه‌های اخلاقی تلطیف شده است تا کانون خانواده تعادل خود را حفظ نماید. بعنوان مثال اگرچه از نظر حقوقی در اسلام انجام کار و فعالیتهای منزل وظیفه زن نیست اما یک فضیلت اخلاقی محسوب می‌شود. پرداختن به مسائل حقوقی و صرفنظر کردن از مسائل اخلاقی خانواده بنیانهای آن را متزلزل می‌کند.
آنچه یک خانواده را به پایه‌های استوار، مستحکم می‌نماید نه تنها حقوق متقابل ایشان، بلکه آمیخته شدن این حقوق با اخلاق است. در سالهای اخیر آشنایی هر یک از زوجین و به خصوص زنان از طریق رسانه‌های مختلف از جمله اینترنت با حقوق خود باعث شده تا هر یک ضمن نادیده گرفتن تکالیف خود مدام در حال مطالبه حقوق خود از یکدیگر باشند. این در حالیست که الگوی آموزش حق و تکلیف در اسلام، در تمام زمینه‌ها و بالاخص در زمینه آموزش حقوق اعضای خانواده بر الگوی رساله الحقوق امام سجاد (ع) منطبق است. در این کتاب امام سجاد (ع) حق زن را به شوهر، حق شوهر را به زن، حق شاگرد را به استاد، حق استاد را به شاگرد و… آموزش می‌دهند؛ به گونه‌ای که افراد نسبت به هم احساس بدهکاری داشنه باشند نه احساس طلبکاری. طی این آموزش اعضای خانواده مدام در پی ادای تکالیف خود نسبت به یکدیگر می‌باشند.بنابراین لازم است در کنار آموزشهای حقوقی اعضای خانواده، اخلاق نیز مد نظر قرار گیرد. آموزه‌های حقوقی معمولاً در زمان جدایی و فروپاشی روابط خانوادگی مورد استفاده قرار می‌گیرد در حالیکه آموزه‌های اخلاقی در راستای انسجام و استحکام بنیان خانواده قدم برمی‌دارد. بنابراین باید بر آموزه‌های اخلاقی تاکید بیشتری گردد.
مشکلات آسان و دشوار
دیوید چالمرز برای نخستین بار میان مشکلات آسان و دشوار آگاهی تفکیک قایل شد او در مقاله «رویارویی با مسئله آگاهی» چالمرث،1955) درصدد است تا دشوارترین بخش از مسئله آگاهی را بیابد؛ برخی از مسائل آگاهی یا با پیشرفت‌های اخیر علمی حل شده‌اند یا دست‌کم در مقام نظر مانعی برای حل‌شان وجود ندارد. معیار کلی برای تشخیص مسائل آسان و دشوار این است: مسائل آسان مسائلی هستند که به راحتی با روش‌های رایج علوم شناختی (مانند تبیین محاسباتی یا عصب‌شناختی) قابل حل‌اند، اما مسئلهی دشوار مسئله‌ای است که ظاهراً در برابر این روش‌های مرسوم مقاومت می‌کند. چالمرز پدیده‌های زیر را در زمرهی مسائل آسان آگاهی به حساب می‌آورد:
1. توانایی تشخیص، طبقه‌بندی و واکنش به محرک‌های محیطی
2. دسترسی یک دستگاه شناختی به اطلاعات
3. گزارش‌پذیری حالات ذهنی
4. توانایی یک دستگاه برای دسترسی به حالات درونی خودش
5. متمرکز کردن توجه
6. کنترل هشیارانه رفتار
7. تفاوت میان خواب و بیداری
همه این پدیده‌ها با مفهوم آگاهی مرتبط‌اند؛ گاهی یک حالت ذهنی را به این خاطر آگاه می‌نامیم که دسترسی درونی به آن ممکن است یا می‌توانیم از آن گزارش دهیم. گاهی به این دلیل که یک دستگاه می‌تواند بر اطلاعات دریافتی از محیط واکنشی از خود نشان دهد یا به آن اطلاعات توجه کند یا از آن اطلاعات برای کنترل رفتار استفاده کند، آن دستگاه را آگاه می‌دانیم و گاهی یک موجود را در حال بیداری آگاه می‌نامیم. پس آگاهی با همه این مفاهیم مرتبط است.
با وجود این، درباره تبیین علمی این پدیده‌ها مشکلی وجود ندارد؛ همه آنها را می‌توان به صورت محاسباتی یا عصب‌شناختی تبیین کرد؛ برای مثال، برای تبیین گزارش‌پذیری حالات ذهنی همین اندازه کافی است که سازوکار دریافت اطلاعات مربوط به حالات درونی و عرضه آن برای گزارش زبانی را مشخص کنیم یا برای تبیین خواب و بیداری، تبیین عصب ـ فیزیولوژیک از فرایندی که منشأ رفتارهای متقابل اندام‌واره در این دو حالت است، کفایت می‌کند.
اگر آگاهی فقط همین پدیده‌ها بود، هیچ مشکلی در تبیین آن نداشتیم؛ درست است که در حال حاضر تبیین کاملی از این پدیده‌ها نداریم و شاید تبیین تفصیلی برخی از آنها یکی دو قرن طول بکشد، اما می‌دانیم که چگونه باید آنها را تبیین کنیم. به همین خاطر این مسائل را «مسائل آسان» می‌نامیم.
چالمرز مشکل واقعاً دشوار آگاهی را مشکل «تجربه» می‌نامد. به نظر او، وقتی فکر یا ادراک می‌کنیم، اطلاعاتی در ما پردازش می‌شوند، اما فکر یا ادراک به همین مقدار محدود نیست، بلکه علاوه بر آن، از یک جنبه سابجکتیو هم برخوردار است؛ به تعبیر نیگ(نگل ،1977) کیفیت خاصی برای آگاه بودن وجود دارد. این جنبه سابجکتیو یا کیفی همان تجربه‌است؛ همان چیزی که احساس می‌شود مانند رنگی که از شیء در تجربه بصری احساس می‌کنیم، بویی که از شیء در تجربه بویایی احساس می‌کنیم و همین‌طور. این احساسات بسیار متفاوت‌اند؛

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره دفاع مقدس، رفتار سیاسی، دوران دفاع مقدس Next Entries پایان نامه درباره مشارکت سیاسی، حاکمیت سیاسی، قدرت سیاسی