پایان نامه درباره تنظیم هیجان، اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

د دارد (همان منبع قبلی).
فاجعه سازی: اشاره به تکرار مداوم افکاری دربارهی این دارد که چطور رویدادی وحشتناک میشود (همان منبع قبلی).
ملامت دیگران: اشاره به افکاری دارد که فرد دیگران را مسئول اینکه چه چیزی برایش اتفاق افتاده است، میکند (همان منبع قبلی).
تعریف عملیاتی: نمرهی حاصل از اجرای پرسشنامهی نظم جویی شناختی هیجان (CERQ)8 (گارنفسکی و کرایج، 2007).
حافظهی فعال:
تعریف نظری: یک سامانهی ذهنی است که وظیفهی اندوزش و پردازش موقتی اطلاعات را به طور همزمان انجام میدهد (بدلی و همکاران، 1986، به نقل از اسد زاده، 1388).
تعریف عملیاتی: نمرات فراخنای فضایی و توالی عدد-حرف که با استفاده از نمایهی حافظهی فعال (WMI)9، اندازه گیری میشوند (وکسلر3، 1997).
توجه متمرکز برخود:
تعریف نظری: آگاهی از اطلاعات درونی که در تضاد با اطلاعات بیرونی هستند (اینگرام، 1990).
تعریف عملیاتی: نمرهی حاصل از اجرای زیر مقیاس توجه متمرکز بر خود در پرسشنامهی کانون توجه (FAQ)4 (وودی5، چامبلس6 و گلاس7، 1997).
توجه مداوم:
تعریف نظری: توانایی حفظ توجه بر محرکی ویژه (که دارای درجهی بالایی است) در سرتاسر یک دوره ی زمانی (کول8، 1988).
تعریف عملیاتی نمرهی حاصل از اجرای آزمون عملکرد مداوم (CPT)9 که با استفاده از نرم افزار رایانهای تهیه شده است (هادیانفرد و همکاران، 1379).

فصل دوم: مباني نظري و پیشینه پژوهش

2-1. مقدمه
هیجانها با رغبت بسیاری در شروع حوزهای از روانشناسی شامل اشخاص برجستهای مانند جیمز، فروید و داروین مطالعه شدهاند (گراس، 1998). یکی از دلایل این توجه، کارکرد اجتماعی و ارتباطی هیجان (اکمن، 1993) است. مطابق با این شواهد که بزرگسالان مبتلا به لکنت، اضطراب، شرمندگی و اجتناب از موقعیتهای اجتماعی را بهطور فراوانی تجربه میکنند (ال وراچ و راپی، 2013) و طبق یافتهی دنیس (2007)، مبنی بر اینکه اضطراب با راهبردهای ناسازگار نظم جویی شناختی هیجان همبستگی مثبت دارد، انتظار میرود، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت که اضطراب و استرس بیشتری نسبت به افراد عادی تجربه میکنند (ال وراچ و همکاران، 2009؛ بلود، ورتز، بنت و سیمپسون، 1997)، نسبت به افراد عادی و افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی متفاوت باشد. از طرفی کیمبرل (2008، به نقل از محمدی، 1392) در مدلی که از اختلال اضطراب اجتماعی ارائه میکند، از علل اجتناب و اضطراب اجتماعی را تفاوت افراد در پردازش اطلاعات میداند و عوامل شناختی دخیل از قبیل توجه و حافظه که نقش مهمی در پردازش اطلاعات دارند را مطرح میکند. در این میان کلارک و ولس (1995) توجه متمرکز برخود مفرط را بهعنوان اصلیترین عامل نقصهای عملکردی اضطراب اجتماعی مطرح میکنند (به نقل از محمدی، 1392). بنابراین مناسب به نظر میرسد که بزرگسالان مبتلا به لکنت علاوه بر راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، از نظر توجه و حافظه نیز، با افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی و افراد عادی مقایسه شوند. این ایده با فرض داماسیو (1999) نیز، مبنی بر نقش هیجان در هدایت شناخت از جمله در پردازشهای زبانی و گفتاری (کندل، شوارتز و جسل، 2000)، مطابق میباشد.
۲-2. مفهوم واکنش هیجانی و تنظیم هیجان
برای فهم تنظیم هیجان نیاز است دریابیم چه چیزی تنظیم میشود، بنابرین به بررسی مفهوم واکنش هیجانی میپردازیم.
واکنش هیجانی اشاره به برانگیختگی رفتار، غدد درونریز، پاسخ دهی سیستم عصبی مرکزی و خودکار به تغییرات در محیط دارد که برای اهداف و سلامتی فرد اهمیت دارد (تامپسون، 1994: صص27). بهعبارت دیگر واکنش هیجانی اشاره دارد به شدت و آستانهی پاسخدهی هیجانی منفی و مثبت که افراد گرایش دارند، تجربه کنند (آیزنبرگ و فابس10، 1992، به نقل از آرنولد2، 2011). آرنولد و همکاران (2011) میگویند “برای مثال کودکی با سطوح بالای واکنش هیجانی به احتمال بیشتری سطوح شدیدی از هیجان منفی را هنگام تعارض با دوستش (فابس و همکاران، 1999) و سطوح شدیدی از هیجان مثبت را هنگام بازی با دوستش تجربه میکند (دری بری3 و رید4، 2003)، یا اینکه هر دو را تجربه میکند.”
گراس و تامپسون (2007) میگویند”دیدگاههای کارکردگرایی معاصر، بر نقشهای مهم هیجان تاکید دارند؛ بهطوریکه هیجانها پاسخهای رفتاری را آماده میکنند، تصمیم گیری را موجب میشوند، باعث بهبود حافظه برای رویدادهای مهم میشوند و تعاملات بین فردی را تسهیل میکنند. درواقع هیجانها همانطور که آسیبزا هستند، میتوانند کمک کننده باشند. از طرفی پاسخهای هیجانی نامتناسب بر چندین شکل از آسیبشناسی روانی (کامپبل اسکیل11 و بارلو؛ هینشو2؛ لینهان3؛ شر4 و گریکین5) و مشکلات اجتماعی (ورانیک6، بارت7 و سالوی8؛ آیزنبرگ، هوفر9 و واگهان10؛ شاور11 و میکولینسر12) دلالت دارند و بهوضوح مقدار زیادی به توانایی ما در تنظیم موفق هیجانها مربوط میشوند.”
گراس و تامپسون (2007) میگویند “تحقیقات عصر حاضر دربارهی تنظیم هیجان در مطالعهی مکانیسمهای دفاعی (فروید13، 1926/1959)، استرس روانشناختی و کنارآمدن (لازاروس14، 1966)، نظریهی دلبستگی (بالبی15، 1969) و البته نظریهی هیجان ( فریدجا16، 1986) ریشه دارد. تنظیم هیجان ابتدا به عنوان ساختاری متمایز در ادبیات استفاده شد (کامپوس17 و بارت، 1989؛ تامپسون، 1990 و 1991) و سپس متعاقبا در ادبیات بزرگسالان استفاده شد (ایزارد18، 1990؛ گراس و لوینسون19، 1993). باوجود نگرانیهای فراوان دربارهی همپوشیها، امروزه کمبود حیرت آوری دربارهی ادبیات بزرگسالان دربارهی تنظیم هیجان وجود دارد.”
طبق نظر تامپسون (1994)، تنظیم هیجان یک ساختاری از فرآیند درونی و بیرونی مسئول نظارت، ارزیابی و تغییر واکنشهای هیجانی است.
گراس و تامپسون (2007) بیان میکنند که “فرایندهای تنظیم هیجان ممکن است خودکار یا کنترل شده، هشیار یا ناهشیار باشند. از آنجاییکه هیجان فرایندی چند عنصری است که در طول زمان آشکار میشود، تنظیم هیجان شامل تغییراتی در پویاییهای هیجان میشود (تامپسون، 1990) یا شامل تغییراتی در دورهی نهفتگی، مقدار و طول مدت هیجان میشود و پاسخهایی را در رفتار، تجربه یا جنبههای فیزیولوژیکی تعدیل میکند. تنظیم هیجان بسته به اهداف فرد، میتواند هیجان را تعدیل، تشدید یا حفظ کند. همچنین تنظیم هیجان میتواند هنگامی که هیجان آشکار میشود، درجهی به هم پیوستگی عناصر پاسخ هیجانی را تغییر دهد، مانند زمانیکه در غیاب رفتار چهرهای، تغییرات زیادی در تجربهی هیجانی و پاسخدهی فیزیولوژیکی اتفاق میافتد.”
گراس و تامپسون (2007) ادامه میدهند که “هنوز یک مسئلهی حل نشده این است که تنظیم هیجان به فرایندهای درونی اشاره دارد یا به فرایندهای بیرونی یا هردو. بهطور کلی محققان در ادبیات بزرگسالان به فرایندهای درونی تمرکز کردهاند (گراس، 1998). در مقابل محققان در ادبیات رشدی، بیشتر بر فرایندهای بیرونی تمرکز کردهاند، شاید به این دلیل که فرایندهای بیرونی در نوزادی و اوایل کودکی بسیار برجسته است ( کول و همکاران، 2004).”
مدل هنجاری هیجان، چهارچوبی مفهومی را برای سازماندهی انواع تنظیم هیجان پیشنهاد میدهد (گراس و تامپسون، 2007: صص14).
گراس و تامپسون میگویند (2007) “این چهارچوب، پنج خانواده از فرایندهای تنظیم هیجان را شامل انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، رشد توجه، تغییر شناخت و تعدیل پاسخ، معرفی میکند (گراس، 1998). دراین میان تغییر شناختی اشاره دارد به اینکه چطور ارزیابی یک موقعیت، اهمیت هیجانی آن را تغییر میدهد و اینکه چطور فکر کردن دربارهی یک موقعیت، تقاضاهای مربوط به آن را مدیریت میکند.” بهعبارتی مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه ی شناختی دستکاری ورود اطلاعات فراخوانندهی هیجان دارد (تامپسون،1991؛ اوکسنر12، 2005).
در نهایت اینکه، فرایند تنظیم هیجان بهعنوان شکلی متمایز از فرایند تولید هیجان مفهوم سازی شده است (کول، 2004؛ گراس و تامپسون، 2007؛ روتنبرگ و گراس، 2003، به نقل از آلدائو، نولن هوکسما2 و شیزر3، 2010). گرچه تمایز بین این دو فرایند هنوز بهصورت شک باقی مانده است (کامپوس4، فرانکل5 و کامراس6، 2004، به نقل از آلدائو، نولن هوکسما و شیزر، 2010).
۲-3. واکنش هیجانی و تنظیم هیجان در اختلال اضطراب اجتماعی
اختلال اضطراب اجتماعی بهوسیلهی سطوح شدید اضطراب در دامنهی گستردهای از موقعیتهای اجتماعی توصیف میشود (استین7، 2008). این موضوع اشاره دارد بر سطوح برجستهی اضطراب که ممکن است منجر به تنظیم هیجان نامؤثر شود (هافمن، 2004).
گلدین و همکاران (2009) میگویند “مدلهای اختلال اضطراب اجتماعی (هیمبرگ، 1997؛ کلارک، 2002) نقش واکنش بالای هیجانی را برجسته کردهاند که عقیده بر این است ارزیابیهای انحرافی از موقعیتهای اجتماعی را بوجود میآورد. این ارزیابیهای ناسازگار، نشانههای اجتماعی بی ضرر را به تهدیدهای بین فردی تغییر میدهد و منجر به تفسیرهای نادرست از خود (مثلا بیکفایتی اجتماعی) و دیگران (مثل قضاوتهای انتقادی) میشود و باعث زنجیرهای از رفتارهای محافظت کننده، نگرانیهای جسمی و واکنش هیجانی منفی است.”
گلدین و همکاران (2009) ادامه میدهند که”عقیده بر این است، ویژگی کلیدی دیگر اختلال اضطراب اجتماعی، شکست در تنظیم هیجان باشد (هرمن، 2004؛ هافمن،2004). تنظیم هیجانی موثر میتواند واکنشهای هیجانی به موقعیتهای استرسزا و برانگیزانندهی اضطراب را کاهش دهد (گراس،2002 و 2007). برعکس، دشواری در تنظیم هیجان فرض شده است که مکانیسم اصلی اختلالات اضطرابی و خلقی است (کامپبل-سیلس، 2007) و بنابرین بسیاری از درمانهای بالینی بر بهبود استفاده از تنظیم هیجان برای تعدیل واکنش هیجانی تمرکز دارند.”
۲-4. واکنش هیجانی و تنظیم هیجان در لکنت
ال وراچ و راپی (2013)، لکنت را بهعنوان اختلال گفتاری توصیف میکنند که بهوسیلهی توقفهای بیاختیار در گفتار، مانع توانایی برای ارتباط موثر میشود. البته هیتمن (2004)، تعریف لکنت را شامل سه جنبه میداند: زبان بیانی (پروس، 1987؛ روستین13، 1987؛ وان ریپر2، 1982؛ به نقل از هیتمن3، 2004)، عملکردهای هیجانی (بلوداستین، 1958 و 1987؛ مورفی و فیتزیمونس4، 1960؛ شیهان5،1970؛ به نقل از هیتمن، 2004) و مهارتهای ارتباطی (بلوداستین6، 1958؛ به نقل از هیتمن، 2004).
در مدل ارتباطی-هیجانی لکنت که کنتر و همکاران (2006)، ارائه میکنند، تداوم مشکل لکنت براساس سطوح واکنش هیجانی و تنظیم هیجان فرد پیش بینی شده است. در واقع در این مدل تفاوتهای واکنش هیجانی و تنظیم آن، بین افراد مبتلا به لکنت و بدون لکنت پیشبینی میشود و شیوهای که فرد بهطور هیجانی به رفتار لکنتاش واکنش نشان میدهد و مقداری که میتواند آن واکنش را تنظیم کند، بر شدت و مزمن شدن لکنت تاثیر میگذارد (کنتر و همکاران، 2006). بنابرین لکنت مزمن اغلب با واکنشهای هیجانی منفی به مشکلات روان صحبت کردن در بافتهای اجتماعی مرتبط است (کرایج و ترن، 2006، به نقل از کرایج و ترن، 2014). واکنشها شامل اضطراب و ناکامی مرتبط با شرمندگی مورد انتظار و تحقیر هنگام صحبت کردن، احتمالا منجر به انگیزهی پایین و نتیجتا اجتناب از موقعیتهایی میشود که در آنجا با نگرانی، مشکلات را پیشبینی میکنند (بلوداستین، 2008؛ ترن، 2011، به نقل از کرایج و ترن، 2014).
نتورو، کنتر و والدن14 (2013) میگویند “برخی مطالعات تجربی دربارهی هیجانها و لکنت (آندرسون، 2003؛ لویس2 و گلدبرگ3، 1997) بر متغیرهای نسبتا ثابت/غیرموقعیتی رشد هیجان (مانند خلق) تمرکز دارند و در مقابل دیگران (کاراس و همکاران، 2006؛ والدن و همکاران، 2012)، بیشتر عناصر موقعیتی/متغیر عملکرد هیجانی (مانند واکنش هیجانی و تنظیم هیجان) را میسنجند.”
ازراتی-ویناکور4 و لوین5 (2004) میگویند “مطالعات تجربی دربارهی اضطراب و لکنت اغلب از یک رابطهی مثبت حمایت کردهاند (بلود و همکاران، 1994؛ کرایج، 1990؛ فیتزگرالد6 و همکاران، 1992؛ فولی7 و کوپر8، 1978؛ کرایمات و همکاران، 1988 و 2002؛ ماهر9 و توروسین10، 1999؛ میلر11 و واتسون12؛ 1992). هر چند مطالعاتی در یافتن اینکه افراد مبتلا به لکنت مضطربتر از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، نظم جویی Next Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، نظم جویی