پایان نامه درباره تجربه عینی، سبک های یادگیری، مفهوم سازی، بازاریابی

دانلود پایان نامه ارشد

از جهات منطقی درست باشند ادغام نماید و بتواند از این نظریه ها برای تصمیم گیری و حل کردن مسائل استفاده کند (نقل از سیف،1385، ص176).
کلب (1985) مراحل چهارگانه چرخه یادگیری را به این گونه شرح داده است (نقل از شمس اسفند آباد،1384) :
تجربه عینی. در این مرحله فرد بیشتر بر احساسات درونی و توانایی های خود متکی است تا بر یک رویکرد نظامدار نسبت به حل مساله و موقعیت ها. وی در این مرحله به احساسات خود اعتماد کرده و قادر نیست ذهنی باز و انعطاف پذیر داشته باشد. در این مرحله افراد از طریق احساس، ارتباط با دیگران و تجربه‌های خاص یاد می گیرند و نسبت به احساس خود و دیگران حساس هستند.
مشاهده تأملی. در این مرحله فرد بیشتر اندیشه ها و موقعیت ها را از دیدگاه های متفاوت درک می کند. وی در این مرحله به عینیت، حوصله و قضاوت دقیق متکی است ولی الزاما اقدامی انجام نمی دهد. فرد برای تشکیل عقایدش به افکار و نظریه ها مراجعه می کند. معمولا از راه گوش دادن و دیدن، مشاهده دقیق قبل از پیش داوری، دیدن امور از زوایای مختلف و جستجو برای یافتن معانی امور یاد می گیرد. یک یادگیرنده تأملی در موقعیت هایی به خوبی یاد می گیرد که فرصت کافی برای تفکر به او داده شود.
مفهوم سازی انتزاعی. این مرحله، تفسیر رویدادها و فهم روابط بین آنها را در بر می گیرد. در این مرحله فرد برای درک مسائل و موقعیت ها از منطق و تفکر بیشتر استفاده می‌کند تا از احساس. یادگیری از راه تفکر، تحلیل منطقی اندیشه ها، طراحی نظام دار و عمل کردن برای درک عقلانی از یک موقعیت انجام می‌گیرد. همچنین فرد بر تجزیه و تحلیل، تفکر و طرح ریزی تأکید دارد.
آزمایشگری فعال. در این مرحله، یادگیری شکلی فعال به خود می گیرد یعنی به صورت تجربه کردن، تأثیر گذاشتن و تغییر موقعیت در می آید و یادگیرنده به جای این که فقط به مشاهده موقعیت بپردازد، علاقه واقعی و رویکردی فعال نسبت به مسأله دارد. برنامه ریزی کردن موجب فهم جدیدی می شود و فرد را قادر می سازد تا حدی رویدادهای آتی را پیش بینی نماید. یا این که چه اعمالی باید انجام شوند تا راه را برای انجام بهتر امور مساعد کنند. در این مرحله یادگیری بیشتر از راه عمل کردن، دستکاری اطلاعات، خطر کردن، درگیر شدن در فعالیت های عملی و تأثیر گذاشتن بر دیگران از راه عمل کردن انجام می گیرد. یک یادگیرنده فعال در موقعیت هایی بهتر یاد می گیرد که به طور عملی با اشیاء کار کند.

شکل 2-1، الگوی یادگیری تجربی کلب (کلب و فرای،1975، نقل از سیف،1385،ص176)
یادگیرنده کارآمد تمایل به دنبال کردن هر چهار مرحله را دارد اما ممکن است در یکی از مراحل تسلط بیشتری داشته باشد. دو ُبعد دریافت و پردازش اطلاعات که شامل چهار مرحله فوق است، در ترکیب با هم به چهار نوع سبک یادگیری مختلف منجر می‌شوند که هر یک از آنها نشان دهنده یک شیوه یادگیری است. این سبک های یادگیری به این شرح هستند:
سبک همگرا : این سبک یادگیری از ترکیب مراحل یادگیری مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال بدست می آید. کسانی که از این سبک یادگیری بهره مندند در حل مسائل و تصمیم گیری بر اساس راه حل‌هایی که برای مسائل می یابند توانا هستند. این افراد ترجیح می دهند که با مسائل و تکالیف فنی سروکار داشته باشند تا موضوعات اجتماعی و بین فردی. از آنجا به این افراد دارای سبک یادگیری همگرا می‌گویند که وقتی با مسئله ای روبرو می شوند، به سرعت برای یافتن راه حل درست می کوشند با کوشش‌های خود را بر آن راه حل واحد متمرکز می کنند. همچنین افراد دارای سبک یادگیری همگرا در کارهای تخصصی و تکنولوژی موفق تر هستند(سیف،1385).
این افراد معمولا نظریه و عمل را ترکیب می کنند، مصمم و با اراده هستند، از حل مسئله به صورت منطقی لذت می برند، علاقمند هستند فرضیات و نظریه ها را قبل از قبول قطعی آنها بیازمایند. تفکر و ژرف اندیشی عمیق و علاقه به کار در تنهایی و خلوت دارند، کار را به موقع انجام می دهند، زمان بندی و یادداشت برداری دقیق و منظمی دارند، معمولا در عمق موضوع غوطه ور می شوند و به سادگی دچار حواس پرتی نمی شوند (همایونی،1380). روش های تدریس ترجیحی در افراد همگرا، روش های نشان دادن و دیاگرام‌ها و دست نوشته های استاد است (ولی زاده،1384).
سبک انطباق یابنده : این سبک از ترکیب دو مرحله یادگیری تجربه عینی و آزمایشگری فعال به دست می‌آید. افراد دارای این سبک یادگیری بیشتر از طریق تجارب دست اول می آموزند و از اجرای نقشه و درگیر شدن در اعمال چالش انگیز لذت می برند. این افراد معمولا امور عملی و محسوس را به تحلیل های منطقی ترجیح می دهند. همچنین در حل مسائل بر اطلاعاتی که از دیگران به دست می آورند وابسته هستند تا به اطلاعاتی که خودشان از راه تحلیل های تخصصی کسب می کنند. سبب نامیدن این سبک به انطباق یابنده این است که افراد دارای این سبک در انطباق یافتن با موقعیت های جدید توانا هستند. افراد دارای سبک انطباق یابنده در مشاغل فعال مانند: مدیریت، بازاریابی و فروشندگی موفق‌تر هستند (سیف،1385). روش تدریس ترجیحی برای افراد انطباق یابنده، ایفای نقش و شبیه سازی رایانه ای می باشد (ولی زاده،1384).
سبک جذب کننده : از ترکیب مفهوم سازی انتزاعی و مشاهده تأملی به دست می آید. افراد دارای این سبک یادگیری در کسب و درک اطلاعات گسترده و تبدیل آن به صورتی خلاصه، دقیق و منطقی توانا هستند. احتمال دارد این افراد به مردم کمتر توجه نمایند و بیشتر به اندیشه ها و مفاهیم انتزاعی علاقمند هستند. از دیدگاه این افراد نظریه هایی که از لحاظ منطقی درست هستند بر نظریه هایی که قابلیت کاربردی دارند ترجیح داده می شوند. علت نامیدن این سبک یادگیری به جذب کننده این است که افراد دارای این سبک، قادر به دریافت داده های گوناگون و سازمان دادن به آنها هستند. افراد این سبک یادگیری در مشاغل علمی و اطلاعاتی موفق ترند (سیف،1385). روش تدریس ترجیحی افراد با این سبک یادگیری، سخنرانی و مطالب خود آموز می باشد (ولی زاده، 1384).
سبک واگرا : سبک یادگیری واگرا از ترکیب تجربه عینی و مشاهده تأملی حاصل می شود. افرادی که دارای این نوع سبک یادگیری هستند در دیدن موقعیت های عینی از زوایای مختلف بیشترین توانایی را دارند. آنها معمولا ترجیح می دهند موقعیت ها را مشاهده کنند تا عمل. این افراد موقعیت هایی را که نیاز به ابراز اندیشه های متنوع دارند می پسندند و به جاذبه های متنوع فرهنگی و جمع آوری اطلاعات علاقه نشان می دهند. از آنجا که این افراد قادر به تولید اندیشه های گوناگون هستند سبک آنها را واگرا می‌نامند. به طور کلی افراد دارای سبک واگرا از قدرت تخیل و احساس برخوردارند و این ویژگی ها برای موفقیت در فعالیت های هنری و امور تفریحی مفیدند (سیف،1385). روش تدریس ترجیحی در افراد واگرا، بحث گروهی و بارش فکری است (ولی زاده،1384).
جدول 2-2، سبک های یادگیری کلب و فرای (1975، نقل از سیف،1385،ص178)
سبک یادگیری
شیوه (مراحل) یادگیری
توصیف
همگرا
مفوم سازی انتزاعی
+
آزمایشگری فعال
• در کاربرد عملی اندیشه ها قوی است.
• در مواقعی که یک پاسخ درست موجود است عملکرد خوبی دارد.
• می تواند استدلال فرضیه ای قیاسی را در مورد مسائل متمرکز سازد.
• غیر هیجانی است، ترجیح می دهد با اشیا کار کند تا با آدم ها.
• علایق محدودی دارد،کسب تخصص در علوم فیزیکی را ترجیح می‌دهد.
• بسیاری از مهندسان دارای این سبک یادگیری هستند.
واگرا
تجربه عینی
+
مشاهده تأملی
• در توانایی تخیل قوی و در امور هنری متخصص است.
• در تولید اندیشه ها و دیدن امور از زوایای مختلف توانا است.
• به مردم علاقه مند است و علایق فرهنگی وسیعی دارد.
• افراد دارای سوابق تحصیل در علوم انسانی و هنرهای زیبا دارای این سبک یادگیری هستند.
جذب کننده
مفوم سازی انتزاعی
+
مشاهده تأملی
• در ابداع الگوهای نظری و استدلال استقرایی بسیار قوی است.
• بیشتر به مفاهیم انتزاعی علاقه مند است تا به مردم.
• به استفاده عملی از نظریه ها چندان علاقه مند نیست.
• جذب علوم پایه و ریاضیات می شود.
• اغلب در بخش های پژوهشی و برنامه ریزی کار می کند.
انطباق یابنده
تجربه عینی
+
آزمایشگری فعال
• بیشترین توانایی را انجام کارها دارد.
• به سرعت می تواند خود را با امور فوری وفق دهد.
• مسائل را به طور شهودی حل می کند.
• برای کسب اطلاعات به دیگران متکی است.
• غالبا مشاغل عملی مانند بازاریابی و فروشندگی را بر می گزیند.

هر یک از سبک های یادگیری فوق دارای نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود است و لذا یادگیرنده ای که از یک سبک خاص استفاده می کند یادگیرنده کاملی نیست. برای اینکه فرد به صورت یادگیرنده ای کامل درآید باید بتواند متناسب با موقعیت از سبک های یادگیری مختلف استفاده کند. یادگیرنده کامل کسی است که در برخورد با جهان و تجارب خود بسیار انعطاف پذیر و نسبیت گرا است و به راحتی تعارض‌های میان چهار شیوه اصلی یادگیری یعنی تجربه عینی، مشاهده تأملی، مفهوم سازی انتزاعی و آزمایشگری فعال را از راه ادغام آنها با یکدیگر حل کند (سیف،1385).
2-2-2 مبانی نظری ویژگی های شخصیتی
الف)تعریف شخصیت
واژه شخصیت که در زبان لاتین پرسونالیت74، و در زبان انگلوساکسون پرسونالیتی75 خوانده می‌شود، ریشه در کلمه لاتین پرسونا76 دارد. هنرپیشگان یونان باستان برای این که بتوانند کاراکتر یا شخصیتی را که می‌خواستند در نقش او ظاهر شوند، بهتر به تماشاچیان بشناسانند، از نقاب‌هایی استفاده می کردند که بیانگر آن نقش بود. به این ترتیب ابتدایی ترین تعریف شخصیت به ویژگی های بیرونی و قابل مشاهده ما اشاره دارد، جنبه هایی که دیگران می توانند آن را ببینند(شاملو،1382).
مقصود روانشناسان از شخصیت، چیزی بیش از رفتار ظاهری افراد است که مجموعه ای از ویژگی های افراد را در بر می گیرد. کلیت یا مجموعه ای از ویژگی های مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی فراتر می‌رود. این واژه تعدادی از ویژگی های ذهنی و اجتماعی و هیجانی را در بر می گیرد، ویژگی هایی که ممکن است نتوانیم به طور مستقیم مشاهده کنیم، چراکه ممکن است فرد آنها را از دیگران مخفی نگه دارد. بنابراین می‌توان گفت که شخصیت، مجموعه ای از ویژگی های پایدار و بی نظیر است که ممکن است در پاسخ به موقعیت های مختلف تغییر کند(شولتز و شولتز77،1384).
تعریف شخصیت واقعا مشکل بوده و تعاریفی که روانشناسان از شخصیت ارائه نموده اند بسیار متفاوت است. گوردون آلپوررت78، شخصیت را مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت های فردی را جهت می دهد، تلقی می کند. آلپورت، زمانی بیش از پنجاه تعریف برای شخصیت یافت. نظر اجمالی به تعاریف شخصیت نشان می‌دهد که تمام معانی شخصیت را نمی توان در یک نظریه خاص یافت، بلکه در حقیقت، تعریف شخصیت به نوع نظریه هر دانشمند بستگی دارد. برای مثال کارل راجرز79، شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته دائمی می داند که محور تمام تجربه های وجودی انسان است. جی.بی.واتسون80 پدر رفتارگرایی، شخصیت را مجموعه سازمان یافته ای از عادات می پندارد. اریک اریکسون81 ، معتقد است که رشد انسان در قالب یک سلسله مراحل روانی- اجتماعی صورت می گیرد و شخصیت انسان تابع آنهاست. جورج کلی82 یکی از روانشناسان شناختی معاصر، روش خاص هر فرد را در جستجو برای تفسیر معنای زندگی، شخصیت او می‌داند. زیگموند فروید83، شخصیت را به سه سطح هشیار84 ، نیمه هشیار85 و ناهشیار86 تقسیم بندی می نماید، برای شخصیت سه ساختار نهاد، خود و فراخود در نظر می گیرد که لیبیدو87 ( انرژی روانی) در بین آنها در حرکت است. و از نظر شاملو، شخصیت عبارت است از : مجموعه سازمان یافته، و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و پایدار که بر روی هم، یک فرد را از فرد یا افراد دیگر متمایز می سازد (شاملو، 1382).
همه چیز هایی را که تا کنون به دست آورده ایم، تمام چیزهایی را که انتظار داریم در شغل خود و یا موقعیت های دیگر به دست آوریم، و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره مفهوم سازی، سبک های یادگیری، تجربه عینی، مهارت های اجتماعی Next Entries پایان نامه درباره ویژگی های شخصیتی، ویژگی های شخصیت، صفات شخصیت، مطالعه شخصیت