پایان نامه درباره بازدارندگي، المللي، امنيت

دانلود پایان نامه ارشد

استراتژيست هاي رئاليست،اين سلاح ها راابزاري موثر براي بازدارندگي ونه استفاده كردن مي دانند.به تعبير ديگر تنها كاربرد سلاح هاي هسته اي در نظام بين الملل به كار نگرفتن آنها در عمل و استفاده از آنها براي جلوگيري از حمله دشمن مي باشد. (قهرمانپور :1387، 31)
برودي و همفكران او در كتاب سلاح هاي مطلق: قدرت اتمي و نظم جهاني كه يك سال و نيم پس از انفجار اولين بمب اتمي منتشر شد،اين ديدگاه را بسط و گسترش دادند كه قدرت بي نظير و فوق العاده سلاح هاي اتمي اين امكان را به آنها مي دهد كه ابزار مؤثري براي بازدارندگي باشند. به گفته آنها در آن زمان نقش برابري در قدرت بازدارندگي (ميان امريكا و شوروي) مهم تر از معاهدات كنترل تسليحاتي در جلوگيري از وقوع جنگ بود . برودي معتقد است چون در جنگ هسته اي چشم اندازي براي پيروزي كامل هيچ يك از طرفين وجود ندارد، لذا بمب اتمي بيشتر از آنكه بي ثبات كننده باشد با ثبات كننده است و احتمال جنگ و به خصوص جنگ هسته اي را كاهش مي دهد. Booth:1991,22))بايد خاطر نشان كرد در تحليل نظريه رئاليستي ، ويژگي ثبات ساز سلاح هاي هسته اي عمدتاً با نظريه بازدارندگي قابل توجيه است و اگر تفسير بازدارندگي را كنار بگذاريم يا ناكار آمد تلقي بكنيم،سلاح هاي هسته اي الزاماً باعث ايجاد ثبات نمي شوند.اگر فرض بر اين باشد كه سلاح هاي هسته اي به دلايل مختلف در ايجاد بازدارندگي،كارآمدي لازم را ندارند؛در آن صورت داشتن سلاح هاي هسته اي از سوي يك دولت صرفاً باعث تشديد معضل يا معناي امنيت درنظام بين الملل مي شود.اين همان نكته اي بود كه در دهه 1960 بدان توجه شد،يعني معلوم شد برخلاف پيش بيني استراتژيست هاي هسته اي اوليه،سلاح هاي هسته اي الزاماً باعث بازدارندگي مبتني بر عقلانيت و لذا اجتناب از جنگ نمي شود و چه بسا افزايش تعداد دولت هاي هسته اي امنيت بين المللي را با تهديدات جدي مواجه كند. به خصوص اگر دولت هاي هسته اي جزو كشورهاي غربي نبوده و ارزش هايي متفاوت از ارزش هاي غرب داشته باشند. در واكنش به همين نگراني بود كه پيمان منع اشاعه هسته اي در اواخر دهه 1960 مورد تصويب و امضاي دولت ها قرار گرفت و در دهه 1970 اجرايي شد. هدف اصلي يا به تعبيري روح اين پيمان كه در موارد اول و دوم آن مستتر است ،جلوگيري از اشاعه سلاح هاي هسته اي و افزايش تعداد كشورهاي هسته اي مي باشد. معناي ضمني تحليل مزبور آن است كه در آن زمان دو ابرقدرت و ساير قدرت هاي هسته اي برخلاف رويكرد مثبت رئاليستي به سلاح هاي هسته اي معتقد بودند افزايش تعداد كشورهاي هسته اي باعث بي ثباتي در نظام بين الملل و ناكار آمدي منطق بازدارندگي مي شود. اقدام قدرت هاي بزرگ براي محدود كردن تعداد دولت هاي هسته اي چالش نظري جدي براي رويكرد رئاليستي نسبت به انگيزه دولت ها براي داشتن نظري جدي براي رويكرد رئاليستي نسبت به انگيزه دولت ها براي داشتن سلاح هاي هسته اي و پيامد مثبت آن بر ثبات در نظام بين المللي بود. در پاسخ به اين چالش برخي استراتژيست ها نظير ديويس تلاش كردند انگيزه دولت ها از هسته اي شدن را از انگيزه هاي صرفاً نظامي فراتر برده و به امنيت ملي پيوند بزنند.(قهرمانپور:1387، 32)ديويس دليل اشاعه را صرفاً نظامي ندانسته و براي تبيين دلايل اشاعه آن ، قدرت را به انواع مختلف آن از جمله قدرت اقتصادي و سياسي تقسيم بندي مي كند. به نظر وي دولت ها تنها زماني در پي كسب سلاح هاي هسته اي بر مي آيند كه احساس كنند اين كار به نحوي به تأمين امنيت ملي آنها كمك مي كند. او در توجيه همكاري دولت ها براي جلوگيري از اشاعه نيز از همين رويكرد بهره مي گيرد.در بسياري از موارد دولت ها احساس مي كنند وجود سلاح هاي هسته اي تهديدي براي امنيت ملي آنهاست ولذا در رژيم هاي عدم اشاعه با يكديگر همكاري مي كنند.( Zachary : 1993, 49)به اين ترتيب مفهوم امنيت ملي جايگزين بازدارندگي مي شود. يعني داشتن سلاح هسته اي برخلاف اصول اساسي رئاليسم الزاماً به نفع امنيت دولت ها نيست. زيرا ممكن است داشتن سلاح هسته اي باعث افزايش فشار بر يك دولت شده و حتي سبب حمله به آن كشور به خاطر تلاش براي هسته اي شدن شود. همين طور هسته اي شدن مي تواند هزينه هاي اقتصادي سنگيني براي يك كشور داشته باشد و در بلند مدت از طريق تضعيف بنيادهاي اقتصادي امنيت ملي ، كل امنيت ملي رادر معرض تهديدات جدي قرار دهد.از منظر رئاليستي برخورد قدرت هاي بزرگ با موضوع هسته اي ايران به دو بخش به شرح زير تقسيم مي شود:1.چرا ايران به دنبال داشتن توانايي غني سازي است؟ 2.چرا ايران بايد از غني سازي دست بردارد؟ در پاسخ به موضوع اول،ديدگاه غالب دربين مقامات و تاحدي كانون هاي تفكر امريكايي اين است كه چون ايران از نظر امنيتي در معرض تهديدات مختلف منطقه اي و بين المللي قرار دارد ،لذا براي كاستن از اين تهديدات و تضمين بقاي خود به داشتن سلاح هسته اي نياز دارد(رويكرد رئاليسم كلاسيك).(قهرمانپور:1387،34)اين عده به تهديدات امريكا عليه ايران ، شرايط بي ثبات خاورميانه ، تهديدات اسرائيل و وضعيت مبهم عراق اشاره مي كنند. به عنوان نمونه كتابي كه جوديت يافه و چالز لوتس در سال2005 با عنوان ارزيابي مجدد پيامد يك ايران هسته اي براي دانشگاه دفاع ملي امريكا نوشته اند،حاوي چنين رويكردي است .اين كتاب نتيجه مي گيرد كه ايران تصميمي قطعي براي داشتن سلاح هسته اي اتخاذ كرده است. لذا بخش عمده اي از اين كتاب به ارائه رهنمودهايي براي مقابله با پيامدهاي هسته اي شدن ايران اختصاص يافته است. نكته جالب توجه آنكه دلايل نويسندگان كتاب در اثبات اينكه چرا ايران بايد به دنبال سلاح هسته اي باشد منطبق بر گزاره هاي رئاليسم كلاسيك است. به نظر آنها مهم ترين دلايل تلاش ايران براي هسته اي شدن عبارتند از:
1.رويكرد خصمانه امريكا نسبت به نظام ايران؛ 2.تهديد بقاي ج. ا. ايران ؛ 3.احساس انزواي بين المللي ايران ؛ 4.موقعيت برتر ژئوپوليتيكي ايران در منطقه ؛ 5.تهديدات عراق عليه ايران ؛ 6.حمايت گسترده ازهسته اي شدن درداخل كشور؛(قهرمانپور: 1384، 3) از شش عامل فوق پنج عامل آن خارجي است كه تفوق ديدگاه رئاليستي را نشان مي دهد. تا پيش از انتشار گزارش ارزيابي ملي اطلاعاتي امريكا در آذر1386 بسياري از مقامات دولت بوش تصميم ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي را امري قطعي و مفروض گرفته بودند.اين نتيجه گيري تا حد زيادي ناشي از غلبه ذهنيت رئاليستي در برخورد با موضوع هسته اي ايران از سوي امريكا و تعدادي از كشورهاي اروپايي بود. چون هنگامي از اين زاويه به موضوع نگريسته شود، تلاش ايران براي دستيابي به سلاح هسته اي چندان جاي بحث ندارد و مي توان آن را به راحتي پذيرفت.چنين ذهنيتي از سوي سوكولوسكي و كلاوسون در كتاب آمادگي براي مواجهه با يك ايران هسته اي نيز ديده مي شود. در اين كتاب ادعا شده امريكا نمي تواند در بلند مدت مانع هسته اي شدن ايران شود و لذا بايد تلاش كند با انجام اقداماتي از تبديل شدن ايران هسته اي به تهديدي براي منافع امريكا جلوگيري كند.از نظر كارشناسان اين كتاب حتي جلوگيري از دستيابي ايران به استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي نيز ضرورت دارد، زيرا در غير اين صورت ايران مي تواند هرزمان كه اراده كرد به سلاح هسته اي دست پيدا كند.( Sokolsky: 2005, 3)به دليل اينكه اين كتاب هسته اي شدن را عمدتاً در سطح نظام بين المللي آن هم از منظر سياست قدرت جست و جو مي كند ولي به موانع داخلي و خارجي هسته اي شدن ايران كمتر مي پردازد ، ذهنيت بيشتر نويسندگان آن همچنان رئاليستي البته تقليل گرايانه است.
نظريه رئاليسم ساختاري و فناوري هسته اي
نورئاليسم يا رئاليسم ساختاري همانگونه كه از عنوان آن پيداست،در تحليل مسائل بين المللي و از جمله موضوع هسته اي،اولويت را به ساختار مي دهد.اين نظريه ادعا مي كند ماهيت آنارشيك ساختار نظام بين المللي يك عامل ثابت در تشويق دولت ها به كسب سلاح و توانايي هسته اي مي باشد.چون ماهيت نظام بين المللي از نظر ساختاري ثابت است، لذا انگيزه دولت ها براي هسته اي شدن هم تاحد زيادي ثابت مي باشد.هرچند متغير توزيع قدرت در نظام بين الملل(دو يا چند قطبي بودن نظام بين الملل) مي تواند انگيزه فوق راتشديد يا تضعيف كند. نورئاليسم در مورد پيامد هاي مثبت سلاح هاي هسته اي بر ثبات بين المللي ، با رئاليسم اتفاق نظر دارد و دستيابي دولت ها را به سلاح هسته اي عاملي در راستاي افزايش ثبات در نظام بين المللي مي داند. دليل اين امر كاركرد سلاح هاي هسته اي در ايجاد بازدارندگي است. فرض اصلي نظريه بازدارندگي اصل عقلانيت در رفتار دولت هاست. يعني رفتار دولت ها در نظام بين الملل عقلايي و مبتني بر محاسبه سود و زيان فرض مي شود و چون زيان ناشي از به كارگيري سلاح هاي هسته اي بيش از سود آنهاست،لذا دولت ها تمايلي براي استفاده عملي از اين سلاح -ها ندارند. هرچند رئاليسم كلاسيك ريشه نا امني را در رفتار دولت ها و نورئاليسم در ساختار نظام بين المللي جستجو مي كنند.(قهرمانپور :1387،37 ) با اين حال در هر دو رويكرد انگيزه بقاء و امنيت اصلي ترين انگيزه دولت ها براي دستيابي به توانايي هسته اي تعريف مي شود ، يعني دليل اصلي هسته اي شدن كشورها همچنان خارجي است. نكته كليدي ديگر در بحث نورئاليست ها اين است كه صرف داشتن سلاح هاي هسته اي يك كشور را به يك قدرت بزرگ تبديل نمي كند و از اين رو نبايد بيش از حد نگران دستيابي برخي قدرت هاي كوچك به سلاح هسته اي بود. اين به معناي نفي افزايش قابليت بازدارندگي يك دولت در مقابل دولت هاي ديگر در صورت داشتن سلاح هسته اي نيست. نكته اصلي آن است كه دستيابي يك دولت ضعيف (مثل پاكستان) به قدرت هسته اي الزاماً و به صورت خودكار آن را وارد طيف قدرت هاي بزرگ نمي كند ، زيرا براي تبديل شدن به يك قدرت بزرگ عناصر متعددي از قدرت لازم است كه سلاح هسته اي يكي از آنها و البته يكي از مهم ترين آنها مي باشد.نورئاليسم بيش از حد بر اهميت متغير و احساس ناامني در روي آوردن دولت ها به سلاح هسته اي تاكيد مي كند و اين باعث مي شود ساير متغيرها چندان مورد توجه قرار نگيرد. همين طور تاكيد بر نقش عوامل خارجي موجب مي شود راه كارهاي پيشنهادي حاميان اين رويكرد براي مقابله با اشاعه نيز بر مواردي چون تقويت رژيم هاي كنترل تسليحاتي ، افزايش محدوديت -ها براي دولت هايي كه درپي هسته اي شدن مي باشند كه در كل روش هاي اجباري اند متمركز شود. در مطالعه عناصر نورئاليستي موجود در رويكرد قدرت هاي بزرگ به موضوع هسته اي ايران چند نكته قابل تأمل وجود دارد: نخست،بر انگيزه هاي امنيتي ايران در فعاليت هاي هسته اي تأكيد مي شود كه پيش تر چنين ديدگاهي در قسمت رئاليسم كلاسيك توضيح داده شد.دوم، تأكيد بر پديده دومينو در فعاليت هسته اي ايران است. به ادعاي قدرت هاي بزرگ و به خصوص غربي، دستيابي ايران به توانايي هسته اي مشوقي براي ساير كشورهاي منطقه و در رأس آنها كشورهايي مانند عربستان ، تركيه ، مصر و سوريه براي دستيابي به توانايي هسته اي خواهد بود. برخي حتي الجزاير و عراق را هم به اين فهرست اضافه مي كنند.درکتاب ويراستاري شده سوکولسکي و کلاوسون اشاره شده است:سه تهديد عمده ناشي از هسته اي شدن جمهوري اسلامي ايران عبارتنداز: 1.اشاعه بيشترسلاح هاي هسته اي درمنطقه 2.افزايش سرسام آور قيمت نفت و 3. تهديد منافع امريکا در منطقه. آنها پيامد هاي منطقه اي هسته اي شدن ايران را چنين بر مي شمارند:
1.انفجار بمب هسته اي توسط اسرائيل و پايان سياست ابهام هسته اي اسرائيل؛ 2.تلاش عربستان براي خريد سلاح هسته اي يا وارد کردن آن از پاکستان و چين ؛ 3. تلاش مصر براي ساخت نيروگاه هسته اي نمک زدايي؛ 4. تلاش سوريه براي غني سازي اورانيوم ؛ 5. تلاش الجزاير براي پيشرفته تر کردن رآکتور تحقيقاتي خود؛ 6.تلاش عراق براي استفاده از دانشمندان هسته اي خود؛ 7.تلاش ترکيه براي بازنگري وضعيت غير هسته اي خود.( Sokolsky :2005,6-5) اولين نکته چنين رويکردي اين است که قدرت هاي بزرگ غربي براي همراه کردن کشورهاي همسايه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره فناوري، كشورهاي، فني Next Entries پایان نامه درباره سازمان ملل، رفتار انسان، تجارت آزاد