پایان نامه درباره امام صادق، روانشناسی، مثنوی معنوی، متعالی شدن

دانلود پایان نامه ارشد

نشده است که تمامی وجود خود را از شاد برای دنیوی خلاص کند و خود را به ساحل معنویت پیوند دهد و تکامل را در زمانی کنم تجربه کند.
همۀ انسانها می‌تواند صاحب این کمال و تکامل باشند پس باید مراتب و شرایط آن را بر قلب و ضمیر خود آماده کند و آن شادی الهی که مولانا می‌فرماید استغفار و توبه نیز دریچه‌های شادی را به سوی هر انسانی باز می‌کند و در جایی دیگر می‌فرمایند چرا اهل دنیا در رفع اندوه همنوعان خود نمی‌کوشند.209

چون که غم بینی تو استغفار کن

غم به امر خالق آمد کار کن

1/836
غم و اندوه نتیجه افکار و انرژی‌های ضعیف است پس می‌توانید آن را رها کنید این کار به وسیله اندیشه‌های شادی‌بخش در لحظه حال امکان‌پذیر است و به این طریق غم و غصه از زندگی شما دور می‌شود.
انرژی شادی را به انسانهایی ساطع کنید که در حال تجربه‌ی غم و غصه هستند، در حالیکه سعی می‌کنید زندگی را پیوسته در شادی سپری کنید با همدردی به داستانهای غمگین دیگران گوش بسپارید غم و اندوه نمی‌تواند در انرژی سریع معنویت دوام یابد حس تعهد و الزام خود را نسبت به شاد بودن در رویارویی با موانع آشکار کنیم و از این طریق می‌توانیم انرژی خود را ساطع کرده و کمک کنیم تا انرژی غم و غصه از بین برود.
ارسطو چنین می‌گوید: «شادی ما معنا و مفهوم زندگی است هدف کلی و غایت نهایی انسان است، هنگامیکه در ذهنتان اندیشه‌های سرشار از غم و اندوه ایجاد می‌شود یادآوری این توصیه بسیار سودمند است.210
۴-۸ دیدگاه دو اندیشمند گریه و خنده
۴-۸-۱ گریه و خنده از دیدگاه روانشناسی مولانا
مولانا گریه و خنده را در غم و شادی بررسی می‌کند، گریۀ راستین هم در آفاق رویاننده است و هم در انفس. گریه راستینش صاحبدلان و کسانی که صاحب اعتقادات درونی می‌باشند، و برای دیدن روی دوست پر تضرع و اعتکاف می‌نشینند و گرایشات معنوی خویش را به ساحت مقدس خداوندی ابراز می‌دارند و دلتنگی و غم و اندوهی که از جهان مادی بر وجودشان رسیده را در محراب و سجدگاه ذات پاک خداوندی و دستان نیازمند به درگاه حضرت دوست را آرامش بر خویش می‌دانند ریشه‌های غم و اندوه و گریه و زاری در تعلقات مادی همانند سمی است که ذهن انسان را در مرداب مرگ قرار می‌دهد و هیچ نشستی با آفرینش ندارد چرا که خداوند گریه و ناراحتی مادی را برای آینده و آفریده‌هایش خلق نکرده و این ذهن انسان است که گریه و ناراحتی را در خود ترسیم می‌کند خداوند منبع مؤثق عشق و شعور و شعف و شادمانی است گریستن به درگاه حضرت حق برای عفو و بخشش مورد ستایش حق است و در یچه های قلبی را سرشار از آرامش می‌کند و تبسم بر لبان بنده جاری می‌سازد گریستن و توبه کردن نوعی مراقبه نیز می‌باشد که در پی آن صورت خندان دریافت و برکات حضرت حق از آسمانها بر زمین است که بر دل بندگان خاطی پرتوافشانی خواهد کرد، گریه‌ها و غمهای معنوی باعث متعالی شدن روح و جسمی می‌شوند که در قهقهرای این عالم خاکی غوطه‌ور شده و گریه و چنگ زدن به درگاه خداوندی را راهی برای رسیدن با آرزوهای درونی و بیرونی خود می‌داند و در اتصال به حضرت محبوب است که به رضایت و تنبیه و آگاهی ذاتی دست می‌یابد خنده و گریه همانند غم و شادی دو پدیده‌ای است که همۀ انسانهای هستی با آن زندگی می‌کنند و به نوعی به آن واکنش نشان می‌دهند.
گریه راستین موجب ظهور عطایای حق می‌شود.

چون خدا خواهد که مان یاری کند

میل ما را جانب زاری کند

ای خُنُک چشمی که آن گریان اوست

ای همایون دل که آن پریان اوست

آخرِ هر گریه آخر خنده‌یی است

مَردِ آخربین مبارک بنده‌یی است211

مولانا در حکایت جذاب و لطیف شیخ احمد خضر و به گریستن و غم و اندوه و خوشحالی را با مهارتی خاص ادای مطلب می‌کند.
یکی از مشایخ طریقت ((احمد خضرویه)) معروف به قنوت و جوانمردی و آوازه‌اش به سبب دستگیری از یتیمان و فقیران و خود نیز آهی در بساط نداشت ولی با این حال از اغنیا و توانگران وام می‌ستایند و به دستگیری و رعایت حال فقیران ادامه داد تا پایان عُمر طلبکاران او با شتاب خود را به وی رساندند تا طلب خویش بازگیرند. و با ترش‌رویی و تلخی به وی می‌نگریستند و ایشان فرمود چقدر این بیچارگان به لطف حق بدگمانند، که خداوند طلب ناچیزتان را ادا کند در آن هنگام کودکی حلوافروش از کنار خانقاه فریادکنان می‌گذشت. شیخ اشاره کرد به خادم خویش که حلواها را بخرد و طلبکاران بخوردند و کودک مطالبه خود کرد و شیخ فرمود من پولی ندارم و ساعتی دیگر خواهم مرد کودک شروع به شیون و زاری پرداخت و سینی بر زمین زد و طلبکاران شگفت زده شده بودند به شیخ اعتراض کردند ولی وی حالی آسوده داشت و به لطف خدا ایمان داشت هنگام عصر خادم با طبقی وارد شد و نزد شیخ نهاد حضرت شیخ پولی معادل بدهی خود و طلب کودک حلوافروش پرداخت و آثار این عطیه الهی به فاتحۀ گریه آن کودک بود آنگاه با حالی آرام به استقبال مرگ رفت.212
مولانا به تأثیر عمیق گریه صادقانه در مثنوی معنوی اشاره کرده است.

گریۀ با صادق بر جان هازند

تا که چرخ و عرش را گریان کند

4/402
۴-۸-۲ مولانا تفاوت گریۀ تصنعی و گریه راستین
در مثنوی دفتر پنجم با تمثیل داستانی آن را به خوبی بازگو کرده است. مریدی وقتی دید که پیر مرشدش می‌گرید به تقلید او گریستن آغاز کرد و شخصی آزموده او را مورد سرزنش قرار می‌دهد که چرا به تقلید از پیر مرشدش می‌گرید و تفکری نمی‌کند…

۴-۸-۳ چرا خداوند بنده‌اش را دعوت به خنده و گریه می‌کند.
یکی از اشکالات عمده‌ای که در دین وارد می‌شود، دین را باعث افسردگی بیان می‌کنند چون اصلی‌ترین مقوله آن یعنی دعا و زاری و گریه استوار است استاد دینانی در برنامه معرفت به تشریح این موارد می‌پردازند: چرا خداوند بنده‌اش را دعوت می‌کند به اینکه گریه کند زاری کند، و خیلی هم توصیه می‌شود که یا اشک بیایید.
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

نیاز نیم شبی دفع صدبلا بکند

خود قرآن می‌فرماید: «فلیضحکوا قلیلاً و لیبکو کثیراً»213
و این مطلب را ارتباط می‌دهد به توسعه استعداد آدمی برای دریافت فیوضات الهی
تا نگرید ابر کی خندد چمن

تا نگرید طفل کی جوشد لبن

تعریف فیزیکی که از خنده و گریه شده همان حالت انقباض و انبساط است که اینها تعریف حقیقی نیست. به هر صورت خنده و گریه دو حالتند در انسان امروزه روان‌شناسان سلامتی روح و جسم را در خنده می‌بینند. وقتی که انسان می‌خندد مسبوق به یک سرور و خوشحالی است تعلقش به جهان بیشتر می‌شود، هرچه دلبستگی بیشتر شود، شما از خداوند دورتر می‌شوید، انسان همان جایی است که دلش آنجاست.
خنده مظهر شادی‌ها و تعلقات جهانی است اینکه روان‌شناسان این را می‌گویند بیشتر، این جهانی فکر می‌کنند.
امّا در گریه، یک نا امیدی از این جهان است. شما وقتی گریه می‌کنید که از چیزی بریده شدید خبر ناگوار، خبر سخت یک ضرر غالباً با گریه است که با یک ناهمواری و یک ناگواری روبرو می‌شوید یعنی یک قطع تعلق وقتی که تعلق قطع شد روحتان متوجه حق تعالی می‌شود.
بنابراین گریه مظهر و سمبل قطع تعلق از این دنیاست و هرچه تعلقات کمتر باشد رسیدن به قرب الهی بیشتر می‌شود سرّ این مطلب این است والا خنده و گریه دو خصلت آدمی است.214
((حکیم ملا هادی سبزواری )): معتقد است که: خنده‌ها و گریه‌های ما در مقابل جزع است. «اِذا مس الخیر مُنوعاً و اذا مس السر جزوعاً» اما گریه یک مفهوم عرفانی دارد وقتی که انقطاع حاصل می‌شود و ارتباط انسان با تعلقات قطع می‌شود، یک انبساطی به او دست می‌دهد و این نشانه انبساط قلب است و جوششی دارد به نام اشک مثل چشمه‌ها که مملو از آب می‌جوشد. بنابراین گریه و خنده معمولی مراد نیست بلکه این انبساط قلب است که در واقع درهای رحمت را باز می‌کند.
از امام صادق (ع) سوال می‌پرسند که چرا بندۀ مؤمن باید گریه بکند، ناله میزند اما دیگران نمازی نمی‌خوانند و پایبندی به دین خدا هم ندارند و همه چیز دارند؟
مولانا در جواب امام صادق (ع) چنین بیان کردن

در جوابش گفت نز خواری اوست

عین تأخیر عطا یاری اوست

بنده مؤمن همی داریم دوست

گو تضرع کن که آن اعطای اوست

بنده مؤمن تضرع می‌کند

به غیر تو ندارد مستند

نفس تضرع مطلوب است این مطلوبی نفس تضرع از این جهت است که هر چه تضرع بیشتر باشد انقطاع از این عالم بیشتر است.
بعضیها گله می‌کنند که هرچه دعا می‌کنیم برآورده نمی‌شود مگر خداوند نمی‌گوید «اُدعَونِی اَستَجب لَکُم» تخلف که در کار خدا نیست و چه بسیار به درگاه حضرت حق گریه و تضرع می‌کند ولی این اشکها در نزد خداوند بسیار ارزشمند است و برای خداوند گریستن بسیار ارزش دارد اگر به صلاح بود به آن می‌رسی و اگر صلاح نبود به آن نمی‌رسی.
مولوی می‌گوید: به عابدی گفتند که تو این همه خدا خدا گفتی، لبیکی هم شنیدی؟ گفت نشنیدم، حرکت کرد که دیگر دعا نکند که هاتفی آمد و گفت:

این دعا و درد سوزت پیک ماست

زیر هر الله تو لبیک ماست

۴-۸-۴ گریه و خنده از دیدگاه روانشناسی دایر
انسانهایی که با انرژی خداوند زندگی می‌کنند از انرژی منفی گریه و ناله و زاری و یأس و ناامیدی بدور هستند و دائما با توکل و تبسم و خندیدن به افق زندگی سرشار از انرژی و برکت گام برمی‌دارند و به الوهیت درون خویش ایمان دارند و آرامش و لبخند به مشکلات زندگی در تمام لحظات و با انبساط خاطر و شادمانی و ارسال انرژی به اطراف خود مرکزیت و محوریت و هدفمندی خویش را بر مبنای تعلقات معنوی گسترش می‌دنهد و خود را در کانون نور خداوندی غوطه‌ور می‌کنند بدرستی که همان عشق ایمان به خداوند جهان است که در مقابل به ما شادی و لبخند هدیه می‌کند و غمها و ناراحتی‌ها را از بین می‌برد و با انجام مراقبه‌های صحیح و مرتب به افکار ما بینش و آگاهی می‌دهد که با گریستن برای تعلقات مادی نمی‌توانیم خود را به خداوند نزدیک کنیم داشتن خواسته‌های مادی و آرزوهای غیرعادی و تمام چیزهایی که باعث دور شدن انسان را از جاده عشق و لطف خداوند می‌شود، زمینه‌ساز مناسبی است، که بنده خاکی از مسیر الهی منحرف شده و روح و جسم خود را اسیر تعلقاتی کند که باعث سقوط و نزول درجات روحانی او می‌باشد. خنده و گریه، غم و شادی در مراقبه‌های و مکاشفات و اشراق وجود شکوفا می‌شود، گریه و احساس ندامت کردن برای گناهی که مرتکب شده‌ایم و درخواست عفو از پروردگار را داریم و با دعا و نیایش و تضرع از خداوند می‌خواهیم لطف و عنایت خویش را به ما ارزانی دارد هرگاه بتوانیم میدان انرژی خود را از هرگونه آلودگی پاک کنیم پس جسم و ذهن را با وسعت انرژیهای آسمانی استوار کنیم دیگر جایی برای ثبات غم و ناراحتی و گریه وجود ندارد آنچه نقش می‌بندد و وسعت پیدا می‌کند شادی و شادمانی و لبخند در ضمیر به میدان انرژی است و به وجود آورده‌ایم، انرژی جسمانی ما نیروهای تهاجمی را احساس می‌کند و هر چیزی که باعث ناراحتی و زمینه‌ساز کاهش انرژی خداوندی باشد را تحت تأثیر قرار می‌دهد پس با الهام گرفتن از ارتعاش متعالی خداوند تمام انرژی شما افزایش می‌یابد و به آرامش می‌رسیم.
وین دایر خندیدن و شاد بودن را عامل مهمی در موفقیتهای پی در پی در زندگی می‌داند و آن را یک انرژی می‌داند که با آگاهی و هوشیاری به سمت ما حرکت می‌کند پس باید محل آن را که وجودمان می‌باشد، تصفیه شود تا وسعت این میدان را در فرآیند روزمره زندگی تجربه کنیم و از آن لذت ببریم تمام عواملی که باعث و آشفتگی ذهن می‌شود و ایجاد بار الکترویکی منفی در ذهن می‌کند سبب خشم و خشونت و ناراحتی و غم و اندوه و پدید آمدن گریه و پریشان حالی شخص می‌گردد باید از کانون مغز پاک شود تا بتوان به نقطه اصلی رسید مولانا تصفیه میدان انرژی را در بسط و گسترش عشق در وجود انسان می‌داند که همچون اکسیری است که نیرو می‌بخشد و علت و سبب‌های هماهنگی و تعادل و توازن در رفتارمان را کنترل می‌کند و می‌توانیم بر خندیدن و گریه کردن با یک هارمونی که از ماورای طبیعی و الهی به ما می‌‌رسد به آن مداومت کرد.215

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره غزلیات شمس، مثنوی معنوی، منازل سلوک، جلال‌الدین Next Entries پایان نامه درباره سلامت روانی، مثنوی معنوی، محبت خداوند، غزلیات شمس