پایان نامه درباره امام صادق، باید و نباید، حسن و قبح، جوادی آملی

دانلود پایان نامه ارشد

فرماید:
بهترین عقل این است که انسان بوسیلة آن نفس خویش را بشناسد.151
از آنچه که در مفهوم عقل نظری گذشت، معلوم شد که کار عقل نظری شناخت هست و نیست های عالم است و نفس انسان نیز یکی از این واقعیات است و انسان با شناخت نفس خود می تواند به شناخت آفریننده خود راه یابد لذا است که در حدیث دیگری از رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم آمده که هر کس نفس خود را بشناسد، پروردگار خود را می شناسد.152
در حدیث دیگری راجع به حق شناسی می فرماید:
همانا برترین عقل شناختن حق با خود حق است.153
از نگاه امیرالمؤمنین خداباوری هم از راه عقل امکان پذیر است لذا می فرماید:
معرفت پروردگار از راه عقل استحکام می یابد و با تفکر حجت خدا اثبات می شود.154
از امام صادق علیه السّلام یک حدیث زیبا و طولانی نقل شده است که هر دو جنبه عقل(نظری و عملی) را می توان فهمید. این جا فقط آن قسمتی از حدیث ذکر می شود که به عقل نظری اشاره دارد و قسمت دیگر در عقل عملی ذکر خواهد شد:
همانا اول و مبدأ و قوت و ساختمان تمام امور که بدون آن هیچ چیز سودمند نیست، عقل است که خدای متعال آن را برای خلق زینت و نور قرار داده است که با عقل بندگان خالقشان را می شناسند و می یابند که آنها مخلوق خدایند، و خدا مدبر آنها است و آنها تدبیر می شوند و درک می کنند که او باقی است و غیر او فانی است. بندگان خدا با عقل از چیزهایی که می بینند از مخلوقات خدا مانند آسمان و زمین و خورشید و ماه و روزو شب استدلال کرده اند که برای خود و این مخلوقات خالق و مدبری است.155
در این روایت امام علیهالسلام کارکردهایی را به عقل نسبت داده اند که از وظایف عقل نظری است مانند شناخت خالق بودن خدای متعال و مخلوق بودن بندگان. پی بردن به اینکه کسی هست که امور مخلوقات را تدبیر می کند. شناخت ابدیت وجود پروردگار و فانی بودن غیر او. استدلال بر وجود خدا از چیزهایی که در پیرامون خود مشاهده می کند. این ها کارهایی است مربوط به جنبه نظری عقل. پس می توان گفت که در این قسمت از روایت، امام علیهالسلام کارکردهای عقل نظری را بیان نموده اند. همانطور که در قسمت دیگر روایت که در بخش عقل عملی ذکر خواهد شد، به بیان کارکرد عقل عملی پرداخته اند.
بخش دوم: عقل عملی در روایات
در احادیث جنبه های مختلف عقل عملی بیان شده است لذا می توان احادیث مربوط به عقل عملی را در چند گروه دسته بندی کرد.
الف. روایاتی که آثاری مانند حلم، کمال نفس، خوبی ها، ترک گناهان، بهشت، رضایت خداوند وغیره را برای عقل ذکر کرده است:
حضرت امیر علیه السّلام در کلام گهربارشان می فرماید:
بالعقل‏ كمال‏ النّفس156
کمال نفس با عقل قابل دسترسی است.
انسان هر چه در مسیر هدفی که خدای متعال انسانها را برای آن، خلق نموده است، قرار گیرد، بیشتر به سوی کمال خواهد رسید و آن مسیر تعبد و بندگی عاقلانه در برابر خدای منان است.
حضرت امام کاظم علیه السّلام در خطاب به هشام به جنبه دیگر عقل عملی اشاره نموده می فرماید:
ای هشام همانا عقلاء بیش از نیاز، لذت های دنیوی را ترک گفتند چه برسد به گناهان و نیز خردمندان از دنیا روی گردانده در آخرت راغب شدند.157
شارحین واژه “فضول” را بر مباح و مکروه از احکام خمسه، حمل کرده اند و ذنوب را بر محرمات.158 وقتی که این دو مطلب معلوم شد، در تعریف عقل عملی دانستهایم که بعضی از اندیشمندان ترک محرمات و انجام واجبات را به عقل عملی نسبت می دهند. پس از این جهت می توان گفت که این روایت عقل عملی را بیان می کند.
هنگامی که راوی از امام صادق علیه السّلام راجع به عقل سوال می کند
قُلْتُ لَهُ مَا الْعَقْلُ؟
عقل چیست؟
امام علیه السّلام در پاسخ می فرماید:
قَالَ مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمَنُ وَ اكْتُسِبَ‏ بِهِ‏ الْجِنَان‏159
عقل چیزی است که با آن عبادت رحمن انجام می شود و جنت بوسیله آن بدست می آید.
میرداماد کلمه “عبد به” با “عرف به” شرح کرده می فرماید: امام علیه السّلام با این جمله به کمال قوه نظری اشاره فرموده است و با جمله بعدی این حدیث شریف به کمال قوه عملیه اشاره فرموده است.160
ملا صدرا در شرح این حدیث به بیان معانی گوناگون عقل پرداخته می فرماید:
نفس انسان دو نوع قوة تعقل دارد، که اجزاء نفس محسوب می شود. یکی از آن دو جزئی است که از مبادی علوم ومعارف عالیه منفعل شده، سبب ایمان به خدای متعال و روز قیامت می شود و دیگری جزء عملی است که وفق آراء و علومی که عمل به واجبات و اجتناب از محرمات را اقتضا می کند، عمل می کند.161
سپس در ادامه می فرماید؛ عقل که در حدیث شریف ذکر شده، به معنای سرعت تعقل و جودة الرویه است و این قوه در انسان خوب، در امور دین و معرفت آنها به کار گرفته می شود و کارهایی که باید انجام داد یا از آن ها پرهیز کرد، را درک می کند ولی اگر در انسان دنیا پرست باشد، سبب فساد و کجروی و اضطراب می شود که جمهور مردم به آن عقل اطلاق می کنند و اهل حق آن را شیطنت و نکراء نامگذاری کرده اند. لذا است که امام علیه السّلام همین جزء نفس را وسیله عبادت و حصول بهشت قرار داد ولی در معاویه همین را به شیطنت و نکراء معرفی فرمود.162
طبق این شرح منظور از عقل در این حدیث قوهای است که سبب کارهای خوب و پسندیده می شود که بر آن عقل عملی اطلاق شده است.
استاد جوادی آملی درباره این حدیث می نویسد: که امام صادق علیه السّلام در این حدیث عقل عملی را تعریف کرده است.163
گرهبان و عقد بند میان عصارة قضیه و قلب انسان فقط عقل عملی است همانطور که امام صادق علیه السّلام فرموده است؛ عقل چیزی است که بوسیله آن عبادت خدا انجام می شود و حصول جنت امکان پذیر است.164 چون آنچه به جزم علمی برمی گردد، بر عهده عقل نظری است و آنچه به جزم عملی برمی گردد، بر عهده عقل عملی است خواه از قبیل است و نیست باشد یا از قبیل باید و نباید باشد.165
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم در وصیتی به حضرت علی علیه السّلام می فرماید:
ای علی عقل همان چیزی است که به وسیله آن بهشت حاصل می شود و به رضایت خدای رحمن می رسیم. 166
ب. در برخی از روایات عقل را درک کننده خوبی و بدی ها معرفی کرده است در واقع این روایات اشاره به عقل عملی دارد چون بعضی از اندیشمندان نیز عقل عملی را به این معنا حمل کرده اند.
در روایتی پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم می فرماید:
هنگامی که انسان به حد بلوغ می رسد پرده ی از انسان برداشته می شود در این لحظه نوری در قلب این انسان واقع می شود پس از آن واجبات و مستحبات، خوب و بد را می فهمد و عقل در قلب انسان مانند چراغ در خانه است. 167‏
در این حدیث شریف نیز فهمیدن خوب و بد به عقل نسبت داده شده است که بعضیها عقل عملی را به این معنا اطلاق کرده اند.
حضرت علی علیه السّلام نیز در تعریف عاقل می فرماید:
عاقل کسی است که بهترین شرها را بشناسد.168
گاهی برای انسان پیش می آید که گرفتار می شود بین دو شر و برانتخاب یکی از آنها مجبور است. انسان عاقل آن یکی را انتخاب می کند که کمتر مفسده داشته باشند. یعنی قدرت انتخاب بد و رها کردن بدتر را داشته باشد این کار از جنبه عملی عقل است.
امام صادق علیه السّلام می فرماید:
این عقل است که بوسیله آن انسان حسن را از قبیح می شناسد. 169
به اتفاق اکثر اندیشمندان، تشخیص حسن و قبح کارها از وظیفه عقل عملی است پس این حدیث نیز به معنای فهم و درک برای عقل عملی دلالت دارد.
در جای دیگر آنحضرت در مقام توضیح آثار عقل می فرماید:
عاقل بخاطر راهنمایی عقل که خدا استحکام، زیبایی و روشنگری انسان را وابسته به آن کرده است، درمی یابد که وجود باری تعالی حق است و خدا را پروردگار خویش می داند و می داند که نیز بعضی چیزها نزد خدا پسندیده است و بعضی دیگر ناپسند. برخی از کارها اطاعت خدا محسوب می شود و بعضی از کارها معصیت پروردگار. 170
اینجا نیز امام علیه السّلام علم و آگاهی نسبت به محبوبیت و کراهیت ، اطاعت و معصیت پروردگار را از کارهای عقل شمرده است که از وظایف عقل عملی است و در صدر حدیث شناخت وجود باری تعالی و باقی بودن و فانی بودن غیر او را به عقل نسبت داده بودند، که این کارها بر عهده عقل نظری بود از اینجا می فهمیم که در صدر روایت عقل نظری را بیان نموده و در ذیل آن به عقل عملی پرداخته اند.
ج. دسته دیگری از روایات داریم که عقل را به عنوان قوة امر و نهی کننده، معرفی می کند :
در این مورد امیر مومنان علی علیه السّلام می فرماید:
این عقل تو دستور کارهای سودمند می دهد171.
درو اندیش بر پایه عقل خود را از هر پستی دور نگه می دارد.172
یعنی عقل انسان را از هر پستی و زشتی منع می کند و از گمراهی نجاتش می دهد که وظیفه حجت و رسول باطنی است.
در قلب انسان خیالات زشت خطور می کند و این عقل است که انسان را از آن ها باز می دارد.173
امام حسن علیه السّلام راجع به جنبه جلوگیری عقل می فرماید:
(ای مردم) بدانید عقل بازدارنده است. 174
ملاحظه کردن روایاتی که این جا از معصومین علیم السلام نقل گردید، ما را به این مطلب رهنمون می شود که در روایات عقل جنبه امر کننده به کارهای خوب و نهی کننده از کارهای بد را دارد که طبق یکی از تفساسیر عقل عملی بر این معنا اطلاق می شود، پس این روایات نیز دلالت بر عقل عملی دارد.
د. در برخی از روایات نیز عقل بر انجام کارهاي خوب و ترک اعمال زشت اطلاق شده است.
در یک روایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم وقتی سوال شد که عقل چیست آنحضرت در پاسخ فرمودند:
عقل، عمل کردن به اطاعت خدای متعال است و عقلا کسانی هستند که عمل کنندگان به اوامر الهی باشند.175
و از امیرالمؤمنین نقل شده که آنحضرت فرمود:
عقل حفظ کردن تجربه های بدست آمده است. 176
در شرح این حدیث آمده است که عاقل کسی است که تجربه های بدست آورده را در خاطر خود نگاه می دارد تا در هنگام ضرورت آن را به کار برد،یعنی از کاری که متضرر شده باشد از نظیر آن اجتناب کند و از کاری که منتفع شده در امثال آن نیز آن را اختیار نمایند.177
از توضیح این حدیث شریف دلالتش بر عقل عملی برای ما روشن شد چون عمل کردن به کارهای سود مند و پرهیز از کارهای مضر به عنوان عقل معرفی شده که جنبه عقل عملی است.
2-2-3- جمع بندی
در این گفتار اقسام عقل در دو محور بررسی شد. در محور اول اقسام عقل از نظر حکما بیان شد که یکی از تقسیماتی که آنها برای عقل ذکر نمودند تقسیم عقل به نظری و عملی است و سه تفسیر در سخنان اندیشمندان برای عقل نظری و عقل عملی یافت می شود که معروف ترین آنها این است که آن قوهای که هست و نیستها را درک می کند، عقل نظری است و قوهای که باید و نبایدهای رفتاری را می یابد، عقل عملی است. و در محور دوم این گفتار تقسیم عقل از نظر روایات بررسی شد و معلوم شد که روایاتی از حضرات معصومین علیهمالسلام رسیده است که می توان تقسیم عقل به نظری و عملی را از آنها استخراج کرد و روایاتی که دربارة عقل عملی وجود دارند، چهار دسته اند. دسته اول روایاتی که عقل عملی را سبب کمال نفس و فضائل اخلاقی می دانند. دستة دوم روایاتی است که عقل عملی را مدرک خیر و شر معرفی می کند. دستة سوم روایاتی است که عقل عملی را امر کننده به خوبیها و منع کننده از بدی ها دانسته است. چهارمین دسته روایاتی است که عقل عملی به معنای انجام کارهای خوب و ترک اعمال زشت اطلاق شده است.
اگر در بحث فلسفی و روایی این بخش دقت کنیم به این نتیجه می رسیم که دو تفسیر از تفاسیر سه گانه عقل عملی در روایات نیز بیان شده است چون در برخی از روایات عقل عملی مدرک خیر و شر معرفی شده است که این مطلب بر تفسیر کسانی از حکماء تطبیق می کند که عقل عملی را مدرک باید و نبایدها می داند. دسته دیگری از روایات عقل عملی را بعنوان امر کننده به خوبیها و نهی کننده از بدیها معرفی کرده است و می توان تفسیر برخی از حکماء که عقل عملی را فقط محرک می داند،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره باید و نباید، جوادی آملی، امام سجاد، مبدأ و معاد Next Entries پایان نامه درباره باید و نباید، خواجه نصیر، حسن و قبح افعال، حسن و قبح