پایان نامه درباره امام صادق، اصل برائت

دانلود پایان نامه ارشد

که اين کار، سبب انجام عمل حرام، مانند استمناء و … نشود . دليل جايز بودن اين گونه باروري، آن است که نطفه از مني و تخمک زوجين بسته شده و تنها لقاح از راه معمول نبوده است و دليلي براي حرام بودن اين شيوه لقاح، وجود ندارد و نيز اصل برائت شرعي و عقلي، بر جايز بودن آن دلالت دارد 131.
محمد يزدي و سيد محمد صادق روحاني، هر دو در زمينه هاي باروري هاي مصنوعي و حکم فقهي آن تلقيح مصنوعي با اسپرم شوهر را جايز مي دانند 132.
صورت ديگر اين نوع تلقيح ؛ اخذ اسپرم و تخمک زن و شوهر و ترکيب آن در آزمايشگاه و قرار دادن آن در رحم همان زن يا همسر ديگر آن مرد مي باشد که دليل بر حرمت هيچ يک از فرضهاي اين صورت نداريم و لذا با شک در حرمت آنها، اصل برائت جاري مي شود . البته تنها در مورد خود اين فروض، برائت جاري مي شود .133
در اين مورد صانعي در مسئله ديگر چنين مي فرمايد : ” هر گاه تخمدان زن قدرت آزاد کردن و وارد کردن تخمک به داخل لوله را نداشته باشد در اين صورت جايز است که با عمل جراحي تخمک را از شکم بيرون آورده و در خارج آن را با اسپرم شوهر مخلوط نموده و سپس به رحم زن وارد نمايند “.134
برخي از حقوقدانان برجسته معتقدند : اشاره قانون به نزديکي زن و شوهر ناظر به راه متعارف و عادي ايجاد جنين است و از آن بر نمي آيد که نزديکي را وسيله منحصر مشروع ساختن نسب قرار داده باشد و به اين دليل هم، در مشروع بودن نسب طفلي که در اثر تفخيذ يا ساير تماسهاي بدني بين زن و شوهر ايجاد شده باشد ترديد وجود ندارد . در نتيجه اينکه در تلقيح مصنوعي رابطه زوجيت بين زن و مردي که پدر و مادر او محسوب مي شوند وجود دارد و طفل نيز بنا به فرض ما از ترکيب نطفه هاي اين دو ايجاد شده است ؛ سپس بايد به وسيله انزال را از ياد برد و با تحقق اين شرايط، نسب را مشروع دانست 135.
در عين حال برخي از فقها چون بروجردي و ميلاني اين مورد را محل اشکال و تامل دانسته اند136 .
ولي چون نظر اين عده از فقها در اقليت مي باشد مجالي براي پرداختن به طرح مسائل و استدلالهاي آنها نمي باشد .
بنابراين، با توجه به فتاوي صادره و آراي فقها و حقوقدانان برجسته و با جمع بندي آنها به نظر مي رسد، اين عمل چه در داخل رحم زن انجام پذيرد و چه در محيط خارج از رحم و آزمايشگاه بلااشکال بوده و اگر عده اي جواز به کارگيري اين روش را مورد ترديد قرار داده اند، احتمالاً به جهت بيم از ارتکاب پاره اي امور مقدماتي حرام نظير اخذ از زن توسط مرد نامحرم و يا اخذ اسپرم به روش غير مجاز بوده وگرنه هيچ دليلي برحرمت اين عمل به نظر نمي رسد.
مبحث دوم: بررسي وضعيت فقهي و حقوقي تلقيح اسپرم مرد به رحم زن نامحرم
در برخي موارد نطفه شوهر قدرت بارور کردن زوجه را ندارد و يا شوهر اصولاً فاقد اسپرم مي باشد و يا دستگاه اسپرم ساز مرد داراي نواقص و معايبي است که سبب عقيم شدن وي مي گردد، در اين موارد تلقيح مصنوعي با نطفه شوهر امکان پذير نيست و تنها راه حل موجود استفاده از اسپرم مرد بيگانه براي لقاح مصنوعي و بارور نمودن زن ممکن مي شود . (A.I.D) که در اين فرض مسائلي قابل طرح است که آيا اصولاً تلقيح مصنوعي با اسپرم بيگانه جايز است يا خير ؟ وضع حقوقي آن چگونه است و نيز مشروعيت و قابليت انتساب طفل به دنيا آمده ناشي از اين عمل چگونه است ؟ اين مورد نيز از شبهات بدوي تحريمي است و در مورد آن نيز، برائت شرعي و عقلي جاري مي گردد، اگر چه رعايت احتياط، موجب حفظ و تحصيل واقع مي شود و بدون استناد آن به شارع در همه موارد نيکوست. اما در کتاب سنت عموماتي است که برخي از آنها به گونه اي بر حرمت اين قسم ؛ دلالت دارد که شايسته بررسي است و نيز موافقان اندکي دارد که به خلاصه اي از آنها مي پردازيم .
گفتار يکم : استناد به آيات قرآن
قرآن کريم، که مهمترين و مستندترين منبع احکام به شمار مي آيد در ابتدا بايد معيار قرار گيرد :
” قد افلح المومنون … والذين هم لفرجوهم حافظون، الا علي ازواجهم او ما ملکت ايمانهم فانهم غير ملومين، فمن ابتغي وراء ذلک فأولئک هم العادون “137 يعني همانا اهل ايمان به رستگاري رسيدند… آنانکه فروج و اندامشان را از عمل حرام نگه ميدارند مگر بر جفتهاشان يا کنيزان ملکي متصرف آنها که هيچگونه ملامتي (در مباشرت اين زنان ) بر آنها نيست . بنابر جمله ” فمن ابتغي …. ” هر عمل منافي با حفظ فرج، تعدي و تجاوز از حدود شرعي است، مگر اينکه از راه ازدواج يا ملک شرعي انجام گيرد. اشکال اين استدلال نيز اين است که: آنچه بطور ارتکازي از ” حفظ فرج ” متبادر مي شود، نگهداري آن از آميزش است و منظور از حفظ فرج نيز ممکن است نگاه کردن باشد 138.
در آيه ي ديگر آمده : ” حرمت عليکم امهاتکم و بناتکم …. و حلائل ابنائکم الذين من اصلابکم و ان تجمعوا بين الاختين الا ما قد سلف ان الله کان غفوراً رحيماً “139. با توجه به اينکه تکليف (حرمت)، تنها به افعال تعلق مي گيرد نه امهات و بنات، ناچار بايد در اينجا فعلي را در تقدير بگيريم و چون حذف متعلق مفيد عموم است، فعل مقدر به گونه اي بايد باشد که تلقيح را نيز شامل شود، روشن است که اراده چنين عمومي، صحيح نيست، زيرا موجب تخصيص اکثر مي شود. بنابراين، بايد فعلي را که در نظرگاه عرف مناسب اين مقام است در تقدير گرفت وآن آميزش است. جمله ” و ان تجمعوا بين الاختين ” در آخر آيه نيز، گواه اين مطلب است .
در آيه 30 از سوره مبارکه نور آمده است: ” قل للمومنات يغضضن من ابصارهن و يحفظن فروجهن “، يعني اي پيامبر به زنان مومنه بگو که چشمهاي خود را فرو پوشانند و فروج خويش را نگه دارند . اين آيه شريفه به حفظ فروج امر نموده است و چون متعلق حفظ در اين آيه بيان نشده است و عدم ذکر متعلق نيز افاده عموم مي نمايد، مقتضي آيه کريمه لزوم حفظ از هر چيز، حتي تلقيح مصنوعي است .از اين رو، مدلول آيه مزبور منحصر به حفظ فرج از نزديکي يا مقاربت نامشروع نيست، بلکه ساير انواع روابط نامشروع از قبيل مساحقه و تفخيذ … را نيز شامل است که تلقيح مصنوعي نيز از آن موارد مي باشد140
با توجه به آيات فوق و با نظر به تفاسير مختلف که از اين آيات صورت گرفته مشخص مي شود که بر اساس آيات قرآن کريم، اصل و قاعده اساسي و اوليه درباره اعمال مربوط به فرج ها، وجوب حفظ آنها از همه کس و همه گونه اعمال است . در قرآن و احاديث درباره اين قاعده فقط يک استثناء وجود دارد که آنهم در سوره مومنون وارد شده، و همسر و کنيز را ذيل حکومت اين قاعده عمومي خارج نموده است يعني هر گونه اعمال مربوط به فروج که بين مردي که با همسر و کنيزش نباشد حرام است، مگر اينکه مخصص و دليل ديگري که مورد قبول شرع است يافت شود که بتواند عموم اين آيات را تخصيص دهد .141
به عبارت ديگر، مخالفان با توجه به آيات مذکور عقيده دارند که هر عملي که با حفظ فروج منافات داشته باشد، تجاوز از حدود مقررات شرعي است و با نبود رابطه زوجيت و يا فقدان اجازه شرعي و قانوني، هر گونه عملي در فرج از جمله تلقيح مصنوعي مجاز نمي باشد. ممکن است با توجه به آيه 30 از سوره مبارکه نور گفته شود که اگر شوهر که محرم تمام بدن زوجه خويش است و يا خود زوجه عمل تلقيح را انجام و نطفه مرد اجنبي را در رحم قرار دارد مشمول آيه مبارکه از آيه 30 سوره نور نشود 142. ولي مخالفان در پاسخ مي گويند که ” حفظ فرج ” از ادخال نطفه اجنبي هر چند توسط شوهر يا خود زن باشد از لوازم و شئونات حفظ از غير است و از اين رو، اطلاق حفظ از غير، مقتضي حرمت ادخال نطفه غير شوهر به رحم زن است143.
نظر مفسرين اهل سنت نيز در مورد آيات فوق عدم جواز به اين عمل است و اين ديدگاه است که آيه شريفه نور امر به ستر و پوشاندن فروج مي نمايد .
گفتار دوم : استناد به پاره اي از روايات
دليل ديگر بر حرمت اين عمل رواياتي هستند که دلالت بر حرمت انزال در فرج زني است که بر او حرام مي باشد که عبارتند از :
-علي بن سالم از امام صادق (ع) روايت کرده است : ” ان اشد الناس عذاباً يوم القيامه رجل اقر نطفته في رحم يحرم عليه “144 يعني بزرگترين عذاب در روز قيامت براي مردي است که نطفه خود را در رحم زني که بر او حرام است قرار دهد. راغب در مفردات در تعريف ” نطفه ” مي گويد: الماء الصافي و يعبر بها عن ماء الرجل .” نطفه به معني آب زلال است و گاهي به آب مرد [مني ] نطفه گفته مي شود”. بي شک، مراد از نطفه در حديث ياد شده، همين معني اخير است، چون به ضميري که مرجع آن مذکر است، اضافه شده است. ظاهر حديث اين است که آنچه مورد منع است ريختن آب مرد در رحمي است که بر او حرام است، و در اين جهت، به حسب عرف،مباشرت دخالتي ندارد. به همين دليل، فقها با استدلال به اين حديث، عزل [ بيرون ريختن مني از رحم ] را بر زناکار واجب دانسته اند. چون از حديث معلوم مي شود که علاوه بر عمل آميزش، ريختن نطفه در رحم، خود حرامي ديگر است. اشکال نشود که غلبه خارجي اقتضاء مي کند که ” اقرار نطفه ” به آنچه که متعارف است [ريختن نطفه به صورت مباشرت ] منصرف گردد، زيرا اولاً ، غلبه خارجي به تنهايي موجب انصراف نمي شود. ثانياًٌ، معلق ساختن حرمت بر ريختن نطفه، دلالت مي کند که ريخته شدن نطفه از رحم نامحرم به خودي خود، حرام و مغبوض شارع است، هر چند که با ابزاري حلال مانند دست شوهر يا دست خود زن انجام شود145.
-حديث مرسل صدوق که پيامبر (ص) فرمودند : ” لن يعمل ابن آدم عملاً اعظم عند الله عزوجل من رجل قتل نبياً او اماماً او هدم الکعبه التي جعلها الله قلبه لعباده او افرغ مائه امرأه حراماً “146 يعني در ميان کارهايي که بني آدم انجام مي دهد کاري بدتر و گرانتر بر خداوند عزوجل، از کشتن پيامبر يا امام يا خراب کردن کعبه که خداوند آن را براي بندگانش قبله قرار داده است يا ريختن مني توسط مرد در رحم زني که بر وي حرام است نمي باشد.
-روايات عمار بن موسي ساباطي از امام صادق عليه السلام : ” ان ابي عبدالله (ع) في الرجل ينکح بهيمه او يدلک فقال (ع) کل ما انزل به الرجل ماء من هذا و شبهه فهو زنا …..”147.
يعني تمام اعمالي که مرد در آن اعمال مني خود را خارج مي کند مانند استمنا يا در جايي مي ريزد که بر او حلال نشده است مانند فرج حيوانات و امثال اين موارد، همگي در حکم زنا بوده و حرام است.
-روايت ديگر از امام صادق (ع) است: در روايت اسحاق بن عمار ” الزنا شر او شرب الخمر و کيف صافي شرب الخمر ثمانون و في الزنا ماه ؟ فقال يا اسحاق الحد و احد ولکن زيد هندالتضعيه النطفه ولوضعه اياها في غير موضعه الذي أمره الله، عزوجل”148.
از امام صادق (ع) سوال شد که زنا بدتر است يا شرب خمر و چرا حد شرب خمر هشتاد تازيانه و حد زنا صد تازيانه قرار داده شده ؟ امام (ع) فرمود : اي اسحاق حد هر دو يکسان است، ولي چون زنا موجب مي شود که نطفه ضايع گرديده و در غير جايگاهي که خداوند امر فرموده، قرار گيرد، حد آن زيادتر شده است. با توجه به اين احاديث و روايات و روايات متعدد ديگري که در اين تحقيق، مجال پرداختن و بحث کردن نسبت به همه آنها نيست، نظر مخالفان با تلقيح مصنوعي توسط شخص بيگانه بر اين است که قرار دادن نطفه مرد به هر طريق در اندام تناسلي و رحم زن بيگانه، حرام اعلام شده است خواه تزريق اسپرم منجر به حاملگي شود يا نشود . شايد بتوان گفت که اين روايات و احاديث مزبور ظاهراً دلالت دارند بر مقاربت و نزديکي غير مشروع زن و مردي که رابطه زوجيت بين آنان وجود ندارد و در رابطه با بحث مورد نظر، مصداق نداشته باشند .

گفتار سوم : نظريات فقها و علماي حقوق
در ارتباط با تلقيح مصنوعي توسط اسپرم مرد بيگانه نظريات و مباحث متعدد و گوناگوني از سوي بزرگان حقوق و همچنين فقها و آيات عظام که نظريات اکثر آنها با توجه به آيات وارده و روايات متعدده، مخالف با عمل A.I.D149 مي باشد.
بروجردي چنين ميفرمايند:”آنچه از مفاهيم ادله و بعضي مناطيق آن استفاده ميشود اين است که تلقيح مصنوعي مرداجنبي بر زن اجنبيه خواه داراي زوج باشد يا نباشد حرام است و در بعضيصور آن احکام ولدالزنا ثابت است و در بعضي صوراحکام ولدشبهه، و اما تلقيحمني زوج به زوجه محل تامل و اشکال است”150
همچنين، خويي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره منابع معتبر Next Entries پایان نامه درباره اصل برائت