پایان نامه درباره الهیات مسیحی، قصه های قرآن، سینمای هالیوود

دانلود پایان نامه ارشد

کتاب قصه ی هزار و یک شب مورد بررسی قرار می گیرد و ریخت شناسی کهن الگویی قصه در هشت مولفه اصلی بیان می شود (حسینی 1382، 30-38):
1- حادثه، محور قصه است.
2- آموزش زیربنای قصه است.
3- قطعیت قصه.
4- قصه تیپ گراست.
5- قصه متکی به اطلاعات خارج از متنی است.
6- روایت قصه خطی است.
7- قهرمانان قصه همسانند.
8- قصه ها ضمن روایت قصه، در قصه استقلال خود ار حفظ می کنند.
در فصل های دیگر نویسنده دوازده قصه قرآنی را مورد بررسی قرار می دهد تا ساختارهای بنیادین قصه های قرآنی را به کمک عناصر ساختار داستان کشف کند؛ هدفی که به آن دست نیافته است چرا که به نظر می رسد به تکرار قصه ها بسنده شده و از طرفی جمع بندی کاملی از قصه های قرآنی داده نشده است.
در آخر مقاله ای به کتاب اضافه شده که روش قصه پردازی قرآن را بیان می کند. این اثر می تواند نخستین قدم در این زمینه باشد.

• درآمدی بر ساختار روایت دینی، غلامرضا یوسف زاده، 1387
مرکز پژوهشهای صدا و سیما واحد قم، این کتاب را به چاپ رسانده است. غلامرضا یوسف زاده با الگو قرار دادن ساختار اسطوره ای سفر قهرمان، ساختار سفر سالک الی الله را به عنوان ساختار روایت داستانی دینی معرفی کرده است. این تحقیق برای رسیدن به فرمی که منتهی به فیلمنامه دینی شود مورد توجه قرار گرفته است.

• یادداشتی بر خصوصیات قصه دینی و ارتباط آن با فیلمنامه دینی، حسن حسینی.
نشریه «دیدگاه سینما» در شماره 2و3 مجموع این مقاله را به چاپ رسانده است. حسینی با این پیش فرض که نمی خواهد قصه دینی و قصص قرآن را با ملاک و ارزش های قصه نویسی رایج غرب بررسی کند بیان می کند که اصل قرار گرفتن قصص قرآن و قصه های قرآنی مورد بررسی قرار می گیرد. ایشان به دنبال راهی برای استخراج اصول قصه های قرآنی و استفاده از این اصول، در خلق قصه نویسی دینی و فیلمنامه دینی است.

• چالش هاي فراروي نويسنده در خلق داستان ديني، کامران محمدی. 1388
این مقاله را همشهری در شماره 23 فروردین 1388 به چاپ رسانده است. محمدی در این مقاله با پرداختن به سهم هر کدام از مولفه های داستان در دستیابی به داستانی دینی می پردازد. او سهم زیادی را برای شخص نویسنده داستان قائل می شود و معتقد است در نهایت ناخودآگاه نویسنده است که آثار را به خروجی می رساند.
محمدی چهار سطح مختلف را در شکل گیری نهایی ادبیات بر می شمارد:
1- ادبیات در سطح زبان
2- ادبیات در سطح ساختار
3- ادبیات در سطح پرداخت
4- ادبیات در سطح شناخت
در نهایت متن ادبی را حاصل درهم تنیدگی غیر قابل تقسیم تمام این جنبه ها می داند.
مانند اکثر تحقیقات در این زمینه باز به یک الگو و ساختار مناسب قابل تکیه برای خلق داستان دینی نمی رسد.

• آیین برنامه سازی درباره تاریخ مقدس، تقی ربانی، 1389
مرکز پژوهشهای سازمان صدا و سیما، این کتاب را به چاپ رسانده است. نویسنده در این پژوهش ضمن ارائه مباحث در زمینه فلسفه تاریخ بشری، به نقش دین و پیامبران الهی(علیهم السلام) در تاریخ بشری اشاره و در کنار آن، تفاوت فیلمنامه‌ با واقعیت‌های تاریخی را بیان می‌کند.
آنچه در این اثر مطرح می‌شود، تعریفی از سینمای دینی و جایگاه تخیل در فیلم ‌های مذهبی، پرسوناژ، جایگاه زنان در فیلم‌های تاریخی ـ مذهبی و شخصیت‌ های تخیلی در فیلم‌ نامه‌ها است. بخش ‌های پایانی این کتاب نیز به مطالبی درباره عوامل گیرایی در فیلم‌ های تاریخی ـ مذهبی، محدوده تخیل و خیال و حد مجاز تخیل در فیلم اختصاص دارد. ربانی در این پژوهش به بررسی آثار تاریخی و بویژه آثار تاریخی-مذهبی این سال های تلویزیون پرداخته است. در باب روایت دینی این تحقیق آنچنان مورد توجه نیست. ربانی در مصاحبه با نویسندگان و سازندگان این آثار سعی کرده دیدگاه های متفاوت در این زمینه را بررسی کند.

• مفاهیم مذهبی و کلامی در سینما، برایا پی. استون، 1383
این کتاب با ترجمه امید نیک فرجام در انتشارات بنیاد سینمای فارابی به چاپ رسیده است. برایان پی. استون در مدرسه الهیات دانشگاه بوستون در ماساچوستس ایالات متحد استاد الهیات مسیحی است.
برایان استون در این کتاب برای به تصویر کشیدن مفاهیم بنیادین الهیات و چگونگی رخ نمودن آن ها در فرهنگ عامه از فیلم های معروف و کلماتی از اعتقادنامه رسولان بهره گرفته است. بخش های «پرسش برای بحث» و «فیلم های مرتبط» در انتهای هر فصل از این کتاب منبعی کارآمد برای نشست ها و بحث و بررسی های گروهی است.
او معتقد است: “پیوند زدن ایمان و الهیات مسیحی با هنر چیز جدیدی نیست. تکیه کردن مسیحیان به هنر به منظور انجام وظایف دینی و شهادت دادن به ایمان خود تاریخی غنی دارد. برای نمونه کافی است کاتدرال های عظیم قرون وسطا را در نظر بگیرید که تلاش می کردند به واسطه شیشه های رنگی، دیوارنگاره های زیبا، سقف های مزین و طاق های رفیع حقیقت مسیحیت را به بیان در آورند. معماری، وضعیت صوتی تالارها، کاربرد دقیق نور و سایه و حتی بوی عود، همگی حکم ابزاری را داشته اند، برای برقرار کردن با کلام مقدس.” (استون، 1383: 6) و در کارآمدی کتابش می نویسد: “یکی از ایده های این کتاب این است که این عشق را می توان به فرصتی تازه برای آموزش دادن، تصویر کردن و غنا بخشیدن به ایمان مسیحی تبدیل کرد.” (استون، 1383: 10)
البته باید به این نکته توجه کرد که نگاه حاکم بر اکثر قریب به اتفاق آثاری که مورد تحلیل قرار گرفته اند و همچنین دریافت خود برایان استون مسیح باوری است. لذا برخی برداشت ها و تحلیل ها وی با توجه به آن دسته از متن های مسیحی قابل درک است و چه بسا برخی موضوعات مطرح شده با آموزه های دین مبین اسلام تناقض داشته باشد.

2-2 چارچوب نظری تحقیق

2-2-1 سینمای دینی از دیدگاه برایان پی. استون
باید گفت سینما به عنوان مؤثرترین هنر انسان معاصر توانسته است حوزه های کشف و تأثیرگذاری خود را به گونه ای گسترش دهد که تحلیل و بررسی قرن اخیر، منهای سینما أمری محال به نظر آید.
آثاری در سینما متولد شده اند که می توان بنفسه آن ها را به عنوان یک اثر سیاسی، فلسفی، کلامی، جامعه شناسی و حتی دینی مورد نقد و بررسی قرار داد. این یک امر پذیرفته شده در میان منتقدان دهه های اخیر است که یک اثر را فارغ از انگیزه های سازنده آن مورد تحلیل و بررسی قرار می دهند تا به لایه های آشکار و پنهان آن دست یابند. گاهی از تاثیر یک فیلم بر مخاطب و استنباطاتی که از آن می شود چیز بیشتری دستگیر منتقدان می شود تا اظهارات خود سازنده فیلم؛ لذا از همین روست که امروزه حوزه نقد، قلمرو وسیع تری را در بر می گیرد. این نگاه وسیع به سینما است که انتظارات جدیدی را از هنرمند می طلبد؛ پرداختن به موضوعات و مفاهیمی که گاه ریشه در علوم دیگر دارد توجه جدیدی را به سینما معطوف داشته است. ارزش سینما امروزه نه فقط به خاطر احساسات و ادراکات هنرمند مورد توجه قرار می گیرد بلکه به خاطر چیزی در درون هنرمند که ادراکات او مبتنی بر آن است، اهمیت پیدا می کند. گاه کسانی وارد حوزه سینما شده اند که نیتشان تنها انتقال علومی است که پیش تر در آن عمری را گذرانده اند. کم نیستند کسانی که سایر روش های انتقال مفهوم را برای مقصود مورد نظرشان ناقص دانسته اند و به سراغ سینما آمده اند. در این رویکرد است که کشف تعابیری متفاوت از سینما گسترش پیدا کرده است.
متاسفانه گاهی منتقدین سینمایی درگیر نگاه ساختاری صرف و یا نگاه مفهومی ظاهری به فیلم ها می شوند. در این میان افرادی هستند که سعی کرده اند با بررسی ژرف نگرانه درباره آثار سینمایی بحث کنند. در میان منتقدان خارجی می توان برایان پی.استون را نام برد که در نقدهای خود سعی کرده به عمق محتوایی-مفهومی آثار سینمایی دست یابد.
برایان پی.استون در مدرسه الهیات دانشگاه بوستون در ماساچوستس ایالات متحد، استاد الهیات مسیحی است. از این رو با نگارش کتاب «مفاهیم مذهبی و کلامی در سینما» سعی کرده با بررسی فیلم هایی که به نوعی مرتبط با مذهب و کلام هستند به نسبتی در تلاقی دین و سینما از دیدگاه الهیات دست یابد. وی در این کتاب برای به تصویر کشیدن مفاهیم بنیادین الهیات و چگونگی رخ نمودن آن ها در فرهنگ عامه از فیلم های معروف و کلماتی از اعتقادنامه رسولان بهره گرفته است. برایان استون در این کتاب حضور قلب کشیش، نگاه تیزبین ناقد سینما و ذهن دقیق عالم الهیات را در هم آمیخته است. او مخاطبش را به نگاهی نقادانه به باورها و تعهد های خود دعوت می کند و به پرسش های فیلم های معاصر در مورد خداوند و ایمان می پردازد.
البته باید به این نکته توجه کرد که نگاه حاکم بر اکثر قریب به اتفاق آثاری که مورد تحلیل قرار گرفته اند و همچنین دریافت خود برایان استون، مسیح باوری است. لذا برخی برداشت ها و تحلیل ها وی با توجه به آن دسته از متن های مسیحی قابل درک است و چه بسا برخی موضوعات مطرح شده با آموزه های دین مبین اسلام تناقض داشته باشد.
“پیوند زدن ایمان و الهیات مسیحی با هنر چیز جدیدی نیست. تکیه کردن مسیحیان به هنر به منظور انجام وظایف دینی و شهادت دادن به ایمان خود تاریخی غنی دارد. برای نمونه کافی است کاتدرال های عظیم قرون وسطا را در نظر بگیرید که تلاش می کردند به واسطه شیشه های رنگی، دیوارنگاره های زیبا، سقف های مزین و طاق های رفیع حقیقت مسیحیت را به بیان در آورند. معماری، وضعیت صوتی تالارها، کاربرد دقیق نور و سایه و حتی بوی عود، همگی حکم ابزاری را داشته اند، برای برقرار کردن با کلام مقدس.” (استون، 1383: 6)
برایان استون، خود را بزرگ شده ی فرقه ای محافظه کار از مسیحیت می داند که از آموخته هایشان دوری از سینماست. او نظرات بزرگان کلیسا را در مورد ضرر سینما و صنعت هالیوود را می پذیرد اما دوری جستن همه مسیحیان از این عرصه را خطایی بزرگ می داند. “سینما شمشیری دو لبه است. به ما کمک می کند چیزی را ببینیم که ممکن است نتوانیم ببینیم، اما از سوی دیگر به مامی گوید چه چیز را ببینیم و چگونه ببینیم. شاید حق با فرقه من بود!…. اما این نکته به این معنی نیست که دوری کردن مطلق مسیحیان می تواند واکنش مناسبی به سینما باشد.” (استون، 1383: 9) او هم کیشان خود را به نقد کشاندن سینما دعوت می کند و دوری همراه با سکوت را راه خوبی در مقابل پدیده سینما نمی داند. استون، هالیوود را به نقد می کشد و به این نکته می پردازد که چگونه هنوز که هنوز است در سینمای هالیوود تنها فرهنگ سفیدپوستان است که هنجار به شمار می رود؛ یا چگونه است که مصرف و مادی گرایی طبیعی قلمداد می شود؟! چگونه ایمان مذهبی به حاشیه رانده شده و به کاریکاتور کاهش داده شده است؟! چگونه زن ها هیچ نقشی در فیلم ها ندارند جز کالایی برای ماجراجویی؟! او بر این باور است که سینمای هالیوود به صورت مستقیم به درستیِ مفاهیمی چون نژاد پرستی، تبعیض جنسی و بیگانه ستیزی نمی پردازد بلکه با نمایش مکرر آن ها بر پرده سینما سعی در طبیعی جلوه دادنشان دارد.
“امروزه در جامعه ما هیچ فرد، ماهیت، سازمان، نهاد یا قدرتی نیست که در شکل دادن به ایمان و ارزش ها و رفتار ما بتواند با قدرت تلویزیون و سینما رقابت کند. آموختن زندگی و تفکر مسیحی در زمانه ما مستلزم آموختن استفاده از فرهنگ و رسانه هاست. ما باید هم قدرت تصاویر را بشناسم و هم ابزار کاوش و نقد این تصاویر و موقعیت هایی را بیابیم که با این قدرت به زندگی ما شکل می دهد. یکی از تلویحات این امر این است که رابطه سینما والهیات فقط در این نیست که الهیات از فیلم برای تصویر کردن یا پیشبرد آرای خود استفاده کند. ما به عنوان مسیحیان معتقد باید بر عهده گرفتن مسئولیت بیشتر فیلم را به شکلی مذهبی به کار بگیریم، به بررسی ادعاهای مذهبی آن بپردازیم این ادعایش که واقعیت را بازتاب می دهد به نقد بکشیم. خلاصه آن که میان الهیات مسیحی و سینمای عامه پسند باید دیالوگی مذهبی برقرار شود.” (استون، 1383: 9)
استون، مردم این عصر را عاشق سینما می داند و معتقد است که باید از این فرصت استفاده کرد و می نویسد: “یکی از ایده های این کتاب این است که این عشق را می توان به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سینمای دینی، خودآگاهی، ریخت شناسی Next Entries پایان نامه درباره جوادی آملی، آیت الله جوادی آملی، سینمای دینی