پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، خودآگاهی، اجرایی مرکزی

دانلود پایان نامه ارشد

که رابطهی بین هیجانهای اجتماعی و عملکردهای شناختی را بررسی میکند، حالت شرم بهعنوان پیشبینی کنندهی ناتوانی در عملکردهای حافظهی فعال مشخص شده است (کاوالرا24 و پپه2، 2014).
رایت3، دابسون4 و سرس5 (2014) میگویند “محققانی رابطهی بین توجه، فرایندهای توجه و حالت و صفت اضطراب را تشخیص دادهاند (بک و کلارک، 1997؛ ایستربروک6، 1959). یک چهارچوب نظری که این ارتباطات را شرح میدهد، نظریهی اخیر کنترل توجه است (آیزنک و همکاران، 2007) که از نظریهی اولیهی کارآمدی پردازش (آیزنک و کالو، 1992)، توسعه پیدا کرده است. هردو نظریه فرض میکنند که اضطراب، به کارآمدی عنصر اجرایی مرکزی سیستم حافظهی فعال، آسیب وارد میکند. علاوه براین، نظریهی کنترل توجه فرض میکند که وقتی افراد موقعیت تهدیدکنندهای را تجربه میکنند و احساس اضطراب میکنند، در بسیاری از موارد بر توجهشان تمرکز میکنند؛ بهطوریکه نمایان شدن تهدید بالقوه تسهیل میشود. ادعای دیگر این است که اضطراب، اثر توجه هدفمند را کاهش میدهد و در نتیجه، تاثیر توجه ناشی از تحریک، افزایش مییابد بنابرین تعادل بین این دو سیستم توجهی از بین میرود. پیشبینی میشود که افراد دارای صفت اضطراب بالا نسبت به افراد دارای صفت اضطراب پایین، کنترل توجهی کمتری را تجربه کنند، زیرا به احتمال بیشتری توجه، گرفتار محرک غیرمرتبط میشود (آیزنک و همکاران، 2007).”
کاراس و همکاران (2006) درمییابند، کودکان مبتلا به لکنت ظرفیت کمتری در تنظیم توجهشان نسبت به افراد عادی دارند یا بهعبارت دیگر از توانایی کمتری برای انعطاف پذیری کنترل توجهشان و تغییر توجه زمانیکه نیاز به تغییر آن است، برخوردارند (به نقل از کفالیانوس، 2012). این یافته این فرض را تقویت میکند که ممکن است کانون توجه بزرگسالان مبتلا به لکنت در مقایسه با افراد عادی، متفاوت و درواقع متمرکز برخود باشد.
از طرفی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی هنگام ورود به موقعیتهای هراسناک اجتماعی تمایل دارند، توجهشان را به سمت خود برگردانند و از این رو توجه متمرکز برخود باعث ایجاد تداخل در پردازش اطلاعات میگردد (پاپاجورجیا، 1998؛ به نقل از سوپر و استوپا، 2002).
سوپر و استوپا (2002)، در مقالهای مروری دربارهی تمرکز برخود در هراس اجتماعی و اضطراب اجتماعی، بیان میکنند “با اینکه بهوضوح برخی شواهد بر این اشاره دارند که اضطراب، تفکر و عملکرد میتواند تحت تاثیر تمرکز برخود در برخی موقعیتها قرار بگیرد، شواهد ناسازگار است و مطالعاتی وجود دارد که ارتباط مستقیم کمتری را نشان داده است. بسیاری از مطالعاتی که نقد شدهاند، همبستگی را میسنجند و بنابرین امکان در نظرگرفتن نقشی علّی برای تمرکز برخود وجود ندارد. دیگر مطالعات مفاهیم همپوشی را از قبیل “ارزیابی خودآگاهی” که مشابه تمرکز برخود هستند اما نه از نظر تعریف، استفاده میکنند. برخی مطالعات، شرکتکنندگان را بهجای اضطراب اجتماعی براساس شاخص تعیین میکنند، مانند اضطراب صحبت کردن؛ در حالیکه احتمالا بین گروهها همپوشی وجود دارد، شاخص میتواند به شیوههایی تمایز ایجاد کند. مشکل افزوده این است که تمام مطالعات دربارهی تمرکز بر خود در اضطراب اجتماعی و هراس اجتماعی تحت تاثیر این واقعیت است که برخی درجات خودآگاهی از خویشتن عمومی، به احتمال زیاد بهوسیلهی تکالیف اجتماعی برانگیخته میشود که در دیگر افراد محرکی قوی برای خودآگاهی است (دوال25 و ویکلند2، 1972) و این موضوع حتی به احتمال بیشتری در افراد با اضطراب اجتماعی بالا وجود دارد. شواهد مرتبط در تاریخچهی روانشناختی اجتماعی دربارهی اثرات احتمالی توجه متمرکز برخود بر اضطراب، تفکر و عملکرد اجتماعی اندک و ناسازگار است.”
در مطالعهی مانسل3 (2003)، شواهدی متقاعد کننده مبنی بر ارتباط بین اضطراب اجتماعی و توجه متمرکز برخود بدست آمد. افرادی که دچار اضطراب سخنرانی بودند هنگامی که با تهدید اجتماعی (ایراد سخنرانی) مواجه میشدند، توجهشان را بیشتر به محرکات درونی هدایت میکردند تا محرکات بیرونی.
شولتر و هایمبرگ (2008)، در مطالعهای نشان دادند افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی در تمام مدتی که در موقعیت اجتماعی قرار میگیرند، درگیر هر دو نوع تمرکز بیرونی و درونی میشوند. بنابرین پیشنهاد شده است که تعامل اجتماعی موفق به تعادلی مناسب بین توجه متمرکز برخود و توجه متمرکز بیرونی نیازمند است (ولس4 و متیوز5، 1994).
از نظر تاریخچهی نظری و تجربی، توجه مداوم به عنوان یکی از زیرساختهای کنترل توجه مطرح است (رضا زاده، 2007). الیمان6 و همکاران (1997)، به این نتیجه رسیدهاند که عملکرد در توجه مداوم، بهوسیلهی تفاوتهای فردی در اضطراب تنظیم میشود، این محققان بر این اندیشهاند که تکلیف توجه مداوم، میتواند عملکرد لوب واج شناختی و کارکرد اجرایی مرکزی را ارزیابی کند.
گرچه تحقیقات نشان دادهاند، کودکانی با آسیب ویژهی زبانی، اختلال خواندن و اختلال سرعت گفتار محدودیتهایی را در توجه مداوم بروز میدهند (مورفی و همکاران، 2014)، هیچ مطالعهای توجه مداوم را در بزرگسالان مبتلا به لکنت بررسی نکردهاند. با اینحال مشخص شده کنترل بازداری که عنصر مهم بخش کارکرد اجرایی مرکزی حافظهی فعال است (به نقل از امیر و بومیا، 2011) و با توجه مداوم در ارتباط است (رک26 و هوند2، 2011)، در کودکان مبتلا به لکنت با مشکل روبروست (ایگر3، دنیل4 و وان دن برگ5، 2013). بنابرین بهدلیل رابطهی نزدیک بین حافظهی فعال، توجه و پردازش زبانی (رونبرگ و همکاران، 2004) و با توجه به اینکه افراد مبتلا به لکنت در عملکرد زبانی، تفاوتهای اندکی با اختلالات زبانی دارند (هال و همکاران، 2007)، انتظار میرود در توجه مداوم مانند اختلالات زبانی دچار محدودیت باشند.
از طرفی از آنجا که مبتلایان به اختلال اضطراب اجتماعی در رابطه با عملکرد خود در حضور جمع، دچار اشتغال ذهنی هستند و دایما پیامدهای منفی اشتباهات احتمالی خود را اغراق آمیز تفسیر میکنند، فضای ذهنی آنها درگیر این موضوع بوده و لذا نمیتوانند تمرکز کافی را در تکالیف شناختی داشته و دچار افت در ظرفیتهای شناختی و آسیب در عملکردهای مربوط به آن میشوند (بارلو، 2004).
همانطور که گفتیم حافظه ارتباط نزدیکی با پردازش زبانی دارد (رونبرگ و همکاران، 2004). بنابرین در ادامه با نگاه به جنبهی زبانی لکنت، بهطور دقیقتر به بررسی حافظهی فعال در افراد مبتلا به لکنت میپردازیم.
2-6-1. لکنت به عنوان نقص زبانی
منصوری و تهیدست (1391) میگویند “برخی محققان به بررسی تاثیر عوامل زبان شناختی بر لکنت پرداختهاند. حافظهی فعال از مواردی است که در اثر عوامل زبانی در لکنت مورد بررسی قرار گرفته است. بهعبارت دیگر در حیطهی اختلالات سیالی گفتار، تاکنون مدلهای مختلفی از جمله فرضیهی ترمیم پنهان لکنت، نقش واجشناسی و پردازش واجی را در علت شناسی لکنت مورد توجه قرار دادهاند (هاول6، یانگ7 و ساکین8، 1999؛ بدلی، 2003؛ پوستما9و کولک10، 1993). به علاوه از آنجا که اختلالات واجی بهطور شایع همراه با لکنت به وقوع میپیوندند (آندرسون و واگوویچ، 2010)، بنابرین رد پای وجود مشکل در حافظهی فعال و به ویژه نقایص رمزگذاری واجی در افراد مبتلا به لکنت به چشم میخورد.”
پوستما و کولک تئوری ترمیم پنهان را برای توضیح لکنت از نقطه نظر تولید زبان بیان کردهاند (پوستما و کولک، 1993). آنها معتقد بودند که لکنت و ناروانی طبیعی در نتیجهی پردازش بازبینی داخلی است که ما بهکار میبریم تا مطمئن شویم آنچه تولید کردهایم به طور دقیق همان چیزی بوده است که میخواستیم بگوییم. شاید واضحتر شود اگر تولید زبان را به یک کارخانهی تولید دوچرخه تشبیه کنیم. کارخانه باید کیفیت دوچرخههایش را کنترل کند. برخی از این مراحل کنترل کیفیت در بیرون کارخانه اتفاق میافتد، برخی کنترل کیفیتها نیز در داخل کارخانه انجام میشود، مانند وقتی که کارگران خود کارخانه سوار دوچرخه میشوند و نقایص دوچرخهها را میگویند. درگفتار نیز بازخورد شنیداری همین وظیفه کنترل را انجام میدهد. در زمان تولید گفتار وقتی بازبینی داخلی خطایی را شناسایی میکند، تولید از هم گسیخته میشود و قبل از این که این فرایند ادامه یابد به اصلاح نیاز دارد. پوستما و کولک معتقد هستند که توقف درتولید و فرایند ترمیم، موجب ناروانی در گویندگان دارای لکنت و طبیعی می شود (منصوری و تهیدست، 1391).
با توجه به نظریهی پوستما و کولک، ناروانیهای معمول و شایع (تکرارها، کشیده گوییها و گیرها)، اغلب در نتیجهی تصحیح یا ترمیم خطاهای واج شناختی تشخیص داده شده در طرح آوایی قبل از سخن گفتن به وجود میآیند. وقتی یک خطا شناسایی میشود، تنش عضلانی، تشخیص خطای اتوماتیک و ترمیم شروع میگردد. پوستما و کولک بیان میکنند که افراد دارای لکنت تمایل دارند خطاهای رمزگردانی واج شناختی را بیشتر داشته باشند؛ چرا که آنها در رمزگردانی کندتر عمل میکنند و نسبت به سرعت محاورهای معمول، سرعت گفتاری کند به آنها زمان بیشتری برای رمزگردانی واج شناختی میدهد (پوستما و کولک، 1993؛ گیتار، 2006، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391).
تئوری دیگر توسط پرینس27 و همکاران مطرح شد که لکنت را نقص در تولید زبان میدانستند. آنها دلیل لکنت را ناهماهنگی در درک و محتوای تولید زبان عنوان کردند. محتوای فرازبانشناختی توسط نیمکرهی راست مغز و محتوای زبانشناختی توسط نیمکرهی چپ کنترل میگردد. آنها اضافه کردند که دو عنصر دیگر به این ناهماهنگی اضافه میشود تا ناروانی به لکنت منجر گردد. اول، فشار زمانی است که از منبع بیرونی یا یک حس درونی در هنگام صحبت کردن به کودک وارد میشود، عنصر دوم احساس فقدان و بی کفایتی زبانی است که باعث میشود فرد احساس ناراحتی داشته باشد (پرینس، 1991؛ گیتار، 2006، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391).
با توجه به مطالب ذکر شده و تاثیر عوامل زبانی بر لکنت، مطالعات اخیر نقش حافظهی فعال را به عنوان یکی از شاخصههای توانمندیهای زبانی بررسی کردهاند. حافظهی فعال به عنوان یکی از اجزای فرآیند تولید گفتار مطرح است و نقص در آن میتواند منجر به اختلالات گفتار و زبان شود (منصوری و تهیدست، 1391). در ادامه مطالبی را مطرح میکنیم تا بتوانیم دید جامعی نسبت به وضعیت حافظهی فعال در بزرگسالان دارای لکنت داشته باشیم.
2-6-2. ارتباط حافظه فعال و پردازش زبانی
بهطور سنتی مدلهای درک و تولید گفتار، در مفاهیم و فرایندهایشان درمورد حافظه کوتاه مدت واجشناختی، سخنی به میان نیاوردهاند. همچنین در تحقیقات حافظهی فعال، حافظهی کوتاه مدت واج شناختی به عنوان سیستمی که اکتساب زبان را تسهیل میکند، در نظر گرفته شده است تا سیستمی که به طور مستقیم در تولید گفتار دخالت داشته باشد. حافظهی کوتاه مدت واج شناختی به طور نزدیکی با تولید گفتار در ارتباط است. برای مثال، عملکرد این حافظه تحت تاثیر طول محرک میباشد و توالی کلمات کوتاهتر بهتر از توالی کلمات طولانی به یاد آورده میشوند (جاکومات و اسکات، 2006؛ بدلی، 2003، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391).
نقش حافظهی کوتاه مدت واج شناختی در پردازش زبانی
مدلهای گفتار و زبان بر نقش حافظهی کوتاه مدت واجشناختی در تولید گفتار تاکید ندارند، اگرچه هم درک و هم تولید گفتار، به طور مشخص به مخزن هایی نیاز دارند تا این که بتوانند عمل خود را انجام دهند. زمانی که جملهای را میشنویم نیاز است تا کل جمله به زنجیرهای از کلمات تبدیل شود. در مورد تولید کلمات نیز همین حالت برقرار است و کلمات باید به توالی از واجها تبدیل گردند. مکانیزمهایی که عمل تجزیه به واجها را انجام میدهند، برای حفظ واجهای مورد نظر و هجاها نیاز به مخزن موقتی دارند. در زمان تولید کلمات وجملات، خروجی واجشناختی نیز به مخزنی نیاز دارد تا شکل تک واج شناختی و نحوهی کلمات را به صورت موقت در آن مخزن، جهت ادامهی فرایندهای پردازش و تولید، نگهداری کند. درواقع مطالعات کنونی برخلاف مطالعات پیشین، پیشنهاد میکنند که حافظهی کوتاه مدت واج شناختی نقش مهمی در فرایندهای درک و تولید زبانی برعهده دارد (گاسکل و مارسلن-ویلسون، 2002؛ جاکومات و اسکات، 2006، به نقل از منصوری و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، نظم جویی Next Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، بیماران مبتلا