پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، بیماران مبتلا

دانلود پایان نامه ارشد

تهیدست، 1391).
مخزن ورودی واج شناختی
در حال حاضر مدارکی وجود دارد که نشان میدهد، نقش مخزن ورودی در فرایند درک گفتار بسیار مهم میباشد. نقایص این مخزن منجر به تکرار ضعیف ناکلمات میشود و به نظر میرسد آسیب به این مخزن موقت است که تحلیلهای واجشناختی جملات و کلمات را مختل میگرداند (مارتین28، 2006؛ جاکومات و اسکات، 2006، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391).
مخزن خروجی واج شناختی
همانند مخزن ورودی این مخزن خروجی نیز نقش مهمی در ذخیرهی توالیهای واجی که جهت تولید گفتار آماده میگردند، دارد. عصب روان شناسان، بیمارانی با نقایص مخزن خروجی واجشناختی را گزارش میکنند که مشکلاتی در تولید گفتار دارند و خطاهای تولیدی مثل جانشینی، حذف و جابجایی را در گفتارشان نشان میدهند. در واقع این مخازن ورودی و خروجی دارای نقش حافظهی فعال میباشند که بطور موقت، اطلاعات را جهت مراحل بعدی فرایند پردازش گفتار و زبان، درخود نگه میدارند (جاکومات و اسکات، 2006، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391).
تبدیل ورودی واج شناختی به خروجی واج شناختی
ارتباط بین ورودی و خروجی واجشناختی، اجازهی تکرار محرک شنیداری را بدون درگیری فرایندهای واژگانی و معنایی میدهد. برای مثال، تکرار ناکلمات و یا کلمات زبان بیگانه، درکودکان ارتباط مشخصی بین عملکرد تکرار ناکلمات و خزانهی واژگانیشان درگفتار عادی و زبان خارجی وجود دارد. این اطلاعات پیشنهاد میکنند که انتقال ورودی به خروجی واجشناختی نقش مهمی در یادگیری کلمات جدید دارد. اطلاعات عصب روانشناسی براین یافتهها تاکید دارند، برای مثال، بیماران با نقایص تکرار ناکلمات مشکلاتی در یادگیری کلمات جدید دارند (جاکومات و اسکات، 2006).
تبدیل خروجی واج شناختی به ورودی واج شناختی
افراد میتوانند خطاهای گفتاری خود را به صورت درونی قبل از تولید آنها با صدای بلند تشخیص داده و اصلاح کنند. این مساله پیشنهاد میکند که بازبینی خطاها درگفتار درونی، سیستم درک گفتار را از طریق چرخهی داخلی بین سیستمهای درک وتولید گفتار درگیر میکند. در واقع تبدیل خروجی به ورودی واجشناختی، چرخهی داخلی سیستم بازبینی گفتار را تشکیل میدهد و بیماران با نقایص این فرایندهای تبدیلی، خطاهای بیشتری در گفتار از خود نشان میدهند (منصوری و تهیدست، 1391)
این چهار جزء که در این قسمت شرح داده شدند، نقشهای ویژهای در فرایندهای گفتار برعهده دارند ونقایص آنها باعث اختلال در فرایند تولید گفتار میگردد (جاکوموت و اسکات، 2006، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391).
2-6-3. ارتباط حافظهی فعال و لکنت
نقایص مدار واجی و اجرا کنندهی مرکزی حافظهی فعال، میتوانند مشکلاتی را در انواع اختلالات ارتباطی از جمله آسیب ویژهی زبانی، کودکان مبتلا به سندرم داون، بزرگسالان مبتلا به زبان پریشی و دمانس مغزی به وجود آورند (ریلی29 و دوناهر2، 2005، به نقل از منصوری و تهیدست، 1391). البته به نقشی که اجزای حافظهی فعال میتوانند در اختلال لکنت ایفا کنند، توجه کمی شده است. علاقهای که به بررسی اثر کدگذاریهای واجی و فرایندهای مربوط به توجه در زمینهی لکنت وجود داشته است، منطق و دلیل مشخصی را برای بررسی وسعت درگیری اجزای حافظهی فعال در زمینهی لکنت فراهم میکند (باجاج، 2007).
حافظهی فعال یکی از حوزههای زبانی است که به تازگی مورد توجه قرار گرفته است. مدل بدلی نیز بهطور گستردهای به عنوان مبنایی برای تحقیقات در زمینهی حافظهی فعال در نظر گرفته شده است. این مدل شیوهی حفظ اطلاعات در حافظه، بهمنظور بازگویی مجدد آن در زمان لازم را توضیح میدهد (بدلی، 2003). همانطور که ذکر گردید، در زمینهی اختلال لکنت نقش مدار واجی مشهودتر است (باجاج، 2007). مدار واجی که پردازش کنندهی اطلاعات واجی است، خود شامل یک جزء ذخیره سازی و یک مکانیسم تکرار است. اطلاعات واجی تنها در شرایطی در مخزن نگهداری میشوند که تکرار شوند، با استفاده از تکرار اطلاعات تقویت شده و برای مدت زمان طولانی تری در حافظه باقی میمانند (بدلی، 2003). بنابرین میتوان گفت ردپای وجود مشکل در حافظهی فعال افراد مبتلا به لکنت به چشم میخورد. در واقع نتایج مروری مطالعهی منصوری و تهیدست (1391)، نشان داده است که کودکان مبتلا به لکنت نسبت به کودکان طبیعی، مهارتهای پردازش زبانی ضعیفتری در حیطهی حافظهی فعال دارند. با توجه به اینکه نقش پردازشهای زبانی و حافظهی فعال در زمینهی لکنت بهطور کامل مشخص نگردیده است، در این زمینه همچون دیگر زمینههای اختلال لکنت نیاز به بررسی بیشتری است (باجاج، 2007، به نقل از منصوری و تهیدست). از طرفی تفاوتهایی که در مطالعات مختلف دیده شده است را میتوان به مقدار جمعیت مورد مطالعه، سن کودکان مبتلا به لکنت و میزان سختی تکالیف، مربوط دانست. با توجه به این موارد، نیاز به انجام تحقیقات با دامنهی سنی مناسب و محدودهی کوچک تر و تعداد نمونههای بیشتر در این زمینه وجود دارد (منصوری و تهیدست، 1391).
در زمینهی حافظهی فعال بزرگسالان مبتلا به لکنت، تحقیقات کمتری نسبت به کودکان مبتلا به لکنت، صورت گرفته است. با اینحال بیرد30 و همکاران (2012)، حافظهی فعال افراد بزرگسال مبتلا به لکنت را با افراد طبیعی از طریق تکالیف تکرار ناکلمه و حذف واج مورد بررسی قرار دادهاند. در تلاشهای اولیه برای تکرار ناکلمات و در ناکلمات هفت سیلابی، بزرگسالان مبتلا به لکنت نسبت به افراد طبیعی به تلاشهای بیشتری برای تولید صحیح نیاز داشتند. در تکلیف حذف واج هر چه تعداد سیلابهای ناکلمات افزایش پیدا میکرد، هر دو گروه کاهش مشخصی را در صحت عملکرد نشان میدادند. اگرچه افراد بزرگسال مبتلا به لکنت نسبت به کودکان مبتلا به لکنت در زمینهی حافظهی فعال، عملکرد بهتری را نشان میدهند، اما نتایج این مطالعه نشان داد که افراد بزرگسال مبتلا به لکنت نسبت به افراد بزرگسال بهنجار عملکرد ضعیفتری دارند.
۲-7. مقایسهی راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، حافظه فعال، توجه متمرکز برخود و توجه مداوم افراد مبتلا لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی
شواهد در حال رشدی وجود دارد برای اینکه ویژگیهایی که اغلب با اضطراب اجتماعی مرتبطاند (ترس از ارزیابی منفی، پیشبینیهایی از آسیب اجتماعی، شناختهای منفی، سوگیریهای توجه، اجتناب و رفتارهای محافظت کننده) (کلارک و ولس، 1995؛ کوت برت، 2002؛ راپی و هیمبرگ، 1997؛ راپی واسپنس، 2004)، ممکن است در تجربهی لکنت نقش مرکزی داشته باشند و همچنین در حفظ وجود اضطراب اجتماعی بهکار روند (کرایمات و همکاران، 2002؛ لو و همکاران، 2012؛ منزیس، 1999). بنابرین منطقی مینماید که این دو اختلال از نظر انتخاب راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان، حافظهی فعال، توجه متمرکز برخود و توجه مداوم با یکدیگر مقایسه شوند تا علاوه بر پرکردن خلاء علمی در این زمینه، در صورت یکسان بودن این موارد در آنها، برایشان برنامههای درمانی یکسانی متمرکز بر بهبود استفاده از مهارتهای تنظیم هیجانی و تقویت حافظه و توجه، اتخاذ شود.
2-8. جمع بندی
مدل ارتباطی-هیجانی لکنت (کنتر و همکاران، 2006) و مطالعات تجربی حمایت کنندهی آن (آرنولد و همکاران، 2011؛ والدن و همکاران، 2012، کاراس و همکاران، 2006)، بیانگر فعالیت بالای هیجان و بدتنظیمی هیجان در افراد مبتلا به لکنت هستند. هر چند مطالعاتی در یافتن رابطهی مثبت بین لکنت و اضطراب بهعنوان یک واکنش هیجانی، شکست خوردهاند (گری و براتن، 1965؛ جانسن و کرایمات، 1980؛ پتر و هول استیجن، 1984، به نقل از ازراتی-ویناکور و لوین، 2004)، تحقیقات طی دو دههی اخیر، شواهد قانع کنندهتری را از رابطهی بین لکنت و اضطراب ارائه میکند و متمرکز بر اضطراب اجتماعی است (کرایج و ترن، 2014). مدلهای شناختی- رفتاری اختلال اضطراب اجتماعی، گرایش برای ترس از ارزیابی منفی و سوگیری پردازش اطلاعات را در افراد مضطرب اجتماعی برجسته میکنند و به مطالعهی اضطراب اجتماعی در بین افراد مبتلا به لکنت نیز مربوطاند (به نقل از ال وراچ و راپی، 2013). بنابرین با توجه به این یافتهها، مناسب به نظر میرسد در تحقیق حاضر، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مقایسه شود.
همین مقایسه از نظر فرایندهای مرتبط با واکنش هیجانی، یعنی حافظهی فعال، توجه متمرکز بر خود و توجه مداوم نیز مناسب به نظر میرسد. در واقع در تحقیقات، توجه کمی به حافظهی فعال بزرگسالان مبتلا به لکنت با وجود نقش داشتن آن در پردازش زبانی (به نقل از منصوری و تهیدست، 1389) شده است. همچنین به جهت تاثیر پذیرفتن حافظهی فعال از اضطراب (آیزنک و کالو، 1992؛ ویلیامز و همکاران، 1988) و رابطهی توجه متمرکز بر خود و توجه مداوم با اضطراب (مانسل، 2003؛ الیمان، 1997)، مقایسهی این جنبههای شناختی در افراد مبتلا به لکنت با بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، حائز اهمیت بهنظر میرسد.

فصل سوم: روش پژوهش

3-1. مقدمه
در این پژوهش از روش علی مقایسهای استفاده شده است و نوع اختلال به عنوان متغیر مستقل و راهبردهای سازگار و ناسازگار نظم جویی شناختی هیجان، حافظهی فعال، توجه متمرکز برخود و توجه مداوم به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شدهاند. جامعهی آماری پژوهش را افراد بهنجار و در ضمن، افراد مبتلا به لکنت و بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تشکیل میدهند که به مراکز درمانی شهر تهران و کرج مراجعه کردهاند. شیوهی نمونه گیری در دسترس است و نمونهها براساس معیارهای ورود به پژوهش، انتخاب شدهاند و با استفاده از مصاحبه، پرسشنامه و آزمون عملی، مورد پژوهش قرار گرفتند.
۳-۲. روش پژوهش
پژوهش حاضر با توجه به متغیرهای حاضر و عدم دستکاری آنها، در مقولهی پژوهشهای علی مقایسهای قرار میگیرد.
3-۳. جامعه پژوهش
جامعهی آماری پژوهش را افراد بهنجار و در ضمن، افراد مبتلا به لکنت و بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی تشکیل میدهند که در مقطع زمانی فروردین 1392تا آبان 1393به مراکز درمانی دولتی شهر تهران و کرج مراجعه کردهاند.
۳-۴. نمونه‌گیری
روش نمونهگیری: نمونهگیری در دسترس بود.
نمونهی پژوهش را 90 نفر با حداقل سن 17 سال و از هر دو جنس تشکیل میدهند که شامل 30 فرد مبتلا به لکنت (6 زن و 24 مرد)، 30 فرد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی (19 زن و 11 مرد) و 30 فرد بهنجار (15زن و 15 مرد) میشود. اطلاعات جمعیتشناختی مربوط به نمونهی مورد مطالعه در جداول زیر ارائه شده است:
جدول 1-4: اطلاعات مربوط به سن نمونهی مورد مطالعه به تفکيک گروه‌ها
گروه
تعداد
حداقل
حداكثر
ميانگين
انحراف معيار
گروه بهنجار
30
17
36
13/26
03/5
گروه مبتلا به لکنت
30
18
39
60/26
27/5
گروه اضطراب اجتماعي
30
18
39
47/26
21/7
جدول 2-4: توزيع مدرک تحصيلي در گروه‌هاي مورد مطالعه
مدرک تحصيلي
گروه
ديپلم و پايين‌تر
ليسانس
فوق ليسانس

فراواني
درصد
فراواني
درصد
فراواني
درصد
گروه بهنجار
4
3/13
19
3/63
7
3/23
گروه مبتلا به لکنت
7
3/23
17
7/56
6
20
گروه اضطراب اجتماعي
6
20
17
7/56
7
3/23
جمع
17
9/18
53
9/58
20
2/22

گروه اختلال اضطراب اجتماعی: بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی، براساس تشخیص قطعی اختلال اضطراب اجتماعی بوسیلهی SCIDو براساس معیارهای DSM-IV از مراکز درمانی (مرکز مشاوره رازی کرج، مرکز مشاوره دانشگاه خوارزمی کرج و مرکز مشاوره دانشگاه تهران) انتخاب شدند و بدون گزارش سابقهی فردی یا خانوادگی لکنتاند.
گروه مبتلا به لکنت: شاخصهای انتخاب شدن افراد مبتلا به لکنت برای ورود به پژوهش، شامل این موارد بود: 1) آشکار شدن لکنت قبل از سن 12 سالگی باشد. 2) تائید وجود لکنت بوسیلهی متخصص گفتاردرمانی.
علاوه بر موارد بالا، مبتلا نبودن افراد مبتلا به لکنت به اختلال اضطراب اجتماعی، از طریق مصاحبهی ساختار یافتهی بالینی با لحاظ کردن معیارهای DSM-V، مشخص شد و این افراد در پژوهش شرکت داده شدند. افراد مبتلا به لکنت نیز از بین مراجعین به مراکز درمانی (بخش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، خودآگاهی، اجرایی مرکزی Next Entries پایان نامه درباره کانون توجه، نظم جویی شناختی هیجان، نظم جویی، کانون توجه بیرونی