پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، نظم جویی

دانلود پایان نامه ارشد

در وقوع ترس از ارزیابی منفی در سرتاسر زندگی افراد مبتلا به لکنت سهیماند (منزیس و همکاران، 2000). این نیز محتمل است که ترس از ارزیابی منفی در لکنت میتواند ناشی از شناختهای منفی دربارهی تهدید صدمهی اجتماعی، شرمندگی و طرد شدن باشد یا با آنها مرتبط باشد. بهطور ویژه بزرگسالان مبتلا به لکنتی که مضطرب اجتماعیاند، افکار و باورهای منفیتری را دربارهی لکنت نسبت به بزرگسالان مبتلا به لکنتی که مضطرب اجتماعی نیستند، گزارش میدهند (ال وراچ، 2011). این شناختهای منفی میتواند شامل چنین افکار و باورهایی شود: “افراد بر هر لغتی که میگویم تمرکز میکنند”، “هر فردی داخل اتاق لکنت مرا خواهد شنید” و “اگر من لکنت بگیرم هیچ فردی مرا دوست نخواهد داشت” (اس تی کلار3 و همکاران، 2009). این شناختهای منفی متمرکز بر خود میتوانند نقش قابل ملاحظهای در تداوم ترس از ارزیابی منفی و اضطراب اجتماعی مرتبط با آن بازی کنند (کلارک و ولز، 1995؛ راپی و هیمبرگ، 1997).”
از طرفی سوگیری پردازش اطلاعات باعث میشود افراد نشانههای منفی (برای مثال سیلابها و لغات ناسیال یا طرد) و غفلت از نشانههای مثبت (سیلابها و لغات سیال، نشانههایی از علاقهی شنونده) را آشکار کنند. بنابرین ترسهای اجتماعی افراد تائید میشود، اضطراب تشدید میشود، سوگیریها یا انحرافات پردازش اطلاعات ترکیب میشوند و افراد به شیوههایی رفتار میکنند (اجتناب از صحبت کردن، فقدان تماس چشمی) که پاسخهای وحشت از دیگران را فرامیخواند (طرد و بیعلاقگی). بنابرین این چرخه تکرار میشود (راپی و هیمبرگ، 1997). در واقع سوگیریهای توجه و رفتارهای محافظت کننده در لکنت نیز رایجاند. خصوصا بزرگسالان مبتلا به لکنت اغلب از تماس چشمی یا موقعیتهای اجتماعی که تهدید کننده درک میشود، اجتناب میکنند. بنابرین مواجه با واکنشهای مثبت شنونده محدود میشود و احتمال بی اعتبار سازی افکار و ترسهای منفی دربارهی صحبت کردن کاهش مییابد (ال وراچ و همکاران، 2012؛ پلکسیو و همکاران، 2009).”
به هر حال اطلاعات کمی در این باره وجود دارد که افراد مبتلا به لکنت هنگام پاسخدهی به دامنهای از تکالیف تجربی، سوگیری پردازش اطلاعات مشابهی را با افراد مضطرب اجتماعی نشان میدهند. اگر بزرگسالان مبتلا به لکنت به سمت نشانههای منفی سوگیری توجه بروز دهند و از نشانههای مثبت در موقعیتهای اجتماعی دور شوند، تعیین اینکه این سوگیریهای توجه به لکنت مربوطاند یا اضطراب اجتماعی یا به هر دو ضروری است (لو و همکاران، 2012؛ به نقل از ال وراچ و راپی، 2013).
در کل و در نهایت، میتوان اذعان داشت که اضطراب اجتماعی از همبستههای هیجانی لکنت است.
2-5. فرایند مرتبط با تنظیم هیجان: راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در افراد مبتلا به لکنت و بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی
مدلهای متعددی در خصوص نقش سیستمهای عصبی در کنترل هیجان شکل گرفته است. مدل استراتژیهای شناختی هیجان از مهمترین مدلها در این مورد است. این دسته از مدلها به فرایندهای شناختی گوناگون موثر در تنظیم کنشهای هیجانی میپردازند (سامانی و صادقی، 1389).
راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان به نحوهی تفکر افراد پس از بروز یک تجربهی منفی یا واقعهی آسیب زا برای آنها اطلاق میگردد (گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون20، 2001 و 2002). پژوهشهای پیشین نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی هیجان را بصورت مفهومی شناسایی کردهاند: ملامت خویش، پذیرش، نشخوارگری، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامهریزی، ارزیابی مجدد مثبت، دیدگاه پذیری، فاجعه سازی و ملامت دیگران (گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون، 2001؛ گارنفسکی و همکاران، 2002).
گرچه مطالعهای دربارهی استفاده از راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان در بزرگسالان مبتلا به لکنت یافت نشد، انتظار میرود، راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت که اضطراب و استرس بیشتری نسبت به افراد عادی تجربه میکنند (ال وراچ و همکاران، 2014؛ بلود، ورتز، بنت و سیمپسون، 1997)، نسبت به افراد عادی و افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی متفاوت باشد و این انتظار با توجه به یافتهی سیسلر2و همکاران (2010)، در مقالهای مروری دربارهی تنظیم هیجان و اختلالات اضطرابی تقویت میشود، بهطوریکه آنها طی تحلیل عصبی و شناختی- رفتاری به این نتیجه میرسند که راهبردهای تنظیم هیجانی میتواند ترس را کاهش یا افزایش دهد. در ادامه، تحقیقات حمایت کنندهی دیگری برای این انتظار میآیند.
زارع و سلگی (1391) و دنیس (2007) به این نتیجه رسیدهاند که بین اضطراب و استرس با همهی راهبردهای ناکارآمد نظم جویی شناختی هیجان (سرزنش دیگران، سرزنش خود، نشخوار فکری، فاجعه پنداری) همبستگی مثبت وجود دارد و و سامانی و صادقی (1389) نیز نشان دادهاند که راهبردهای ناسازگار نظم جویی شناختی هیجان دارای همبستگی مثبت معنادار با افسردگی، اضطراب، استرس و راهبردهای سازگار نظم جویی شناختی هیجان دارای همبستگی منفی معنادار با این شاخصها میباشند. اگرچه بهطورکلی یافتههای پژوهشی نشان میدهند که راهبردهای سازش نایافتهی تنظیم شناختی هیجان نظیر نشخوارگری، خود سرزنشگری و فاجعهنمایی بهطور مثبت با جنبههای آسیب شناختی همبسته هستند، ولی در راهبردهای سازش یافته نظیر ارزیابی مجدد مثبت، این همبستگی منفی است (گارنفسکی و همکاران، 2002).
آلدائو و همکاران (2010) طبق مطالعهای مروری و فراتحلیلی دربارهی راهبردهای تنظیم هیجان و آسیب شناسی روانی، گزارش دادند که نتیجهی سه مطالعه (کالمز21 و رابرت2، 2007؛ نولن و هوکسما، 2000؛ سارین3، 2005) دربارهی بزرگسالان حاکی از این است که نشخوار فکری، پیشبینی کنندهی افزایش در نشانههای اضطراب است و دو مطالعهی دیگر (هونگ4، 2007؛ سگر استروم5، 2000)، نتایجی مخالف این یافته را ارائه میدهند، بنابرین با توجه به متناقض بودن این یافتهها، لزوم روشن سازی راهبردهای تنظیم شناختی هیجان افراد مبتلا به لکنت در مقایسه با افراد عادی و افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مطرح میشود.
آلدائو و همکاران (2014) میگویند “درنمونههای غیر بالینی، نشانگان اضطراب اجتماعی مرتبط شده است با بهکار بردن راهبرد ناسازگار نشخوار فکری دربارهی رویداد اخیر (بروزوویچ6 و هیمبرگ، 2008؛ کاشدان7و روبرتس8، 2007؛ پرینی9و راپی، 2006) و در نمونههای بالینی، شرکت کنندگان با تشخیص اختلال اضطراب اجتماعی، نسبت به افراد سالم، استفادهی بیشتر از راهبرد ناسازگار نشخوار فکری و استفادهی کمتر از راهبرد موثر ارزیابی مجدد را گزارش دادهاند (داوانزاتو10و همکاران، 2013).”
در واقع عقیده بر این است که بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نسبت به بزرگسالان بدون اضطراب، راهبردهای تنظیم هیجان ناسازگار مانند ارزیابی مجدد شناختی را خیلی کمتر استفاده میکنند (گلدین و همکاران، 2009). ارزیابی مجدد شناختی که در تغییر معنای محرکی که هیجانی را ایجاد میکند دخالت دارد، در افراد سالم میتواند واکنشهای هیجانی به محرکهای برانگیزانندهی اضطراب را تغییر دهد و منجر به انعطاف پذیری روانشناختی بیشتر و سلامت هیجانی شود (گراس، 2007). عقیده بر این است که محدودیتها در ارزیابی مجدد شناختی مرتبط است با دشواری در تغییر افکار منفی که قبل، حین و بعد ارزیابی موقعیتهای اجتماعی ایجاد میشوند (گلدین و همکاران، 2009).
در واقع تحقیقات تاکنون بر نقش ارزیابی مجدد شناختی در تداوم اضطراب اجتماعی تمرکز دارد و هنوز استفادهی متمایز از راهبردهای نظم جویی هیجان بخوبی در اختلال اضطراب اجتماعی توصیف نشده است. این موضوع محدودیتی کلیدی است زیرا پدیداری تحقیق بالینی اشاره دارد بر اینکه بدتنظیمی هیجان میتواند زمینه ساز اختلال اضطراب اجتماعی باشد (اتکین22 و واگر2، 2007؛ ترک3 و همکاران، 2005).
2-6. فرایندهای مرتبط با واکنش هیجانی: حافظهی فعال، توجه متمرکز بر خود و توجه مداوم در افراد مبتلا به لکنت و بیماران مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی
کیمبرل (2008، به نقل از محمدی، 1392)، در مدلی که از اختلال اضطراب اجتماعی ارائه میکند، یکی از علل اجتناب و اضطراب اجتماعی را، تفاوت افراد در پردازش اطلاعات میداند و عوامل شناختی دخیل از قبیل توجه و حافظه که نقش مهمی در پردازش اطلاعات دارند را مطرح میکند. در این میان کلارک و ولس (1995، به نقل از محمدی، 1392). توجه متمرکز برخود مفرط را بعنوان اصلی ترین عامل نقصهای عملکردی اضطراب اجتماعی مطرح میکنند. این ایده با فرض داماسیو (1999) نیز، مبنی بر نقش هیجان در هدایت شناخت از جمله در پردازشهای زبانی و گفتاری (کندل و همکاران، 2000)، سازگار میباشد. از سوی دیگر براساس نظریات مختلفی مانند نظریهی کارآمدی پردازش (آیزنک و کالو، 1992) و نظر ویلیامز و همکاران (2007) در خصوص عملکرد حافظه، اضطراب میتواند عملکرد حافظهی فعال را تحت تاثیر قرار دهد.
در این میان، بنیان نظریهی کارآمدی پردازش، بر این فرض استوار است که اثرات اضطراب بر عملکرد شناختی، بهواسطهی حافظهی فعال صورت میپذیرد و این نظریه بر پایهی مدل چند عنصری بدلی (1974) از حافظهی فعال طراحی شده است (به نقل از آیزنک و کالو، 1992). براساس مدل بدلی، حافظهی فعال یک نظام چند بخشی است که از سه عنصر اصلی شامل عنصر اجرایی مرکزی و دو عنصر حلقهی واجشناختی و صفحهی ثبت اطلاعات دیداری-فضایی تشکیل یافته و این دو عنصر برای عامل اجرایی مرکزی بهعنوان دو نظام کمکی محسوب میشوند. عامل اجرایی مرکزی یک نظام توجهی و هوشیار است که وظیفهی کنترل، نظارت و هماهنگی ورودی و خروجی اطلاعات را برعهده دارد. حلقهی واج شناختی کار نگهداری موقتی اطلاعات کلامی یا اطلاعات وابسته به گفتار را انجام میدهد. صفحهی ثبت اطلاعات دیداری-فضایی آنگونه که از نام آن برمیآید، وظیفهی اندوزش و پردازش اطلاعات دیداری و فضایی را بر عهده دارد. هر کدام از این عناصر ظرفیت محدودی دارد. هر دو حلقهی واج شناختی و صفحهی ثبت دیداری-فضایی، منابع ذهنی مختص خود را دارند، که به نظر میرسد برای انجام تکالیف، بهویژه تکالیف دشوار و پیچیده، ناکافی باشد (بدلی و لوجی23، 1999).
نظریهی کارآمدی پردازش ادعا میکند که تداخل اضطراب با عملکرد شناختی از طریق محصور کردن منابع اندوزش و پردازش نظام حافظهی فعال صورت میپذیرد. اضطراب تولید نگرانی و افکار مزاحم میکند که بر سر تصاحب منابع حافظهی فعال به رقابت و کشمکش میپردازند (آیزنک و کالو، 1992). از آنجاییکه نگرانی و افکار مزاحم به صورت کلامی بازنمایی میشوند، بنابرین بیشتر توسط حلقهی واج شناختی و اجرایی مرکزی پردازش میشوند، اما نگرانی و افکار مزاحم بر منابع صفحهی دیداری-فضایی اثری ندارند (رپ2، 1993).
مرادی، چراغی و فراهانی (1387) طی پژوهشی به مطالعهی اثر اضطراب صفت بر تکالیفی پرداختند که به عنصر واجشناختی و دیداری-فضایی حافظهی فعال مربوط میشود تا نظریهی کارآمدی پردازش آیزنک و کالو که بیان میکند “عناصر واجشناختی و اجرایی مرکزی حافظهی فعال در فهم ارتباط میان اضطراب و عملکرد اهمیت دارند” را مورد آزمون قرار دهند. این محققان به این یافته دست یافتند که اضطراب، عملکرد و کارآمدی پردازش را در تکلیف کلامی بیشتر از تکلیف دیداری کاهش میدهد. همچنین کارآمدی پردازش گروه دارای اضطراب بالا، زمانیکه تکلیف دیداری را به عنوان تکلیف دوم دریافت کرد، کاهش یافت.
علی رغم شواهدی که اشاره بر این دارد که کارکرد کنترل اجرایی میتواند تحت تاثیر اضطراب باشد (آیزنک و همکاران، 2007)، نسبتا مطالعات اندکی، حافظهی فعال را در افراد دارای اضطراب اجتماعی بررسی کرده است (به نقل از امیر3و بومیا4، 2011). در این میان برخی مطالعات نشان دادهاند، گنجایش حافظهی فعال در ارتباط با اضطراب کاهش مییابد (امیر و بومیا، 2011؛ ویسو-پترا5 و همکاران، 2011). در مطالعهی امیر و بومیا که از تکلیف الگوی ظرفیت اجرایی استفاده کردند، شرکت کنندگان بهطور متوالی لغات ارائه شده را با معادلات سادهی ریاضی بهخاطر آوردند. این محققان نشان دادند که افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی لغات کمتری را نسبت به افراد بدون اضطراب به یاد میآورند.
طبق نتیجهی مطالعهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، اختلال اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، ترس از ارزیابی منفی Next Entries پایان نامه درباره اضطراب اجتماعی، افراد مبتلا، خودآگاهی، اجرایی مرکزی