پایان نامه درباره اشتراک لفظی، نفس الامر، باید و نباید، قطب الدین رازی

دانلود پایان نامه ارشد

مقابل عقل قرار گرفته است و در بعضی روایات دیگر جهل در مقابل علم قرار گرفته است. از این جا روشن می شود در روایات جهل به دو معنا استفاده شده است. یکی به معنای عدمی که همان عدم دانایی وآگاهی است در این صورت در مقابل علم قرار دارد و معنای دیگر جهل، وجودی است در این صورت در مقابل عقل است و مراد از جهل همان شهوت و پیروی از هوای نفس است. حدیث معروف جنود عقل و جهل تأئیدی بر این مطلب است چون در این حدیث یک مرتبه جهل به عنوان فرمانده در مقابل عقل قرار گرفته است و بار دیگر به شکل سرباز در مقابل علم قرار دارد.117
طبق این بررسی عقل همان مهار کردن هوای نفس و شهوت و عملی کردن بطور اعتدال است.
مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار فرموده اند : عقل اصطلاحاَ به چند معنا اطلاق می شود و  ایشان پس از ذکر اطلاقات شش گانه عقل نتیجه گیری کرده می فرماید؛ روایات باب عقل در روایات به سه معنا به کار رفته است:
1. نیروی درک خیر و شر و تمیز میان آنها و این ملاک تکلیف است .
2. ملکه ای درونی انسان که انسان را به گزینش خو بی ها و رها کردن بدی ها دعوت می کند .
3. علم و دانش نافع برای رستگاری و سعادت انسان 118
2-1-3- جمع بندی
در این گفتار حقیقت عقل در دو محور بررسی شد. در محور اول حقیقت عقل از نگاه اندیشمندان بررسی شد و به این نتیجه منتهی شد که معنای رایج عقل نزد اکثر فلاسفه سه چیز است 1. جوهر بسیط تام 2. قوة مدرکه کلیات 3. ادراکات کلیه
اندیشمندان کلامی نیز واژة عقل را به این معانی اطلاق می کنند: 1. قضایای مشهورهای که آراء محموده نام دارد. 2. غریزهای که مدرک ضروریات و بدیهیات است. 3. به معنای علم به ضروریات(واجبات و محالات). 4. وسیلة تشخیص و چراغ عبودیت.
در محور دوم حقیقت عقل در روایات بررسی شد و این نتیجه بدست آمد که در روایات عقل در معانی زیر به کار رفته است
1. نوری که وسیلة تشخیص مشاهدات از غایبات، حق از باطل
2. قوة مهار کردن هوای نفس
3. علم و دانش نافع برای سعادت و رستگاری انسان
اگر معانی که برای عقل از سخنان فلاسفه و متکلمین بیان شد، را باتوجه به حقیقت عقلی که در روایات بیان شده است در نظر بگیریم، می توان گفت که آنها این معانی را از روایات الهام گرفته اند. چون در روایات سه معنای اصلی اینجا بطور خلاصه بیان شد که معنای سوم مفهوم عام تری را ارائه می دهد که تمام معانی عقل را در بر می گیرد
معانی دیگری مانند اخلاق نیکو، نیروی درک خیر و شر وغیره نیز در روایات برای عقل بیان شده است که در واقع آنها به عقل عملی برمی گردد.

2-2- گفتار دوم: اقسام عقل از نظر روایات
اگرچه بحث ما در این بخش بررسی اقسام عقل از روایات است ولی باید تقسیم مورد نظر از دیدگاه حکماء روشن شود تا اینکه در روایات دنبال اقسام عقل به آن معانی که حکماء منظور دارند، باشیم. لذا این مطلب را در دو محور بررسی می کنیم. در محور اول اقسام عقل از نظر اندیشمندان بیان می شود و در محور دوم اقسام عقل در روایات بررسی می شود.
2-2-1- محور اول: اقسام عقل از دیدگاه فلاسفه
در معارف دینی برای عقل تقسیماتی ذکر شده است ولی معروف ترین تقسیم برای عقل در آثار حکیمان و متکلمان یافت می شود و آن تقسیم عقل به عقل نظری و عقل عملی است. لذا در این محور اول تاریخچه این تقسیم را بطور اختصارذکر نموده سپس به بیان عقل نظری و عقل عملی خواهیم پرداخت.
تاريخچه تقسيم عقل به نظرى و عملى
تقسيم عقل به نظرى و عملى از مسائل مهم فلسفى و معرفت‌شناختى است كه از ديرباز در ميان فيلسوفان، متكلّمان، و حكيمان مطرح بوده و درباره تعريف و كاركرد آن سخن گفته شده است. هرچند پيدايش و گسترش اين تقسيم به دوران اسلامى بازمى‌گردد؛ ولى بنياد اين تقسيم‌بندى را مى‌بايست مربوط به يونان باستان دانست.
بر اين اساس، اعتقاد ارسطو در بحث از «نفس» چنين بوده است كه: انسان دونوع عقل دارد از آن دو یکی عقلی است که در غایت شئ فکر می کند و دیگری عقلی است که در نظریات غور می کند. آن عقلی که در غایت تامل می کند، مانند شهوتی که برای سایر حیوانات محرک واقع می شود، برای انسان عامل شوق واقع می شود.119
او هم چنین در یکجا درباره عقل می گوید که فکر و عقل برای انسان محرک واقع نمی شود و نظر در عقل برای عمل نیست و عقل راجع به مطلوب و مدفوع سخن نمی گوید و هنگامی که از علت حرکت سخن می گوید؛ می نویسد دو چیز برای حیوان می تواند محرک واقع شوند یک شهوت ودیگری عقل.120
ظاهرا مراد ایشان از عقلی که سبب عمل و حرکت نیست، عقل نظری است و عقلی که مانند شهوت، محرک واقع می شود، عقل عملی است. پس ایشان نیز برای عقل دو قسم(نظری و عملی) قایل است.
با اين حال، همان‌گونه كه گذشت، تبيين تقسيم يادشده با نظم و نسق تازه امرى است كه در دوران اسلامى به آن پرداخته شده است. لذا مفهوم عقل نظری و عقل عملی را از نظر حکماء اسلامی بررسی می کنیم.
تفسیر عقل نظری و عقل عملی
در سخنان فلاسفه برای عقل نظری و عقل عملی تفاسیر گوناگون بیان شده است. در کتاب های مختلف این تفاسیر را آورده است و بیشترکتب مانند فلسفه اخلاق آقای لاریجانی121 و حسن معلمی سه تعریف معروف از دو جنبة عقل را بیان کرده است و ما نیز به تبع از آنها همین سه نفاسیر از عقل نظری و عقل عملی را در این بخش بیان می کنیم. نگارنده سعی دارد که در این قسمت تفسیر حکماء از اقسام عقل را بیان کند.
تفسیر اول:
یکی از تفاسیری که برای این دو قسم عقل بیان شده و در سخنان فلاسفه آن را می یابیم این است که عقل نظری و عقل عملی هر دو نیروی ادراکی است بلکه یک قوه مدرکه بیشتر نداریم از حیث تفاوت متعلقات، گاهی بر همین نیرو عقل نظری اطلاق می شود و گاهی به لحاظ مدرکات بر همین نیرو عقل عملی اطلاق می شود.
طبق این تفسیر تفاوت آنها اعتباری است چون آنچه که آن دو را ممتاز می کند معلومات و متعلقات آنها است. معلومات عقل نظری احکام مربوط به حقایق خارجی و نفس الامری است مثل علم به وجود خداوند و صفات او. اما مدرکات عقل عملی مربوط به افعال اختیاری انسان است مانند ادراک حسن عدل و قبح ظلم.
فارابى در اين مورد مى‌نويسد:
عقل نظرى، قوه‌اى است كه به طبع براى ما حاصل مى‌شود بدون بحث و قياس علم يقينى به مقدمات كليّه ضروريه كه مبادى علوم‌اند؛ مانند علم ما به اين كه كل اعظم از جزء است.122
ايشان در تعريف عقل عملى مى‌نويسد:
عقل عملى قوّه‌اى است كه از كثرت تجارب امور و از طول مشاهده اشياى محسوسه مقدماتى حاصل شود كه به وسيله آن، آگاهى بر آنچه بايد انجام يا ترك شود پيدا مى‌شود در جزء جزء امورى كه انجامش با ماست. اين مقدمات گاه كلّى واحدند… و گاه مفردات و جزئيه‌اند، به كار گرفته مى‌شوند.123
ابوعلى سينا كار عقل عملى را همانند عقل نظرى، استنباط و ادراك دانسته، مى‌نويسد:
همانا نفس انسانى كه تعقل براى آن است، جوهرى است كه داراى قوا و كمالاتى است؛ از جمله قواى آن، قوه‌اى است كه به خاطر نياز نفس به تدبير بدن است و آن قوه‌اى است كه نام عقل عملى به آن اختصاص دارد و آن قوه‌اى است كه واجب را در آنچه از امور انسانى بايد انجام شود از امور انسانيه جزئيه استنباط مى‌كند تا به اهداف اختيارى نايل شود و [در جهت اين كار از مقدمات اوليه و مشهوره و تجربيه و با كمك از عقل نظرى در راى كلى استفاده مى‌كند تا به جزئى منتقل شود.124
طبق این عبارت ابن سینا عقل نظری و عقل عملی هر دو را دو جنبه یک قوه نفسانی می داند لذا فرقی بین دو نیست مگر به اعتبار مدرکات.
ملاصدرا این دو قسم را چنین بیان کرده است:
نفس انسان دو قوة دارد؛ قوه نظریه و قوه عملیه. قوه نظریه صدق و کذب قضایا، واجب و ممکن و ممتنع را تشخیص می دهد و قوه عملیه برای تشخیص نیک و بد، حَسن و قبیح و مباح در امور جزئی است و برای هر دو مراتبی بسوی کمال است. 125
یکی دیگر از کسانی که به این نظریه قایل شده ، عقل نظری و عقل عملی را یک شی دانستند، مرحوم مظفر هستند. ایشان در بحث ملازمات عقلیه کتاب اصول الفقه می گوید:
عقل به دو قسم نظری و عملی تقسیم می شود. مراد از عقل نظری جنبه ادراکی عقل است چیزهایی را که شایسته دانستن است به عبارت دیگر ادراک واقعیات و نفس الامری در مقابل مراد از عقل عملی جنبه ادراکی عقل است چیزهایی را که شایسته فعل یا ترک است یعنی حکم عقل به اینکه فلان کار باید انجام شود یا ترک شود.126
ملا هادی سبزواری هم در بعضی از آثارش از همین قول حمایت کرده می گوید:
شان عقل نظری و عقل عملی ادراک است لکن شان عقل نظری همان علوم صرفه است و شان عقل عملی علوم مربوط به چگونگی عمل انسان است هر دو عقل مجرد از ماده می باشد این دو عقل دو جهت از حقیقت واحده یعنی نفس ناطقه می باشد نه دو قوای متباین از هم و جدا.127
حایری یزدی در کتاب آفاق فلسفه درباره عقل عملی می گوید:
مراد از عقل عملی همان عقل ناب است که باید و نبایدهای عملی را در می یابد و در مقام تطبیق به ما ارائه می دهد.128
استاد مصباح نیز این نظریه را تائید نموده می فرماید اگر مسأله ادراک شده از امور عملی نباشد مثل علم به حقایق خارجی و علم به وجود خدا و صفات ذاتی او، عقل را به این اعتبار عقل نظری می نامیم؛ اما اگر عقل مسأله ای را درک کند که از امور عملی باشدمانند درک حسن عدل و قبح ظلم، خوب بودن توکل وجوب نماز و استحباب سحر خیزی و امثال آن، به ین اعتبار می توان به عقل، عقل عملی اطلاق کرد. بنابر این نفس ما دارای دو قوة مجزای ادراکی نیست بلکه تنها یک قوۀ ادراکی در نفس وجود دارد، اما چون متعلق ادراک متفاوت است از این رو عقل را می توان به دو قسم عقل نظری و عقل عملی تقسیم کرد.129
اقوال و تعاریفی که از حکماء اسلامی ارایه شد به این مطلب می رسیم که اندیشمندان زیادی هستند که عقل نظری و عقل عملی را شئ واحد می دانند و تفاوت این دو را فقط در مدرکات و متعلقات آنها می بینند.
تفسیر دوم:
تفسیر یا تعریف دیگری که برای عقل نظری و عقل عملی ارایه شده است این است که عقل نظری جهت ادراکی دارد و عقل عملی جنبه عملی داشته، مبدأ شوق قرار می گیرد.
به عبارت دیگر همان طور که بعضی از فلاسفه گفتند عقل نظری علامه و عقل عملی عماله است. یعنی عقل نظری در به وجود آمدن عمل هیچ نقشی ایفا نمی کند و عقل عملی در درک حقایق کارساز نیست.
و از اینجا می توان گفت که اگر ادراک و تعقل فقط شأن عقل نظری باشد، اسم عقل برازندة عقل نظری فقط است و گفتن عقل به عقل عملی فقط از آن جهت است که صورت مجرد درنفس انسان است و امری ماده در بدن انسان نیست و اطلاق عقل بر این دو قسم به اشتراک لفظی است.
گاهى در آثار ابن سينا و بعضى ديگر از فلاسفه دوره ميانه تعبيراتى از عقل عملى ديده مى‌شود که می توان در این قسم جای داد؛ براى مثال، ابن سينا عقل عملى را مبدأ تحريك قواى بدنى دانسته و قوت ادراك را از اين عقل سلب كرده، می گوید: عقل عملى قوه‌اى براى نفس است كه مبدأ تحريك قوه شوقيه در جزئياتى كه اختيار مى‌كند، به خاطر هدفى كه به آن ظن داشته است.130
یکی دیگر از کسانی که این تفسیر را می توان به او نسبت داد، بهمنیار است چون او در کتاب التحصیل می گوید:
نفس انسان دو هیئت دارد با یکی صور معقوله را دریافت می کند که آن هیئت عقل نظری نام دارد و دیگری در قوای بدن تصرف می کندو این هیئت عقل عملی نام دارد و کار عقل عملی فقط عمل کردن است نه درک کردن.131
قطب الدین رازی نیز از حامیان این نظریه بوده در شرح کلام ابن سینا چنین می گوید:
  نفس انسان هم اشیاء را درک می کند و هم در بدن تصرف می کند از اینجا است که فلاسفه برای نفس دو قوة اثبات می کنند که یکی مبدأ درک و ادراک قرار می گیرد و دیگری مبدأ فعل… .
قوهای که نفس انسان با آن شیء را درک می کند، عقل نظری است. و قوهای که مصدر و مبدأ افعال قرار می گیرد عقل عملی است و اطلاق عقل بر این دو به اشتراک لفظی است چون کار یکی از قبیل انفعال است و کار دیگری از قبیل فعل است. 132  
غزالى عقل نظرى را تعقل، و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره عقل فلسفی، آیات و روایات، علامه طباطبائی، مجمع البیان Next Entries پایان نامه درباره امام صادق، باید و نباید، حسن و قبح، جوادی آملی