پایان نامه درباره ارزش افزوده، قرن نوزدهم، تجارت آزاد، بازار سهام

دانلود پایان نامه ارشد

منابع آن در موازنه بين المللي قدرت مشخص مي كند . لذا استراتژي ايالات متحده در حوزه اقتصاد سياسي علي الخصوص پس از جنگ سرد و فروپاشي شوروي تسلط بر منابع نفتي و كنترل مسيرهاي انتقال آزاد انرژي به بازارهاي مصرف و بطور مستقيم كنترل اقتصاد جهان سرمايه داري بوده است (عزتي عزت اله ، 1382 : 26). اگر آمريكا بر نفت خليج فارس و عراق سلطه نداشته باشد قدرت اين كشور براي كنترل مناطق كليدي در ساير نقاط جهان نيز به شدت كاهش خواهد يافت .
در تقسيم بندي استراتژيست هاي آمريكايي سه اولويت در منافع ملي وجود دارد .
الف – منافع مربوط به حفظ بقاء ، بدون اين قدرت آمريكا وجود خارجي نخواهد داشت .
ب –منافع حياتي ( Critical Interest ) ، منافعي كه يك درجه از منافع حفظ بقاء پايين تر است .
ج –منافع مهم ، منافعي كه به گونه اي چشمگير عرصه جهاني را كه آمريكا بايد در آن فعاليت كند تحت تاثير قرار ميدهد .
زلماي خليل زاد14از تئوري پردازان سياست خارجي آمريكا در “كتاب استراتژي امنيت ملي آمريكا در قرن بيست و يكم” مي نويسد “دسترسي به مقادير كافي نفت در خاورميانه و با قيمت هاي مناسب بدون شك از منافع حياتي آمريكا محسوب مي شود .”(خليل زاد ،1990)
با توجه به اين هدف كه ايالات متحده بدنبال هژموني بر جهان و تفوق و استيلاء بر رقباي احتمالي خود در قرن بيست و يكم است بنابر اين ابزار اساسي اين هژموني از نظر استراتژيست هاي ايالات متحده ، نفت منطقه خليج فارس و عراق است . به رغم وجود ديدگاههاي مختلف در طراحان سياست خارجي آمريكا ، آنها بر روي يك موضوع اجماع نظر دارند و آن اينكه ايالات متحده نبايد اجازه دهد كه هيچ قدرت رقيبي بر اين منطقه از جهان و جريان عرضه انرژي تسلط يابد . اين اجماع نظر هميشه و در همه دوران هاي مختلف رياست جمهوري و هر دو حزب عمده سياسي آمريكا يعني چه حزب دموكرات و چه حزب جمهوريخواه جريان داشته است . با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و با به قدرت رسيدن نو محافظه كاران در آمريكا اين كشور بر تسلط كامل و بلا منازع خود بر مناطق حياتي جهان تلاش مي كند و در اين راستا با متمسك قرار دادن حملات 11 سپتامبر سال 2001 و تعريف مبارزه با تروريسم و افراط گرايي بر حضور گسترده نظامي در منطقه خليج فارس و اشغال سرزمين عراق و ايجاد تفرقه و درگيري و خشونت در اين سرزمين به بهانه مبارزه با گروه نو ظهور داعش مي افزايد و زمينه هاي ائتلاف جهاني ، براي حضور غير موجه خود در اين منطقه را فراهم مي آورد .
به طور كلي براي پرداختن به قلمرو علم جغرافياي سياسي و ژئوپليتيك بعنوان شاخه اي از اين علم گسترده بايد به دو مبحث اشاره شود .
الف – نظرات و انديشه هاي جغرافياي سياسي از جمله مباحث مرتبط بر تاثير جغرافيا برسياست و ژئوپليتيك
ب – بررسي واحدهاي سياسي و دولت ها با تكيه بر :
1. علت وجودي
2. جغرافياي سياسي سرزميني خاص آن كشور اعم از موقعيت جغرافيايي ، وسعت ، شكل ناهمواريها ، وضعيت استراتژيك طبيعي ، آب و هوا ، منابع طبيعي و …..
3. جغرافياي سياسي و مرزهاي بين المللي
4. اهميت مراكز سياسي يا پايتخت كشور
5. انواع ميزان و شكل كنترل سرزميني
6. جمعيت و تركيب اجتماعي ان و نحوه توزيع سرزميني
7. فرهنگ و باورهاي ديني و مذهبي و قومي
8. شبكه ارتباطي
ج – در صورتيكه هدف بررسي جغرافياي سياسي يك منطقه خاص يا يك واحد و كشور خاص باشد بايد به مسائلي نظير ارزش منابع معدني موجود در آن منطقه ، نقاط راهبردي منطقه ، قدرت هاي منطقه اي تاثير گذار و حضور قدرتهاي بزرگ برون منطقه اي و درون منطقه اي و راهبردهاي جهاني و منطقه اي آنها را مد نظر قرار داده و توجه نمود .
3-2 ) ژئو اكونومي15
ژئواكونومي به مفهوم سرزمينهايي است كه در اقتصاد نقش آفريني كرده و زمينه هاي اقتصاد پايه در آنها وجود دارد . اين واژه را ادوارد لوت واك16 در سال 1990 وارد علوم جغرافياي سياسي كرد و در حقيقت مي توان گفت ژئواكونومي از تركيب سه عنصر جغرافيا و قدرت و اقتصاد شكل گرفته است و به نظر مي رسد كه سياست كه عاملي مهمي در ژئوپليتيك است جاي خود را به اقتصاد داده است ، اما اين موضوع به اين معنا نمي باشد كه ژئواكونومي چيزي غير از ژئوپليتيك است يا در برابر آن قرار گرفته است ، بلكه ژئواكونومي جزئي از ژئوپليتيك در عصر حاضر مي باشد(جفري كمپ ، 1383 : 47-52) . در واقع در ژئواكونومي اقتصاد و پايه هاي اقتصاد محور در كشورهاي مختلف مورد مطالعه قرار مي گيرد و به عبارت ديگر ژئواكونومي تاثير عوامل و زير بنا هاي اقتصادي در محيط كشوري ، منطقه اي و يا جهاني را دنبال مي نمايد . از ويژگيهاي ژئواكونومي ، اهميت يافتن اقتصاد در عرصه جهاني است.. بر خلاف دوران جنگ سرد كه در آن تقسيم ژئوپليتيكي جهان جنبه ايدئولوژيك داشت در گروه بندي هاي نوين ژئوپليتيكي جهان پس از جنگ سرد اقتصاد مبنا قرار گرفته است و در واقع طرح واژه ژئواكونومي موجب شد كه برخي از مناطق جغرافيايي جهان اهميت خود را از دست بدهند و بر عكس بعضي از مناطق از ارزش هاي اقتصادي بيشتري برخوردار گرديده و در اين عرصه مطرح گردند .
ژئواكونومي را در يك تعريف ساده تر به اين گونه مي توان بيان كرد كه ژئواكونومي از تاثير داده هاي جغرافيايي بر داده هاي اقتصادي شكل مي گيرد و البته داده هاي جغرافيايي بر دو قسم مي باشد .
الف – داده هاي طبيعي به مانند كوه و دشت و دريا و سواحل و جنگل و رودخانه و كوير و آب وهوا وسواحل و بارش هاي طبيعي و …..
ب – داده هاي جغرافيايي كه مصنوع دست انسان مي باشد مانند جاده ها و پل ها و راه آهن و اسكله و بندرگاهها و پايگاههاي لجستيك و انبارهاي دپو تجهيزات و منابع و زير ساختهاي مربوطه در زمينه اقتصاد مانند توليد و توزيع و سرمايه گذاري و … و البته مهمتر از آنها اطلاعات و فن آوري و دانش اقتصادي روز يك سزرمين يا يك كشور است كه مي تواند جزو داده هاي جغرافيايي آن محسوب گردد .
4-2 ) نظريه ثبات هژمونيك
براي تبيين چارچوب نظري تحقيق در راستاي ثبات بين المللي درحوزه انرژي و اقتصاد آزاد مبتني بر نظريه ثبات هژمونيك ، نياز به وجود قدرت غالب است . دنيا بايد هژمون يا رهبري داشته باشد كه او بر سراسر جهان سيطره داشته و نظام جهاني را يكسان ، متعادل و در جهت خود هدايت نمايد(عسگرخاني 1383 :90) . نظريه ثبات مبتني بر سيطره را نخستين بار چارلز كيندلبرگر17 درسال 1973 مطرح كرد كيندلبرگرتصريح مي كند ، براي برقراري ثبات در جهان فقط و فقط بايد يك قدرت ثبات دهنده وجود داشته باشد . او بر اين باور است كه اگر تنها يك دولت هژمون وجود داشته باشد ، نظام بين الملل از ثبات و نظم برخوردار خواهد بود .به شرطي كه اين قدرت هژمون توان و اراده لازم و كافي را براي حفظ ثبات بين المللي داشته باشد و چنين قدرتي بايد هزينه هاي حفظ ثبات را پرداخت كرده و كالاهاي ضروري براي تداوم اين ثبات ( بويژه در مواقع بحران ) را فراهم آورد (Kindleberger ،1973).
شرايط يك رهبر يا قدرت هژمون در داشتن خصايص و مشخصه هاي زير است :
1. بر مواد خام كنترل داشته باشد .
2. بر منابع سرمايه كنترل داشته باشد .
3. بر كالاهاي خاص كه داراي ارزش افزوده زيادي هستند كنترل داشته باشد .
4. بر بازار ، بويژه بازار صادرات و واردات ، كنترل داشته باشد .
5. جهان بيني مردم پسندي به مانند حقوق بشر و دموكراسي را يدك بكشد .
6. تسليحات نظامي هسته اي و قدرت نظامي درخوري داشته باشد .
7. قادر و مايل به رهبري جهان باشد .
8. اقتصاد سرمايه داري آزاد و ليبرال را ترويج داده و از سياست هاي اقتصاد دولتي و حمايتي اجتياب نمايد.
9. بربازار سهام و بورس و نرخ ارز كنترل داشته باشد(عسگرخاني ،1383 : 91) .
از نظر كوهن هژموني بر قابليت ها و توانايي ها و بر حمايت دولتي براي هژمون شدن مبتني است و تصميم براي اعمال رهبري و فعاليت در اين زمينه و برقراري رابطه بين قدرت بالقوه و عملي ساختن آن را دنبال مي كند(2005،Keohane) .
كيندلبرگر استدلال مي كند كه بريتانيا قبل از سال 1913 و ايالات متحده در دوره پس از جنگ جهاني دوم اين نقش را ايفاء كرده است . همچنين رابرت گيلپين18 معتقد است دوره هاي صلح و ثبات نسبي نظام بين الملل در قرن نوزدهم و بيستم نتيجه هژموني بريتانيا و پس از آن ايالات متحده بوده است(1981،Gilpin) . به نظر ايكنبري برتري و سلطه جويي كنوني آمريكا بي سابقه است به نحوي كه هيچيك از قدرتهاي بزرگ جهاني توان مقابله با قدرت اين كشور در زمينه هاي اقتصادي ، نظامي ، سياسي و فرهنگي را ندارد . تا قبل از حوادث 11 سپتامبر اگر دولت مردان امريكا از واژه استيلا جويي استفاده مي كردند با انتقاد تند طرفداران دموكراسي و آزادي مواجه مي شدند . اما پس از حمله 11 سپتامبر ، نو محافظه كاران آمريكايي آشكارا اين واژه را بكار مي برند و برهژموني ايالات متحده آمريكا تاكيد مي ورزند (2003،Hunter Wade).
رابرت كوهن19 در چارچوب نظريه ثبات هژمونيك مبتني بر سيطره و سلطه ، هژموني آمريكا را با سه عنصر اساسي ارزيابي مي كند :
1. دسترسي به نفت ارزان با قيمت منطقي
2. ايجاد نظام بين المللي با ثبات
3. بازار آزاد براي تجارت گسترده كالا و خدمات (2005،Keohane)
به اين ترتيب بر اساس نظريه ثبات مبتني بر سيطره ، دسترسي به نفت فراوان با قيمت منطقي از اركان اولويت هاي مادي هژموني ايالات متحده است . پس از جنگ جهاني دوم ايالات متحده و شركت هاي نفتي آمريكايي اين تسلط و هژموني را از طريق تامين نفت فراوان و ارزان خاورميانه براي اروپا و ژاپن اعمال كردند و شركت هاي آمريكايي بر منابع و ذخاير نفت اين منطقه تسلط كامل داشتند .
نفت از اركان مهم هژموني و سيطره ايالات متحده محسوب ميشود و از سوي ديگر در دنياي تجارت آزاد ، بزرگترين تجارت و صنعت جهاني را تشكيل مي دهد و در چنين شرايطي ، تسلط ايالات متحده بر منابع نفتي ، هم ضامن رونق اقتصادي جهان است و هم ابزار سلطه و استيلا و رهبري بر اروپا و ژاپن ، عاملي كه اين قدرت ها را در موقعيت وابستگي استراتژيك اقتصادي به آمريكا مي دهد (2005،Keohane).
اين مساله نشان مي دهد كه تسلط ايالات متحده بر منابع نفتي استراتژيك خليج فارس و اشغال عراق با برنامه ريزي دقيقي طراحي گرديده و بصورت تصادفي نيست و اين طراحي استراتژيك دولت آمريكا و شركت هاي نفتي در چارچوب اعمال هژموني اين كشور است . بعد ديگر استراتژي برتري طلبي ايالات متحده منوط به حفظ سلطه مطلق آمريكا در برابر قدرت هاي رقيب و تحقق آسيب ناپذيري در برابر اين قدرت ها است . با در نظر گرفتن وابستگي فزاينده اقتصادي چين ، ژاپن ، اروپا و هند به نفت خليج فارس ايالات متحده بيش از گذشته مي كوشد براي تحقق برتري طلبي و آسيب ناپذيري مطلق خود از طريق تسلط بر منابع نفتي خاورميانه و علي الخصوص عراق ، قدرت هاي رقيب را در موقعيت فرودست و آسيب پذير نسبت به خود قرار دهد .
5-2) ديدگاههاي نظري در خصوص موجودي ذخاير نفت جهان و نظريه اوج توليد
1-5-2 ) ذخاير نفت جهان
اتكاي شديد دنيا به مصرف نفت و انرژي علي الخصوص در كشورهاي توسعه يافته و صنعتي ، همواره باعث ايجاد اين نگراني در مصرف كنندگان بوده است كه اتمام ذخاير نفت ، چه زماني خواهد بود ؟ از طرفي با عنايت به اينكه اتفاق نظري در باره حجم ذخاير قابل استفاده و عمر اين منابع وجود ندارد و نفت ماده حياتي است كه در دل زمين قرار دارد و تمامي آن قابل استخراج نيست ، باعث گرديده كه رويكردهاي گوناگوني در زمينه مصرف انرژي و نزديك شدن به نقطه اوج توليد و مصرف در ميان انديشمندان اين حوزه ايجاد گردد كه اعم آنها به سه دسته تقسيم مي گردند كه به نقطه نظرات اين نظريه پردازان مي توان بشرح ذيل اشاره داشت :
1-رويكرد خوش بينانه ؛ گروهي از دانشمندان و ازجمله پيتر اودر معتقدند كه تا كنون تنها 15% از نفت جهان مصرف شده است و 85% آن باقي است وذخاير عظيمي از نفت متعارف و غير متعارف وجود دارد كه با اكتشاف آنها نقطه اوج توليد را به سال 2050 خواهد كشاند .

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه درباره سلسله مراتب، مصرف كننده، قرن نوزدهم، روابط قدرت Next Entries پایان نامه درباره نفت و گاز، مصرف كننده، عرضه و تقاضا