پایان نامه درباره ارباب رجوع

دانلود پایان نامه ارشد

ساختن اهداف سازمان به‌طريقي كه اين تلاش در مسير ارضاي پاره‌اي از نيازهاي فردي سوق داده شود. به‌طوركلي انگيزه را چرايي رفتار گويند (پورنائيني، 1389).
1-6-11 انگيزش10: انگيزش به فرآيند يا جرياني اطلاق مي‌شود كه با احساس نياز يا كمبود و محروميت آغاز گرديده و از طريق آن قادر به ايجاد انگيزه در ديگران مي‌شويم. انگيزه به صورت بالقوه در وجود آدم‌هاست و ديگران آن را برانگيخته مي‌كنند. انگيزش عامل كلي مولد رفتار اما انگيزه را علت اختصاصي يك رفتار خاص مي‌توان به‌‌حساب آورد. با توجه به موارد ذكر شده مي توان نتيجه گرفت كه، انگيزش انسان منتج از نيازهايش مي‌باشد (پورنائيني، 1389).
1-6-12 مهارت11: مهارت به توانايي‌هاي قابل پرورش شخص كه در عملكرد و بقاي وظائف منعكس مي‌شود. بنابراين منظور از مهارت توانايي به‌كار بردن مؤثر دانش و تجربه شخصي است. ضابطه اصلي مهارت داشتن، اقدام و عمل مؤثر در شرايط متغير است. به‌طوركلي مهارتهاي سه‌گانه مديريت به شرح ذيل مي‌باشد:
1-6-12-1 مهارت فني12: يعني دانايي و توانايي در انجام دادن وظايف خاص كه لازمه آن ورزيدگي در كاربرد فنون و ابزار ويژه و شايستگي عملي در رفتار و فعاليت است. مهارت‌هاي فني از طريق تحصيل، كارورزي و تجربه حاصل مي‌شوند.
1-6-12-2 مهارت انساني13: يعني داشتن توانايي و قدرت تشخيص در زمينه ايجاد محيط تفاهم و همكاري و انجام دادن كار به وسيله ديگران، فعاليت مؤثر به عنوان عضو گروه، درك انگيزه‌هاي افراد و تأثيرگذاري بر رفتار آنان. مهارت انساني در نقطه مقابل مهارت فني است. يعني كار كردن با مردم در مقابل كار كردن با اشيا و چيزها.
1-6-12-3 مهارت ادراكي14: يعني توانايي درك پيچيدگي‌هاي كل سازمان و تصور همه عناصر و اجزاي تشكيل‌دهنده كار و فعاليت سازماني به صورت يك كل واحد (سيستم) به‌عبارت ديگر، توانايي درك و تشخيص اين‌كه كاركردهاي گوناگون سازمان به يكديگر وابسته بوده تغيير در هر يك از بخش‌ها، الزاماً بخش‌هاي ديگر را تحت تأثير قرار مي‌دهد. آگاهي از اين روابط و شناخت اجزا و عناصر مهم در موقعيت‌هاي مختلف، مدير را قادر مي‌سازد كه به طريقي تصميم‌گيري يا اقدام كند كه موجبات اثربخشي سازمان و رضايت كاركنان آن را فراهم نمايد (علاقه‌بند، 1389).
1-6-13 عوامل ساختاري: منظوراز عوامل ساختاري، همه عناصر، عوامل و شرايط فيزيکي و غيرانساني سازمان است که با نظم و قاعده ويژهاي بههم پيوسته و چارچوب و بدنه فيزيکي و مادي سازمان را تشکيل ميدهند. بنابراين، تمام منابع مالي و اطلاعاتي، هنگامي که با ترکيب خاصي در بدنه کلي سازمان جاري ميشوند، جزو شاخه ساختاري سازمان محسوب ميشوند و در واقع، عوامل غير زنده سازمان هستند.
1-6-14 عوامل رفتاري: منظور از عوامل رفتاري، انسان و روابط انساني در سازمان است که با هنجارهاي رفتاري، ارتباطات غيررسمي و الگوهاي خاصي، بههم پيوسته و محتواي اصلي سازمان را تشکيل ميدهند که در واقع، عوامل زنده سازمان محسوب ميشوند.
1-6-15 عوامل زمينهاي (محيطي): منظور از عوامل زمينهاي نيز، تمام شرايط و عوامل محيطي و برونسازماني است که بر سازمان احاطه دارد و سيستمهاي اصلي يا ابرسيستمهاي سازمان از قبيل مشتريان يا ارباب رجوع، دولت، بازار و ساير سيستمهاي محيطي سازمان را تشکيل ميدهد (ميرزايي اهرنجاني و سرلک، 1384، لعلي و همکاران 1391).

فصل دوم
ادبيات تحقيق

2-1 مقدمه
گام اول به منظور شناخت و تبيين درست هر مفهوم، ‌ارائه تعريف روشن از آن است. كارآفريني همانند ساير واژههاي مطرح در علوم انساني هنگامي قابل تبيين و تحليل ميباشد كه بتوان تعريف يا تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه نمود. با توجه به اينكه مفاهيم علوم انساني در زمره مفاهيم قطعي علوم طبيعي بهشمار نميروند، ارائه يك تعريف قطعي و مشخص براي واژههاي آن كاري دشوار و بعضاً غير ممكن است. بنابراين اصطلاح كارآفريني نيز از جمله واژههايي است كه تعريف واحد و مشخصي از آن وجود نداشته و از بدو طرح آن در مجامع علمي و دانشگاهي، از ديدگاههاي متفاوت تعاريف گوناگوني از آن ارائه شدهاست. وجود چنين تعاريف گوناگوني دال بر گستردگي و اهميت موضوع بوده و اينكه از زواياي متفاوت ميتوان به كارآفريني نگريست. در اين فصل، مفاهيم مرتبط با موضوع تحقيق در چهار بخش مورد بررسي ميگردد. ابتدا در بخش اول مفهوم كارآفريني و ويژگيهاي مهم و شاخص کارآفرينان و کارآفريني، کارآفرين سازماني و سازمان کارآفرين ريشهيابي شده، آنگاه از ديد حوزههاي مختلف علمي تعاريفي از آن آورده ميشود. در اين بخش سعي شدهاست که تا حد امکان تمامي موارد مرتبط با مفاهيم، الزامات و نيازمنديهاي موضوع فوق از سوي صاحبنظران و متخصصين عنوان گردد. در بخش دوم مفاهيم و تعاريف نظري مرتبط با رفتار، عوامل موثر بر رفتار و ساير موارد مرتبط با حوزه مورد نظر، مورد بررسي قرار ميگيرد. سپس در بخش سوم تحقيقات و پژوهشهاي صورت گرفته که بيشترين ارتباط را با تحقيق حاضر دارند، تحت عنوان پيشنگاشتهها مورد بررسي ميشود و در پايان، در بخش چهارم بر مبناي مرور منابع صورت گرفته چهارچوب نظري تحقيق تدوين گرديده است.

بخش اول

2-2 تعريف كارآفريني15 و كارآفرين16
واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre به معناي “متعهد شدن”17 نشأت گرفته است. بنابه تعريف فرهنگ وبستر، كارآفرين كسي است كه متعهد ميشود خطرهاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي و تقبل نمايد. در اوائل قرن شانزدهم ميلادي كساني را كه در امر هدايت مأموريتهاي نظامي بودند، كارآفرين ميخواندند. از آن به بعد دربارهي ديگر انواع خطرپذيريها نيز همين واژه مورد استفاده قرار ميگرفت. از حدود سال 1700 ميلادي به بعد، فرانسويان درباره پيمان كاران دولت كه دستاندركار ساخت جاده، پل، بندر و ديگر تأسيسات بودند، به دفعات لفظ كارآفرين را به كار بردهاند (احمد پور، 1379). در تاريخ توسعه اقتصادي، اقتصاددانان كلاسيك هم‌چون آدام اسميت18 و ديويد ريكاردو19 ، نقش مهمي براي كارآفرين در توسعه اقتصادي قائل نبودند. به نظر آنان عوامل توليد عبارتاند از: سرمايه، ماشينآلات و نيروي كار كه بهطور خودكار توسعه اقتصادي را باعث ميشوند. ريچارد كانتيلون20 در حدود سال1730 ميلادي براي اولين بار سه عامل، مالكان زمين، عوامل اقتصادي دستمزدبگير و آندسته از عوامل اقتصادي كه با قبول خطر و ريسك در بازار بورس فعاليت ميكنند را به عنوان عوامل اقتصادي عنوان نمود. ژان باتيست سه21 اولين كسي بود كه بر نقش حياتي كارآفرينان در بسيج منابع اقتصادي براساس اصول بهرهوري تأكيد كرد (احمد پور و مقيمي، 1386). سير تحقيقات و مطالعات مربوط به كارآفريني در سه مقطع زماني (سالهاي 1985، 1981، 1980) قابل بررسي است. پائولين و دستيارانش22 (1982) تعداد 81 مورد از مطالعات انجام شده را بررسي كردند كه اولين مقالات، مربوط به ژوزف شومپيتر23 (1950) بود (هزار جريبي، 1386).
همانگونه که قبلا اشاره شد، اصطلاحات كارآفريني و كارآفرين داراي تعاريف متعددي است، در اين ميان با توجه به جدول (2-1)، به برخي از مهمترين اين تعاريف اشاره ميشود.

جدول 2-1: تعاريف کارآفريني و کارآفرين از ديدگاه صاحبنظران
رديف
صاحبنظران کارآفرين
تعريف کارآفريني و کارآفرين
1
احمد پور و مقيمي
کارآفرين، فردي است که داراي ايده و فکر جديد مي‌باشد و با بسيج منابع از طريق فرآيند ايجاد يک کسب و کار(کسب وکار الکترونيکي يا اينترنتي24، کسب و کار خانگي25،کسب و کار خانوادگي26،کسب و کار کوچک و متوسط27) که توام با مخاطره‌هاي و اجتماعي و حيثيتي است، محصول فرصت جديد به بازار عرضه مي‌کند.
2
ادي28‌ و الم‌29
كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ مايل‌ و قادر به ‌مخاطره‌پذيري‌ است‌ و در عينحال‌ ابزار توليدي‌ و اعتباري‌ را درهم‌ مي‌آميزد تا به‌ سود يا اهداف‌ ديگري‌ همچون‌ قدرت‌ و احترام‌ اجتماعي‌ دست‌ يابد.
3
استونر30
کارآفرين کسي است که کسب وکار مخاطرهآميز جديد و سازمان جديدي را بنيانگذاري ميکند.
4
استيونسون31
کارآفريني عبارت است از پيگيري فرصت‌ها بدون توجه به منابعي که در کنترل‌اند.
5
باتيستسي32
کارآفرين فردي است که منابع اقتصادي را از حوزهاي که داراي بهرهوري و سود پائينتر است، به حوزهاي که داراي بهرهوري و سود بالاتر است، منتقل مي‌کند.
6
پارستون33
کارآفريني رفتاري مديريتي است که فراتر از ظرفيت‌هاي افراد به طور دائم از فرصت‌ها براي دستيابي به نتايج، بهره‌برداري مي‌کند.
7
پيترسون34
كارآفريني يك فرآيند است و به تنهايي نميتواند در شخص متجلي شود بلكه تجلي آن بايد با فرصتها و تقاضا نيز همراه باشد.
8
تامپسون35
کارآفريني موقعيتيابي و بهره‌برداري از فرصت‌هاست.
9
تيمونز36
کارآفريني، خلق چيزي ارزشمند از هيچ است.
10
چل37‌ و هاروث38‌
‌كارآفرينان‌ افرادي‌ هستند كه‌ قابليت‌ مشاهده‌ و ارزيابي‌ فرصتهاي‌ تجاري‌، گردآوري‌ منابع‌ مورد نياز و دستيابي ‌به‌ ارزيابي‌ حاصل‌ از آن‌ را داشته‌ و مي‌توانند اقدامات‌ صحيحي‌ را براي‌ رسيدن‌ به‌ موفقيت‌ انجام‌ دهند.

داي-مسي39
کارآفرين فردي است که موقعيت بازار را تشخيص ميدهد در نتيجه انگيزه، تحرک و توانايي براي پويا سازي منابع، جهت رسيدن به اهداف را دارد.
11
دراکر40
کارآفريني بهره‌برداري از فرصت‌ها براي ايجاد تغييراست و کارآفرين همواره به دنبال تغيير، پاسخ دادن به آن و بهره‌برداري از آن به عنوان يک فرصت است.
12
ردليچ‌41
معتقد است‌ كه‌ كارآفرين‌ در حالي‌ كه‌ مدير، سرپرست‌ و هماهنگ‌كننده ‌فعاليت‌هاي‌ توليد است‌، برنامه‌ريز، نوآور و تصميم‌گيرنده‌ نهايي‌ در يك‌ شركت‌ توليدي‌ نيز مي‌باشد.
13
شومپيتر42
کارآفرين فردي است که ترکيبات جديدي را در توليد، ايجاد مي‌کند و کارآفريني عبارت است از عرضه کالايي جديد، روشي جديد در فرآيند توليد، ايجاد بازاري جديد، يافتن منابع جديد و ايجاد هرگونه تشکيلات جديد در کسب و کار.
14
كانتيلون‌43
كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ ابزار توليد را به‌ منظور ادغام‌ آنها براي‌ توليد محصولات‌ قابل‌ عرضه‌ به‌ بازار، ارائه‌مي‌كند.
15
کرانرنز44
کارآفريني بر بهره‌برداري از فرصت‌هاي کشف نشده تاکيد دارد. به بياني ديگر كارآفريني يعني ايجاد سازگاري و هماهنگي متقابل بيشتر در كاركرد بازارها.
16
كريچهوف45
كارآفرين‌ فردي‌ است‌ كه‌ شركتهاي‌ جديدي‌ را كه‌ سبب‌ ايجاد و رونق‌ شغل‌هاي‌ جديد مي‌شوند، شكل‌مي‌دهند.
17
لمب46
كارآفريني نوعي تصميمگيري اجتماعي است كه توسط نوآوران اقتصادي انجام ميشود و نقش عمده كارآفرين را اجراي فرآيند گستردهي ايجاد جوامع محلي، ملي و بينالمللي و يا دگرگون ساختن نمادهاي اجتماعي و اقتصادي بسيار با اهميت است.
18
مك‌ كران‌47 و فلانيگان48‌
كارآفرينان‌ افرادي‌نوآور، بافكري‌ متمركز، و به‌ دنبال‌ كسب‌ توفيق‌ و مايل‌ به‌ استفاده‌ از ميانبرها هستند كه‌ كمتر مطابق‌ كتاب‌ كار مي‌كنند و در نظام‌ اقتصادي‌، شركتهايي‌ نوآور، سودآور و با رشدي‌ سريع‌ را ايجاد مي‌نمايند.
19
مككلهلند49
كارآفرين كسي است كه يك شركت (يا واحد اقتصادي) را سازماندهي نموده، ظرفيت توليدي آن را افزايش ميدهد.
20
مكگواير50
نقش كارآفريني در جوامع مختلف با توجه به تنوع فرهنگ متفاوت است. بنابراين بايد در درك رفتار کارآفرينان عواملي مانند، عقايد اجتماعي، هنجارها، پاداش رفتارها، آرمانهاي فردي و ملي، مكاتب ديني و تعليم و تربيت مورد توجه قرار گيرند.
21
وسپر51
کارآفرينان افرادي‌اند که رقابت را افزايش داده و به دنبال فرصت‌هاي مناسبي‌اند تا در محيط بازار، نيازهاي برآورده نشده را برآورده کنند و عقايد جديد را خلق و اجرا کنند.
22
ويلکن52
كارآفريني‌ به‌ عنوان‌ يك‌ تسريع‌كننده‌، جرقة‌ رشد و توسعة‌ اقتصادي‌ را فراهم‌ مي‌آورد.
منبع: احمدپوردارياني و مقيمي (1386)، دلجو و احمدي (1390)

2-2-1 تفاوتهاي مرتبط با مفاهيم کارآفرين، کارآفريني، مدير و سازمان
شناسايي و تشخيص برخي از مفاهيم بسيار مهم بوده و دقت، تشخيص و اختلاف ميان کلمات، محققين و پژوهشگران را در

پایان نامه
Previous Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع قانون مجازات، قرار بازداشت موقت، بازداشت موقت Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع جبران خسارت، قانون مجازات، مراجع صالح