پایان نامه با کلید واژگان یادگیری اجتماعی، هنجارهای اجتماعی، عدم اطمینان، بازدارنده ها

دانلود پایان نامه ارشد

توافقات صوری بیشتر شبیه است تا واقعی .
تعهدی که متعهد آن را جدی نمی گیرد و از همان زمان انعقاد عقد نکاح ، قصد پرداخت آن را ندارد و حتی در صورت قصد پرداخت ، توان پرداخت ندارد و زوجه که طرف عقد است از چنین قضیه ای آگاه است باعث ایجاد مشکلات جدی در زندگی خانواده ها می گردد.
البته نمی توان منکر پیامدهای مثبت مهریه در زندگی مشترک زوجین گردید ؛ از جمله اینکه مهریه می تواند عاملی برای تضمین حقوق مالی و معنوی زن و هم چنین عاملی برای پس انداز وی باشد. ضمن اینکه وجود مهریه می تواند سبب خشنودی و دلبستگی زن برای زندگی باشد. لیکن در جامعه ی امروزی پیامدها و مشکلات ناشی از مهریه های سنگین بسیار بیشتر از مزایای آن می باشد که به در اینجا به ذکر چندین مورد آن می پردازیم:
مهریه های سنگین نشان دهنده بی اعتمادی زن و شوهر به یکدیگر و سطح فکر پایین است. مهریه بالا می تواند به عنوان یک ابزار در دست زنان قرار بگیرد و مردان از این نظر همیشه تحت استرس و فشار باشند.
بالا بودن مبلغ مهریه و نیز پایین بودن آن موجب دردسرهایی میگردد که بیشتر موارد مربوط به بالا بودن مبلغ مهریه می باشد که در ذیل به اختصار به چند مورد اشاره میگردد :
بالا بودن مهریه باعث افزایش سن ازدواج و حتی کاهش ازدواج میگردد. هم چنین بالا بودن مهریه باعث افزایش توقعات میگردد.
بالا بودن میزان مهریه باعث افزایش طلاق میشود. شاید عوام براین باور باشند که بالا بودن مهریه باعث عدم طلاق از سوی مرد است ؛ اما چنین نیست زیرا با افزایش میزان مهریه زنان احساس میکنند که دارای پشتوانه محکمی هستند و برای حفظ زندگی زناشوئی از هنر زنانگی خود استفاده نکرده و آن را فراموش میکنند.
یکی از آمارهای مربوط به جمعیت کیفری زندان‌ها متعلق به افرادی است که به علت عدم توانایی در پرداخت مهریه و شکایت همسران خود در زندان‌ها به سر می‌برند، بدون اینکه از نظر عناصر مربوط به ارتکاب جرم واقعاً مجرم باشند.
بی‌سرپرست شدن خانواده، بیکار شدن یک نیرو در جامعه، گسترش ناامنی روانی و اخلاقی در جامعه و زندانیان غیر بزهکار از مهم‌ترین آسیب‌های این اقدام است.
امروزه مهریه در شمار یکی از معضلات و موانع مهم در ازدواج محسوب می شود و همین امر موجب شده است تا بسیاری از جوانان از هراس این موضوع نتوانند برای ازدواج اقدام کنند و آمار ازدواج بخاطر هراس از پذیرش مهریه های سنگین کاهش یابد.
مهریه یکی از عواملی است که برداشت صحیح و منطقی کمتری نسبت به آن دیده شده و غالباً با درک و دریافت های غلطی همراه است که موجب شده همواره به آن به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر ترویج ازدواج نگریسته شود .
بخشي از زناني كه مهريه‌هاي كلان درنظر مي‌گيرند دليل خود را نا امني‌هاي اقتصادي عنوان مي‌كنند. اين احساس ناامني از كجا نشأت مي‌گيرد؟ یکی از جامعه شناسان در اينباره مي‌گويد: زنان در اكثر مواقع شاغل نيستند. .
هم‌اكنون ميزان اشتغال در ميان زنان حدود 11درصد است در حالي كه در مورد مرد‌ها اين رقم به 60درصد مي‌رسد. از طرف ديگر شرع نيز مرد را مسئول هزينه‌هاي زندگي مي‌داند ولي به‌نظر میرسد که زن از طريق مهريه كلان مي‌خواهد خود را بيمه كند. نداشتن امنيت اقتصادي زنان را وادار مي‌كند تا مهريه‌هاي زياد براي خود بگذارند، غافل از اينكه چنين شروطي ديرپا نيست و بعد از گذشت يك دهه ارزش اوليه را ندارد. ازدواج يك قرارداد است كه بايد مفاد آن مشخص باشد و با اين مهريه‌هاي غیر منطقی و گزاف نمي‌توان اين قرار داد را منعقد نمود . ( www.itf.org.ir).
دکتر روشن ، عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی بیان داشت : « نبايد تنها به قانون گذاري اکتفا کرد بلکه بايد علت ها بررسي شود يعني ببينيم چرا بعد از انقلاب با توجه به اينکه ما شاهد مهريه هاي پايين و ازدواج هاي آسان بوديم دوام ازدواج ها بيشتر بود واکنون خانواده ها بسيار آسيب پذير شده اند. بايد آسيب شناسي کرد، اين بحث کاملاً فرهنگي ست و مربوط به حوزه اخلاق وفرهنگ مي شود و قانون تنها مي تواند کف وسقف عملکردها را بيان کند و اين اخلاق و فرهنگ است که مي تواند در اين زمينه کارکرد داشته باشد.
روشن ضمن اشاره به تحقيق ميداني که صورت گرفته افزود: در بین 100 پرونده اي که بررسي شد، 99 مورد آن نشان داد که مهريه بالا مانع طلاق زوجين نشده يعني اين تلقي که مهريه باعث دوام زندگي ست کاملاً غلط است و اين خود نشان مي دهد که چقدر ما نياز به کار فرهنگي داريم و نهادهايي که کارکرد فرهنگي واجتماعي دارند چقدر بايد تلاش کنند تا سنت هاي غلطي که در جامعه پاگرفته اند از بين بروند». (www.mehrkhane.com).
بنابراین عدم توانایی پرداخت مهریه از سوی مردان ، باعث می شود تا زنان بتوانند از این طریق آنها را تحت فشار قرار داده و حتی باعث به حبس رفتن مردان شوند. با توجه به اینکه معمولاً مهریه به صورت سکه تعیین می شود و تعداد آن نیز بسیار غیر منطقی و بدون انگیزه ی پرداخت، تعیین می گردد در هنگام بروز اختلاف به صورت حربه ای در دست زنان قرار گرفته و با توجه به مجازات شدید آن که حبس می باشد نه تنها از ادامه اختلافات جلوگیری نکرده بلکه به آن دامن می زند و مردی که به دلیل عدم توان پرداخت مهریه به زندان می رود مطمئناً پس از آزادی دیگر به ادامه ی زندگی مشترک نمی اندیشد و راهی جز طلاق در پیش روی خود نمی بیند.

4 فصل چهارم : پيشگيري از طلاق

4-1 بازدارنده های اجتماعی
4-1-1 دینداری و عرفی شدن
دورکیم در بررسی تعلقات مذهبی در قالب انسجامی و تنظیمی ، ارتباط معکوس آن را با خود کشی نشان می دهد. به عبارتی هر چه پیروان یک مذهب در اجتماعات مذهبی تعاملات بیشتری با یکدیگر داشته باشند (انسجام مذهبی)7 و هر چه آن مذهب رفتار پیروان خود را با هنجارهای خود بیشتر تنظیم کند ، خودکشی در میان پیروان آن کمتر به وقوع می پیوندد (تیلور، 2003). با تعمیم تئوریک این رابطه به دیگر آسیب های اجتماعی از جمله طلاق ، می توان این رابطه را بین تعلقات مذهبی و طلاق نیز در نظر گرفت . با گرایش جامعه به عرفی شدن 8و در نتیجه شرکت کمتر در اجتماعات مذهبی و نیز کاهش اثر بعد هنجار بخش مذهب بر رفتار ها ، استنباط می شود که وقایعی مانند طلاق نیز افزایش می یابد (عیسی زاده، قدسی، بلالی، 1390). مذهب و الزامات رفتاری آن در حوزه خانواده و ازدواج از عوامل مهم در استحکام و تداوم رابطه زناشویی است؛ لذا افراد مذهبی که اعتقادات آنها رفتارهایشان را تنظیم می کند ، کمتر طلاق می گیرند و میزان طلاق در آنها کمتر است . در فرایند عرفی شدن ، هنگامی که اعتقادات مذهبی افراد تضعیف می گردد، طلاق به عنوان یکی از پیامد های این فرایند در نظر گرفته می شود (پورتمن و کالمیجن،2002). نتایج مطالعات پیرامون این رابطه نشان می دهد که با افزایش عرفی شدن ، نرخ طلاق در جامعه افزایش می یابد. هنجارهای اجتماعی به عنوان الگوهای رفتار افراد ، تجلی ارزش های اجتماعی جوامع هستند. هنگامی که ارزش های بنیادی افراد به عنوان پایه های هنجاری رفتارشان به عرفی شدن تمایل پیدا می کنند ، هنجارهای متناظر با آنها نیز متحول می گردد. در این وضعیت هنجارهای اجتماعی معطوف به ازدواج ، قبح طلاق را به عنوان امری ناپسند و ناشایست کاهش می دهد. قبح طلاق دال بر مقدس بودن ازدواج و پیوند زناشویی است که مذاهب بر آن تأکید دارند. زمانی که پیوند زناشویی بین زن و مرد بسته می شود هنجارهای مذهبی حاکم ، به حفظ و تداوم آن تأکید می کنند. اما هنگامی که این پیوند دیگر به عنوان امری مذهبی به حساب نمی آید ، وقوع طلاق تبدیل به عملی معمولی و عقلانی می شود. با توجه به موارد فوق در ارتباط با عرفی شدن می توان این گزاره را مطرح نمود:
«هر چه عرفی شدن در اعتقادات افراد بیشتر گسترش می یابد ، به سبب کاهش قبح و ناپسندی طلاق که در مذاهب بر آن تأکید شده است ، طلاق در بین آنها افزایش می یابد» (مارتینگ،1994 بنقل از عیسی زاده، قدسی،بلالی، 1390).
4-1-2 الگوگیری از دیگران (سابقه طلاق در خانواده)
احتمال وقوع طلاق در خانواده هایی که دارای سابقه طلاق هستند ، نسبت به خانواده هایی که طلاق در آنها بی سابقه است ، بیشتر است. طلاق در خانواده و به خصوص طلاق والدین به مثابه نوعی یادگیری اجتماعی برای فرزندان ، آنها را بیشتر در معرض طلاق قرار می دهد.نظریه یادگیری اجتماعی در حوزه انحرافات بیان می کند که افراد در فرایند اجتماعی شدن اولیه شان در سنن پایین ، بنا به معاشرت و روابطشان با گروه های نخستین از جمله خانواده ، یادگیری متفاوتی دارند.فرزندان در خانواده ها ، نگرش ها و رفتارها را با مشاهده و مدل گیری از «دیگران مهم» یاد می گیرند ( زنگ و ماره ،2008 بنقل از از عیسی زاده، قدسی، بلالی، 1390).
بنابراین خانواده هایی که در آنها سابقه طلاق وجود دارد بیشتر در معرض این مشکل اجتماعی قرار میگیرند و در واقع قبح طلاق برای آنها از بین رفته و به این مسأله بصورت یک امر عادی و معمولی نگاه می کنند. ولی در خانواده هایی که طلاق سابقه ندارد ، ناپسندی ومذموم بودن آن همچنان باعث می شود تا نقش بازدارندگی در خصوص طلاق حفظ گردد.
4-1-3 تعلق خانوادگی (تعدد فرزندان)
هنگامی که زن و مرد دارای فرزند هستند ، فرزندان سپر حمایتی را در برابر طلاق برای آنها فراهم می کنند.این سپر حمایتی ، موجب حفظ و تداوم زندگی زناشویی می گردد . مطالعات نشان می دهند طلاق در بین افراد متأهل بدون فرزند بیشتر از متأهلین دارای فرزند است ( همان).
عواملی که داشتن فرزند را با کاهش طلاق به هم مرتبط می کند عبارتند از :
اول- رفاه و آسایش فرزندان به واسطه طلاق دچار مشکل می شود .مادر و پدر خود را مسؤل رفاه و آسایش فرزندان می دانند ، لذا با پذیرش هزینه تداوم رابطه ناخوشایند زناشویی از به خطر افتادن و کاهش رفاه و آسایش فرزندان صرف نظر میکنند.
دوم- سرپرستی و نگهداری فرزندان از جنبه های مختلف برای هر یک از والدین به تنهایی سخت است و هزینه های نگهداری را برای آنها افزایش می دهد.
سوم- زوج های متأهلی که فرزند ندارند و تصمیم به فرزند دار شدن هم ندارند ، نسبت به تداوم رابطه شان مطمئن نیستند . این عدم اطمینان به ادامه رابطه ، از ورود فرزند به زندگی آنها ممانعت می کند ؛ لذا عدم اطمینان به ادامه رابطه توأم با نداشتن فرزند احتمال وقوع طلاق را نی افایش می دهد .در ارتباط با وجود فرزند به عنوان بازدارنده طلاق این گزاره مطرح است: «وجود فرزند و افزایش تعداد آن، احتمال وقوع طلاق را کاهش می دهد.»(همان)
4-1-4 الزامات نقش های سنتی
التزام زوجین به نقش های سنتی باعث کاهش نرخ های طلاق در بین خانواده های سنتی شده است . این در حالی است که در زندگی به شکل مدرن آن ، برخی زوجین ، حتی در اشتراک نقش های اصلی خانوادگی ،گوی سبقت را از دیگران ربوده و خواهان سهم بیشتری هستند. این ویژگی در خانواده های مساوات طلب دیده می شود که در آن ، قدرت تصمیم گیری در خانواده و تمام نقش های بزرگسالی در خانواده نظیر فراهم کردن ، خانه داری و مراقبت به صورتی برابر بین زوجین به اشتراک گذاشته می شود . از طرفی تعداد زوج هایی که در جهت برابر خواهی حرکت می کنند روز به روز زیاد تر می شوند و شواهدی وجود دارد که نشان می دهد اشتراک در نقش، در حال تبدیل شدن به یک انتظار هنجاری است ( ادگوک ،2001 بنقل از قدسی،بلالی،عیسی زاده،1390).

4-2 بازدارنده های حقوقی
4-2-1 پیشگیری از طلاق در سابقه قوانین
در خصوص حقوق خانواده ، قوانین و آئین نامه های مختلفی وضع شده که اهم آنها به ترتیب تاریخ تصویب به شرح ذیل است :
کتاب های هفتم ، هشتم و نهم از قانون مدنی مصوب اردیبهشت ماه 1307؛ قانون راجع به ازدواج سال 1310 ؛ قانون راجع به انکار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان قانون مدنی، عسر و حرج، عقد نکاح، خیار تدلیس Next Entries پایان نامه با کلید واژگان قانون مدنی، حمایت خانواده، قانون حمایت خانواده، طلاق توافقی