پایان نامه با کلید واژگان گسترش زبان، فرهنگ دانش

دانلود پایان نامه ارشد

کلامي مطلوب از ارزش هاي موجود انتقاد نمود.”(کريستوفر،1377: 19-18) ودر ادامه مي توان گفت که :”گفتمان مفهومي است که آنتونيوگرامشي26 به صورت ضمني وميشل فوکو(1926-1984) فيلسوف اجتماعي فرانسه آشکارا آن را به کار برده اند.گفتمان از نظر فوکو،عبارت است از تفاوت ميان آنچه مي توان در يک دوره معين(مطابق قواعد دستوري ومنطقي) به صورت درست گفت وآنچه در واقع گفته مي شود.يکي از ويژگي هاي تفکر فوکو آن است که گفتمانها را در ارتباط با کاربرد وکارکردشان مي سنجد وديگر آنکه آنها را درپيوندي که باقدرت دارند تعريف مي کند.وي گفتمانها را نه به خاطر معاني مستور در آنها،بلکه به منظور درک شرايطي که گفتمانها سبب به وقوع پيوستن آنها است،مطالعه مي کند.گفتمانها با گذشت زمان تغيير مي کنند.چنانکه شيوههاي تفکر وگفتار درمورد مفاهيمي مثل امنيت،آزادي ومدرنيسم دستخوش تغيير شده است.(مطهرنيا،1381: 37)باتوجه به مباحثات عنوان شده در باب گفتمان،به نظر مي رسد حاشيه ها وچارچوب هاي ظاهري امر بدان پرداخته شد ودر ادامه بايد به معناي لغوي گفتمان وساحت معنايي آن نظر کنيم وتحليل گفتمان وچارچوب هاي نظري گفتمان را مورد بررسي وکنکاش قرار دهيم تا بتوانيم در فصول آينده با تعريف مشخص ومعيني به ادامه بحث در خصوص گفتمان انقلاب اسلامي وارزش هاي دنياي مدرن بپردازيم.

2-2)ساحت لغوي ومعنايي گفتمان:
براي فهم بهتر وموثرتر از واژه گفتمان،بايد خود واژه گفتمان را از منظر لغوي وسپس معنايي مورد بررسي وکنکاش قرار دهيم،چونکه در ادامه پايان نامه با وجود جهات مشخصي از گفتمان روبه رو خواهيم شد واگر نتوانيم تعريف مشخص وملموسي از گفتمان ارائه دهيم به چارچوب هاي بحث هاي تکميلي آينده نخواهيم رسيد. در اين راستا ابتـدا ضمن اشاره به معناي اين واژه و كاربردهاي مختلف آن به ارائه تعريف‌ها و معاني متفاوت و بالاخره به معناي مورد نظرمان از گفتمان در اين پژوهش پرداخته‌ايم.

“سابقه واژة ” گفتمان ” در برخي منابع به قرن 14 ميـلادي مي‌رسد، اين واژه فرانسوي، به معني گفتگو ، محاوره ، گفتار،واژه وبه معني طفره رفتن ، از سر باز كردن ، تعلل ورزيدن و … گرفته شده است”(مک دانل27،1380: 1)

“شايد رويکردي متفاوت به بررسي اين واژه از لحاظ دقايق دستوري مارادر تشخيص وتميز بار معنايي آن کمک کند.لذا پس ازبررسي معاني واژه ديسکور28 بر اساس تعاريف وتوضيحات مندرج درفرهنگ بزرگ وبستر وفرهنگ دانشگاهي آکسفورد29 وسپس ظرايف دستوري درواژه گفتمان نظرخود را معروض خواهم داشت.در فرهنگ آکسفورد واژه مورد بحث دو تعريف دارد،که يکي”پرداخت مشروح ومفصل به يک موضوع به شکل گفتاري ويا نوشتاري است” وديگري درکابرد زبان شناختي آن:”واحد يا قطعه اي از زبان گفتاري يا نوشتاري است” در همين معناست که به تحليل گفتار اشاره شده است.اما فرهنگ وبستر علاوه بر توضيح اين واژه،که خود مرکب است.به معني دويدن که مجازاً به معني بحث وگفتگو30 به کار رفته است.”(خجندي،1377: 33)

“بحث گفتمان در رشته‌هاي متنوع علوم انساني و اجتماعي از زبان‌شناسي ، ادبيات ، هنر ، نقد و نظريه اجتماعي گرفته تا روانشناسي ، تاريخ ، جامعه‌شناسي ، حقوق و … مورد توجه چشمگيري واقع شده است. برخي از نويسندگان گفتمان را معادل ايدئولوژي و جهان‌بيني و حاوي اعتقادات ،‌ارزش‌ها و باورهايي مي‌دانند كه در نهايت نماينده نوعي اقتـدار آييني به شمار مي‌روند. براي مثال ” راجر فولر31 ” گفتمان را مشتمل بر اعتقادات ، ارزش‌ها و مقولاتي مي‌داند كه شيوة نگرش به جهـان و باز نمودي از تجربه را مي‌سازد كه در واقع همان بستر مفاهمه‌اي سازنده گفتمان به شمار مي‌روند”.(مک دانل ،1380: 2)
“بعضي ديگر گفتمان را به معني عقيده عمومي ، كردار اجتماعي ، نظام معاني ، ساخت ، فكر غالب ، چارچوب قالب ، پارادايم و گفتمان به مثابه ابزار شناسي جديد در عرصه علوم‌انساني و علوم اجتماعي تلقي كرده‌اند”.(همان: 16)
ميشل فوكو مي‌نويسد: ” پنـداري به جاي شفاف‌تر كردن معناي بسيار مبهم كلمة گفتمان بر ابهام آن افزوده‌ام ، گاه آن را به معناي قلمرو كلي تمام گزاره‌ها ، گاه به عنوان مجموعه فرديت پذيري از گزاره‌ها و گاه نيز به معناي عمل نظام‌مندي به كار برده‌ام كه به گزاره‌هاي ويژه‌اي معطوف است. گفتمان در هر سه مورد ، چيزي شبيه به چارچوب است و از گزاره‌ها تشكيل شده است”(تاجيک،1379: 287)

“البته تعريف فوق در ديرينه‌شناسي32 فوكو مطرح بود، در ديرينه‌شناسي علاقه اصلي فوكو مطالعه ” كنش‌هاي كلامي جدي ” است . منظور فوكو از كنش‌هاي كلامي جدي، كنش‌هاي كلامي معمولي و روزمره نيستند بلكه كنش‌هايي هستند كه از طريق فعاليتي معتبر و نافذ (نظير گفتمان پزشكي) ايجـاد مي‌گردند”.(مک دانل،1380: 32) فوکو از جمله انديشمندان فراساخت گرائي است که تحول عمده اي درواژه گفتمان داد،”ازنظر فوکو بدين جهت که گفتمان ازتعداد محدودي گزاره ها تشکيل شده که مي توان براي ظهور آنها شرايط خاصي تعريف نمود،مفهوم گفتمان رابايد در کالبد ديرينه شناسي وتبارشناسي33 مورد بحث وتحليل قرارداد.گفتمان ازنظرگاه فوکو هيچگاه ابدي وآرماني نيست،بلکه ازهمان آغاز تاريخي وزمانمند وهمچين مجسّم کننده معنا وارتباط اجتماعي وشکل دهنده ذهنيت وارتباط اجتماعي-سياسي( قدرت)مي باشد.گفتمان از نظرفوکوعبارتست از:تفاوت ميان آنچه مي توان دريک دوره معين(طبق قواعد دستوري ومنطقي)به صورت درست گرفت،وآنچه درواقع گرفته مي شودکه با وجود جلب توجه ما بسوي گستردگي ظرفيت نظام زبان،مشکل ناديده گرفتن شدن امکانات آن بدليل دست پا گير بودن قواعد دستوري رانيز برملا مي کند.گفتمان از نظر فوکو همان چيزي است که ميان دوحوزه”قيد وبندهاي زبان”و”امکانات ارتباطي هفته درآن”رخ مي دهد.به عبارت ديگر،ميدان عمل گفتمان دريک لحظه هاي معين همانا تفاوت بين اين دو است.اين ميدان نشان دهنده کردارهاي خاصي مي باشد،که متعلق به نظمي است که درساختمان زبان وجود دارد ونه متعلق به برداشت صوري ازآن-يعني چيزي است که هر دوي آنها رادربرمي گيرد.”(داوودي،1389 :56) ما در اين پژوهش ضمن پذيرش گفتمان به معناي چارچوب از آن معناي ديگري به صورت زير مستفاد مي نمائيم : “گفتمان قالبي است كه معنا و ارزش چيزها در قالب آن به ما عرضه مي‌شود و از طريق اين قالب از هستي شناخت حاصل مي‌كنيم .گفتمان شامل مجموعه منظمي از گزاره‌هاي اجتماعي و همچنين مراسم و نهادها و سازمان‌هاست در درون چارچوب ارجاعي‌اش ،در درون اين چارچوب واقعيت‌هاي اجتماعي ، ساخته ،‌ تفسير ، فهم و پيش‌بيني مي‌شوند”(ميرزايي راجعوني،1381 :12)”گفتمان در گستره مفهومي خود،البته در بيان غيرفني آن،صرفا در بيان صحبت،مکالمه،يا گفتگو است،که بعضا بطور تلويحي بيانگر نوعي هدف آموزشي وتعليمي است(ازاين روخطابه،موعظه،سمينار ورساله را مي توان نوعي گفتمان به حساب آورد).معناي اخير تفاوت زيادي با ريشه شناسي اين واژه دارد،که ريشه آن به فعل لاتينبه معناي سرگردان وآواره بودن،پيمودن،طي کردن،از مسير خارج شدن،گمراه شدن،به بيراهه رفتن و… باز مي گردد.در واقع هرگاه اين واژه را درکاربردهاي متفاوت آن در رشته هاي تخصصي مختلف مورد بررسي قرار دهيم،همين ابهام در معنا يا معاني متضاد آن را خواهيم ديد.درگفتار حاضر عمدتا به مسايل وموضوعاتي خواهم پرداخت که گفتمان در حوزه فلسفه،زبان شناسي وعلوم انساني بطور عام در پي دارد”.(نوريس34،1377: 19) البته در ادامه پژوهش در معناي لغوي وساحت معنايي گفتمان به آراء وتفسيرهاي چندين انديشمند علوم اجتماعي وفيلسوف ديگر هم خواهيم پرداخت که از کدامين جنبه يِ معرفت شناختي به تفسير وتعريف واژه گفتمان پرداخته اند.
آنچه که مشهود ومبرز است همه انديشمندان در حوزه هاي علوم اجتماعي وبطور کلي علوم انساني بر چارچوب مند بودن وقاعده مند بودن “گفتمان” تاکيد ويژه اي دارند واز آن به عنوان چارچوب دهنده متن ها در زبان ودر يک مجموعه مشخص عنوان مي نمايند.اين خود، خصوصا يکي از الزاماتي پژوهشي در حوزه هاي علوم انساني خواهد بود که مطالب ومحور پژوهش در يک محيط مشخص فکري ودر يک چارچوب منطقي ومنظم به سير خود ادامه دهد،بااين اوصاف گفتمان شامل يک چارچوب علمي خواهد بود که محقق در آن چارچوب وفضاي فکري مي تواند به تحقيق وپژوهش بپردازد واز اين روست که ما براي تبيين،توصيف وتحليل گفتمان انقلاب اسلامي35 وارزش هاي دنياي مدرن ،بايد از واژه گفتمان بهره مي جستيم وبراي نيل به اين مهم،مي بايست چارچوب هاي نظري وساحت لغوي ومعنايي خودِ واژه گفتمان را تعريف ونمايان مي نموديم که در ادامه به تعاريف ديگر وشناخت هاي متعددي از گفتمان خواهيم پرداخت.
اميل بنونيسته36 زبان شناس فرانسوى، شهرت عمده وى بابت ترکيب خلاقانه زبان شناسى تاريخى با مکتب ساختارگرايى است که باعث بسط و گسترش زبان شناسى در حوزه نظريه فرهنگى شده است، اودر رابطه با گفتمان از جمله انديشمنداني است که تعريفي مشخص دارد که در ادامه مطلب به آن اشاره خواهيم نمود.

” اميل بنونيسته، بر اين عقيده است که “گفتمان به زمينه هاى از زبان مى پردازد که تنها مى توان آنها را با ارجاع به متغيرهاى ديگرى بيان کرد که در مشخص ساختن بسترهاى بافت موضعى، پاره گفتار به کار مى روند. بنابراين، گفتمان مدعى حوزه معين، مستقل و کاملا تعريف شده اى از مطالعه است، حوزه اى که شامل ضماير شخصى (به ويژه من و تو) اشارات (ضماير اشاره، اسم هاى اشاره و…) و شاخص هاى مکانى (اينجا، آنجا و…) و شاخص هاى زمانى (اکنون، امروز، ديروز، هفته آينده و…) است که در صورت فقدان آنها، گفتمان مورد نظر ما فاقد معنا خواهد بود. امروزه در زبان شناسى جديد، از گفتمان به عنوان “زمينه معنايى بحث” ياد مى کنند و آن را هم عاملى زبان شناسانه و هم مرتبط به شيوه بيان شخصى مى دانند، که يک نوع نظام دانايى را شکل مى دهد. در اين تلقى، گفتمان اصلى است که به عناصر غيرزبانى مرتبط است و هم به قاعده ها و قانون هاى زبان. از اين رو، گفتمان، امرى فرازبانى است.ميخائيل باختين37؛ زبان شناس معاصر، تحليل زبان شناسانه مستقل از واقعيت هاى عملى و اجتماعى را نادرست مى داند و معتقد است، که زمينه اجتماعى بخش جدايى ناپذير از عصر ارتباط کلامى است و معناى گزاره ها از راه فهم گفتمانيعنى ادراک موقعيت گوينده، افق دلالت هاى معنايى و ارزشى که گوينده در آن جاى دارد، حاصلمى شود. “(سليمي نوه،1383 :51 )
“زبان شناسي ساختاري به پيروي از سوسور 38،زبان را به مثابه شبکه فرافردي يا کم گويي وايجاز نشانه ها يا عناصر دلالت گري مي داند که در شکل انتزاع مطلوب از کنش کلامي فردي دريافت مي شود،در مقابل ،بنويسته به تجزيه وتحليل مواضع مختلف سوژه يا موضوع مورد بحث(وجوه لفظي) مي پردازد که قلمرو گفتمان،سخن،گفتار،يا بعد اجتماعي-ارتباطي زبان را مي سازند.معذلک وجه اشتراک وي با پيروان پسا ساختگراي سوسور اين اصل است که ذهنيت در زبان واز طريق زبان ايجاد مي گردد،زيرا خيلي ساده بايد گفت که هيچ چيز(نه توسل به سوژه استعلايي کانتي،يابه مفاهيم ماتقدم وپيشيني کانتي،نه حقايق بديهي، شهودهاي آغازين،واقعيات تجربي،ونه هيچ چيز ديگري) وجود ندارد که بتواند نقطه امتيازي وراي نمايش بازنمايي هاي گفتماني ارائه دهد.البته اشارات ومفاهيم ضمني فلسفي زيادي درپيوند با اين نظريه درباره زبان(ياگفتمان)به مثابه افق مطلق فهم پذيري براي انديشه وشناخت بطورعاموجود دارد.”(نوريس،1377: 20-19)
دقيقا وجود واژه اي با اين مفاهيم ومعاني بلند يک رويه جديد در تفسيرها وتحليل ها در حوزه علوم انساني رقم خواهد زد،وقتي واژه اي همچون گفتمان در آثار ميشل فوکو،ژاک دريدا39، اميل بنونيسته وديگرمتفکران غربي مشاهده شد يک جريان جديدي در معرفت شناسي وروش پژوهشي آنان پديد آمد که بعدها اين واژه به ايران هم امد ودرآثار داريوش آشوري مورد استفاده قرار گرفت وبعدها رواج يافت.

“گفتمان،از جمله مفاهيم مهم و کليدي است، که در شکل دادن به تفکر فلسفي اجتماعي و سياسي مغرب زمين نيمه دوم قرن بيستم، نقش به‏سزايي داشته است.اگرچه اين مفهوم در ادبيات فلسفي-اجتماعي قرون وسطي و بويژه در دوران

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان دوران مدرن، روشنفکران Next Entries پایان نامه با کلید واژگان روابط قدرت، ساختار قدرت