پایان نامه با کلید واژگان گروه کنترل، کاهش اضطراب، درد مزمن

دانلود پایان نامه ارشد

مهارت‌هاي شناختي يا براي اصلاح فرايند شناختي است (اسپنس285 به نقل از رفيع نيا، 1379).
شناخت درماني به افراد کمک مي‌کند تا ازتفسير افکار خودکار آگاهي يايند. (بک، شاو286وامري287، 1976).
درمان شناختي- رفتاري تلفيقي از رويکردهاي شناختي – رفتاري است. در اين شيوه درماني به بيمار کمک مي‌شود که نا استواري تفکر تحريف شده خود را که به رفتار ناکار آمد خود را تغيير دهد از بحثهاي منظم و تکاليف رفتاري دقيقاً سازمان يافته‌اي استفاده مي‌شود. در جنبه‌هايي از درمان تأکيد عمدتاً رفتاري و در جنبه‌هاي ديگر شناختي است (سالکوسکيس288، 1987، به نقل از عباسي، 1379).
درمان شناختي – رفتاري هم در قالب رفتاري و هم در چارچوب روانشناختي است و نکات قوت دو رويکرد در رفتار درماني و شناختي درماني – يعني عيني گرايي، ارزيابي و سنجش از يک سوي و دخالت دادن نقش حافظه در بازسازي و تغيير اطلاعات از سوي ديگرگرد آمدند و به صورت يک رويکرد دانش کاربردي در آمدند. اين رويکرد، نظريه‌ها و نگرشهاي نسبتاً متفاوتي را در خود جاي داده است.
شايد بتوان گفت که تنها وجه مشترک آنها توجه به نقش واسطه مند فرايندهاي شناختي در پردازش اطلاعات و بروز واکنشهاي فرد به محرکها باشد اما در هر صورت از اصطلاحات و مفاهيمي استفاده مي‌کنند که به نحوي در چارچوب رفتاري معني پيدا مي‌کنند و قابل ارزيابي و سنجش تلقي مي‌شوند (هاوتون289، 1380).

2-1-6-6- نظريه‌هاي آرام سازي
آرام سازي (ريلکسيشن؛ relaxation) تدريجي، به وسيله دکتر ادموند جاکوبسون در سال 1938 ابداع شد. آرام سازي عضلاني، حالتي متضاد با اضطراب است و وقتي عضلات شل شدند اضطراب کاهش مي يابد. در اين روش، ابتدا فرد يک سري از عضلات خاص را با حد ممکن سفت مي‌کند، به طور يکه در آنها احساس کشش نمايد. سپس تا حد ممکن عضلات را شل مي‌کند و بر روي احساس آرام سازي متمرکز مي‌شود. به فرد آموزش داده مي‌شود که فرق ميان احساس ريلکس شدن و کشيدگي را تشخيص دهد. اين الگوي شل و سفت کردن گروه‌هاي عضلات از يک قسمت بدن، مثل دست، شروع و به طور منظم و قرينه در سراسر بدن تکرار مي‌شود. وقتي اين شيوه تمرين شود و در برنامه‌ي زندگي فرد قرار گيرد مي‌تواند در خنثي سازي بعضي از اثرات پاسخ به استرس مؤثر باشد.
پاپن (1988) بخش مهمي از مطالعاتش را در خصوص نظريه‌هاي آرام سازي اختصاص داده است اگر چه وي نيز اذعان دارد که اکثر نظريه‌هاي آرام سازي به مکانيسم‌هاي فيزيولوژيک متوسل مي‌شوند اما در يک تقسيم بندي، آن‌ها را به نظريه‌هاي تک وجهي، دو وجهي و چند وجهي تقسيم کرده است زيرا تعدادي از نظريه‌ها فرض مي‌کنند که آرام سازي يک وضعيت يا حالت منفرد است، در حالي که نظريه‌هاي ديگر، آرام سازي را يک حالت يا وضعيت داراي دو يا بيش از دو بعد در نظر مي‌گيرند (روشن و يعقوبي، 1381).

2-1-6-6-1-نظريه‌هاي تک وجهي
در اين خصوص جاکوبسن آرام سازي پيش رونده290، را به وجود آورد که اساسي ترين وعمومي‌ترين روش‌هاي آموزشي است. او روش‌هاي ارزيابي الکتروميوگرافيک را مطرح نمود، نظريه وي را مي‌توان عضلاني ناميد. جاکوبسن آرام سازي را به عنوان سکون فعاليت عضلاني تعريف کرده است به گونه‌اي که از طريق الکتروميوگراف مي‌توان آن را سنجيد. علاوه بر اين سنجش پيراموني او در سطح شناختي يک برونداد عصبي – حرکتي کاهش يافته و يک درونداد درون تحريکي کاهش يافته را مطرح ساخت و از آن به عنوان تأخير زياد بازتاب‌هاي نخاعي، هنگامي‌که شخص آرميده است، را مطرح ساخت. به نظر او در نتيجه کاهش فعاليت اعصاب آوران وابران در نظام اسکلتي – حرکتي برانگيختگي سيستم خودمختار و قشر مخ کاهش مي يابد که درنظر گرفتن اين داده‌هاي خود مختار و فيزيولوژيک، وجود همبستگي ميان اين سيستم‌ها را امکان پذير مي سازد بنابراين آرامش عضلاني – عصبي مي‌تواند تأثيرات سودمندي بر اختلالات متعدد فيزيولوژيک روان نژندانه و هيجاني که ساختارهاي قشري و خودمختاري را درگير مي سازند (روشن، يعقوبي، 1381).

2-1-6-6-2- نظريه‌هاي دو وجهي
در اين نظريه رفتار انسان را به ذهن و بدن بصورت شناختي، جسماني تمايز قايل شده است. در اين ديدگاه آرامش را در حالت متضاد آن يعني اضطراب که هم داراي مولفه‌هاي شناختي و هم جسمي است مورد بحث قرار مي‌دهند و به آرامش شناختي و جسمي معتقدند. در اين ديدگاه آرامش جسمي‌شامل فرآيندهاي عضلاني، احشايي، يا عصبي است و آرامش شناختي شامل تجربه ذهني و آرامش است. مطابق اين ديدگاه روش آموزش آرامش نيز دو طبقه جسمي و شناختي تقسيم مي‌شوند. منوط به اين که کداميک از رفتارهاي مراجع به حوزه ديگر غالب است. بنابراين آرامش تدريجي به عنوان يک روش جسمي طبقه بندي مي‌شود در حالي که مراقبه در رديف روش‌هاي شناختي قرار دارد (روشن، يعقوبي، 1381).

2-1-6-6-3- نظريه‌هاي چند وجهي
در اين نظريه اعتقاد براين است که عوامل آرامش 3 دسته يا بيشتر مي‌باشند.
اين نظريه علاوه بر نظريه دو بعدي وجه سوم، رفتاري تحت عنوان” توجّه” که به محدويت و تمرکز بر آگاهي، اشاره دارد اين نظام عبارت اند از رفتار، گزارش کلامي، سيستم شناختي، عاطفي و فعاليت فيزيولوژيک را شامل مي‌شود. و در حوزه رفتاري تحت عنوان حرکتي، کلامي يا بياني، احشايي، مشاهده‌اي يا تمايز گذاري محرک‌ها را مطرح مي سازد (روشن، يعقوبي، 1381).
کاربرد شناخت درماني در ايران بيش از پيش شروع به رشد کرده و برنامه‌اي جديد آموزشي به ويژه در خصوص روانشناسي باليني در حد بالايي مدنظر قرارگرفته مي‌شود اين امر منعکس کننده يک پذيرش و تائيد همگاني بر دانش‌هاي تخصصي است و همچنين در ميان جمع طرفداران مشروعيت روانشناسي به عنوان يک عامل کارساز براي شناخت و درمان امراض رواني تلقي مي‌گردد.
پارسايي (1378)، در پژوهشي از بيماران سرطاني در بيمارستان شهيد قاضي طباطبايي تبريز به بررسي تأثير آرام سازي پيشرونده عضلاني در وضعيت تهوع و استفراغ و اضطراب ناشي از شيمي‌درماني پرداخت. حدود 20 نفر از بيماران سرطاني را به طور تصادفي به دو گروه آزمايشي 10 نفر و گروه کنترل 10 نفر تقسيم نمود و به گروه آموزشهاي آرام سازي پيشرونده عضلاني ارائه نمود. نتايج نشان داد که آموزش آرامش عضلاني سبب کاهش اضطراب آشکار گرديد ولي بر اضطراب پنهان و استفراغ ناشي از شيمي‌درماني مؤثر نبود.
آموزش جرات ورزي باعث افزايش جرات ورزي و مهارت‌هاي اجتماعي و کاهش اضطراب اجتماعي شد (رحيمي، 1387).
سعيدي (1383) در پژوهشي با هدف اثر بخشي دو روش درماني بازسازي شناختي و آرام سازي و ترکيب اين دو روش در کاهش علايم اضطراب، افسردگي و نگرشهاي ناکارآمد بيماران باز تواني قلبي انجام داد. نتايج نشان داد که روش درماني آرامسازي بيشترين تاثير را در کاهش علايم اضطراب و روش درماني بازسازي شناختي بيشترين تاثير را در کاهش علايم افسردگي و ميزان نگرشهاي ناکارآمد بطور معني دار داشته است. استفاده از هر دو روش و باعث معني دار همزمان علايم اضطراب و افسردگي و نگرشهاي ناکارآمد شد.
موسوي (1378) در مطالعه‌اي که اثر بخشي درمانهاي شناختي (RET) و تنش زدايي در درمان درد و اضطراب بيماران مبتلا به درد را مورد مقايسه قرار داد. جهت آزمون فرضيه‌هاي پژوهش طرح تجربي چند گروهي با پيش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل در نظر گرفت. نمونه آماري در اين پژوهش شامل 60 نفر از بيماران مبتلا به درد مزمن بودند که به صورت تصادفي از بين بيماران مبتلا به درد مزمن انتخاب شدند به منظور تشکيل گروهها از آزمودنيها به صورت تصادفي تقسيم شدند 20 نفر در گروه آزمايشي، درمان شناختي و 20 نفر در گروه آزمايشي رويکرد درماني تنش زدايي و 20 نفر ديگر در گروه کنترل جايگزين شدند سپس دو گروه آزمايش در معرض متغيرآزمايشي قرار گرفتند، به اين نحو که گروه اول تحت درمان شناختي به مدت 10 جلسه قرار گرفتند، و گروه دوم نيز 10 جلسه درمان تنش زدايي را دريافت نمودند هر سه گروه در دو مرحله مورد اندازه گيري قرار گرفتند. در اولين مرحله پيش آزمون درد و پيش آزمون اضطراب بر روي آزمودنيها اجرا شد و پس از اعمال متغير آزمايش نيز پس آزمون درد و پس آزمون اضطراب به عمل آمد و پس از انجام پس آزمون، اطلاعات جمع آوري شد. با استفاده از روش تحليل واريانس يک راهه تجزيه و تحليل شد. در اين پژوهش سطح معني داري 1صدم انتخاب گرديد نتايج حاصل از تحليل داده‌ها نشان داد که دو روش درمان شناختي و تنش زدايي در مقايسه با گروه کنترل تاثير معني داري بر کاهش درد و اضطراب بيماران مبتلا به درد مزمن داشت.
داگلاس291 (1980) از 475 بررسي که شامل 2500 بيمار بود درمان منطقي، ميزان تأثير 68/1 و درمان شناختي – رفتاري ميزان تأثير 13/1 را بدست آوردند (پروچسکا، 1381).
ولپ و لانگ292 (1990) نشان دادند که درمان ترکيبي شامل آموزش آرامش سازي شناختي نسبت به درمان تنهايي هر يک از آنها برتري داشته است.
ميکو293 و همکاران، (1991) درمان شناختي و شناختي – رفتاري براي اضطراب گروه ليست انتظار و پلاسيبو همواره مؤثرتر بوده‌اند. متوسط ميزان تأثير درمان شناختي در مورد اختلال اضطراب فراگير 69/1 و در مورد فوبي اجتماعي -/1 بود که در هر دو مورد درمان مؤثر بودند، بهبود حاصل از درمان شناختي در هر دو اختلال فوق، از درمان‌هاي رفتاري مؤثرتر نبود (پروجاسکا و همکاران، 1381).
کرينگ294 و همکاران (2007). در پژوهش خود به بررسي تاثير درمان شناختي – رفتاري در کاهش افسردگي و اضطراب پرداختند نتايج نشان داد که علائم اضطراب و افسردگي در طول درمان کاهش يافت.

2-1-6-7-تعريف مديريت گروهي استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري
برنامه‌ي مديريت استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري که در راهنماي عملي توضيح داده شده است، انواع گوناگون آرميدگي (برنشتاين و برکووک295، 1973)، تصويرسازي و ديگر تکنيک‌هاي کاهش اضطراب را با رويکرد‌هاي شناختي – رفتاري معمول، مانند بازسازي شناختي (بک و امري296، 1979)، آموزش مقابله‌ي موثر (فولکمن297 و ديگران، 1991)، آموزش ابرازگري و مديريت خشم (ايرونسون298 و ديگران، 1989) ترکيب کرده است. اين تکنيک‌ها همگي در يک برنامه‌ي گروهي که شامل 10 مبحث هفتگي است گرد آمده‌اند؛ همچنين در اين برنامه، برخي از استرس زاهاي موقتي زندگي بيماران به منظور کاربرد اين تکنيک‌هاي مديريت استرس مطرح شده است(آنتوني،1388).
2-1-6-7-1- جلسات گروهي و مدت برنامه
برنامه‌ي مديريت استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري به شکل جلسات گروهي منظم (ترجيحا هفتگي) طراحي شده است که با فعاليت‌هاي فردي خارج از جلسه، مثل تمرين آرميدگي و تمرين‌هاي مختلف خودنظارتي، کامل مي‌شود. در ابتدا، جلسات گروهي آرميدگي و مديريت استرس، هر کدام به صورت مجزا در دو جلسه‌ي 60 الي 90 دقيقه‌اي در هر هفته اجرا مي‌شد؛ اما شرکت کنندگان گزارش دادند که ترجيح مي‌دهند هر دو بخش مديريت استرس و آرميدگي را يک بار در هفته به مدت 2 الي 5/2 ساعت، با هم داشته باشند. در حال حاضر، تمام گروه‌هاي مديريت استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري با استفاده از همين چهارچوب (جلسات 2 الي 5/2 ساعته) اداره مي‌شود. به علت زمان طولاني اين جلسات، توصيه مي‌شود که هر جلسه با بخش آموزش آرميدگي آغاز شود (فقط جلسه‌ي اول با بخش مديريت استرس آغاز مي‌شود. ) سپس، به مدت 15 دقيقه و درست قبل از شروع بخش مديريت استرس، زماني براي استراحت شرکت کنندگان در نظر گرفته شود. از آنجايي که برنامه به مدت 10 جلسه برگزار مي‌شود، حائز اهميت است که قبل از اولين جلسه‌ي گروهي، يک زمان و مکان تمرين‌هاي کتاب کار بتواند شرکت کننده را “در يک توالي” نگه دارد، رهبران گروه مي‌بايست هرگونه فعاليت از پيش برنامه ريزي شده‌اي را که ممکن است مانع از حضور شرکت کننده در جلسات خاصي شود، به دقت بررسي کنند (آنتوني، 1388).

2-1-6-7-2- اندازه‌ي گروه
تعداد مطلوب شرکت کننده در گروه مديريت استرس به شيوه‌ي شناختي – رفتاري، 10 تا 15 نفر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان کاهش استرس، اختلالات خواب، بهداشت روان Next Entries پایان نامه با کلید واژگان مقابله با استرس، کاهش اضطراب، آموزش مهارت