پایان نامه با کلید واژگان گروههای اجتماعی، مشارکت سیاسی، منزلت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

از فرایند برنامه ریزی مشارمتی با شرایط مختلف و گروهای مختلف اجتماعی اقتصادی قابلیت انطباق داشته باشد.(رفیعیان،22ص،131)

2-4-4-ویژگی ها و مراتب مشارکت
اگرچه هر فرایند معین مشارکت فی نفسه موقعیتی محسوب نمیشود،ولی میتوان اذاعان داشت که ایجاد و نهادینه ساختن چنین جریانی ناکامی ها را یه حداقل خواهد رساند. چهار ویژگی اساسی مشارکت به شرح زیر میباشد .
1- مشارکت فینفسه سودمند و موثر است .
2- مشارکت منبع شناخت و اطلاعات درباره شرایط محلی ،نیازها و نگرش هاست و بنابرین ،کارایی تصمیمات را بهبود میبخشد. مشارکت رویکردی فراگیر و گثرتگراست که از طریق آن نیاز های پایهای انسان برآورده میشوند.
3- مشارکت وسیله دفاع از منافع گروهای مردم و افراد و همچنین ابزاری برای تامین نیاز های آنها در سطوح مختلف است که اغلب در جریان تصمیمگیری نادیده انگاشته میشود یا به دلیل سلطه سازمان های متولی و نهادهای بزرگ دولتی عموما به شکل تشریفاتی اتفاق میافتد(اجلالی،1391،ص،23)
2-4-5-ديدگاه هاي نظري درباره مشاركت:
مشاركت از سه ديدگاه قابل بررسي است؛ نگرش فرد به مسئله مشاركت، نگرش گروه و نگرش كلان نگر يا كلي ( اجتماعي)
1) از ديدگاه فرد: بدين معني كه مشاركت كننده چه چيزي را براي مشاركت در عمل ارائه مي كند و شخصيت رفتار، احساسات و تجربيات او چه تاثيري در روند مشاركت دارد.
2) از ديدگاه گروه: اثر متغيرهاي ساختي بر عكس العمل گروه مشاركت كننده يا گروهي كه فرد مشاركت كننده متعلق به آنهاست، مورد توجه قرار مي گيرد.
3) از ديدگاه اجتماعي: در اين ديدگاه به مشاركت اقشار، سازمان ها و نهادهاي اجتماعي پرداخته شده و نقش سازمان ها و نهادهاي اجتماعي در كليت ساختار و جامعه مورد بررسي قرار مي گيرد.
2-4-6-مصاديق مختلف مشاركت:
الف – مشاركت در زمينه سياسي به صورت شركت در انتخابات .
ب – مشاركت در زمينه اقتصادي به صورت فعاليت در بازار و افزايش درآمد
ج – مشاركت در زمينه اجتماعي به صورت استفاده از رسانه ها .
د – مشاركت در زمينه رواني به صورت همدلي و تحرك رواني جلوه مي كند.
2-4-7-عناصر ( اركان ) اساسي مشاركت:
بر طبق گزارش تحقيق مؤسسه تحقيقات اجتماعي سازمان ملل ، مشاركت در بردارنده سه عنصر اصلي است:
1- سهيم شدن در قدرت
2- كوشش هاي سنجيده گروه هاي اجتماعي براي در دست گرفتن سرنوشت و بهبود اوضاع زندگي
3- ايجاد فرصت هايي براي گروه هاي فرودست
2-4-8-موانع مشاركت:
مشاركت به عنوان فرآيند قدرت گرفتن نوعي گذر از حكومت هاي سنتي است . لذا هم با دشواري هايي روبرود است و هم تصور اين كه دولت ها و سازمان هاي تثبيت شده محلي، بخشي از قدرت و اختياراتشان را به ديگران واگذار كنند، كمي مشكل به نظر مي رسد . مشاركت به عنوان روند كسب قدرت ناگزير ساختارهاي بوروكراتيك موجود را به مبارزه مي طلبد، بنابراين طبيعي است اگر اين ساختارها به يكي از اصلي ترين موانع بر سر راه مشاركت ( سياسي ) تبديل شوند.
در كشورهاي جهان سوم، دو مانع بزرك در سر راه مشاركت مردم با حكومت‌ها وجود دارد:
نخست شكاف بسيار عميقي كه ميان نخبگان و توده مردم وجود دارد به نحوي كه در پاره اي از اين جوامع بيش از 90 درصد از جمعيت به كلي فاقد هرگونه آگاهي و حتي تصوري از شيوه زندگي 1 تا 2 درصد هموطنان خود است . اين امر ناشي از ساخت اين جوامع است .
دوم،‌ وابستگي سياسي و اقتصادي اين جوامع به جهان استعمارگر است كه منشأ اين اعتقاد عمومي است كه تصميم هاي اساسي در خارج گرفته مي شود وآنچه به صورت فراگرد مشورت تجلي مي كند در واقع چيزي جز فراگرد تصميم‌گيري نيست . در اين جوامع قسمت عمده اي از جمعيت به لحاظ شرايط فرهنگي و اجتماعي خاص خويش كه فاقد پژوهش و آگاه اند؛ قادر به مشاركت فعال در ساختمان جامعه نيستند؛ هدف ها برايشان دور و وسايل رسيدن به آن چنان غيرملموس است كه هيچ انگيزه اي ميل به مشاركت را در آنها ايجاد نمي‌كند. آگاه ساختن مردم بر اساس مشاركت آنها در يك كار دسته جمعي ، آگاه نمودن براي ايجاد انگيزه ، آگاه نمودن براي درك عمل، آگاه نمودن به منظور احترام و اعتنا به شخصيت افراد و ايجاد مسؤوليت در آنها است . (ميرموسوي،.1375ص،44)
در ديدگاه روانشناختي مشاركت، بر عوامل رواني و دروني تاكيد مي شود. از اين ديدگاه، متغيرهاي دروني همان تفاوت ها در ظرفيت هايي است كه سبب مي شوند افراد از حيث آمادگي براي عكس العمل هاي گوناگون در برابر محرك هاي اجتماعي و يا ترغيب مشاركت در مسائل اجتماعي متفاوت باشند. انديشمنداني كه در بررسي عوامل مرتبط با فعاليت هاي مشاركتي افراد، عوامل دروني را ذكر كرده اند، ساخت انگيزشي را تعيين كننده رفتار اجتماعي آنها دانسته اند. در ديدگاه روانشناختي مشاركت بر عوامل انگيزه و ويژگيهاي شخصيتي به عنوان عوامل تعيين كننده نگرش هاي فردي در مبادرت به فعاليتهاي اجتماعي تأكيد مي شود. از اين نظر در بررسي فعاليت هاي مشاركتي افراد بايد به ميزان احساس تعلق او به جامعه ، اعتماد به نفس، خلاقيت، استعدادهاي فردي و نيز انگيزه پيشرفت، انگيزه شايستگي، و انگيزه كار توجه داشت.
در ديدگاه جامعه شناختي مشاركت، بر فرايندهاي اجتماعي ـ اقتصادي، نهادهاي خانوادگي و نظام تعليم وتربيت تاكيد مي شود. از اين ديدگاه، فراگردهاي اجتماعي و بيروني تعيين كننده ميزان مشاركت افراد هستند. صاحب نظران اين ديدگاه، فرايندهاي ساختاري و اجتماعي نظير شهرنشيني، گسترش وسايل ارتباط جمعي، ساخت قدرت، پويايي گروهي، سطح آموزش و منزلت اجتماعي را بر مشاركت مؤثر دانسته‎اند. به زعم آنان، حركت هاي ساختاري اجتماعي، اقتصادي، نگرش هاي مثبت و منفي مشاركتي افراد را شكل مي‎دهند. اين نيروها از مجراي ساخت خانوادگي و عوامل تربيت اجتماعي بر كنش كنشگران اجتماعي تأثير مي گذارند(محسنی،1373،ص،22)
2-4-9-ويژگي هاي مشاركت:
1- مشاركت مشروط به برابري انسان ها و منوط به آزادي آنهاست . در يك نظام مشاركتي فرض بر اين است كه مردم بايد فرصت مناسب براي تأثيرگذاري بر سياست ها و به دست آوردن مشاغل عمومي را داشته باشند و دولت نيز بايد امكان رقابت را بر اساس شايستگي افراد مهيا كند.
2-مشاركت حق مردم است و بيش از هر چيز نيازمند اقدام آگاهانه آنهاست . مشاركت امري تحميلي يا دعوتي نيست بلكه نوعي توان بخشي به گروه هاي ضعيف توأم با مشكلات خود نقش داشته باشند، چنين مشكلاتي نه فرمايشي است و نه وضع كردني بلكه بايد آن را به دست آورد، يعني امتيازي نيست كه حكومت به اتباع خويش مي دهد. بلكه حقي است كه بايد از آن استفاده كند.
3- مشاركت يك فرآيند است با محصول ثابت و نهايي توسعه.
4-مشاركت فعاليتي كمي و كيفي و داراي درجاتي است . لذا گسترده و ژرفاي آن متغير و در عين حال مهم مي باشد، وسعت مشاركت بدون عمق كافي آن را سطحي و آسيب پذير مي گرداند و عمق بدون وسعت مشاركت نمي شود.
5-مشاركت داراي پيامدهاي دو سويه است و چنانچه بنا باشد مؤثر واقع گردد، مستلزم تغييراتي بنياني در انديشه و عمل است كه بايد از درون جامعه بجوشد و در قالب هاي پايدار و مقبول جامعه و دولت تبلور يابد . ايده هاي مربوط به مشاركت يك نقطه مشترك دارد و آن اهميت دادن به نقش و نظر مردم در تصميم گيريهاي سياسي و دسترسي آنان به منافع قدرت است)طوسی،1370،ص،33)

2-4-10-انواع مشارکت
1-مشارکت طبیعی:این نوع مشارکت در گروههای اجتماعی طبیعی موجود است .منشاء وبا خاستگاه این نوع مشارکت در سنتهای اجتماعی است.عضویت افراد در آن غیر ارادی و طبیعی است .و کارکرد آن تقویت عادت ،سنت ها و گروههای اجتماعی است.این نوع مشارکت در گروه خانوادگی ،گروه خویشاومندی ،گروه هم بازی ….. وجود دارد و اینکه این نوع مشارکت در جوامع سنتی قوی است.
2-مشارکت ارادی:مشارکت ارادی فرآیندی است که از طریق مشارکت کنندگان و بدون نفوذ و با دخالت عوامل دیگر پدید آمده و سازمان مییابد.شرکت فرد در این گروه اردادی و داوطلبانه است و کارکرد آن میتواند ارضای نیاز های تازه ،آفرینش رفتار های جدید ،تطییق و سازگاری با تغییرات اجتماعی و تداوم دگرگونی ها و مبارزه علیه آنها و غیره میباشد.نمونه این گونه مشارکت ها میتواند در احزاب سیاسی،تعاونیها،مشاهده شود.
3-مشارکت خود به خودی:ویژگی این نوع از مشارکت تا حدودی شبیه خصوصیات مشارکت اردای بوده ،ولی تفاوت هایی نیز دارند.این نوع مشارکت سیال و زود گذر است.سازمان مشخص و آشکاری ندارند.غالبا دارای کارکد پنهان هستند و برای ارضای نیاز های روانی مشارکت گنندگان صورت میگیرد.این گروهها معمولا کوچک هستند مثل گروههای همسایگی یا گروه دوستان ،داری ساخت معینی نیستند وبسیار انعطاف پذیرند،مشارکت در انها اردای ،ضمنی و بعضا ناخوداگاه است.فاقد جنبه تخصصی هستند اگرچه ممکن است مشارکت بعضا وسیله ارضای نیاز ها باشد،ولی غالباخود مشارکت هدف است،مثل قدم زدن با دوست در پارک و با گفتگوی ساکنان یک واحد مسکونی وبا همسایگان نزدیک.این نوع مشارکت را میتوان جیزی بین مشارکت طبیعی و ارادی دانست،که در جامعه در حال گذار از اهمییت ویژه برخوردارند.
4-مشارکت برانگیخته: این نوع مشارکت در کشورهای در حال توسعه و در مبحث مشارکت مردم در توسعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است.تفاوت عمده این نوع مشارکت با دیگر انواع آن است که عاملی بیرون از افراد جامعه موجب و باعث مشارکت میشود،لذل در پدید آوردن مشارکت از شیوه جذب بهره گرفته و روی انگیزشهای متفاوت و مختلف افراد تکیه میکنند.کارکرد اساسی این نوع مشارکت،انجام تغیرات احتمالی از طریق اشاعه رفتار ها و شیوه های است که توسط متولیان توسعه تعیین میگردد این مشارکت در شکل گروههای کار برای انجام پروزههای ترویجی،عمرانی و توسعه ای صورت میگیرد.
5-مشارکت تحمیلی:در این نوع مشارکت موضوع جبر و اضطرار مطرح است و فرد خود را ناگریز از مشارکت میداندو در قبول عضویت در سازمان مشارکت وپویا کناره گیری از آن حق انتخاب ندارد.نمونه این نوع مشارکت را در نظام فیودالی اروپا ویا نظام بزرگ مالکی و ارباب رعیتی ایران میتوان به وضوح و فور یافت.
مثل انجام بیگاری در زمیینه های مختلف .در نظام بهره برداری سوسیالیستی ،مشارکت تحمیلی و یا اضطراری روستاییان در کلخوزها،کمونها ،کیبوتصها متداول است.عضویت شرکتهای سهامی زراعی در ایران ،لاقل برای آن دسته از رارعان ناراضی،نوع مشارکت تحمیلی به حساب میاید(طالب 1371 ،ص،44)

2-4-11-نظریههای رایج در زمینه مشارکت
نظریه داویت دین
داویت دین از جمله پزوهشگرانی است که موضوع مشارکت سیاسی را مورد توجه قرار داده است.وی با استفاده از سه مفهوم بیقدرتی ،بیهنجاری و انزوای اجتماعی ،تلاش میکند رفتار رای دهندگان را تحلیل کند.وی در پزوهش خود نشان میدهد که بین این سه مفهوم سیاسی رابطه وجود دارد لیکن با کنترل متغییر پایگاه اجتماعی این رابطه پایدار نمیماند (علوی تبار،4ص،1379)

-نظریه ها نتیگتون ونلسون
به اعتقادهانتیگتون ونلسون مشارکت سیاسی واجتماعی تابعی ازفرایندتوسعه اجتماعی واقتصادی است.این فرآیند از دو طریق بر مشارکت اثر میگذارد.نخست از طریق تحرک اجتماعی است که طریق کسب منزلت های اجتماعی بالتر ،احساس توانایی را در فرد افزایش میدهد و نگرش او را در تاثیر نهادن بر تصمیم گیری ها مساعد میسازد.این نگرش ها،زمینه مشارکت درسیاست وفعالیت های اجتماعی راتقویت می کند.دراین حالت،منزلت اجتماعی ازطریق اثری که براحساس توانایی ویا نگرش بی قدرتی می گذاردبرمشارکت موثرمی افتد.دراین میان متغیرسواد بیش ازسایرمتغییرهای منزلتی برمشارکت اثردارد.
افزایش مشارکت اجتماعی وسیاسی احساس توانایی منزلت اجتماعی بالاتر

1-نظریه هومنز
این نظریه به مفهوم پاداش وتنبیه توجه دارد.دراین نظریه آنچه موجب بروز یک رفتارمی شودوپایداری آنراسبب می گردد،پاداش حاصل ازآن است.مفروض اصلی این دیدگاه آن است که انسان ها ،رفتارهایی را ازخودابرازمی کنندکه نتایج پاداش دهنده ای برای آنهاداشته باشد.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان مدیریت شهری، توسعه پایدار، مشارکت مردم Next Entries پایان نامه با کلید واژگان جامعه مدنی، حقوق شهروندی، حقوق شهری