پایان نامه با کلید واژگان پردازش اطلاعات، انتقال اطلاعات، عرضه و تقاضا

دانلود پایان نامه ارشد

و فضل الهی، 1386). به طور خلاصه مفاهيم لجستيک در اثر تغييرات زمان تغيير نموده، به طوري که با تغييرات زمان گرايش و تمرکز صنايع نيز در لجستيک شکل تازه اي به خود گرفت. در جدول 2-1- بعضي از گرايشات مهم نشان داده شده است (فراهانی، 1382):
دوره
نوع محیط
تمرکز صنعت
تمرکز لجستیک
دهه 50
حجم تولید
هزینه ها
موجودی
دهه 60
فروش / بازاریابی
خدمت
توزیع
دهه 70
آرایش سرمایه
سود آوری
تولید
دهه 80
رقابت
کیفیت
خرید، تولید / فروش
دهه 90
جهانی شدن و شراکت
زمان
فرایند تجاری

جدول 2-1-گرایشات مهم لجستیک در طول زمان
در چهارچوب تعاريفي که براي لجستيک اشاره شد، جريان مواد به قسمت هاي تأمین، توليد و توزيع تقسيم مي شوند و فعاليت هاي لجستيک شامل موجودی ها، حمل و نقل و هماهنگي کلي بر جريان مواد در شرکت است. در حال حاضر جريان مواد توسط سازمان هاي گوناگون، وظايف و سيستم هاي اطلاعاتي صورت مي گيرد. شکل 2-3- بعد چهارچوب قديمي لجستيک و لجستيک يکپارچه را نشان مي دهد.
در چهارچوب جديد لجستيک، تمرکز روي عملکرد کلي است تا عملکرد تک تک اجزا و جريان مواد به صورت يک موجوديت بررسي مي شود. يکپارچه سازي به صورت يک مفهوم مهم در چهارچوب جديد است. در چهارچوب جديد لجستيک حيطه ي يکپارچه سازي تنها به جريان مواد و اطلاعات ختم نمي شود. بلکه لازم است تا مديريت مالي، منابع انساني و علاوه بر اين سيکل عمر کل لجستيک مورد بررسي قرار گيرد.
در چهارچوب لجستيک جديد، مديريت مفروضات سازماني براي جريان مواد مهم تر از بهينه کردن جريان مواد براي رسيدن به مفروضات سازماني است. در چهارچوب لجستيک جديد، يکپارچه سازي فرآيندها، وظايف، سازمان ها، روش ها (قواعد) و سيستم ها ضروري است.

مشتری سازنده تأمین‌کننده
چهارچوب قدیمی لجستیک

مشتری سازنده تأمین‌کننده
چهارچوب لجستیک یکپارچه

شکل 2-3- تفاوت چارچوب لجستیک یکپارچه و قدیمی
2-1-3- ارتباط میان لجستيک و زنجیره‌ی تأمین
ريشه ي اصلي ايجاد مديريت زنجیره‌ی تأمین به ساليان گذشته بر مي گردد. مديريت امور لجستيکي از ابتداي ايجاد سازمان ها وجود داشته ولي اين مديريت عمدتاً بر روي قسمت هاي گوناگون زنجیره‌ی تأمین يعني خريد، توليد، توزيع و غيره به صورت جداگانه و مستقل انجام مي شده است. در طول زمان به دليل ارتباط اين امور با يکديگر تدریجاً حرکت هايي در جهت يکپارچه نمودن اين زنجيره و مديريت آن صورت پذيرفته است. در دهه ي 70 ميلادي بحث مديريت مواد بسيار متداول شد، در اين ارتباط نيز عمليات هاي برنامه ريزي توليد، برنامه ريزي مواد و برنامه ريزي کار در کارگاه ادغام شد. هدف از اين ادغام معلول سه علت اصلي بوده است (مرس سامر، 1387):
1- بهبود شرايط تحويل کالا به مشتري
2- بهبود سطح موجودي کالا
3- بهبود هزينه هاي توليد
به دنبال اين گونه اقدامات در دهه ي 80 ميلادي، مفاهيم ترکيبي لجستيکي گسترش يافت. در اين دوره عمليات ديگري نظير مديريت حمل و نقل و توزيع به مديريت مواد اضافه شد. هدف از اين حرکت عمدتاً اين بود که شرکت هاي بزرگ با کثرت مراکز توليد و توزيع بتوانند عملکرد خود را در مجموعه عمليات شرکت بهبود بخشند. از دهه ي 90 ميلادي تدریجاً مديريت زنجیره‌ی تأمین به عنوان حالت تکميل شده ي مديريت لجستيکي مطرح شد که در آن مديريت جريان مواد و اطلاعات به منظور بالا بردن درجه ي پاسخ گويي به مشتريان از اهميت خاص برخوردار گرديد. در اين نظام، کاهش هزينه هاي کل مجموعه نيز از اهميت خاصي برخوردار است. در زمينه ي مديريت زنجیره‌ی تأمین محققين نظرات و ديدگاه هاي گوناگونی دارند. بعضي ها توجه بيشتري روي مديريت مواد مبذول می دارند، در حالي که بعضي ديگر به مديريت اطلاعات اهميت بيشتري مي دهند و گروه سومي نيز بر روي مديريت لجستيک و حمل و نقل تأکید دارند. ولي جداي از اين که توجه اوليه در چه زمينه اي باشد، همگي در يک موضوع اصلي هم عقيده هستند و آن هم اين است که مديريت زنجیره‌ی تأمین شامل فعاليت هايي است که در گذشته به طور جداگانه مورد توجه مديريت قرار گرفته است و اکنون سعي مي شود به صورت يکپارچه انجام شوند. فعاليت هاي مطرحي نظير بازاريابي، مهندسي، توليد، خريد، توزيع که در گذشته هر يک مديريت مستقلي را طلب مي کردند، اينک به صورت يکپارچه مورد توجه قرار گرفته اند.
2-1-4- فرآيند هاي اصلي مديريت زنجیره‌ی تأمین
مديريت زنجیره‌ی تأمین داراي سه فرآيند اصلي است (میان آبادی، 1389):
2-1-4-1- مديريت اطلاعات:
اهميت اطلاعات و سيستم هاي اطلاعاتي در دنياي امروزه بر کسي پوشيده نيست، همچنین واضح است که اگر اطلاعات در زمان مناسب و مکان مناسب به طور صحيح و کامل در اختيار مديريت مربوطه قرار نگيرد، زيان هاي فراواني بر جاي خواهد گذاشت و قطعاً بر روي موارد ديگر نيز اثر منفي خواهد گذاشت. زنجیره‌ی تأمین براي خود يک سيستم است و اگر نتواند اطلاعات مورد نياز خويش را در شرايط مناسب دريافت کند، احتمال نابودي آن وجود دارد؛ اما آنچه که باعث تکميل نقش اطلاعات مي شود وجود سيستم هاي اطلاعاتي مناسب است و اگر ضعفي در اين سيستم ها باشد، يا منجر به کاهش توان و کارايي زنجيره شده و يا زنجیره‌ی تأمین را به نابودي مي کشاند.
اما همان طور که عنوان شد کيفيت و صحت اطلاعات از مشخصه هاي مهم اطلاعات محسوب مي شود. فرض کنيد که اطلاعات در شرايط و زمان مناسب و در محل مورد نظر برسد ولي صحت کافي نداشته باشد، مسلماً هيچ پايه و اساس محکمي در اختيار مديريت جهت تصميم گيري ها قرار نخواهد داد. نکته ي مهم ديگر سرعت مناسب در انتقال و جابه جايي اطلاعات است، مشخصه يا عاملي که قرار گرفتن اطلاعات در زمان و مکان مناسب را پشتيباني مي کند.
در مديريت زنجیره‌ی تأمین گرايش اصلي به سمت مشتري است (اصطلاحاً مشتري گرا است) و با افزايش ارتباط مناسب با تأمین کنندگان سعي در رسيدن به اين خواسته دارد. در نتیجه يکي از علل يکپارچه سازي و اهميت آن، توان پاسخ گويي به تغييرات پيش بيني شده براي جلب رضايت مشتري است. سرعت انتقال اطلاعات در زنجیره‌ی تأمین در جلوگيري از ضرر هاي احتمالي که موسسه مزبور و يا واحد هاي پايين دستي بايستي تاوان آن را پرداخت کنند مؤثر است. به عبارت ديگر انتقال اطلاعات به عنوان يکي از مشخصه هاي استراتژيک سيستم هاي اطلاعاتي حاکم در هر زنجیره‌ی تأمین محسوب مي شود.
پيشرفت هاي تکنولوژي، تأثیر بسزايي در افزايش سرعت، دقت، کيفيت (صحت) و ساير مشخصه هاي سيستم هاي اطلاعاتي گذاشته است و به احتمال قوي بسياري از فرآيند هايي که در حال حاضر در زنجیره‌ی تأمین وجود دارد، به طور کلي تغيير ماهيت داده و دگرگون مي شوند. مثال بارز آن حذف فرآيند خريد به صورت صدور درخواست خريد، صدور سفارش خريد، استعلام و صورت حساب فرم هاي دريافت و… است.
به طور کلي در زنجیره‌ی تأمین، مديريت اطلاعات در بخش هاي گوناگونی تأثیر گذار خواهد بود که برخي از آن ها عبارتند از (ابراهیمی و همکاران، 1388):
• مديريت لجستيک (انتقال، جابه جايي، پردازش و دسترسي به اطلاعات لجستيکي براي يکپارچه سازي فرآيند هاي حمل و نقل، سفارش دهي و ساخت، تغييرات سفارش، زمان بندي توليد، برنامه هاي لجستيکي و عملياتي انبارداري)
• تبادل و پردازش داده ها ميان شرکا (مانند تبادل و پردازش اطلاعات فني، سفارشات و…)
• جمع آوري و پردازش اطلاعات براي تحليل فرآيند منبع يابي و ارزيابي، انتخاب و توسعه تأمین کنندگان
• جمع آوري و پردازش اطلاعات عرضه و تقاضا و…براي پيش بيني روند بازار و شرايط آينده عرضه و تقاضا
• ايجاد و بهبود روابط بين شرکا
همانگونه که پيداست، مديريت اطلاعات و مجموعه سيستم هاي اطلاعاتي زنجیره‌ی تأمین مي تواند بر روي بسياري از تصميم گيري هاي داخلي بخش هاي گوناگون زنجیره‌ی تأمین مؤثر باشد که اين موضوع حاکي از اهميت بالاي اين مؤلفه در مديريت زنجیره‌ی تأمین است.
2-1-4-2- مديريت موجودي: موجودي از اجزاي لاينفک هر زنجیره‌ی تأمین محسوب مي شود. گاهي اوقات موجودي به صورت کالاي فيزيکي و محصول نمايان است و گاهي به صورت اطلاعات و خدمات مشاوره اي است. به هر حال آنچه که باعث حرکت رو به جلوي موجودي در زنجیره‌ی تأمین مي گردد تقاضاي مشتريان است. کاملا مشخص است که جريان اطلاعات (تقاضاي مشتري) به صورت يک جريان رو به عقب به زنجیره‌ی تأمین اثر کرده و باعث به جريان در آمدن موجودي مي گردد. بنابراين واضح است که در هر زنجیره‌ی تأمین، مشتري حلقه ي ما قبل و تأمین‌کننده حلقه ي ما بعد است. همانطور که میدانید زمان به عنوان يکي از پارامتر هاي مهم در زنجیره‌ی تأمین و در بحث تهيه و تأمین موجودي است، چون هر فرآيندي به نوبه ي خود زمان بر است. به عبارتي بنا بر اهميت زمان، هر حلقه در زنجیره‌ی تأمین اجباراً به نگهداري کالا و مواد مبادرت مي کند. نکته ي ديگر اين است که مديريت موجودي تا حد زيادي به پيش بيني تقاضا وابسته است. چون نمي توان به طور دقيق مقدار تقاضاي مشتريان را پيش بيني کرد، اگر مراکز توزيع کالا، انبار ها و… مقدار کافي از موجودي کالاهاي گوناگون در محل خود نداشته باشند، امکان از دست دادن مشتري و احتمال عوارض ناشي از کمبود موجودي وجود دارد. بنابراين زنجیره‌ی تأمین به منظور جلب رضايت مشتري و براي جلوگيري از به وجود آمدن هر گونه هزينه هاي بسيار سنگين و نامشخص، نظير از دست دادن مشتري که باعث از دست رفتن بازار اقتصادي خواهد شد، اقدام به نگهداري موجودي مي کند. نوع محصول از جمله پارامتر هاي مهم در مقدار نگهداري موجودي است؛ و منظور اين است که محصول در چه رده اي از مصرف کنندگان قرار مي گيرد:
محصول انحصاري است يا خير؟
محصول رقابتي است يا خير؟
محصول صادراتي است يا خير؟
عمر محصول چقدر است؟
و بسياري از پارامتر هاي ديگر که به طور خاص به خود زنجیره‌ی تأمین بر مي گردد، مانند اين که شيوه ي حمل و نقل چگونه است؟ مسافت حمل و نقل چقدر است؟ و يا از چه مکان هايي تهيه مي گردد؟ سابقه ي تأمین کنندگان چگونه است؟ آيا قابليت پاسخ گويي به نياز هاي غير مترقبه را دارند؟ قيمت محصول و هزينه ي هر واحد نگهداري و بسياري از پارامتر هاي ديگر که مجموعاً مقدار موجودی‌ای که بايد نگهداري شود را مشخص مي کنند.
نگهداري کالا قطعاً فوايدي در پي خواهد داشت. علاوه بر این که نگهداري موجودي توان پاسخ گويي به نياز هاي متفاوت را افزايش مي دهد، فوايد ديگر آن جدا سازي مراحل گوناگون واحد هاي داخل زنجيره از ديد عملکرد وابستگي است؛ اما علي رغم فوايد بارزي که نگهداري موجودي دارد، داراي مضراتي نيز است؛ که اگر به نحو مناسبي مورد بررسي و تحليل قرار نگيرد، منجر به نابودي زنجيره خواهد شد.
نگهداري موجودي چيزي جز متحمل شدن هزينه نيست. در حقيقت پذيرفتن اين هزينه ها براي جلوگيري از يک ضرر بزرگ تر، يعني از دست دادن مشتري و سود دهي شرکت است. در دهه ي 80 ميلادي که به دهه ي حمله به موجودي ها نيز معروف است، به موجودي مانند يکي از منفورترین اجزاي سيستم می نگریستند، چيزي که در نهايت منجر به پيدايش بحث جديدي با عنوان موجودي صفر يا Just In Time گرديد. اين رويکرد در ابتدا به وسيله ي ژاپني ها به صورت عملي به مرحله ي اجرا در آمد و بسيار موفقيت آميز بود. البته بعدها و بر اساس مطالعاتي که بر روی اين روش و هم چنين مردم ژاپن و فرهنگ آن ها صورت گرفت، نتيجه گيري شد که بعد فرهنگي اين رويکرد بسيار مهم است. به عبارت ديگر براي اين که اين رويکرد بتواند به موفقيت ها و اهدافي که براي آن ترسيم شده است، دست يابد، به زير بنايي محکم از نظر فرهنگ و ساختار سازماني نياز دارد، به طوري که اين رويکرد بتواند در اجراي سياست ها و استراتژي ها موفق گردد.
با توجه به اینکه نگهداري موجودي امري مهم و ضروري است، بايستي مديريتی مناسب بر آن اعمال شود. در اين جاست که جايگاه مديريت موجودي تبيين مي شود. مديريت موجودي به معناي برنامه ريزي، سازماندهي، تربيت و جذب نيروي انساني متخصص، هدايت و کنترل امور مربوط به نگهداري کالا در کل زنجیره‌ی تأمین به منظور دست يابي به رضايت مشتري با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان زنجیره تأمین، مهندسی ارزش، خلیج فارس Next Entries پایان نامه با کلید واژگان اعتماد متقابل، حسابداران